
فعال سیاسی اصولگرا در برنامه چهاردهم رکن سه، به آسیبها و موانع سر راه جمهوریت نظام پرداخت.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در ادامه سری برنامههای رکن سه (رکن احزاب) که به تهیهکنندگی و با اجرای اسفندیار عبداللهی در دیدارنیوز ضبط و منتشر میشوند، اینبار و در پانزدهمین این برنامه میزبان وهاب عزیزی دبیرکل جبهه جهادگران ایران اسلامی بودیم.
ویدیوی برنامه چهاردهم رکن سه را اینجا ببینید
آنچه میخوانید پرسش و پاسخهای گفتوگو با وهاب عزیزی دبیرکل جبهه جهادگران ایران اسلامی است:
در مورد کارکرد احزاب و قوانینی که در همین رابطه در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است یا در جریان تصویب قرار دارد توضیح دهید، معتقدید به جمهوریت آسیب میزند، چه جمهوریتی مد نظر شما است؟
جمهوریت به معنی خالص کلمه با حضور و مشارکت مردم مفهوم پیدا میکند. اگر مردم در صحنه سیاسی حضور نداشته باشند جمهوریت رنگ میبازد، اگر جمهوریت را از نظام ما بگیرند اسلامیت میماند، نظام ما دو بال دارد جمهوریت و اسلامیت، هیچ پرندهای با یک بال پرواز نمیکند، اعتبار نظام ما به جمهوریت آن است، اسلامیت هم که اعتقاد همه ما است. لذا قانونی که تحت عنوان اصلاح طرح موادی از قانون انتخابات در مجلس شورای اسلامی به صورت عجولانه و گاها به صورت چند شیفته توسط نمایندگان تصویب شد الان در شورای نگهبان در حال بررسی است. قانونی است که عجولانه نوشته شده و خام، سنگین و مبهم است و با روح قانون اساسی همخوانی ندارد.
در این قانون در اختیارات شورای نگهبان دست برده شده و گفتهاند شورای نگهبان میتواند حتی بعد از انتخاب نماینده توسط مردم او را رد صلاحیت کند. کسی که نماینده مردم شد نباید رد صلاحیت شود چرا که شورای نگهبان قبل از آن میتواند صلاحیتها را بررسی کند، شورای نگهبان را میخواهند قویتر و نقش آن را پر رنگتر کنند، البته این قدرت نیست بلکه عملی سختگیرانه برای مردم است، وقتی این کار را انجام دهند نخبگان به سمت انتخابات نمیآیند و وقتی آنها انتخابات را رها کنند مردم هم نمیآیند و مردم وقتی در انتخابات حضور نداشته باشند و از صندوق رای قهر کنند، چه اتفاقی میافتد؟ مشارکت کم میشود و جمهوریت نظام اعتبار خود را از دست میدهد.
اعتقاد ما بر این است در انتخابات سال ۱۴۰۲ خیلی برای تقویت مشروعیت نظام به مشارکت مردم نیاز داریم. امروز مشارکت را زیر ده درصد ارزیابی میکنند که ضعف و آسیب تلقی میشود. ما در مجموعه خودمان مشارکت در تهران و کلان شهرها را شش درصد و در باقی شهرها زیر ده درصد پیش بینی میکنیم. با این مشارکت نماینده ما نمیتواند حرف بزند. اعتبار قانون به مقولیت آن توسط اکثریت جامعه است، وقتی اکثریت قانونی را قبول نداشته باشند قانون خود به خود و عملا از اعتبار ساقط میشود، به این دلیل ما به این قانون انتخابات نقد داریم و امیدوار هستیم که اجرایی نشود.
شما در پست اینستاگرام نوشته بودید که بفرمایید که این جا خانه احزاب است نه خانه ملت. شما دبیرکل یک حزب سیاسی هستید، باید خوشحال باشید که مجلس خانه احزاب باشد و از نظر حکمرانی حزبی و دموکراسی کلاسیک، نباید مشکلی داشته باشد.
خانه احزاب به عنوان یک تشکل ثبت شده است و احزاب هم همراهی میکند. وقتی مجلس خانه ملت شود خانه همه است، در حال حاضر مجلس نه خانه ملت و نه خانه احزاب است، بلکه خانه مافیای اقتصادی است. خانه ملت با این مفهوم که احزاب آزادانه بتوانند حرکت کنند و آزادانه نماینده بفرستند، نیست. الان احزاب ما احزاب مردمی نیستند بلکه مافیایی و تشکلهای گروههای خاص هستند. در کشور ما به احزاب بها داده نشده است، احزاب بین مردم اعتبار و قدرت حرکت ندارند به چه دلیل؟ چون اجازه ندادند که احزاب حرکت کنند.
