
علیرضا خوشبخت کارشناس مسائل سیاسی به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت آیتالله هاشمی رفسنجانی با دیدارنیوز گفتوگو کرده است.
دیدارنیوز ـ سرویس سیاسی: علیرضا خوشبخت تحلیلگر مسائل سیاسی ایران در پاسخ به سوالی در مورد تاثیر مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی بر فضای سیاسی کشور به دیدار گفت: «هاشمی احتمالا محوریترین شخصیت در پروژه موسوم به پروژه اعتدال یا همان نرمالیزاسیون بود. مبنای این پروژه تغییر در سیاست خارجی کشور و کاهش تنش با غرب و بهبود وضعیت اقتصادی کشور بود. قرار بود که این اهداف از طریق ائتلاف اصلاحطلبان ونیروهای میانهروی محافظهکاران و پیروزیهای انتخاباتی محقق شود. هاشمی در شکل گرفتن و تداوم این ائتلاف نقش محوری داشت.»
این تحلیگر مسائل سیاسی ادامه داد: «هاشمی علاوه بر مدیریت ارتباط بین اصلاحطلبان و میانهروها دو نقش مهم و محوری در این ائتلاف داشت: نخست این که چشم انداز طولانی مدت سیاسی این ائتلاف در گروی حضور هاشمی بود. این پیشبینی در میان فعالان سیاسی و بدنه اجتماعی این ائتلاف وجود داشت که هاشمی با توجه به سوابقش این امکان را دارد که در یک لحظه سرنوشت ساز آتی در انتخاب شخص اول نظام موثر باشد و از این طریق امکان تداوم و حتی گسترش مشی میانه روی را در جمهوری اسلامی مهیا سازد. بدنه اجتماعی این ائتلاف هم علی رغم انواع انتقاداتش به گذشته هاشمی او را به عنوان سیاستمداری موثر میشناخت و این چشمانداز را میپذیرفت. در سایه این پذیرش بسیاری از عقب نشینیهای مقطعی و مسامحههای ائتلاف در تقابل با محافظه کاران موجه ارزیابی میشد.»
خوشبخت در مورد دومین نقش مهم هاشمی گفت: «کار دیگری که هاشمی انجام میداد کم کردن بار مجادلات سیاسی دولت با جناح تندرو بود. هاشمی به تناوب و با موضع گیریهای مختلف در نوک پیکان تقابل با تندروها قرار میگرفت و این به دولت روحانی این امکان را میداد که اندکی خارج از مجادلات سیاسی بر اهدافش تمرکز کند.»
او ادامه داد: «با مرگ هاشمی هر دوی این کارکردها که در تداوم موفقیت آن ائتلاف نقش محوری داشتند از میان رفت. این نقد بزرگ به سیاستورزی مرحوم هاشمی وارد است که او در طول سه دهه آخر سیاست ورزیاش هیچگاه در خلق یک نهاد سیاسی اثرگذار در خارج از ساختار حاکمیت مشارکت نکرد. حتی وقتی در ۱۰ سال آخر عمر از هسته مرکزی بلوک قدرت رانده شد؛ تنها به عمل در نهادهای حاشیهای حاکمیت ادامه داد. این امر سیاست ورزی او را تا حدود بسیار قائم به شخص کرد و وقتی مرگ از راه رسید، هیچ فرد یا نهادی نمیتوانست حتی بخشی از این کارکردها را انجام دهد. با مرگ او چشم انداز طولانی مدت نرمالیزاسیون و میانهروی از بین رفت. حتی پیروزی انتخاباتی سال ۱۳۹۶ هم به سرعت به یک شکست بزرگ مبدل شد و حتی تا پایان سال دوام نیاورد»
این کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سوال که اگر هاشمی زنده میماند آیا میتوانست پروژه نرمالیزاسیون را نجات دهد گفت: «پاسخ به این سوال بسیار دشوار است. حتی موثرترین سیاستمداران هم در چارچوب نیروهای ساختاری عمل میکنند. ایده محوری هاشمی در ۳۰ سال آخر سیاست ورزیاش این بود که با نوعی مصالحه با غرب امکان یک «زندگی معمولی» را در ایران فراهم کند. او در این مسیر افت و خیز و شکست و پیروزی داشت. وقتی در سال ۹۵ مرگ او از راه رسید، این ایده محوری در ایران موفق بود و خریداران بسیاری داشت. با این حال با به قدرت رسیدن ترامپ اساس این ایده زیر سوال رفت. در آن زمان میانهروها با سختی توانسته بودند، تندروهای داخلی را کنترل کنند، اما راستگرایی فزاینده در غرب بود که در قامت ترامپ از راه رسید و تیر خلاص را شلیک کرد. روشن نیست که اگر هاشمی زنده بود میتوانست ابتکاری در برابر این وضعیت داشته باشد یا خیر؟ آیا میتوانست محتوای پروژه نرمالیزاسیون را تغییر دهد یا استراتژیهای جدیدی به کار بگیرد یا خیر؟ تنها چیزی که روشن است این است که نه حسن روحانی و نه اصلاحطلبان نتوانستند چنین کاری انجام دهند و عملا از پایان سال ۹۶ تا انتخابات سال ۱۴۰۰ تنها نظارهگر مرگ تدریجی و دردناک نرمالیزاسیون بودند.