
زیر خط فقر؛ تنها عبارتی که میتواند وضعیت درآمدی فرهنگیان را نشان دهد. این به معنای آن نیست که دیگر اقشار جامعه در وضعیت مناسبی به سر میبرند و فقط فرهنگیان هستند که تحت فشارند. کارگران نیز در وضعیتی به مراتب سختتر زندگی خود را میگذرانند اما فرهنگیان به این علت که وظیفه خطیری بر دوش آنهاست، طبعا باید مورد توجه ویژهای قرار گیرند.
دیدارنیوز – رسول شکوهی – زیر خط فقر؛ تنها عبارتی که میتواند وضعیت درآمدی فرهنگیان را نشان دهد. این به معنای آن نیست که دیگر اقشار جامعه در وضعیت مناسبی به سر میبرند و فقط فرهنگیان هستند که تحت فشارند. کارگران نیز در وضعیتی به مراتب سختتر زندگی خود را میگذرانند. اما فرهنگیان به این علت که وظیفه خطیری بر دوش آنهاست، باید مورد توجه ویژهای قرار گیرند.
رسول خضری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در مرداد ماه امسال در این باره گفته بود: «در یک سال اخیر فقر مطلق در کشور از ۱۲ درصد به ۵۰ درصد افزایش یافته است و نرخ خط فقر به نزدیک ۶ میلیون تومان رسیده است». این در حالی است که تا پیش از ماجرای افزایش قیمتها نیز میزان خط فقر حدود 3 و نیم میلیون تومان اعلام شده بود.
علی الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش درباره وضعیت دریافتی فرهنگیان میگوید: «دریافتی فرهنگیان از دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان تا پنج میلیون است؛ البته تعداد آنها که دریافتی بالا دارند، کم است؛ ولی میانگین دریافتی فرهنگیان حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است».
شاید بسیاری از فرهنگیان با شنیدن این صحبتها بگویند که میزان دریافتی آنها از این مبالغ نیز پایینتر است ولی بر فرض صحت ادعای الهیار ترکمن باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که دو میلیون و 700 هزار تومان زیر خط فقر قرار میگیرد و گروهی از جامعه که وظیفه تعلیم و تربیت را بر دوش دارند، در تامین نیازهای اولیه خود ماندهاند.
با حقوق معلمی چه کارهایی میشود کرد؟
یک خانواده چهار نفره را در نظر بگیرید که پدر خانواده معلم است و در یکی از شهرهای بزرگ ایران مثل تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و ... ساکن هستند. طبق گفته مسئولین حقوق این معلم ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است. بیایید با هم نگاهی به بخشی از هزینههای این خانواده داشته باشیم:
نام کالا |
قیمت به تومان |
شیر (یک لیتر) |
15000 |
برنج ایرانی (یک کیلوگرم) |
15000 |
روغن مایع (دو لیتر) |
16000 |
رب گوجه فرنگی (800 گرم) |
16000 |
ماست (2500 گرم) |
14000 |
پنیر (400 گرم) |
7000 |
تخم مرغ (یک شانه 15 عدد) |
15000 |
ماکارونی (700 گرم) |
3000 |
نان سنگک (یک عدد) |
1000 |
گوشت قرمز (یک کیلوگرم) |
50000 |
مرغ (یک کیلوگرم) |
10000 |
ماهی قزل آلا (400 تا 600 گرم) |
24000 |
مجموع |
186000 |
این لیست شامل معمولیترین کالاهایی است که یک خانواده به آن نیاز پیدا میکند. طبعا این خانواده در طول ماه چند بار از این اقلام خریداری میکند و بخش مهمی از درآمد پدر خانواده صرف خرید این مواد خوراکی میشود. هر چند که در دور و اطراف خود میبینیم و میشنویم که خانوادههای زیادی به علت گرانی گوشت و مرغ قادر به خرید این مواد پروتئینی نیستند و برخی از اقلام مانند نان و شیر و پنیر از کالاهای مصرفی روزانه محسوب میشوند.
میتوان موارد دیگری نیز به این لیست اضافه کرد. مثلا میتوان به سراغ مواد شوینده و بهداشتی رفت. میتوان هزینه میوه و سبزیجات را هم به آن اضافه کرد. میتوان هزینه رفت و آمد در شهرهای بزرگ را هم در نظر گرفت. همچنین هزینه تحصیل فرزندان (دانشآموز یا دانشجو) را هم باید به این هزینهها اضافه کرد. هزینه اجاره خانه نیز از جمله مسائلی است که نباید آن را فراموش کرد. در شهرهای بزرگ و در مناطق معمولی شهر، اجاره خانه دستکم حدود 800 هزار تومان در ماه است که در بسیاری از موارد این عدد بیشتر هم میشود.