احزاب آمدند فعالیت کردند و شعار دادند و کار کردند، اما در نهایت میبینیم که جریان دیگری و به شکل دیگری نمایندههایش را از صندوق بیرون آوردهاند، دستان نامرئی در کشور ما به جای احزاب کار میکنند، در انتخابات سال ۹۸ دستان نامرئی کاری کردند که یک طیف از نمایندههای الک شده و سرهم شده وارد مجلس شوند. نمایندههایی که سواد و خاصیت نداشته باشند و نمایندههایی که نتوانند مطالبات ملت را پیگیری کنند. نمایندههای مجلس یازدهم را نماینده ملت نمیدانم اینها جاده صاف کن دولت هستند، ما در مورد بحث هماهنگی قوا صحبت میکنیم که به نظر من تشکیل شورای عالی هماهنگی سران قوا، خیانت به کشور و قانون اساسی است، اصلا مفهوم ندارد، چون دولت باید کار خود را انجام دهد و مجلس باید قانون گذاری کند و نظارت داشته باشد و قوه قضاییه جلوی عدم کارکردها و تخلفات را بگیرد. وقتی هماهنگی داشته باشد یعنی شما چشم بر یک سری تخلفات و عدم کارکردها و عدم انجام وظایف میگذارید و کشور ما دچار چنین وضعیتی میشود.
انتخابات سال ۹۸ و ۱۴۰۰ نتیجه اش اعتراضات و آشوبهای سال ۱۴۰۱ شد. یک سری از آن با عنوان اعتراضات و یک سری به عنوان اغتشاشات نام میبرند. ماهیت یکی بود ما هر نامی بگذاریم به هر حال اتفاقاتی افتاد که کشور ما را دچار بحران کرد.
نتیجه عدم مشارکت و نبود مردم در میدان است؟
وقتی ما مردم را بازی نمیدهیم و مردم را نمیبینیم مردم به نوع دیگری خود را نشان میدهند، ما در انتخابات ۹۸ مردم را ندیدیم و تعداد افراد را که تایید صلاحیت شدند (در این جا شورای نگهبان و احزاب و گروههای تاثیرگذار هم سهم دارد) ماحصل آن انتخابات مجلس ۹۸ شد که یک سری نمایندگان کم خاصیت و کم تدبیر و بی سواد آمدند. ما میبینیم این نمایندهها نمایندگان ملت ایران نیستند، ملت ایران خیلی فاخرتر و اندیشمندتر از اینها هستند. ملت ایران شریف است و شایسته نیست افراد ضعیفی را به عنوان نماینده ملت ایران بفرستیم، اینها نمایندگان یک سری گروههای خاص هستند.
ملت ایران تحلیل دارد؟
ملت ایران عقبه فرهنگی چندین هزار ساله و سابقه و ادبیات بسیار غنی دارد.
رهبری فرمودند که ملت تحلیل ندارد و چه کسی گفته است که برای هر موضوعی رفراندوم برگزار کنیم؟ از طرفی کارشناسان سیاسی میگویند دموکراسی از مردم تحلیل نمیخواهد بلکه دموکراسی از مردم رای میخواهد، این موارد را چگونه ارزیابی میکنید؟
ما در انقلاب 57 یک پیر داشتیم به نام حضرت امام خمینی "ره" که مقام معظم رهبری از ایشان تقلید و پیروی میکردند. حضرت امام فرمودند رای رای ملت است، مقام معظم رهبری فرمودند مردم تحلیل ندارند که در این مورد به موارد جزیی اشاره کردند، ولی در کلیت این ملت ایران هستند که تصمیم میگیرد چه کسی در مجلس باشد و چه کسی در جاهای دیگر.
اگر احیانا بر اثر تصادف و بر اثر زور و سلاح یک عده قلیلی بر مردم تسلط پیدا کنند عمر این حکومت کوتاه خواهد بود. ملت و نظامی پاینده است که با مردم هماهنگ باشد و برای مردم حکومت کند و نماینده مردم باشد. الان در بخشهایی شاهد هستیم که برخی از نهادها نماینده مردم نیستندو نماینده اشخاص هستند، حتی نمایندههای مجلس هم نماینده اشخاص شده اند چه اشخاصی؟ اشخاص سرمایه گذار، اشخاصی که به اینها کمک کردند و این افراد را به مجلس فرستادند.
