
ما در آستانه قبول توافق هستهای(برجام) و پایان تحریمها بودیم که یک شوک وارد کرد و این شوک، شوک مثبت بود. یعنی باعث افزایش ارزش پولی ملی شده بود. آن زمان، بهترین زمان بود اگر نرخ ارز را تکنرخی میکردند. متاسفانه به علت این که از این فرصت استفاده نکردند و انتظارات روانی مثبتی که وجود داشت به تدریج به ناامیدی تبدیل شد، دوباره افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی اتفاق افتاد.
دیدارنیوز - در نیمه دوم سال ۱۳۹۶، التهاباتی در اقتصاد و بازار ارز رخ داد و در مدت چند ماه نرخ ارزهای معروف دنیا، بیش از ۲۰ درصد رشد داشتند. در سال ۱۳۹۷ التهابات ارزی ادامه پیدا کرد و دولت در ۲۰ فروردین سال جاری اعلام کرد که نرخ ارز از این به بعد تکنرخی است.
اسحاق جهانگیری از نیروهای حزب کارگزاران که در دولت حسن روحانی، مشغول به خدمت است، با قاطعیت اعلام کرد که «فعالان اقتصادی و مردم هیچ دغدغهای برای تامین ارزشان با نرخ ۴۲۰۰ تومان نداشته باشند».
به طور موقت التهابات ارزی فروکش کرد اما دونالد ترامپ رئیس جمهور ضدایرانی آمریکا که به طور یکجانبه از توافق هستهای خارج شده است، تبلیغات فرسایندهای را در خصوص اِعمال تحریم علیه کشورمان به راه انداخت.
در مجموع نرخ دلار در بازار آزاد از قیمت ۳۸۰۰ تومان شهریور سال ۱۳۹۶ به بیش از ۱۹ هزار تومان در مهر ماه سال جاری رسید. در ادامه نرخ دلار کاهش پیدا کرد و در روزهای اخیر در محدوده قیمتی زیر ۱۳ هزار تومان است.
در گفتوگویی که با سیدبهاءالدین حسینی هاشمی داشتیم. التهابات و شوک ارزی اخیر را به بحث گذاشتیم. حسینی هاشمی، مسئولیتهایی از جمله مدیرعاملی بانک صادرات را در کارنامه کاری خود دارد.
دیدارنیوز: در دی سال ۱۳۹۶ گفته بودید ارزش واقعی دلار ۵ هزار تومان است. در همان سال ۱۳۹۶ پیشبینی هم کرده بودید که تا آخر سال نرخ دلار به ۴ هزار و ۵۰۰ تومان خواهد رسید. در حال حاضر فکر میکنید تحلیلهای خودتان برای سال ۱۳۹۶ واقعبینانه بود؟
حسینی هاشمی: بله. با معیارها و مولفههایی اقتصاد ملی مثل تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه، تراز پرداختهای خارجی و نهایتاً قدرت برابری خرید ارزها، تحلیل من برای سال ۱۳۹۶ همان بود. اما اگر ارز را مدیریت نمیکردند و سیاست دستوری نبود و اجازه میدادند به میزان مابه التفاوت تورم داخلی و تورم خارجی، ریال تضعیف شود، همان اتفاق میافتاد و منطق اقتصادیاش همان بود.
دیدارنیوز: در جایی گفته بودید از سال ۱۳۹۲ به بعد یعنی ظرف پنج سال باید ارزش پول ملی ایران تضعیف میشد. این ۵۰ درصد برای پنج سال کافی بود و ارزش واقعی پول ما با این مقدار کاهش ارزش، مشخص میشد؟
حسینی هاشمی: در آن زمان میانگین سالیانه نرخ تورم را ۱۰ درصد فرض کردیم و کل تورم بر این مبنا ۵۰ درصد میشد. ارزش دلار هم در برابر ارزهای دیگر تضعیف شده بود. اگر حدود ۲۰درصد کاهش قدرت خرید دلار را در نظر میگرفتیم، چیزی در حدود ۷۰ درصد، ریال ما باید تضعیف میشد.
دیدارنیوز: با این فرضیات آیا رقمی بین ۵ تا ۶ هزار تومان برای نرخ دلار در اواخر سال ۱۳۹۶ مناسب بوده است؟
حسینی هاشمی: برای اواخر سال ۱۳۹۶، بله. من نرخی حول و حوش ۵ هزار تومان را پیشبینی میکردم. این نرخ هم دقیق نبوده و پیشبینی بوده است. رسیدن نرخ دلار به آن حد، روی رشد و توسعه اقتصادی تاثیر مثبت میگذاشت، باعث توسعه صادرات میشد، واردات را تا حدودی مهار میکرد و باعث میشد اشتغال و سرمایهگذاری افزایش پیدا کند.
