
علی صوفی، وزیر تعاون دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی خانه احزاب با بیان اینکه اگر حاکمیت اصلاحات را انجام دهد میتوان به حفظ نظام امید داشت، گفت: مردم از حجاریان، باهنر و بالاتر از آنها گذشتهاند، مردم دیگر گوش شنوایی برای انتخابات ندارند و انتخابات دیگر برای آنها از موضوعیت خارج شده است.
دیدارنیوز: علی صوفی گفت: زمانی بود که بین جریان اصول گرا و اصلاح طلب رقابت وجود داشت، آن زمان، شخصیتها اثر داشتند و میتوانستند موج ایجاد و فضا را دو قطبی کنند، ولی الان، شخصیتها مطلقا هیچ تاثیری ندارد.
در حالی که هنوز هشت ماه تا داغ شدن تنور انتخابات مانده دوطیف اصلاح طلب و اصول گرا دمیدن در این تنور را آغاز کرده اند و در ابتداییترین واکنشها سعید حجاریان از جبهه اصلاحات، فرضیههایی را به اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات گوشزد کرد و جناح رقیب هم با هنرنمایی باهنر مسئولیت شرط گذاری را ازآنِ حاکمیت دانست. انگار نه انگار که وی در حال حاضر مسئولیتی در حاکمیت ندارد.
از سوی دیگر باید دید اصلاح طلبان که از انتخابات قبل فاصله گرفته بودند حالا با روی کار آمدن آذر منصوری با رویکردی متفاوت در انتخابات مجلس مشارکت خواهند کرد یا خیر.
در گفتگو با علی صوفی وزیر تعاون دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی خانه احزاب به بررسی این رویارویی و میزان مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات دوازدهمین دوره مجلس پرداختهایم.
هفته گذشته آقای حجاریان به اصلاح طلبان برای ورود به انتخابات آتی ۶ فرض را مد نظر قرار دادند سپس آقای باهنر در مصاحبهای گفتند شما نمیتوانید برای حاکمیت شرط و شروط بگذارید و این حاکمیت است که باید برای شما شرط و شروط بگذارد. بنظر شما بر چه اساسی ایشان چنین صحبتهایی کرده اند؟
این نشان میدهد که هیچ گوش شنوایی در جناح وابسته به حاکمیت وجود ندارد که آقای باهنر بیاید و چنین حرفی بزند، باهنری که به هرحال خودش هم نسبت به انتخابات ۱۴۰۰ نقد داشته و یک جورهایی آن را نقد کرده. باهنری که میخواهد مثلا به عنوان یکی ازعقلای حاکمیت بیاید و راه حلی پیدا کند و راهی پیش پای مردم و جریانات سیاسی بگذارد که از این بن بست بیرون بیایند، هیچ کس نیست که در کشور قبول نداشته باشد عدم حضور نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چقدر مهم است بویژه اینکه انتخابات دیگر بی معنا شده است. بنده خودم عضو شورای مرکزی خانه احزاب هستم و درآنجا همه احزاب هستند، چه فراکسیون اصولگرا و اصلاح طلب و مستقلین آنجا عضو هستند و در جلساتی که آنجا برگزار میشود، ما در جریان این بندها در خانه احزاب که مجمع احزاب کل کشور است قرار میگیریم. هیچ کس نیست که بخواهد از انتحابات ۱۴۰۰ دفاع کند و هیچ جریانی نیست که امیدی به انتخابات پیش رو داشته باشد. باهنر از کجاچنین حرفی زده نمیدانم، مگر اینکه مثلا حجاریان را قبول نداشته باشد، اگر حجاریان حرف نزند پس چه کسی میخواهد حرف بزند.
مواضعی از این جنس حتی اگر شخصی هم باشد تا چه حد در تصمیم اطلاح طلبان درمورد حضور در انتخابات تاثیر گذار خواهد بود؟
هیچ، هیچ. زمانی بود که بین جریان اصول گرا و اصلاح طلب رقابت وجود داشت، آن زمان، شخصیتها اثر داشتند و میتوانستند موج ایجاد و فضا را دو قطبی کنند، ولی الان، شخصیتها مطلقا هیچ تاثیری ندارد.
