
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، اندیشکده آمریکایی مستقر در و اشنگتن، در قالب پرسش و پاسخ، نظر جان آلترمن، نایب رئیس مرکز را در قبال تحولات فلسطین جویا شده است.
دیدارنیوز ـ سرویس بینالملل: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.
منبع: اندیشکده مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا
مترجم: حمید رضا بابایی
به دنبال تحولات اخیر غزه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل با اعلام آن که اسرائیل در حالت جنگی قرار گرفته، ۳۶۰ هزار نیروی ذخیره ارتش را فراخوانده است. اسرائیل در این مدت شهرهای مختلف باریکه غزه را هزاران بار هدف حملات شدید قرار داده است. تاکنون بیش از هزار فلسطینی کشته شدهاند و بخشهایی وسیع از این منطقه تحت محاصره، ویران شده است. از آن طرف، حماس هزار و ۲۰۰ اسرائیلی را کشته و دستکم ۱۵۰ نفر را به گروگان گرفته است.
از سوی دیگر آمریکا دو فروند رزمناو خود را نزدیک سواحل لبنان مستقر کرده است تا مانع از تحرکات بازیگران منطقهای بشود. جنبش حزبالله لبنان تاکنون چندین بار جنوب اسرائیل را موشکباران کرده، اما هنوز عملیات خود را علیه اسرائیل آغاز نکرده است.
نخست وزیر اسرائیل و بنی گانتز، عضو مخالف پارلمان، دولت موسوم به وحدت ملی تشکیل دادهاند که بر جنگ جاری و تهاجم احتمالی زمینی علیه غزه نظارت خواهد کرد.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، اندیشکده آمریکایی مستقر در و اشنگتن، در قالب پرسش و پاسخ، نظر جان آلترمن، نایب رئیس مرکز را در قبال تحولات فلسطین جویا شده است:
پرسش: ارزش راهبردی حمله حماس به اسرائیل چه بود؟
پاسخ: حماس احتمالا بیشتر از آن چه که تصور میکرد، موفق میشد. حماس به خاطر منافع خود هم که شده، باید پیروزی بیشتری به دست میآورد. در سال ۱۹۷۳ ارتش مصر در خطوط دفاعی اسرائیل در کانال سوئز رخنه کرد و مدتی کوتاه صحرای سینا را بازپس گرفت تا این که نیروهای اسرائیل از فراروی کانال سوئز، ارتش مصر را به عقب راندند و تا ۱۰۰ کیلومتری قاهره رسیدند و همان جا متوقف شدند.
با این حال ارتش مصر همچنان ۶ اکتبر را به عنوان روز پیروزی بزرگ خود جشن میگیرد. توانایی مصر برای رخنه در صفوف اسرائیل، حتی در کوتاه مدت، پیروزی بزرگی بود که نیم قرن بعد نیز همچنان آوازه آن به گوش میرسد.
هدف حماس آن بود تا به گونهای در اسرائیل نفوذ کند که تا چندین دهه آینده، در مرکز توجهات قرار گیرد. ولی حماس با کشتن صدها اسرائیلی و اسارت ۱۵۰ نفر دیگر در روزهای نخست تهاجم، خود را در موقعیتی دشوار قرار داده است.
اسرائیلیها برای تغییر اوضاعِ پیش از حمله و برکناری حماس از قدرت در غزه، متحد و مصمم هستند. آبها که از آسیاب افتاد، دشوار بتوان تصور کرد که حماس قدرت خود را در غزه حفظ کند. شاید بتوان به آرمان ملی فلسطین امیدوار بود، ولی امید چندانی به حماس نمیتوان داشت.
پرسش: اوضاع غزه پیش از حمله، چگونه تغییر خواهد کرد؟
پاسخ: از سال ۲۰۰۷ که حماس در غزه به قدرت رسید، ارتش اسرائیل هر از گاه وارد این باریکه ساحلی میشد، با نیروهای حماس میجنگید و برخی ساختارهای آنها را ویران میکرد. حماس تا چند سال بعد، آنها را بازسازی میکرد و این چرخه باز تکرار میشد. اسرائیلیها نام این را گذاشته بودند، "چمن زنی"، اقدامی ناخوشایند، اما ضروری و تکراری.
این چرخه دیگر از نظر رهبری سیاسی و عامه اسرائیلیها قابل قبول نخواهد بود. اکنون سوال این است که پس از جنگ، چه دولتی در غزه برسر کار خواهد آمد؟ شاید تشکیلات خودگردان فلسطین مستقر در رامالله، بر آن دولت کنترل بیشتری داشته باشد، یعنی نوعی حکومت محلی که تحت نظارت ارتش اسرائیل و شاید هم ائتلافی از کشورهای عربی باشد. احتمالات فراوانی وجود دارد، اما تصور این که حماس بتواند همچنان بر مسند قدرت باشد، دشوار است.