دیدارنیوز: در اوایل دولت آقای روحانی، زمانی که آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی شد به خاطر چشمانداز مثبتی که ایجاد شده بود، نرخ ارز پایین آمد و نرخ دلار تا حد ۲۹۰۰ تومان کاهش پیدا کرد. در مهر سال ۱۳۹۲ آقای سیف اعلام کرد نرخ فعلی دلار در بازار در کف است و منطقی نیست قیمت دلار بیشتر از این پایین بیاید.
بعد از آن اظهار نظر رئیس بانک مرکزی، کاهش نرخ دلار متوقف شد. در وضع کنونی که ۵ سال از آن اظهارنظر گذشته است، آیا همان صحبت آقای سیف منطقی بود؟
حسینی هاشمی: درآن مقطع، صحبت آقای سیف درباره توازن اقتصادی، منطقی بود اما کاهش قیمتها ناشی از عملکرد اقتصاد نبود. چون اتفاق خاصی در اقتصاد ما رخ نداده بود. در آن مقطع زمانی، بدبینیها و حالتهای روانی وجود داشت.
ما در آستانه قبول توافق هستهای(برجام) و پایان تحریمها بودیم که یک شوک وارد کرد و این شوک، شوک مثبت بود. یعنی باعث افزایش ارزش پولی ملی شده بود. آن زمان، بهترین زمان بود اگر نرخ ارز را تکنرخی میکردند.
ما یک نرخ داشتیم و یک بازار داشتیم. میشد یک بازار عمیق به آن مقیاس داشته باشیم و هم منابع بخش خصوصی و هم منابع بخش دولتی، به آن بازار برود. اقتصاد، رقابتی شود و رانتها از بین برود. اضافهنمایی در واردات نشود که واردات زیاد نشان داده شود. همچنین کمنمایی در درآمد ناشی از صادرات هم نشود. همچنین رانت به وجود نیاید و تبعیض و فساد وجود نداشته باشد.
متاسفانه به علت این که از این فرصت استفاده نکردند و انتظارات روانی مثبتی که وجود داشت به تدریج به ناامیدی تبدیل شد، دوباره افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی اتفاق افتاد.
دیدارنیوز: یک بحث اصلی مرتبط با تکنرخی کردن ارز این بود که فساد بین نرخ ارز دولتی و نرخ ارز بازار با تکنرخی کردن ارز از بین میرود. از سال ۱۳۹۲ هر سال آقای سیف به عنوان رئیس بانک مرکزی اعلام میکرد تکنرخی را اجرایی میکند. به نظرتان چرا تا این حد دولت محافظهکارانه رفتار کرد و تا الان هم تکنرخی انجام نشد؟
حسینی هاشمی: در زمان آقای سیف، امیدواری ایجاد شده بود و موجی آمده بود. از قبل از تشکیل دولت آقای روحانی، تورم وجود داشت. میخواستند با پایین آوردن تورم و تکنرخی کردن ارز، برای خودشان تبلیغی داشته باشند و انجام این کارها را موفقیت خودشان بدانند.
در آن زمان نشسته بودند و تلاش کرده بودند که نرخ تورم را کاهش بدهند و بعد بتوانند شعار کاهش تورم را بدهند. مورد انتظار مردم، کنترل تورم بود. به همین دلیل، سیاستهای انقباضی را در پیش گرفتند.
اگر چه دولت کسری بودجه داشت و میتوانست با افزایش نرخ ارز در زمان تکنرخی کردن، کسری بودجه را تامین کند، اما با سیاستهای انقباضی پولی و بانکی جلوی فعالیت بانکها را گرفتند. در نتیجه اقتصاد، وارد رکود شد. در این حالت تورم توام با رکود پیش آمد و بعد ترسیدند که نرخ ارز را یکسان کنند. تصور میکردند جهش قیمتی و جهش تورمی به وجود میآید. در حالی که آن موقع، واقعاً چنین اتفاقی نمیافتاد.
به هر حال آدمهای محافظهکاری بودند و ترسیدند. چه آقای طیبنیا و چه آقای سیف و آقای نیلی و آقای نوبخت. این آدمها و خود رئیس جمهور، فکر میکردند تنها دستاورد دولت کاهش تورم بوده است. به همین خاطر، جرأت این که ارز را تکنرخی کنند، نداشتند. در حالی که تکنرخی کردن ارز، کمک میکرد.
