
بحث ما با محمدعلی وکیلی، نماینده مردم تهران در مجلس دهم در قسمت دوم گفتوگوی خود با برنامه رکن سه، پیرامون جمهوریت، اسلامیت، انتخابات و رعایت اخلاق در سیاست و دلایل انصرافش از ثبت نام در انتخابات بود.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: محمدعلی وکیلی نماینده سابق مجلس و مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه ابتکار که در قسمت اول در مرزبندی خود با اصلاحطلبان حزبی، خود را یک اصلاحطلب معرفتی معرفی کرده بود و در توضیح این عنوان وجه تمایز خود با آنها را عملگرایی دانست و عنوان کرد که یک سیاستمدار برای نیل به اهداف اصلاح طلبانه نباید شومن باشد، در قسمت دوم نیز به پرسشهای مختلف و متفاوت ما پاسخ گفت.
قسمت دوم گفتوگو با محمدعلی وکیلی را در اینجا، آپارات و یوتیوب دیدارنیوز ببینید
در این قسمت در مورد شکل و محتوای جمهوری اسلامی نوفل لوشاتو، جمهوری اسلامی مذاکرات شورای انقلاب و جمهوری اسلامی که امروز با آن مواجه هستیم، گفتوگو شد. وکیلی در بخشی از این گفتوگو در این باره که برخی از انقلابیون سال ۵۷، امروز معتقدند که قرار نبود روحانیت در حکومت و حاکمیت باشند گفت: «من بخشی از محتوا و اصول این قانون اساسی را قبول ندارم و از زمان اصلاح آن خیلی گذشته است. این قانون اساسی یک قانون اساسی غیر سکولار و متکی و مبتنی بر اصل ولایت مطلقه فقیه و اسلام است. بزرگان انقلاب، بخصوص امام تا قبل از اینکه از قم به تهران برگردند، معتقد بودند، روحانیت نباید در حکومت باشد».
وی در ادامه همین بحث افزود: «ای کاش ایده اولیه رهبران انقلاب تبدیل به قانون میشد. اگر سن و سال، سواد، موقعیت و تجربه کنونی خود را در زمان انقلاب میداشتم، به نفع آن ایده اولیه رهبران انقلاب (تا قبل از پیروزی)، تلاش میکردم. این به آن معنا نیست که من سکولار هستم، بلکه معتقدم اسلامی شدن حکومت الزاما به معنی آخوندی کردن حکومت نیست. برخی فکر میکنند، اسلامی شدن روح حکومت، یعنی آخوندی کردن آن. دانشگاههای ما فارغالتحصیلانی دارند که از هر آخوندی آخوندترند».
وکیلی بر پایه ملاکها و شرایط حوزوی تاکید کرد: «با هر استانداردی من یک مجتهد هستم. من از بسیاری از مدعیان آخوندی، آخوندتر هستم، اما آخوند نشدم، ملا شدم. لزوما هر کس اندیشه اسلامی داشت، که نباید عمامه بر سر داشته باشد. خیال کردند هرگاه عمامه دارها حکومت کنند، حکومت اسلامی میشود، این غلط است».
این فعال سیاسی اصلاحطلب، نوک تیز انتقاد خود را متوجه مسعود رجوی و فرقه مجاهدین خلق کرد و معتقد است آنچه امروز به عنوان قانون اساسی در دست ما است و همچنین مقصر آخوندی شدن حکومت را هم متوجه عملکرد آنها دانست. مجاهدین کاری کردند که مرحوم هاشمی رفسنجانی و چند روحانی بلندپایه دیگر بروند و ذهن امام نسبت کنار بودن روحانیت از حکومت را تغییر بدهند.
وی در همین رابطه خاطرنشان کرد: «امیدوارم این سخن من ایجاد چالش نکند. اما به هر حال بر این باورم اگر مهندس بازرگان و نهضت آزادی مقداری تامل، تحمل و جنبه به خرج میدادند، امام از پارادایم و نگاه قبلی خود نسبت به شکل حکمرانی و عدم حضور روحانیت در حکومت عدول نمیکردند. امام از همان ابتدا اصرار داشتند که بازرگان نخست وزیر باشد و بنیصدر رییس جمهور، اما چرا در ادامه روحانیت همه کاره حکومت شد؟ کت و شلواریها و کراواتیهای انقلابی مانند بازرگان، بنیصدر و یزدی، با اینکه خود دست کمی از آخوندها نداشتند، اما قلق آخوندها دستشان نبود و تقابل زود هنگامی را با روحانیت راه انداختند. شصت روحانیت با خبر شد، که ای دل غافل، نکند مکلاهای غربگرا، روحانیت را کنار بگذارند، بنابراین پارادایم امام تغییر کرد».