پرسش: مساله گروگانها، چه تاثیری بر تحولات آتی منطقه خواهد داشت؟
پاسخ: مساله گروگانها بیسابقه است. حماس از مناطق فراوان در اسرائیل، تعداد زیادی گروگان گرفته و تهدید کرده است از آنها به عنوان سپر انسانی در برابر حملات اسرائیل استفاده خواهد کرد. حماس همچنین تهدید کرده است آنها را خواهد کشت.
اسرائیلیها میگویند مساله اسرا، تاثیری در محاسبات آنها ندارد، اما احتمالا این گونه نخواهد بود. در عین حال احتمالا مسئله اسرا در عزم اسرائیل برای اجرای عملیات زمینی گسترده در غزه، خللی وارد نخواهد کرد، زیرا این عملیات، حماس را از قدرت برکنار خواهد کرد. مشخص هم نیست که حماس قصد دارد از رسانههای اجتماعی چگونه به عنوان ابزاری در بحران گروگانها بهره ببرد
از منظر راهبردی، اسرائیل احتمالا بدون توجه به مسئله اسرا عمل خواهد کرد، در حالی که عملا تلاش میکند هر طور که شده گروگانها را آزاد کند. پوشش رسانههای اجتماعی، میتواند این مساله را تغییر دهد، اما بعید است این گونه شود.
پرسش: عوامل خارجی نظیر حزبالله در قبال این تحولات چگونه فکر میکنند؟
پاسخ: خطر تشدید جنگ جدی است، اما بعید است که حزبالله پیشاپیش اطلاع داشته باشد که قرار است چنین شود. در حقیقت، اکثر اعضای رهبری حماس هم احتمالا اطلاع نداشتند که قرار است چنین اتفاقاتی رخ دهد.
حزبالله حس میکند، چیزهای زیادی از دست خواهد داد. اقتصاد لبنان بحرانی است. لبنان کشوری بود که مردم آن درآمد متوسط داشتند در حالی که اکنون ۸۰ تا ۸۵ درصد مردم لبنان زیر خط فقر زندگی میکنند. تردیدی نیست که جنگ تمام عیار با اسرائیل، به ویرانی کامل جنوب لبنان و نابودی گسترده در سایر مناطق لبنان منجر خواهد شد و حزبالله نمیداند که آیا قادر خواهد بود در چنین شرایطی دوام بیاورد یا خیر.
لبنان اکنون بسیار آسیبپذیر است، و جنگ با اسرائیل آخرین چیزی است که نیاز دارد. رهبری حزبالله دوست دارد بدون آن که خشم اسرائیل را برانگیزد، از حماس حمایت روانی کرده، به آن روحیه بدهد. اسرائیل مایل نیست با حزبالله هم وارد جنگ شود، زیرا در این صورت در دو جبهه درگیر خواهد شد، به ویژه آن که حزبالله بسیار مسلحتر از حماس است. حزبالله تا ۱۵۰ هزار موشک دراختیار دارد که بسیاری از آنها، از طریق سوریه در اختیار این جنبش قرار گرفته است.
حزبالله در منطقهای مستقر شده که بسیار وسیعتر از باریکه غزه است. اسرائیل به آن شکل که بر ورودیهای غزه نظارت میکند، کنترل تمام مبادی ورودی لبنان را در اختیار ندارد. حزبالله دوست ندارد از منظر دیگران، در این بحران بیتفاوت دیده شود، از طرف دیگر نمیخواهد اسرائیل را به جنگی تمامعیار تحریک کند. عوامل مختلف قادرند این وضع را تغییر دهند، از جمله حملات اسرائیل که به بحران شدید انسانی منجر شده، انتشار تصاویری گسترده از زنان و کودکان زخمی را به دنبال خواهد داشت.
پرسش: جنگ چه تاثیری بر ائتلافات منطقهای خواهد داشت؟
پاسخ: بروز جنگ، توافق کشورهای عربی را با اسرائیل در آینده نزدیک، دشوارتر خواهد کرد. در درازمدت، احتمالا زمینه برای تعامل کشورهای عربی و غزه فراهم خواهد شد که در اصل، در آشتی کشورهای عربی و اسرائیل موثر خواهد بود.
اسرائیل و کشورهای عربی در خصوص غزه، متحد راهبری هم هستند. عملا تمام دولتهای عربی دشمن حماس هستند، چرا که حماس اساسا نسخه فلسطینی جنبش اخوانالمسلمین محسوب میشود. بسیاری از این کشورها، اخوانالمسلمین را غیرقانونی اعلام و رهبران آن را زندانی کردهاند. آنها نگران نفوذ ایران هم هستند، که از حماس کمک مالی کرده و برخی رزمندگان آن را آموزش داده است.
دولتهای عربی شاید در حصول نتایج سیاسی در غزه نقش آفرینی کنند. این دستاورد همزمان در پیشبرد آرمانهای ملی فلسطین موثر خواهد بود، و از طرف دیگر به جنبشهای اسلامگرا و گروههای نیابتی ایران ضربه خواهد زد.