
یکی از نقدهای جدی به وزارت خارجه ایران انفعال در قبال مسئله قفقاز است در حالی که در چند سال اخیر، از آمریکا و اسراییل تا پاکستان و چین و حتی اتحادیه اروپا در حال یارگیری در منطقهاند.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: رجب طیب اردوغان سفرهای دیپلماتیک دولت تازهاش را از کشور آذربایجان آغاز کرد. متحد استراتژیک ترکیه در سیاست خارجی و برادر کوچکترش در قفقاز که، چون یک روح در دو بدن برنامههای گستردهای برای آینده دارند. کما اینکه تا چند ماه دیگر کنسولگری ترکیه در قره باغ و دانشگاه مشترک دو کشور در باکو افتتاح خواهد شد.
در رسانههای ایران، اما خبر اصلی این سفر به گفتوگوی اردوغان با خبرنگاران در مسیر بازگشت مربوط میشد: "مشکل اصلی کریدور زنگزور نه ارمنستان بلکه ایران است و مواضع جمهوری اسلامی، ما و آذربایجان را رنجانده است. اگر ایرانیان رویکرد مثبتی به این موضوع داشتند امروز ترکیه، آذربایجان و ایران از طریق جاده و راه آهن با هم ادغام شده و شاید مسیر پکن- لندن هم باز میشد".
ـ زنگزور نام قدیمی و روسی رشته کوههایی در منطقه قفقاز است که از مرزهای ایران آغاز و دامنهاش تا ارمنستان، نخجوان و ترکیه کشیده میشود. این کوهها در واقع مرز طبیعی بین منطقه خود مختار نخجوان و کشور ارمنستان هم محسوب میشود. منطقهای که طبق عهدنامه گلستان به روسیه تزاری واگذار و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بخشی از استان سیونیک ارمنستان شد.
در بند ۹ قرارداد صلح قره باغ که پس از پایان جنگ ۲۰۲۰ قفقاز امضا شده چنین آمده است: "کلیه فعالیتهای اقتصادی و ارتباطی در منطقه بلامانع است. ارمنستان ایمنی حمل و نقل بین مناطق غربی کشور آذربایجان و نخجوان را به منظور ساماندهی حرکت بدون مانع شهروندان، وسایل نقلیه و بار در دو جهت تضمین میکند. با توافق طرفین ایجاد زیرساختهای جدید برای پیوند دادن نخجوان و آذربایجان بلا مانع است".
قراردادی که حالا به یک بحران جدی در قفقاز بدل شده است. اما بازیگران اصلی زنگزور چه کشورهای هستند و چگونه به آن مینگرند؟
ـ ترکیه: رجب طیب اردوغان در سومین دهه از حکمرانیاش در تکاپوی معرفی ترکیه بعنوان یک قدرت میانی در جهان است و تقریبا هیچ راهبرد منطقهای شمال آفریقا، شرق اروپا و حوزه خلیج فارس بدون مشورت و مشارکت آنکارا سامان نمیپذیرد. گسترش نفوذ به قفقاز و یکپارچگی جهان ترک، تازهترین راهبرد اردوغان در سیاست خارجه است. درواقع ترکیه تلاش میکند با اتصال کشورهای حاشیه خزر به آبهای گرم مدیترانه نقش رهبری خود بر این منطقه را تثبیت کند و از هژمونی روسیه و ایران بکاهد.
نزدیکترین راه اتصال شرق به غرب که طبق ادعای اردوغان، چین را به لندن متصل کرده و منافع اقتصادی فراوانی را عاید آنکارا خواهد کرد. از دیگر سو سیاست اردوغان، حداقل در دو سال اخیر نرمال سازی روابط با خاورمیانه بوده است. ترکیه تقریبا با تمام کشورهای حوزه خلیج فارس به روابط پایدار برگشته و حتی قصد ترمیم کینههای تاریخی و کهنه با ارمنستان را دارد؛ بنابراین در سمت ترکیه هم به نظر هیچگونه تمایل برای رو در رویی با جمهوری اسلامی ایران دیده نمیشود. ایرانیها از لحاظ سابقه تاریخی، شباهتهای فرهنگی و روابط اقتصادی در زمره بهترین همسایگان ترکیه به حساب میآیند و درهم تنیدگی مردم دو کشور، سیاستمداران هر دو طرف را به سمت نزدیکی بیشتر سوق میدهد.