عکسها: آرش راهبر
وکیلی به عنوان یک اصلاحطلب معرفتی معتقد است باید حریت داشته باشیم و پای عقیده خود بایستیم، در تشریح این گزاره و در رابطه با تغییرات ساختاری و اصلاحات قانون اساسی نیز اظهار کرد: «با تمام وجود معتقدم این قانون اساسی باید تغییر کند. اما اصرار و اعتقاد دیگری هم دارم، آن اینکه یا نباید ذیل این قانون فعالیت کنم، یا اگر پذیرفتم که از طریق و مسیر همین قانون به اهداف مورد نظر خود برسم، اخلاق و اصل سیاستورزی حکم میکند که قاعده بازی را رعایت کنم. مثلا من نظارت استصوابی را قبول ندارم حتی شاید بیش از حزب اتحاد ملت و اعتماد ملی. شاید اعضای احزاب مذکور، چون از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت میشوند، آن را قبول ندارند، اما من با وجودی که همواره از سوی شورای نگهبان تایید میشوم، اعلام میکنم، نظارت استصوابی را قبول ندارم».
"عدهای گانگستر و چریک، برای ما فیگور روشنفکری و اصلاحطلبی میگیرند. این حریت نیست، اگر تو میخواهی چریک باشی نمیتوانی اصلاحطلب باشی، حریت داشته باش و لباس اصلاح طلبی نپوش"؛ این بخشی از عتاب و خطاب محمدعلی وکیلی به اصلاح طلبانی است که او آنها را "شومن" میداند و در همین بخش سید مصطفی تاجزاده و بهراد نبوی را اصلاحطلبانی اخلاقی معرفی میکند که بر عقیده خود اصرار دارند و دوگانه عمل نمیکنند.
وی با بیان اینکه برخی احزاب و مطبوعات فرم اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی و اصلا ولایت مطلقه فقیه را امضا میکنند و یارانه دریافت میکنند، اما رفتار و عمل آنها براندازانه است، ادامه داد: «نفاق جامعه ما را زمینگیر کرده. از آن سو گروهی دیگر هم تظاهر و مناسک گرایی میکنند. اما افراد خالص و پاک هم داریم. من تاجزاده را اصلاحطلبی نجیب میدانم و بهزاد نبوی را یک "جمهوری اسلامی طلبِ" شریف».
وکیلی در مورد مشارکت در انتخابات گفت: «در جبهه اصلاحات رویکرد سکوت و عدم توصیه را بر میگزینند، اما برخی از اعضای شورای مرکزی احزاب عضو، یواشکی پیش ثبتنام و ثبتنام میکنند. سخن من این است؛ "ما اصلاحطلبان به تکثری غیر قابل اجماع رسیدهایم".
وی در مورد انتخابات به تفکر مصباح پرداخت و گفت: «جریان پایداری مولود سیاسی تفکر آیتالله مصباح یزدی است. آنها به دنبال حکومت اسلامی محض هستند. آقای مصباح در بیان ایدههای خود صراحت داشت. فلسفه او از نظر من دارای اشکالات راهبردی بود. انتقاد من به تفکر مصباح مربوط به امروز نیست، از همان ابتدایی که با این تفکر آشنا شدم، اشکالات ساختاری به آن داشتم، اما در عین حال ایشان را تحسین میکردم، چون در بیان تفکر خود لکنت نداشت».
وکیلی از کارنامه خود و همکاران اصلاحطلباش در مجلس دهم دفاع کرده و معتقد است: "برخی تلاشهای ما در حوزه انتخابات و مطبوعات، به مراتب پر رنگتر و با ارزشتر از مجلس ششم بود، با این تفاوت که کسی اقدامات ما را در بوق و کرنا نکرد. یک قانون ما باعث شد شش هزار نفر اعدامی نجات یابند.
(متن جاری به طور کامل گفتوگوی ما با محمدعلی وکیلی را نمایندگی نمیکند، از این رو شما را دعوت میکنم، که ویدیو را به صورت کامل ببینید و بشنوید).