
از منظر بسیاری، این که اتحادیه اروپا پس از تهاجم همهجانبه روسیه به اوکراین در سال گذشته، متحد شده بود، اما اکنون از محکوم کردن جمعیِ جنایات جنگی اسرائیل ناتوان مانده، بیانگر دورویی غرب است.
دیدارنیوز ـ سرویس بینالملل: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.
منبع: موسسه دمکراسی برای جهان عرب، اکنون *
نویسنده: جورجیو کافیِرو
مترجم: حمید رضا بابایی
اتحادیه اروپا در محکوم کردن حمله حماس به جنوب اسرائیل در ۷ اکتبر (۱۵ مهر) که تقریبا هزار و ۲۰۰ اسرائیلی در آن کشته شدند، یک صدا بود. اما این اتحادیه، در واکنش به جنگ اسرائیل علیه غزه که حدود ۲۰ هزار کشته برجا گذاشته، اختلاف نظر داشته است. به گفته مقامات وزارت بهداشت فلسطین، تقریبا ۸ هزار نفر از این تلفات را فقط کودکان تشکیل میدهند.
در یک طرف طیف، آلمان، اتریش، مجارستان و جمهوری چک قرار دارند که از بمبباران اسرائیل علیه غزه و عملیات زمینی آن قویا حمایت میکنند. در طرف دیگر، بلژیک، ایرلند، پرتغال و اسپانیا هستند که همگی جنایات جنگی اسرائیل را محکوم کرده، خواستار آتشبس فوری شده و از فاجعه انسانی در غزه ابراز نگرانی شدید کردهاند.
پترا دساتر، معاون نخست وزیر بلژیک حتی از دولت این کشور خواسته است اسرائیل را به خاطر بمب بارانهای ویرانگر آن علیه غزه، تحریم کند. وی گفت، "فروریختن باران بمب، اقدامی غیرانسانی است. مشخص است که اسرائیل به خواستههای بینالمللی برای آتشبس اهمیت نمیدهد."
اکنون نخست وزیران بلژیک، ایرلند و اسپانیا، با همراهی مالت به دنبال نشست سران اتحادیه اروپا هستند که خواستار برقراری آتشبس در غزه خواهد شد. آنها در نامهای به چارلز میشل، رئیس شورای اروپا تصریح کردند، "ما باید بلافاصله از تمام طرفهای درگیر بخواهیم آتشبس دایم با انگیزه انسان دوستانه اعلام کنند، تا این امر به پایان خصومتها منجر شود. زمان اقدام برای اتحادیه اروپا است. اعتبار ما در معرض خطر قرار گرفته است. "
شش روز پس از حمله حماس، ارسولا ون درلِیِن رئیس کمیسیون اروپا به اسرائیل سفر و حمایت تمام عیار اتحادیه اروپا را از واکنش نظامی اسرائیل در غزه اعلام کرد. وی که کنار بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل ایستاده بود، گفت، "میدانم واکنشهای اسرائیل نشان میدهد که یک دمکراسی است.".
اما خانم ون درلِیِن که یک آلمانی است، پیش از آن سفر، با سایر اعضای اتحادیه اروپا مشورت نکرده بود، و سفر وی بلافاصله با واکنش منفی در بروکسل مواجه شد. دیپلماتها و قانونگذاران اروپایی از این که وی بر لزوم احترام اسرائیل به قوانین بینالمللی و خویشتنداری به منظور کاهش تلفات غیرنظامی در غزه بیتفاوت بود، انتقاد کردند. این در حالی بود که تلفات غیرنظامی در غزه در حال افزایش بوده است.
