
در هفته ای که گذشت اتفاقات و اخبار متفاوتی در کشور منتشر شد اما بیشک به سمت پایان هفته رخدادی تلخ، کام همه از جمله عوامالملک را زهر کرد.
دیدارنیوز ـ عوامالملک:
جمعه ۸ دی ۱۴۰۲
خبر گرانی سی درصدی اینترنت را شنیدم. گویا مدیران اپراتورها تعهد دادهاند کیفیت خدماتشان را بالا ببرند و تا شش ماه آینده سرعتشان را افزایش دهند و به جایش تعرفه را سی درصد گران کنند. خیلی خوب است. حتما بعد از شش ماه کمتر قطع میشود و برای تماشای یک فیلم کوتاه یک دقیقهای به جای پانزده دقیقه، دوازده دقیقه معطل میشویم. این که اینقدر خلاقیت در خواص وجود دارد که حتی میتوانند سرعت اینترنت را پیشفروش کنند نشاندهنده حرکت سریع ریل پیشرفت است. چرا زوتر گرانش نکردند؟ تازه خوبی گران کردن اینترنت این است که در سبد کالاهایی که قیمتهایشان در تورم موثر است قرار ندارد و هر چقدر هم که اینترنت را گران کنند تورم بالا نمیرود. احمد، بزرگوار مشهدی اعلام کرد که زمزمههای دشمن برای مشارکت پایین در انتخابات به دلیل مشکلات معیشتی شروع شده است اما عوام باید در انتخابات مشارکت فعال داشته باشند. احمد اصلا نباید نگران باشد. در عصر ابراهیم همه مشکلات حل شده و هیچ مشکل معیشتی وجود ندارد که بخواهد باعث کاهش مشارکت شود. فقط منظور احمد از انتخابات را نفهمیدم. مگر قرار است انتخابات برگزار شود؟
شنبه ۹ دی ۱۴۰۲
آقای سردار اعلام کرد که دکتر ابراهیم، دلاری که میخواست ۲۰۰هزار تومان شود و تورمی که قرار بود ۳ رقمی شود را مهار کرد. اینطور دقیق با عدد و رقم خبر نداشتم. فقط میدانستم اگر دکتر ابراهیم نمیآمد بیشتر بدبخت میشدیم اما الان خوشبختانه کمتر بدبخت شدهایم. واقعا دستش درد نکند. احتمالا اگر دکتر ابراهیم نبود قیمت پیشفروش سرعت ۶ ماه بعد اینترنت هم به جای سی درصد، سیصد درصد گران میشد. بخشهایی از سخنرانی دکتر ابراهیم درباره سیاسی بودن دانشجویان را شنیدم. میگفت: "دانشجوی سیاسی کسیست که آمادگی ایفای نقش باشد برای رفع نیازهای جامعه. آماده خطر کردن باشد و بیاید توی میدان. چه میشود؟ خب هر چیزی بشود. یک چیزی میشود." سخنرانی انگیزشی و مثبتاندیشانهای بود. دلم خواست بروم دانشجوی سیاسی بشوم. چون بالاخره یک چیزی میشود. حتی اگر چیزی نشود هم خودش به منزله یک چیزی شدن است.
یکشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۲
غلامعلی از خواص تشخیصدهنده مصلحت اعلام کرد که یکی از وظایف دشمن در فضای مجازی این است که هیچ چیز مثبتی در مملکت دیده نشود و عوام همه را دزد و خائن بدانند و ناامیدی ایجاد شود. از غلامعلی متعجبم. این چه حرفهاییست؟ اصلا به فرض که وظیفه دشمن این باشد. مگر ما در مملکت جز چیزهای مثبت، چیزی داریم؟ به همین خاطر هم دشمن هر چقدر تلاش کند عوام جز چیزهای مثبت نمیتوانند چیزی ببینند. نباید با این حرفها باعث نگرانی خواص شد. مصلحت نیست!
یکی از عوام صحبتهای هفتاد روز پیش عیسی، خواصالدوله امور ارتباطات را برایم فرستاد که گفته بود فعلا برنامهای برای گران کردن اینترنت ندارند. راست گفته بود. هفتاد روز پیش، فعلا برنامهای نداشتند. اما الان بعدا است. نباید القا کنند که عیسی زیر حرفش زده است. اخباری درباره هک شدن اطلاعات یکی از برنامههای بزرگ خرید اینترنتی مواد خوراکی منتشر شد. ظاهرا الان کسانی که هک کردهاند میدانند هر کسی چه چیزی را در کجا با چه قیمتی خورده است و حتی میدانند کد ملی و شماره تماس و آدرس کسی که یک چیزی را با قیمت مشخصی در مکان خاص خورده چیست. البته خوشبختانه شرکت هکشده، خودش بیانیه داد و اعلام کرد مسوولیت کامل اتفاق را میپذیرد. واقعا عوام و مشتریانش را با این میزان از مسئولیتپذیری شرمنده کرد. بالاخره هیچ جای دنیا هیچ شرکتی اینطوری عذرخواهی نمیکند و مسئولیت دزدی اطلاعات مشتریان را نمیپذیرد. حتی خود دزدها!
دوشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۲
امروز روز اول سال نوی میلادیست. اصولا به ما ربطی ندارد ولی گویا علاقه عدهای از عوام به درخت کاج در این دو سه هفته بیشتر شده و سعی کردند در خانههایشان درخت کاج داشته باشند. دوره و زمانه عوض شده است. قدیمها نهایتا یک جفت مرغ عشق یا قناری در خانه نگه میداشتند. شنیدم که ملکه دانمارک با فقط ۸۳ سال سن در نطق سال نوی میلادی اعلام کرده که خسته شده و از قدرت کنارهگیری میکند. جالب بود. نشان میدهد خواص غربی چون هدفشان خدمت به عوام نیستند در همان ابتدای جوانی با ۸۳ سال سن خسته میشوند و مجبورند از قدرت کنار بروند. سرنوشت ولیعهدش هم قطعا بهتر نخواهد بود. فوقش او هم مثل والدهاش ۵۲ سال حکومت میکند و خسته میشود. وقتی هدفش خدمت به عوام نیست این حکومت کردنها چه فایدهای دارد؟
تیمی که اطلاعات برنامه خرید اینترنتی مواد غذایی را هک کرد بیانیه داد و گفت شرکت مذکور خیلی شرکت خوب و حرفهایست و نشان داد که اطلاعات عوام برایش مهم است و به همین خاطر اطلاعاتشان را نفروختیم. معلوم شد اینکه دیروز خود شرکت مسئولیتش را بر عهده گرفت روی دزدها تاثیر گذاشته و شرمنده شدهاند.
سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲
ظاهرا دیشب دکتر ابراهیم با سران احزاب و یک عده از سیاسیون جلسه داشته و اصلاحیونی هم که بچههای خوبی بودهاند را دعوت کرده است. محمدعلی و محسن فرزند مرحوم اکبر هم از جمله این بچههای خوب بودهاند. اینطور هم که محسن گفت اینجور جلسات بیشتر تشریفاتیست و جنبه کاربردی ندارد. همین که دکتر ابراهیم بچههای خوب اصلاحیون را برای جلسه تشریفاتی دعوت میکند نشان میدهد اصلاحیون دارند در عصر ابراهیم هم صاحب دستاورد میشوند. محمدعلی هم که قبلا در دوره آقاسید محمد از خواص بود و در این سالها ادای عوام را درمیآورد مثل همیشه به شکل نمکریزانی خاطرات خودش از حضور در جلسه با دکتر ابراهیم را نوشت. بالاخره گاهی خوب است حتی در عصر ابراهیم، بعضی از اصلاحیون هم یک چای دبش قندپهلوی دیشلمه با رییس خواصالدوله بخورند.
آقای سردار رییس کل نظمیههای کشور اعلام کرد روز به روز آثار احساس امنیت در تهران بزرگ رو به افزایش است. مثل همیشه راست میگوید. اخیرا خیلی از عوام به خود من گفتهاند که گرفتار این آثار احساس امنیت شدهاند و در نقاط مختلف با کمک و مساعدت نیروهای نظمیه از ماشینهای خودشان پیادهشان کردهاند و پول جرثقیل و پارکینگ را هم از ایشان گرفتهاند و گفتهاند بروید چند روز بعد بیایید ماشینهایتان را بگیرید. احتمالا به خاطر این بوده که نظمیهها تشخیص دادهاند اینطوری هم خطر بروز تصادفات کاهش مییابد و هم ترافیک و آلودگی هوا کم میشود. چون خیلی از عوام نمیتوانند فلسفه این اقدامات امنیتپراکنانه نظمیهها را درک کنند مجبورند الکی به ایشان بگویند چون موهای نسوان داخل ماشین پیدا بوده باید ماشینهایشان توقیف شود و پول بدهند. درست است که امنیت شاخ و دم ندارد اما بالاخره موهای احساس امنیت نباید دیده شود.
چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲
همه اخبار روز را فراموش کردم. ولی حرفهای دیروز آقای سردار درباره افزایش احساس امنیت را خوب یادم هست. آنها که امروز در کرمان در خون غلتیدند از ما بودند. اینجا همان خاورمیانه کلاسیک است و گوشت قربانی جنگها و منازعات، مردماند. و عجیب است که کرمان در این سالها مافوق همه نقاط دیگر این سرزمین دی ماه پشت دی ماه به عزا مینشیند.
پنجشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۲
صبح خیلی زود هنوز هوا تاریک بود که ترانه هفته خاکستری از شهیار را با صدای فرهاد گوش دادم.
"روز پنجشنبه اومد
مث سقائک پیر
رو نوکش یه چیکه آب
گفت به من بگیر، بگیر!"
به کوه زدم.