
روزنامه جهان صنعت در ستون «نقد روز» خود با عنوان «اتاق فکر رئیسی و آدرس اشتباه» نوشت: «دولت سیزدهم با ابداع یک واژه غریب برای رسانهها به نام امیدآفرینی میخواهد بخش انتقادی روزنامهها را زیر تیغ ببرد و به مرور و لابد براساس برخی رفتارها و تصمیمها آنها را در شرایط نامساعد قرار دهد.»
دیدارنیوز: رییس دولت در هر سرزمین و جامعهای با هر گرایش سیاسی- ایدئولوژیکی حق دارد همکارانش را در دولت و نهاد ریاستجمهوری برگزیند و شماری از نیروهای مورد اعتمادش را برای اتاقهای فکر خود برای موضوعهای مختلف انتخاب کند. سید ابراهیم رییسی نیز از این قاعده مستثنا نیست و میتواند عین رفتارهای در بالا گفتهشده را انجام دهد که انجام نیز داده است.
رییس دولت سیزدهم لابد با استفاده از اعضای دولت و نیز اعضای اتاقهای فکر احتمالی خود در برخورد با رخدادها کمک میگیرد تا با توجه به مخاطبان خواستهای خود را ارائه کند. با همین راهبرد بوده که لابد رییس دولت سیزدهم در جمع گروهی از مدیران رسانههای ایران به مناسبت ماه رمضان دیدار کرد و خواستهای خود را با آنها در میان گذاشت.
نکته کلیدی که رییسی با مدیران و گردانندگان رسانههای حاضر و غایب در میان گذاشت این بود که رسانههای منتقد دولت باید تصمیمهای مثبت دولت را نیز به همراه نقاط ضعف دولت بازتاب دهند. به دنبال همین موضوع بود که رییس دولت تصریح کرد رسانههای ایران را به دو دسته عمده «رسانههای امیدآفرین» و رسانههایی که به امیدآفرینی توجه ندارند تقسیم میکند. اگر اتاق فکر رسانهای یا سیاسی رییس دولت را به مثابه کد یا رمز عملیات درباره رسانههای منتقد و رسانههای امیدآفرین و تعریفکن دولت در نظر بگیریم لابد باید منتظر باشیم براساس این کد رفتارهای تازهای را درباره رسانهها شاهد باشیم.
واقعیت این است که جداسازی براساس یک متغیر تعریفنشده مثل «امیدآفرینی» از سوی رییسجمهوری یا اتاق فکر او یک رفتار و خواست عجیب است. رسانههای ایران همانند هر رسانه دیگری در دنیای آزاد باور دارند اگر دولت مطابق با وعدهها و وظایف خود تصمیمهایی گرفته، انجام وظیفه بر اساس اختیارات است و جای تمجید و تحسین ندارد. اگر امیدآفرینی بر پایه انجام وظایف دولت باشد کار پیش نمیرود و بزرگترین آسیب به دولت وارد میشود که خود را در عرش میبیند. رسانهها وظیفه دارند در جایی که کاستی و نارسایی به دلیل بیتوجهی دولت یا ناکارآمدی است را برجسته کنند و به دولت یادآور شوند.
دولت سیزدهم با ابداع یک واژه غریب برای رسانهها به نام امیدآفرینی میخواهد بخش انتقادی روزنامهها را زیر تیغ ببرد و به مرور و لابد براساس برخی رفتارها و تصمیمها آنها را در شرایط نامساعد قرار دهد. دولتی که نتوانسته است گره تورم کشنده را باز کند، دولتی که پس از ۳۰ ماه حکمرانی گره تحریمها را باز نکرده است، دولتی که تجارت خارجیاش با کسری بزرگ روبهرو شده، دولتی که به جای تکنرخی کردن ارز آن را ۷ نرخی کرده است، دولتی که وعده ساخت سالانه یک میلیون مسکناش بر زمین مانده، دولتی که در سیاست خارجی نتوانسته تعادل برقرار کند، دولتی که کارگران را عصبانی و بازنشستگان را اندوهگین کرده است، دولتی که ناترازی گاز و برق دارد و به جیرهبندی در سطح کلان دست میزند، دولتی که صادرات را با سیاستهای ارزی زمین زده و رانت و فساد درست کرده است، دولتی که یک جمله درباره فساد چای دبش و مساله عجیب پرونده بابک زنجانی چیزی نمیگوید و… نباید انتظار داشته باشد رسانهها به تمجید رخدادهایی بپردازند که جزو وظایف دولت است.