
عملیات "سیلاب الاقصی" در لبنان گمانه زنیهایی را در خصوص دخالت حزبالله برانگیخته و احتمالا روند عادی سازی روابط با اسرائیل را مختل و یا کاملا متوقف میکند.
دیدارنیوز ـ سرویس بینالملل: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.
منبع: روزنامه لوریان لوژور چاپ بیروت
نویسنده: آنتونی سامارانی
مترجم: حمید رضا بابایی
از صبح شنبه تاکنون، عده بیشماری عملیات مشابهی را به یاد دارند: یک روز پس از پنجاهمین سالگرد جنگ اکتبر ۱۹۷۳، حماس تهاجم غافلگیرانه گستردهای را علیه اسرائیل آغاز کرد.
این تهاجم که "سیلاب الاقصی" نام گرفته، در مقایسه با تقابلهای نظامی اخیر میان اسرائیل و حماس، از جنبههای فراوان منحصر به فرد و حتی بیسابقه است.
نخست این که نشان میدهد دستگاه اطلاعاتی اسرائیل چقدر آسیب پذیر است، تشکیلاتی که به نظر میرسد دستکم در ساعات اولیه عملیات حماس، کاملا غافلگیر شده است. در چند دهه گذشته این نخستین بار است که اسرائیل این گونه آسیبپذیر به نظر رسیده است.
دومین ویژگی عملیات، که این حس را تقویت میکند، آن است که دهها مبارز حماس به مناطق اسرائیلی نفوذ کردهاند و غیرنظامیان را به گروگان گرفتهاند.
تصاویر برخط (آنلاین) منتشر شده در صبح شنبه از جمله تصویر یک خبرنگار اهل غزه از اوضاع اسرائیلیها و غیرنظامیانِ درحالِ فرار، قطعا تاثیری ماندگار در اذهان خواهد داشت. افسانه دژِ تسخیرناپذیر (اسرائیل)، قویا به چالش کشیده شده است.
سومین ویژگی عملیات آن است که تنها در چند ساعت، گزارشهای اولیه نشان میدهد دستکم ۲۰ اسرائیلی کشته و صدها نفر دیگر در این حمله زخمی شدند.
شاید فعلا مقایسه این عملیات با جنگ سال ۱۹۷۳ اغراق آمیز به نظر برسد، اما احتمالا تهاجم حماس عواقبی خواهد داشت که گستردگی تاثیرات آن فراتر از غزه است. این عملیات در شرایطی اجرا شده است که در بحبوحه احتمال عادی سازی روابط میان اسرائیل و عربستان سعودی، محور حماس-حزبالله-تهران در حال تقویت شدن است.
این حمله احتمالا چندین ماه با حزبالله و ایران طراحی و هماهنگ شده بود. حماس و حزبالله در دو سال گذشته روابط خود را تحت لوای "اتحاد جبههها"، به شدت تقویت کردهاند. برخی رهبران حماس در لبنان مستقر شدهاند و اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس نیز بارها به لبنان سفر میکند تا به ویژه با سید حسن نصرالله دبیر کل حزبالله دیدار کند. در
آوریل گذشته چندین موشک از جنوب لبنان به سمت اسرائیل شلیک شد، حملاتی که به حماس نسبت داده شده است.
آیا حزبالله میتواند در این تهاجم مشارکت کرده باشد؟ این سوالی بزرگ از لبنان است که در بحبوحه این تقابل نظامی پرسیده میشود. از عصر شنبه تاکنون، حزبالله تنها بیانیهای در حمایت از این عملیات منتشر کرده است. جالب آن که اگر حزبالله واقعا میخواست خود حملهای غافلگیرانه علیه اسرائیل اجرا کند، عملیاتی مشترک و همزمان با حماس انجام نمیداد. سال گذشته، حزبالله امضای توافق مرزی آبی میان لبنان و اسرائیل را پذیرفت. این جنبش از سال ۲۰۰۶ تاکنون با اسرائیل تقابل مستقیم نداشته و البته نه شرایط کنونی لبنان و نه اوضاع منطقه به نفع چنین تقابلی نیست. با این حال، همین که دخالت احتمالی حزبالله مطرح شده، خود میتواند عوامل تاثیرگذار را در تحولات منطقه تغییر دهد.