دو اصل پر چالش و جذاب برای فعالان سیاسی وجود دارد؛ یکی اصل ۵۹ قانون اساسی است و دیگری اصل ۲۷ است. نظر شما در مورد اصل ۵۹ قانون اساسی (اصل رفراندوم) به عنوان کارشناس سیاسی چیست؟
نظام ما بر اساس رفراندوم بنا شده است. به وسیله رفراندوم جمهوری اسلامی مستقر شد، رفراندوم دوم در سال ۵۸ بود و مردم به جمهوری اسلامی رای دادند، اصل و بنای جمهوری اسلامی بر رای و نظر مردم است، در این جا اختلاف نظر پیش امده به جهت این که شاید موارد جزیی نیاز به رفراندوم نداشته باشد و نمایندههای مردم و حاکمیتی که مردم آنها را قبول داشته باشند اینها از طرف مردم تصمیم میگیرند و وکلای مردم هستند و حتی مقام معظم رهبری هم اگر نماینده مردم باشند میتوانند به جای مردم تصمیم بگیرند، ولی وقتی نماینده مردم نباشند عملکرد مردم نشان میدهد چقدر حاکمیت را قبول دارند، ولی وقتی مردم از حاکمیت فاصله بگیرند آن چیزی که حاکمیت از آنها میخواهد عکسش را انجام میدهند در این جا به تدریج نمایندهها اعتبارشان را از دست میدهند، در این جا میتوانیم بگوییم رفراندوم نیاز است. من رفراندوم را رد نمیکنم بلکه معتقدم نظر مردم، نظر نهایی برای اداره کشور است.
شما میگویید در جزییات شاید نیاز نباشد و قانونهای مجلس برای همین جزییات است. اما اگر مردم بخواهند در مورد کیفیت و کمیت چینش اعضای شورای نگهبان یا استصواب یا حجاب یا رابطه با آمریکا (به عنوان مثال) نظر بدهد، چکار باید بکنند؟
شورای نگهبان عملکرد خوبی ندارد، نه این که آدمهای مساله داری باشند بلکه هیئتهای نظارتی شورای نگهبان حواشی بسیار دارند، ناظرین آن افرادی که هستند به مرور زمان در وظیفه خود دچار انحراف شده اند یا جانب داری یک نهاد سیاسی خاصی را میکنند یا این که یک جریان خاصی در عوامل شورای نگهبان به اسم دفاع از ولایت فقیه و ارزشی بودن و دفاع از کشور نفوذ کرده است. گاها ما میبینیم و شاهد هستیم افراد مومن و ولایت مدار و قانونمند را حذف میکنند این را نمیتوان حذف کرد، اعضای شورای نگهبان وقتی میخواهند بررسی کنند سرشان شلوغ میشود و قاعدتا در اینجا کم لطفیها و بی انصافیهایی هم صورت میگیرد و این موارد باعث دلسرد شدن مردم میشود، اگر شورای نگهبان حرفهای من را نمیپذیرد میتوانند نظر سنجی کند و متوجه شود چند نفر نظرشان نسبت به این شورا منفی یا مثبت است. به نظر من شورای نگهبان در عوامل و حواشی خود باید تجدید نظر کند، عوامل شورای نگهبان تحت نفوذ قرار گرفته است، من عملکردشان را که دیدم متوجه شدم که تحت نفوذ معنوی یک جریان خاص هستند.
اما دوازده عضو شورای نگهبان مستقیم و غیر مستقیم، منصوبان رهبری هستند؟
من به اعضای شورای نگهبان توصیه برادرانه میکنم که آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشند. ما خیلی از افراد را میبینیم و تشخیص میدهیم که ظاهرا موجه هستند و گاها اینگونه نیست و اتفاق دیگری افتاده است. بهتر است دایره را وسیعتر ببینیم تا افراد دیگری وارد انتخابات شوند و بخشی از این انتخابات را به دست مردم بسپاریم و انتخابات را تبدیل به انتصابات نکنیم.
ما در قانون و برای تایید صلاحیت افراد، مراجع چهارگانه داریم، چهار نهاد داریم که صلاحیتها را احصا میکنند، اگر تصمیمات شورای نگهبان بر اساس گزارش آن چهار نهاد باشند کسی نمیتواند اعتراض کند، اما زمانی که بحث ظاهر پیش میآید آن مشکل، مشکل استصواب است که به ظاهر افراد توجه میکند؟
من سعی کردم استقلال خود را حفظ کنم، هر چه از اوایل انقلاب فاصله میگیریم از این انتخابات تا انتخاب بعدی نمایندهها نقش کم رنگ تری پیدا میکنند و امروز با قانون جدید انتخابات، به سمتی میرویم که اندک سالاری جای مردم سالاری را بگیرد و با قانون جدید به تدریج انتخابات به سمت انتصابات کامل میرود.
سید محمد خاتمی هم با اشاره به این قانون، تصویب آن را قدم گذاشتن در مسیر خود براندازی بیان کرده است؟
ادامه دارد......