
در آخرین قسمت از گفتوگوی دیدارنیوز با عمادالدین باقی در مورد جمهوریت، ولایت فقیه، حقوق بشر و قوه قضاییه و چند شعبه خاص آن گفتوگو کردهایم.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در قسمت اول گفتوگو دیدارنیوز با عمادالدین باقی بیشتر به مسائل، رویدادها و اتفاقات جاری کشور پرداختیم و در آغاز برنامه، دلایل و ریشههای فسادهای اقتصادی در ایران و آخرین مورد از آن یعنی فسادِ معروف به "دبش گیت" یا "چای گیت"، از او جویا شدیم. (قسمت اول را اینجا و یوتیوب ببینید)
در قسمت دوم با این نیت که سیر توسعه و تکامل گفتمان نظری آیتالله منتظری را مورد بررسی قرار دهیم، با عمادالدین باقی به گفتوگو نشستیم. البته باقی در باره تغییرات و تحولات فکری خود نیز سخن گفت. (قسمت دوم را اینجا و یوتیوب ببینید)
تیترهای دیگر این گفتوگو:
به بسیاری از قضات شریف باید اقتدا کرد
در آخرین قسمت از گفتوگوی من اسفندیار عبداللهی با عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر و از یاران و همفکران آیتالله منتظری، ادامه بحث قسمت دوم را خواهید دید و همچنین در این قسمت تمرکز و توقف بیشتری بر موضوع حقوق بشر و عملکرد قوه قضاییه داشتیم.
قسمت پایانی گفتوگو با عمادالدین باقی را اینجا و در یوتیوب و آپارات دیدار ببینید
عمادالدین باقی در واکنش به دست نوشتههایی از آیتالله مرتضی مطهری که در آن افرادی از نهضت آزادی و جبهه ملی را به امام معرفی و همچنین نسبت به اینکه آقایان خامنهای و هاشمی رفسنجانی در شورای انقلاب قرار گیرند، اعلام تردید میکند، گفت: «آیتالله خمینی صراحتا فرمودند به قم میروند و در حکومت مسئولیتی را نمیپذیرند. رهبران انقلاب و مدیران انقلاب، تفاوت ساختاری با هم دارند. رهبران نقش تاسیسی دارند و مدیران انقلاب بعد از آن میآیند و نقش اجرایی دارند.»
وی در ادامه همین بحث تاکید کرد: «بر خلاف دیگر انقلابها، آیتالله خمینی خیلی زود وارد پروسه تدوین و تصویب قانون اساسی شد و اعتقاد و اراده ایشان به این مهم که هر چه زودتر نظام جدید را قانونمند کند و آن را به خود مردم واگذارد، بسیار مثبت بود».
این فعال حقوق بشر درباره ولایت فقیه اظهار کرد: «به حدی قد آدمهای حاضر در حاکمیت کوتاه شده که هیچ فردی در تراز ولی فقیه کنونی برای جانشینی وجود ندارد و اگر بخواهند با ضرب و زور و به کمک نیروهای امنیتی یک جانشین برای آیتالله خامنهای بتراشند، باعث انفجار در جامعه خواهد شد».
باقی در این باره که برخی میگویند اگر آیت الله منتظری چند ماه تحمل میکرد، خودش رهبر میشد و میتوانست ایدههای خود را جاری کند، گفت: «آقای منتظری در مصاحبه با خود من گفت که از کجا معلوم بود که من زودتر از امام از دنیا نمیرفتم، در این حالت من برای روز قیامت چه جوابی داشتم؟ خیلیها میتوانند با این منطق که سکوت میکنم و بعد در شرایط بهتری حقیقت را بیان میکنم، خود را راضی یا توجیه کنند. همین امروز هم بسیاری از افراد شناختهشده ناراضی هستند، ولی چیزی نمیگویند و به زمان و کار مهمتری حواله میدهند، آقای منتظری از این جنس، سنخ و صنف نبود.»
وی درباره شرایط امروز و بحث خالص سازی خاطرنشان کرد: «همه را دور ریخته یا حذف کردهاند و یک عده صفر کیلومتر را حاکم بر سرنوشت مردم کردهاند که به خودشان وابسته هستند».
باقی درباره بحث جانشینی سید ابراهیم رئیسی و گمانههایی در این باره عنوان کرد: «بیشتر به شوخی میماند، اما عدهای دوست دارند که این موضوع جدی گرفته شود».
او همچنین درباره محسنی اژهای رئیس قوه قضاییه گفت: «نشان داده که در این سِمت رویکرد بهتری از گذشته دارد، اما نگاه من به این دست مسائل، نتیجه محور است و به سخنرانیها و بیانهها و اقدامات خبری استناد نمیکنم. با این حال اگر دیدار من با غلامحسین محسنی اژهای منجر به نجات چند محکوم به اعدام شود، استقبال میکنم. اگر بدانم در دیدار با بالاترین مقام قضایی کشور چند زندانی سیاسی آزاد میشوند، چرا دیدار نکنم؟»
این دینپژوه درباره نقش ضابطین در صدور احکام سیاسی و متهمین خاص اظهار کرد: «هیچ ستمگری در دنیا نمیگوید ستم خوب است همه ستمگران عالم میگویند ستم بد و عدالت خوب است. با صِرف بیان این واقعیات، چیزی عوض نمیشود، باید دید چه اقدام عملی در این راستا اتفاق میافتد. مرحوم شاهرودی در دوره خودش میگفت ضابطین باید محدود شوند. آقای جعفری دولت آبادی در مراسم معارفه خود گفت ما اجازه نمیدهم ضابطین بر قضات حکومت کنند. آقای رئیسی شبیه به همین را گفته بود، اقای محسنی اژهای چند بار به این موضوع پرداخته است، حتی گفت باید یک آیین نامه تنظیم شود. اما در عمل چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ چند دهه است که فقط میگویند».
وی در مورد اتهام قتل به دکتر قره حسنلو در موضوع مرحوم عجمیان بیان کرد: «خود قاضی او را از قتل تبرئه کرده، آن وقت عدهای اصرار دارند که بگویند او قاتل است و باید اعدام شود. ادلهای که قاتل بودن او را ثابت کند ضعیف و بیپایه است و اگر بر اساس اصل برائت به این پرونده نگاه کنیم، ادله محکمتر است.
در دادگاه انقلاب دو شعبه داریم که افکار عمومی روی آنها حساس است و موضع دارد. جامعه حقوقی کلا معتقدند که این دو شعبه روند و شئونات قضایی را رعایت نمیکنند، اما شاهدیم که بسیاری از پروندههای سیاسی، روزنامهنگاری و مربوط به اعتراضات به این دو شعبه خاص میروند و در مرحله تجدید نظر هم دو شعبه خاص دیگر به آنها رسیدگی میکنند.»
به بسیاری از قضات شریف باید اقتدا کرد
باقی ادامه داد: «در قوه قضاییه قضات شریفی داریم که باید به آنها اقتدا کرد. برخی از آنها از نظر شخصیت و حقوقی در تراز بینالمللی هستند، اما جایگاهی ندارند و در نمونههایی که ذکر کردم دخالت داده نمیشوند. چند شعبه و قاضی خاص، با آبرو و حیثیت یک دستگاه قضایی بازی میکنند. چه کسی، چه عاملی و چه ضرورتی به آنها مصونیت داده است؟ چرا کسی جرات تغییر آنها را ندارد؟ چرا جرات وجود ندارد که برخی پروندههای خاص به شعبههای دیگر بروند، پاشنه آشیل جمهوری اسلامی هم در همین پرسشها است».
امیدوارم آنچه که به مصلحت و مردم وکشور است اتفاق بیفتد