در جنگ اکتبر ۱۹۷۳، اسرائیل بار دیگر موضع برتر به دست آورد و سرانجام به پیروزی نظامی دست یافت. (این جنگ که در اسرائیل به یوم کیپور معروف است، با تهاجم سوریه و مصر از دو جبهه به اسرائیل آغاز شد). انتظار میرود در شرایط کنونی هم نتایجی مشابهی حاصل شود، به ویژه آن که تصاویر اولیه از آسیبپذیری اسرائیل احتمالا در اذهان مردم باقی خواهد ماند و به حماس فرصت میدهد تا پیروزی "تاریخی" خود را اعلام کند.
انتظار میرود این حادثه در چندین سطح، عواقبی درپی داشته باشد. نخست این که احتمالا به تقویت حماس منجر خواهد شد آن هم با هزینه تضعیف تشکیلات خودگردان فلسطین. این جنبشِ اسلامگرا به دنبال آن است که خود را به عنوان تنها نماینده مقتدر فلسطینیها در منطقه معرفی کند و در مقابلِ جنبش فتح، که در حال تضعیف شدن است، قرار گیرد. حتی اگر حماس در اقدام متقابل اسرائیل متحمل خسارات شدید بشود، هدف اولیه آن متفاوت است. این جنبش قصد دارد با استفاده از شرایط کنونی در فلسطین و منطقه، جنبش فتح را از معادله "حذف کند. " از این منظر، تحولات اخیر در اردوگاه آوارگان عینالحوه در لبنان را نمیتوان کاملا نادیده گرفت. در ناآرامیهای اخیر این اردوگاه، جناحهای نزدیک به حماس، نبردهایی مسلحانه به راه انداختهاند تا فتح را کنار بگذارند.
به دنبال حملات روز شنبه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل قول داد حماس "هزینهای بیسابقه" پرداخت خواهد کرد. اما شاید نخست وزیر اسرائیل به دلیل ناتوانی تشکیلات امنیتی و اطلاعاتی، خود را در موقعیتی ضعیف بیابد. نتانیاهو که در صدر یک دولت ائتلافی از احزاب راست افراطی قرار دارد، از جانب تندروترین جناحهای حاضر در دولت، تحت فشار زیاد قرار خواهد گرفت. آنها به چنین تهاجمی چگونه باید پاسخ دهند؟ آیا ارتش اسرائیل میتواند تهاجمی زمینی علیه غزه به راه اندازد و مناطقی را که در سال ۲۰۰۵ رها کرده بود، دوباره اشغال کند؟ واکنش اسرائیل، تبعاتی بسیار فراتر از غزه خواهد داشت، به گونهای که نه تنها تداوم رویکرد استعماری آن در کرانه باختری، بلکه روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
تبعات بعدی، به ناچار در ابعاد منطقهای مشخص خواهد شد. واکنش عربستان چگونه خواهد بود؟ آیا این مناقشه جدید، روند عادی سازی روابط با اسرائیل را نابود خواهد کرد؟ این مساله احتمالا یکی از اهداف حمله است و نشان میدهد چرا این حملات در این زمان رخ داده است.
هنوز بسیار زود است که بتوان به این سوال پاسخ قطعی داد، اما تا همین جا هم مشخص شده که روند عادی سازی روابط با اسرائیل بیش از پیش از مسیر خود دور میشود. برای عربستان سعودی، امضای توافق صلح با اسرائیل چالش برانگیز خواهد بود، به ویژه از آنجا که اسرائیل هیچ امتیازی به فلسطینیها نخواهد داد. پیام اولیه این حملات مشخص است: تهران میخواهد به ریاض گوشزد کند که صلح با اسرائیل، بهای سنگینی خواهد داشت.