
حجت الاسلام احمد حیدری طی یادداشتی اختصاصی برای دیدارنیوز و از زاویهای خاص به مسائل روز پرداخته است.
دیدارنیوز ـ احمد حیدری*: کسانی که واگوی دردها و آمال جماعت و ملتی شده و نشان دادهاند، این واگویی از سر دلسوزی و خیراندیشی است و توان تغییر دردها و برآوردن آمال را به کمک آن جماعت دارند، به طور طبیعی محبوب آن جماعت شده و آنان وی را رهبر خویش ساختهاند. پیامبران و اولیای خدا همگی اینگونه بودند. افرادی فهیم، شجاع، آگاه، دلسوز، زباندار و با استقامت که در ظلمات جهل و ستم، به تنهایی برخاستند و فریاد عدالت، آگاهی و آزادی سردادند و مردم به ستوه آمده از ظلم و آرزومند عدالت را به خویش جذب کردند و به پشتیبانی آنان، با فرعونها، هامانها و قارونها و به قول مرحوم دکتر شریعتی: مثلث شوم «زر، زور و تزویر» درافتادند و در نهایت با دستهای خالی و با مشتهای آهنین، جباران تاریخ را از اریکه قدرت و جبّاریت پایین کشیدند!
پیامبران و اولیاء بعد از رسیدن به قدرت و حکومت هم برای لحظهای از مردم، محرومان و بیپناهان جدا نشدند و به جبهه حاکمان و قدرتمداران کوچ نکردند! و مردم آنان را همچنان واگوی آمال خود و مقابل قدرتمدارانی دیدند که مرم را رام، برده، مطیع و گوش به فرمان میخواستند و اصلا احساس جدایی و "عدم تفاهم" حاصل نشد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی گر چه معصوم نبود و چه بسا در دوران انقلاب و در دوران زعامت و حکومت، خطاهایی هم داشته، ولی به درجه بالایی از بندگی رسید و به تأسی از اولیای خدا، واگوی درد، رنج و آمال مردم شد و همین، مردم را به سوی او کشاند و به رهبری او حکومتی ۲۵۰۰ ساله را ساقط و نظام جمهوری اسلامی را مطابق خواست و دین خود بنیان نهادند. در ده سالی هم که در رأس قدرت بود، الحق و الانصاف با وجود ضعفها، نقصها، اشتباهات و چه بسا خطاها، ولی همچنان در رأس همه، واگوهای درد و رنج و آمال مردم بود و چه بسیار گرهها را علی رغم خواست قدرتمداران، به نفع مردم گشود و همچنان سخنگوی آمال و اعتراض مردم در قبال قدرتمندان و حاکمان بود و هست! لذا بعد از ده سال حکومت، چه بسا بتوان گفت که نه تنها از محبوبیتتش کاسته نشد، که محبوبتر گشت و بدرقه او در ۱۴ خردادد ۶۸ شکوهمندتر از استقبال از او در ۱۲ بهمن ۵۷ بود.
متأسفانه سالیانی است بین رهبران جمهوری اسلامی با مردم [اکثریت یعنی نصف بعلاوه یک]فاصله افتاده و تفاهم متقابل برقرار نیست. صحنه انتخابات بهترین میدان ظهور تفاهم مردم و حاکمیت است، ولی میبینیم مدتهاست مردم در انتخاباتها به افراد و جناحی رأی میدهند که احساس میکنند مورد نظر حاکمیت نیستند و در دو انتخابات اخیر هم این عدم تفاهم را با شرکت نکردن در انتخابات، نشان دادند.
سخنان اخیر امام جمعه محترم بروجرد که نمونه امامان جمعه و نمایندگان، سخنگویان و مروجان منویات رهبری در شهرها و استانها هستند، مؤید دیگری بر شقاق حاکمیت با مردم است. ایشان به صراحت اعلام کرده: «گروه زیادی از مردم [قطعا منظورش مردم مستضعف، محروم، انقلابی و ایجاد کنندگان نظام است]در مساجد و نماز جمعه و حتی راهپیماییها شرکت نمیکنند و اخبار داخلی را نیز گوش نمیدهند.»
مؤید سوم؛ با این که همه مردم بالعیان و کارشناسان آگاه، بر اساس آمار و اطلاعات رسمی این دولت را از اداره کشور ناتوان و کشور را در آستانه فروپاشی اقتصای و ... میبینند [مراجعه کنید به سخنان دیروز رئیس صندوق توسعه ملی، سخنان چند روز پیش رئیس سازمان برنامه و بودجه و سخنان دیروز رئیس کل بانک مرکزی که به قول یکی، ناترازیهای موجود در اقتصاد فقط بخش روی آب کوه یخ ناترازیها است. به قول دیگری، با سرعت در حال عقب افتادن از همسایگان خود هستیم، به نحوی که ممکن است به نوع جدیدی از مستعمره تبدیل شویم! و به قول سومی، بخش مهمی از مشکل بانکها برداشتهای دولت است]در این حال رهبری اعلام میکند به قلههای پیشرفت نزدیک هستیم و این دولت در این دو سال در غالب زمینهها موفق بوده به گونهای که از تمام دولتهای گذشته به تشویق و تمجید سزاوارتر است!
چه بسا رهبری با توجه به اشراف اطلاعاتی، میبیند این دولت موفقتر بوده و شایسته تمجید باشد، خوب حالا که همه قوا همراه و در راستای منویات ایشانند و تمام تریبونهای نظام هم در اختیار است، این ادعا [پیشرفت کشور در غالب زمینهها]را که قطعا در صورت واقعیت داشتن، زیباست و انسانها به فطرت خود، مشتاق و دلداده زیبایی هستند، را به مردم بنمایانید تا از رأی ندادن به این دولت و مجلس پشیمان و در ادامه با دولت و مجلس همراه شوند و در ماههای آتی به اتفاق، با شور و شوق در انتخابات شرکت و به کاندیداهای همفکر و همراه دولت رأی دهند.
* پژوهشگر حوزه علمیه