وعلت این همه قاطعیت در کلام تان؟
علت این است که اولین اثر آن باید روی مردم باشد، مردم اصلا از این حرفها گذشته اند و نه حجاریان و نه باهنر و نه بزرگتر و بالاتر از آنها. مردم دیگر گوش شنوایی برای انتخابات ندارند و انتخابات دیگر برای آنها از موضوعیت خارج شده است. وقتی در سال ۹۸ و ۱۴۰۰ نیامدند شرکت کنند اتفاقی نیفتاده که بخواهند الان در انتخابات ۱۴۰۲ شرکت کنند. در این چهار سال (از ۹۸ تا ۱۴۰۲) اوضاع بدتر شده است که بهتر نشده است.
با توجه به اینکه خانم منصوری رئیس شورای اصلاح طلبان شده آیا در این دوره جریان اصلاحات موضع گیری بهتری نسبت به انتخابات خواهد داشت یا خیر؟
تاثیری نخواهد داشت، گرچه حساسیت نسبت به منصوری به دلیل جریان اعتراضات سال گذشته زیاد است، اما این دلیل نمیشود، چون در آنجا تصمیم جمعی است و فرد در تصمیم گیریها چندان تاثیری ندارد. معمولا در مجمع عمومی تصمیمات اتحاذ میشود و تابع شرایط عمومی انتخابات است و طبعا نظرات اصلاح طلبان در بیرون از جبهه اصلاحات نیز روی این تصمیم تاثیر گذار است، بنابراین اینگونه نیست که انتخاب یک فرد الان بتواند در انتخابات تاثر بگذارد. مثلا در نیمه اول دهه ۹۰ که به اجماع سازی نیاز داشتیم و گرفتن تایید صلاحیت از حاکمیت، افراد میتوانستند نقش داشته باشند.
به مورد مصداقی اشاره میکنید؟
مثلا حضور عارف در راس شورای عای سیاست گذاری جبهه اصلاحات به این دلیل بود که عارف کسی بود که حاکمیت روی ایشان حساس نبود و بنابراین جبهه اصلاحات میتوانست به اجماع سازی خودش از طریق ارتباطات عارف و حاکمیت ادامه دهد، اما در شرایط کنونی اصلا اوضاع کاملا متفاوت است. یعنی در نیمه اول دهه اول ۱۴۰۰ کاملا برعکس شده است.
با توجه به اینکه گفتید جریان اصلاحات قائم به فرد نیست، فکر میکنید مواضع جریان اصلاحات در انتخابات آتی چگونه خواهد بود؟
این موضوع به حاکمیت بستگی دارد و در اصل همه چیز به حاکمیت بستگی دارد، همچنین درآن بیانیه ۱۵ مادهای خاتمی اتمام حجت لازم با حاکمیت شده وکاملا مشخص است که اگر حاکمیت میخواهد که انتخابات پرشوری داشته باشد باید آن موانعی که خاتمی به آن اشاره داشته، بردارند، مواردی نظیر نظارت استصوابی، نقش شورای نگهبان در تایید صلاحیت ها، انتخابات آزاد و رقابتی و.. اگر حاکمیت این اصلاحات را انجام دهد میتوان به حفظ نظام امید داشت و اگر اینچنین نباشد همه چیز از دست خواهد رفت. اصلاح طلبان هم قطعا روی همین بیانیه ۱۵ بندی خاتمی متمرکز خواهند شد و تحقق این مطالبات را دنبال خواهند کرد. طبعا اگر بهبودی حاصل شد به همان نسبت اصلاح طلبان هم به انتخابات نزدیک میشوند و اگر بهبودی حاصل نشد همانطور که مردم از انتخابات فاصله گرفته اند اصلاح طلبان هم مجبورند از انتخابات فاصله بگیرند.