ون درلِیِن عملا به جای تمام اعضای اتحادیه اروپا سخن گفت. یک دیپلمات ناشناس اروپایی به نشریه پولیتیکو گفت: "وی فقط گفت اسرائیل حق دارد از خود دفاع کند، همین. این رویکردی نیست که اعضای اتحادیه با آن موافق باشند. "
ون درلِیِن پس از آن هم در واشنگتن سخنرانی کرد، و آنجا با مخالفتهای بیشتر مواجه شد، از جمله در میان صدها نفر از کارکنان خود، زیرا در این سخنرانی به حمایت اتحادیه اروپا از حق فلسطین برای تشکیل کشوری مستقل اشاره نکرد. این در حالی است که راه حل دو کشوری، یکی از محورهای سیاست اروپا در قبال بحران خاورمیانه است.
یک مقام ارشد اتحادیه اروپا به پولیتیکو گفت، ون درلِیِن در حال "بیان نظرات شخصی خود و ابراز دیدگاهی نامتوازن از موضع اتحادیه اروپا در قبال بحران خاورمیانه بوده است. "
برخلاف وی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا – جوزپ بورل- موضعی بسیار متعادلتر اتخاذ کرده است. بورل ماه گذشته در نشستی در بارسلون که وزیر خارجه اردن یکی از روسای آن بود، گفت: "باید حق اسرائیل را در دفاع از خود به رسمیت شناخت، و در عین حال از بلایی که در غزه و کرانه باختری برسر غیرنظامیان نازل میشود، خشمگین بود."
وی پا را فراتر از آن گذاشت و افزود: "باید بتوان از حق فلسطینیها برای برخورداری از یک کشور مستقل، دفاع کرد، بدون آن که به کسی برچسب ضد یهودی بخورد. باید بتوان از سیاستهای دولت اسرائیل انتقاد کرد، زیرا میتوان از سیاست هر کشوری انتقاد کرد، بدون آن که به نفرت از یهودیان و یا آسیب زدن به آنها متهم شد."
تاریخ جنگ جهانی دوم هم نشان میدهد چگونه اتحادیه اروپا در قبال بحران غزه دچار اختلاف مواضع عمیق شده است؛ و البته روند سیاست معاصر در اروپا نیز که در بسیاری کشورها بیشتر به سمت راستگرایی متمایل شده، چنین نقشی دارد.
اِروین وَن وین محقق موسسه کلینگندِیل در هلند، میگوید: "در آلمان، احساس گناه درباره هولوکاست سیاست گفتنمان را تعیین میکند. نخبگان سیاسی آلمان حمایت خود را از کشتار اسرائیل در غزه – در واکنش به حمله ۷ اکتبر- اعلام کرده و عنوان "دیگر هرگز تکرار نخواهد شد" بر آن نهادهاند. آنها وانمود میکنند که حمله حماس ماهیت اگزیستانسیالیستی داشته است، در صورتی که این گونه نیست. "
وی میافزاید: "جالب آن که تاریخ اشغالِ استعماری ایرلند از جانب انگلیس، نشان میدهد این کشور خشونتهای سرکوبگرایانه و تبعیض را به سادگی به رسمیت میشناسد."
از منظر بسیاری در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته (موسوم به "جهان جنوب")، این که اتحادیه اروپا پس از تهاجم همهجانبه روسیه به اوکراین در سال گذشته، متحد شده بود، اما اکنون از محکوم کردن جمعیِ جنایات جنگی اسرائیل ناتوان مانده، بیانگر دورویی غرب است. برخی مقامات غربی در خفا، و شاید هم برای فاش نشدن نام، پذیرفتهاند این موضع، رویکردی دوگانه است. یک دیپلمات ارشد گروه کشورهای توسعه یافته موسوم به G۷ به فایننشال تایمز گفت: "آنچه که درباره اوکراین گفتیم، باید در خصوص غزه نیز صدق کند. در غیر این صورت تمام اعتبار خود را ازدست خواهیم داد. " جای تعجب ندارد که مخالفتها، در جهان عرب شدیدتر است.
وَن ویِن میگوید: "طبیعی است که قوانین بینالملل هرگز به صورت دایم اِعمال نمیشود، اما بیتوجهی برخی اعضای اتحادیه اروپا به تحقیر زندگی فلسطینیها، بازخورد منفی بسیار گستردهای در میان ملتهای عربی داشته است."
با این حال، بروز چنین اختلافاتی در قبال بحران اسرائیل-فلسطین و کلا خاورمیانه در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، چیز جدیدی نیست. این اختلاف در سیاست، بسیار ریشهدار و بیانگر آن است که تمام کشورهای اتحادیه اروپا، هر یک منافع ملی خود را دنبال میکنند و راه خود را میروند گرچه در بروکسل صحبت از موضعی یکسانتر در منطقه میشود. در تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز اوضاع همین گونه بود. در آن سال، بریتانیا (که هنوز عضو اتحادیه اروپا بود)، شریک و حامی اصلی آمریکا محسوب میشد در حالی که کشورهایی نظیر فرانسه آشکارا مخالف جنگ بودند.
گرچه اتحادیه اروپا رسما از راه حل دوکشوری در بحران خاورمیانه حمایت میکند، شرکای نزدیک اسرائیل در اتحادیه نظیر آلمان، همواره در مسیر اقدامات معنادار با هدف تحقق "رویکرد اعلام شده اتحادیه اروپا برای تشکیل کشور مستقل فلسطین"، سنگ اندازی کردهاند.
این رویکرد از جمله شامل اِعمال فشار دیپلماتیک بر اسرائیل میشود تا به فلسطینیها امتیاز دهد. در همین حال کشورهای بسیار همراه با اسرائیل در اتحادیه اروپا، از این که به صورت متناوب سلاح دراختیار اسرائیل قرار دهند، هیچ اِبایی ندارند. آنها همچنین از اسرائیل در قبال قطعنامههای سازمان ملل به خاطر نقض دایم قوانین بینالمللی در غزه و کرانه باختری، حمایت میکنند.
صادرات تسلیحاتی اروپا به اسرائیل شاید از نظر حجم به پای آمریکا نرسد، اما مفهوم این تعامل، حفاظ سیاست کنونی این کشورها در قبال اسرائیل است. بیش از ۸۰ درصد از واردات تسلیحاتی اسرائیل از آمریکا صورت میگیرد، پس از آن دو کشور اتحادیه اروپا در رتبههای دوم و سوم قرار دارند: آلمان در ۲۰ سال گذشته ۱۵ درصد واردات تسلیحاتی اسرائیل را از آن خود کرده است و ایتالیا با کمتر از ۳ درصد، در رتبه بعدی قرار دارد. رویترز به تازگی گزارش داده است، صادرات تسلیحاتی آلمان به اسرائیل "در سال گذشته تقریبا ده برابر شده است. برلین از ۷ اکتبر تاکنون رسیدگی به مجوزهای صادرات تسلیحاتی به اسرائیل را در اولویت قرار داده است."
موسسه بینالمللی صلح استکهلم به تازگی در گزارشی اعلام کرده است صادرات تسلیحاتی ایتالیا، شامل قطعاتی از هواپیماهای آموزشی و جنگی است که اسرائیل در غزه استفاده میکند. گزارشها حاکی است، شرکتهای دفاعی ایتالیا از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ همه ساله به طور متوسط ۱۲ میلیون یورو سلاح به اسرائیل فروختهاند.
جریانات سیاسی در اروپا نیز به نفع دولت اسرائیل بوده است. حزب آلترناتیو برای آلمان و حزب مجمع ملی فرانسه که در این دو کشور به قدرت رسیدهاند، قویا از بدترین رویکردهای اسرائیل حمایت میکنند. در انتخابات اخیر هلند نیز حزب برای آزادی، به رهبری خِیرت ویلدرس - چهرهای جنجالی و اسلام ستیز – به پیروزی چشمگیر دست یافته است. ویلدرس و هوادارانش از سیاست گسترش شهرکهای غیرقانونی اسرائیل در کرانه باختری اشغال شده، حمایت میکنند. ویلدرس همچنین خواستار انتقال فلسطینیها به اردن شده است، به این بهانه قدیمی که اردن و فلسطین تفاوتی با هم ندارند، ادعایی که که بابِ میل حزب لیکود و سایر احزاب راست افراطی اسرائیل است.