ـ آذربایجان: کریدور زنگزور برای آذربایجان خروج از یک بن بست تاریخی است. آنها را به نزدیکترین دوست خود در جهان متصل کرده و فشار ژئوپلیتیکی ایران، روسیه و ارمنستان را کم خواهد کرد، نخجوان را به دامان باکو بر میگرداند و طول مسیرهای ترانزیتی به غرب را نصف خواهد کرد. به این ترتیب این شاهراه برای الهام علیاف نقشی حیاتی داشته و تحرکات تازه او در ارتباط با اسراییل، اروپا و لفاظیهایش درباره ایران را باید در ذیل پرونده زنگزور فهمید، تلاشهایی در جهت فشار بر ایران تا شاید در پای میز مذاکره در قبال پیمانهای امنیتی و مرزی امکان بازگشایی این کریدور را بیابد.
اما فراموش نکنیم سیاست خارجه در دولت آذربایجان قطعا با همراهی و موافقت ترکیه پیش میرود. باکو در سالهای اخیر با گسترش صادرات گاز به جنوب اروپا و گشایشهای مالی، سرمایه گذاری بزرگی را در بخش نظامی/امنیتی انجام داده است. چه آنکه در جنگ اخیر قره باغ طی چهل روز به بحرانی ۳۰ ساله پایان داده و مشخصا علاقمند به ایجاد مسیر زنگزور برای اتصال به نخجوان و ترکیه است. اما همه اینها بدون موافقت ایران و ترکیه میسر نیست. نوع موضعگیری اردوغان در بازگشت از باکو، موید همین نکته است. آنها مشتاق ایجاد کریدور زنگزور با مشارکت ایران، ترکیه و آذربایجان هستند.
ـ ایران: مهمترین بازنده زنگزور ایران است، مسیری که قدرت آذربایجان را در چانه زنیهای دیپلماتیک بالا برده و دست ایران را از معادلات قفقاز کوتاه میکند. آنچنان که صدها کیلومتر از این خط ارتباطی جدید به موازات مرزهای شمال غربی ایران میگذرد و بسیاری از قابلیتهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی را از بین خواهد برد. این اتفاق مسیر زمینی شمال غربی ایران را مسدود کرده و حتی بخشی از تشنجهای مرزی آذربایجان/ارمنستان به مرزهای ایران منتقل میشود.
اما سیاست خارجه ایران در دولت ابراهیم رئیسی توجه ویژهای به پیوندهای منطقهای دارد. پیوستن به پیمان شانگهای، عادی سازی روابط با عربستان و زمزمههای ارتباط مجدد با مصر مهمترین نشانههای این سیاست تازه جمهوری اسلامی است. راهبردی که احتمالا در منطقه قفقاز هم امتداد خواهد یافت. اما راهبرد کشورمان در برابر زنگزور چیست؟
یکی از نقدهای جدی به وزارت خارجه جمهوری اسلامی انفعال در قبال مسئله قفقاز است. در حالی که در چند سال اخیر این منطقه دستخوش تغییرات فراوان سیاسی و جغرافیایی شده و بازیگران فراوانی از آمریکا و اسراییل تا پاکستان و چین و حتی اتحادیه اروپا در حال یارگیری در منطقهاند، روابط دیپلماتیک ایران با آذربایجان به پایینترین سطح رسیده، ارتباط با ارمنستان همچنان مبهم است و در برابر مواضع گاه و بیگاه ترکیه درباره زنگزور سکوت میکند، نشاهایی از فقدان یک راهبرد کلی درباره آینده قفقاز که ترجیح میدهد با بیعملی مسئولیتی درباره آینده آن نپذیرد.
پیشنهاداتم درباره زنگزور را به یادداشت آتی موکول میکنم...
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه