
روز بزرگداشت ابوعلی سینا یا روز پزشک بهانهای شد تا دیدار با امیر صدری، پزشک و مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی تهران درباره مهمترین دغدغههای حوزه پزشکی گفتگو کند که میخوانید.
دیدارنیوزـ نسرین نیکنام: "مهاجرت" واژهای شناخته شده است که در سالهای اخیر به ویژه پس از کرونا و بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱، بیشتر از قبل در میان مردم و رسانهها از آن استفاده میشود تا جایی که به گفته دلسوزان کشور، زنگ خطر خالی شدن کشور از نخبگان در حوزههای مختلف به گوش میرسد، هر چند که به نظر دولتمردان این موضوع برایشان اهمیت ندارد و حتی به ظن خودشان اولویت شان نیست.
از سوی دیگر، چون آمار مهاجرت در میان پرستاران، پزشکان و متخصصان بیش از بخشهای بالا است و امروز هم روز پزشک و بزرگداشت اوعلی سینا است؛ امیر صدری پزشک و مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی تهران به پرسشها چنین پاسخ داد.
چه اتفاقی افتاد که جامعه پزشکان و پرستان البته در ایران پس از کرونا رفتن را به ماندن ترجیح دادند؟
بعد از دوران کرونا در سراسر جهان همه سیستمهای بهداشتی متوجه شدند برای مقابله بحران نه آمادگی دارند و نه نیروی کافی. اتفاقی که افتاد این است که خیلی از کشورهای برخوردار تلاش کردند کمبود نیروی انسانیشان را از کشورهای دیگر جبران کنند. ما در منطقه و کشور خودمان با دو خطر روبهرو شدیم یکی وجود کشورهای همسایه یا کشورهای درجه یک که این امکان را برای پزشکان فراهم کردند که مهاجرت کنند از این رو بعد از کرونا یک موج شدید از مهاجرت پزشکان داشتیم و به طور معمول الگوی مهاجرت این بود که پزشکان جوان و عموما هم پزشکان عمومی مهاجرت کردند دوم اینکه بعد از کرونا شاهد بودیم که دراین آمار چند برابر شده متخصصان قدیمی و باتجربهای که هم در درمان و هم در آموزش مؤثر بودند هم مهاجرت کردند و این آسیب شدیدی را به سیستمهای درمانی و به خصوص آموزشی ما وارد کرد و وقتی ما متوجه این موضوع میشویم که این موضوع به سیستمهای درمانی و آموزشی ما آسیب میزند.
راهی وجود دارد برای ممانعت از خروج متخصصان و افراد با تجربه؟
راهکاری که وجود دارد این است که ما باید به نگهداشت و پاسداشت اینها فکر کنیم، اما به جای آن میگوییم باید ظرفیت پزشکی را بالا ببریم؛ در حالی که همین الان ظرفیت پزشکی همهساله بیشتر میشود و بعد میگویند ناگهان چند برابر کنیم در حالیکه زیرساختهایش را نداریم، استادها به جای بیشتر شدن کمتر میشوند. کیفیت آموزشمان پایینتر میآید و بعد ما الان تربیت پزشک عمومی را شروع کنیم که ۱۲ تا ۱۵ سال آینده اینها جای متخصصینی که امروز از دست میدهیم را پر کنند. مشخصا این یک مشکل است و راهحلی که برای آن اندیشیده میشود درست نیست و خودش یک سری مشکلات دیگری ایجاد خواهد کرد. الان وقتی با کاهش کیفیت پزشکی روبهرو میشویم قطعا مشکلاتش در آینده بسیار خواهد بود. ما خوشبختانه در طی دهههای اخیر هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی توانستیم تعداد پزشکان و مهارت و تجربه و دانش پزشکان ایرانی را بالا ببریم. حالا الان در هر دو جنبه داریم دچار مشکل میشویم بدون اینکه تلاش کنیم. مثل اینکه ما یک گنجی را داریم از دست میدهیم بعد میگوییم میرویم در معدن به دنبالش و از اول پیدا میکنیم. چندین سال هزینه و زمان صرف کردیم یک سری پزشک متخصص و با تجربه و حاذق را به راحتی از دست میدهیم. کافی است اینها در کشور خودشان شان، حیثیتشان، رفاه حرفهای و اجتماعیشان تأمین شود تا به مهاجرت فکر نکنند. مسلما این راحتتر از این است تا ما بیاییم ظرفیت پزشکی را بدون افزایش زیرساختها اضافه کنیم.
مشکلات جامعه پزشکی به همین جا ختم میشود؟
یک مشکل دیگر هم که به وجود آمده و ناراحتکننده است این است که تورم شدید دوساله اخیر به شدت روی همهچیز محسوس است، اما تعرفههای پزشکی افزایش حداقلی داشته و ذهنیت در جامعه این است که پزشکان وضعیت مالیشان خوب است، چون درصد معدودی از پزشکان جامعه را میبینند که چه در تهران یا در شهرهای بزرگ به عنوان متخصص یا فوقتخصص کار میکنند و مطبهای پر از بیمار دارند و در بیمارستانهای خصوصی مشغول به کار هستند و درآمد خوبی دارند. اینها آینه جامعه پزشکی واقعی ما نیستند، اینها ۱۰ درصد جامعه پزشکی ما هستند. وقتی گرانی همه اجناس ۵ برابر میشود و تعرفه ۲۰ درصد افزایش پیدا میکند معلوم است این پزشک مجبور است برای گذران زندگیاش گرایش پیدا میکند یا کار ناسالم کند یا کار زیبایی انجام دهد.
الان سطح یکمان که پزشکی عمومی است را از درمان خالی میکنیم و هر پزشکی را میبینیم ناگزیر به بازار زیبایی رو میآورد و این آسیبرسان است و قطعا در آینده؛ در بعضی از شهرستانها ما پزشک عمومی نداریم که کار درمانی کند و از طرف دیگر به پزشکان شهرستانی میگوید ما به تو پروانه مطب میدهیم به این شرط که کار زیبایی نکنید غافل از اینکه اگر مشکل را برطرف کنید او کار زیبایی نمیکند؛ هیچ پزشکی برای اینکه کار زیبایی کند وارد رشته پزشکی نمیشود. همه دوست دارند در درمان و بهبود حال بیماران و کمک به سلامت آدمها کار کنند، اما وقتی ما نمیتوانیم تعرفهشان را درست کنیم و همیشه راهحلهایی که برایشان فکر میکنیم متأسفانه راهحلهایی است که در لحظه اندیشیده میشود و برنامه برای آینده نداریم و خطرات و آسیبهای آینده را خوب شناسایی نمیکنیم و راهحلهایی که ارائه میدهیم راهحلهای مناسبی نیست.
شما در صحبتهایتان در بحث مهاجرت نخبگان و متخصصان و حتی من جایی خواندم ما بعد از کرونا مهاجرت پرستاران را هم داشتیم. میخواستم ببینم در این حوزه چه راهکاری میشود ارائه کرد؟ آیا این ماجرای غالب شدن سیاست در همه حوزهها در این ماجرا هم تأثیر داشته است؟
بخشی از آن مسائل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی کشور در مورد تمام شهروندان صادق است. ما در کشورمان مورد مهاجرت را مشخصا در اطرافمان میبینیم که سیر افزایشی دارد. در مورد پزشکان هم یکسری مسائل خاصتر وجود دارد. اول بحث معیشتی است و پزشکی در همهجای جهان شغلی است که در آن معمولا وضعیت معیشتی خوبی دارند. مثل یک بازار رقابتی میماند، اگر یک کشوری ماهی ۶۰۰۰ هزار دلار به پزشک ما بدهد و آن پزشک در بهترین شرایط خودش حداکثر ۱۰۰۰ دلار درآمد داشته باشد معلوم است که فکر میکند آن ۶ هزار دلار یا ۱۰ هزار دلار در رفاه و تأمین خانوادهاش مهمتر است. مسأله بعد اینکه این پزشک بالاخره در هرجای دنیا برود شأنیت حرفهاش و حرمتش حفظ میشود ولی در ایران متأسفانه مدتهاست هجمههایی علیه جامعه پزشکی داریم که ناراحتکننده است و روی مهاجرتش مؤثر است.
نکته بعد اینکه ما پزشکی را طوری جلوه میدهیم که پزشکان پول زیادی را از بیماران میگیرند و این ناراحتکننده است. پزشکان ما الان حاضرند اگر یک درآمد منطقی داشته باشند هیچ پولی از بیمار نگیرند. در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا، پزشک پولی از بیمار نمیگیرد و از بیمهها میگیرد. اینجا مشکل آن است که پزشک و بیمار رودررو میشوند و بیمار مجبور است تعرفه را از جیبش پرداخت کند، چون بیمه این کار را نمیکند. وقتی بیمار پول را میدهد و پزشک دریافت میکند، بیمار احساس میکند پول زیادی به پزشکش داده است و پزشک هم احساس میکند پول کمی دریافت کرده است. هر دو مشکل کجاست؟ در بیمهها.
بیمهها نمیتوانند کاری که باید و وظیفه دارند انجام دهند و این دو طرف ضرر میکنند. اگر رابطه مالی درستی تعریف میشد هیچ پزشکی دوست ندارد ببیند بیمارش پول دارو ندارد و تحت فشار است که برای اینکه پول درمانی را پرداخت کند. پزشکان هم انسان هستند مثل همه ما و از فقر بیمارهایشان رنج میکشند. باید بیمهها را درست کنند، اما متأسفانه این اتفاق نمیافتد. بنابراین طبیعی است که پزشکان فکر کنند به کشوری مهاجرت کنند که آنجا هزینههای درمان را بیمه پرداخت میکند.