دولت جناح راستی و ملیگرای ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان، از حامیان سیاستهای نتانیاهو بوده است. به دنبال حادثه ۷ اکتبر، دولت اوربان به بهانه جلوگیری از تظاهرات در حمایت از "سازمانهای تروریستی"، هرگونه راهپیمایی به طرفداری از فلسطینیها را ممنوع کرد. در اواخر اکتبر هم که مجمع عمومی سازمان ملل به قطعنامه "آتشبس انسان دوستانه" در غزه رای داد، مجارستان در کنار اتریش، کرواسی و جمهوری چک، چهار کشور اتحادیه اروپا بودند که با آن قطعنامه مخالفت کردند.
حمایتهای گسترده این احزاب راستگرای افراطی از اسرائیل، در دیدگاههای اسلام ستیزانه و مخالفتشان با مهاجران، متبلور شده است.
فرانسیسکو سالسیو شیاوی، محقق امور خاورمیانه در موسسه مطالعات بینالمللی سیاسی میلان در ایتالیا، معتقد است از نظر حزب برای آزادی به رهبری ویلدرس، "اسرائیل در میان همسایگاه عرب و مسلمان خود، یک کشور نمونه است. آنها اغلب اقدامات و مباحث مرتبط در اسرائیل را در خصوص ادغام مهاجران در جوامع اروپایی، با هم مقایسه میکنند."
اختلافات در میان اعضای اتحادیه اروپا برسر جنگ اسرائیل در غزه، و ناتوانی این اتحادیه در عمل کردن به تعهداتش در قبال فلسطینیها، بار دیگر نشان میدهد اتحادیه اروپا در خاورمیانه نفوذی ندارد. این جنگ میتواند به تشدید ناآرامیها در منطقه منجر شود، مثلا خطر بروز مناقشه منطقهای را با حضور حزبالله لبنان و احتمالا ایران درپی خواهد داشت. با توجه به این مساله و همچنین با درنظر گرفتن احتمال تشدید تنشهای کنونی در اروپا بر سر مهاجران و پناهجویان، باید گفت با ادامه جنگ اسرائیل در غزه، تمام اعضای اتحادیه اروپا بازندگان بزرگ خواهند بود.
به گفته شیاوی، ناتوانی اتحادیه اروپا در اتخاذ موضعی واحد در قبال مساله اسرائیل-فلسطین، بیانگر محدودیتهای بروکسل در شکل دادن به سیاست خارجی اتحادیه است. در این شرایط تلاشهای اتحادیه اروپا برای ارائه تصویر یک میانجی و بازیگر با جایگاه راهبردی و ژئوپولیتیک، ناکام خواهند ماند.
اتحادیه اروپا تلاش میکند خود را حامی سرسخت "نظمِ مبتنی بر قوانین بینالمللی" نشان دهد، اما در واقع قادر نیست بر اساس این ادعا عمل کند، زیرا اعضای اتحادیه از محکوم کردن جنایات جنگی اسرائیل به خاطر آنچه که هست، و تلاش برای برقراری آتشبس فوری در غزه ناتوان بودهاند.
* "دمکراسی برای دنیای عرب، اکنون"، یک سازمان غیرانتقاعی مستقر در واشنگتن است. بنیانگذار این سازمان جمال خاشقجی، روزنامهنگار ناراضی مقتول سعودی است. این نهاد میگوید تلاشهایش بر گسترش دمکراسی، حکومت قانون و حقوق بشر در خاورمیانه و شمال آفریقا متمرکز است.