فکر کنم تا همین جا حقوق این معلم تمام شد. همه مواردی که در بالا ذکر شد مواردی کاملا ضروری بود که انسانها برای زنده ماندن به سراغشان میروند. با این حساب اگر این معلم یا یکی از اعضای خانواده، دچار سادهترین نوع بیماریها شوند، دیگر زنده ماندن نیز سخت میشود. هزینههای درمان نیز که دیگر نیاز به شرح و تفصیل ندارد. حال در این شرایط به دنبال کیفیت آموزشی بودن توقع بیجایی نیست؟
معلمان برای گذران زندگی خود مجبورند به سراغ شغلهای دوم و سوم بروند تا درآمد خود را از زیر خط فقر خارج کنند. وقتی تا این حد دغدغه مالی وجود دارد آیا میتوان برای بهبود عملکرد نظام تعلیم و تربیت کاری کرد؟ این در حالی است که دیگر کارمندان دولت شاغل در سایر دستگاهها حقوق و مزایای بهتری نسبت به فرهنگیان دارند. تبعیض نیز دیگر مسالهای است که باید آن را جدی گرفت.
معلمان در دنیا چقدر حقوق میگیرند؟
این بحث همواره وجود دارد که کشورهای توسعهیافته دنیا از لحاظ آموزشی سعی میکنند معلمان را از لحاظ مالی تامین کنند تا آنها دغدغههای مالی نداشته و تمرکز و انرژی خود را روی مسائل تربیتی بگذارند.
در جدول زیر اسامی ده کشوری آمده است که بیشترین میزان حقوق را به معلمان میدهند:
کشور |
دریافتی سالانه معلمان به دلار |
لوگزامبورگ |
99900 |
آلمان |
65843 |
کانادا |
63557 |
استرالیا |
56315 |
هلند |
55697 |
آمریکا |
53758 |
ایرلند |
52257 |
دانمارک |
51640 |
انگلیس |
45595 |
نروژ |
44538 |
فاصله دریافتی معلمان ایرانی با این کشورها به طرز عجیبی زیاد است. اگر دلار 13 هزارتومانی را مد نظر بگیریم درآمد یک معلم ایرانی در سال 2493 دلار خواهد بود. شاید برخی بگویند که این مقایسه درستی نیست و اکثر این کشورها توسعه یافته هستند و از قدرت بالایی برخوردارند. این گونه نیست چون حقوق سالانه معلمان در قطر بین 28 هزار تا 44 هزار دلار و در ترکیه هم بین 23 هزار تا 27 هزار دلار است. در برزیل نیز حداقل حقوق معلمان سالانه 12 هزار دلار است. این کشورها نیز به مانند ما در دسته کشورهای در حال توسعه قرار میگیرند.
شاید پرسش دیگری مطرح شود که هزینه زندگی در این کشورها نیز بالا است و آنها مالیات زیادی پرداخت میکنند. این حرف کاملا درست است. بسیاری از این کشورها بیش از 35 درصد از درآمد شهروندان خود را مالیات دریافت میکنند. در ایران هم با اینکه فرار مالیاتی بسیار بالا است اما این کارمندان دولت هستند که مالیات بر درآمد به صورت خودکار از حقوقشان کسر میشود. طبق بودجه سال 97 در آمد سالانه تا 27 میلیون تومان معاف از مالیات، از 27 تا 110 میلیون تومان 10%، از 110 تا 138 میلیون تومان 15%، از 138 تا 193 میلیون تومان 25% و از 193 میلیون تومان و بیشتر 35% باید مالیات پرداخت کنند.
حال به سراغ هزینههای زندگی در کشوری مانند نروژ برویم. متوسط هزینه اجاره خانه: ۵۰۰۰ کرون، متوسط هزینه خورد و خوراک: ۳۰۰۰ کرون، متوسط هزینه اینترنت و برق: ۸۰۰ کرون، هزینه حمل و نقل عمومی: ۶۰۰ کرون، هزینههای متفرقه: ۶۰۰ کرون (هر یک دلار حدود 9 کرون). اینها هزینههای زندگی یک فرد در ماه است و قاعدتا هزینههای یک خانواده بیش از این مقدار میشود. یا در کانادا اجاره یک خانه در ماه 2 هزار دلار و در آلمان 800 یورو است.
شاید این ادعا که معلمان در این کشورها در رفاه کامل زندگی میکنند به دور از واقعیت باشد اما به هر حال معلمان در این کشورها و حتی کشورهایی که از توسعه یافتگی کمتری برخوردارند، زندگی قابل قبولی دارند و به هیچ وجه زیر خط فقر نیستند.
در حال حاضر در ایران حدود یک میلیون معلم و ۱۴ میلیون دانشآموز داریم. این افراد روزانه در سراسر کشور در بیش از ۱۰۰ هزار مدرسه مشغول فعالیت هستند. زمان اینکه معلمان را در مقام حرف بالا ببریم و در عمل هیچ کار نکنیم به سر آمده. معلمان ما با این اعداد و ارقام فقط زنده میمانند ولی زندگی نمیکنند. اگر به فکر آینده هستیم باید هر چه زودتر فکری به حال این وضعیت فاجعهآمیز بکنیم.