این احتمال وجود داشت که تک نرخی کردن ارز، در کوتاه مدت یک موج گرانی به وجود بیاورد ولی بعد از آن، قطعاً اقتصاد تعدیل میشد و اقتصاد به تعادل میرسید. اما تک نرخی کردن ارز را انجام ندادند.
دیدارنیوز: در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶، شایعاتی درباره برکناری آقای سیف از ریاست بر بانک مرکزی مطرح بود و جامعه و فعالان اقتصادی کشور نسبت به این برکناری موضع منفی نداشتند.
آقای همتی در سوم مرداد سال جاری به عنوان رئیس جدید بانک مرکزی منصوب شد و یک ماه مانده بود تا دوره ۵ ساله ریاست آقای سیف تکمیل شود. چرا در چند ماهه اول منصوب شدن آقای همتی به ریاست بانک مرکزی، تکنرخی شدن ارز اجرایی نشده است؟
حسینی هاشمی: الان تکنرخی کردن ارز، کار مشکلی است. البته الان سه نرخ وجود دارد ولی میخواهند به تدریج نرخ سوم را کاهش بدهند. تردیدی جلوی آقای همتی در مورد تکنرخی کردن ارز وجود داشت اما همه با ابزار نرخ سوم، آهستهآهسته میخواهند به نرخ دوم برسند. نرخ اول هم به تدریج رها شود.
اگر به نرخ دوم نزدیک شوند و نرخ نیما [سامانه نظام یکپارچه معاملات ارزی] به سطح ۸ هزار تومان یا ۷ هزار تومان، برسد در آنجا شاید بتوانند تکنرخی کردن ارز را عملی کنند. البته میگویم شاید، چون الان فاصله با نرخ اول زیاد شده است، این ترس و وحشت از گرانی شتابان و زیاد، خیلی بیشتر شده است.
دیدارنیوز: شما اعتقاد دارید ارزش پول ما، از سال 1392 به بعد هر سال باید به اندازه ۱۰ درصد میانگین نرخ تورم تضعیف میشد. الان معتقدید همین مقدار نرخ تورم باید مبنا قرار بگیرد یا این که احیاناً نرخ تورم غیررسمی را باید در نظر گرفت و ارزش پولی ملی را متناسب با آن کاهش داد؟
حسینی هاشمی: شاخصها و نحوه محاسبه تورم، متفاوت است. تغییر سال پایه در شاخص تورم باعث میشود نرخ تورم کمتر نشان داده شود. درباره تورم باید بگویم که یک وقت، احساس تورم است و این که هر فردی چقدر احساس کند. هر فردی بر اساس بُعد خانوار خودش و حذف سبد مصرفی خودش، احساس تورم میکند یا هزینهاش تغییر میکند.
به همین دلیل، برداشت یکسانی درباره تورم وجود ندارد ولی به نحوی با شاخص تورم کار میشود که نرخ تورم کمتر باشد. چون هیچ دولتی، میل ندارد نرخ تورم را بالاتر بگوید و رشد تورم را بیشتر اعلام کند.
آن ۱۰ درصد نرخ تورمی که بانک مرکزی اعلام میکرد تا اندازهای درست بود ولی بعد از آن، وقتی که تورم شروع به افزایش کرد، سعی کردند سال پایه آماری را عوض کرده و شاخصها را دستکاری کنند. ممکن است دیگر آن 10 درصد نباشد.
دیدارنیوز: از شهریور تا بهمن سال ۱۳۹۶ نرخ آزاد دلار از ۳۸۰۰ تومان به ۴۶۰۰ تومان حرکت کرد و حدوداً ۲۰ درصد نرخ دلار افزایش پیدا کرد. آن موقع این بحث مطرح بود که شوک ارزی وارد شده است.
در ماههای اول سال ۱۳۹۷ افزایش چند صد درصدی نرخ ارز اتفاق افتاد و در مقطعی حتی نرخ دلار به حدود ۱۹ هزار تومان رسید و در هفتههای اخیر کاهش داشته است. این وضعیت را چطور ارزیابی میکنید یا چه عواملی در این نوسانات قیمتی نقش داشت؟
حسینی هاشمی: چه دولت بخواهد این نرخ ارز را رسمی بداند و چه غیررسمی بداند، روی موضوع عرضه کالا و خدمات تاثیر دارد. قطعاً در محاسبات تورم در ماه جاری و ماههای آینده، خودش را نشان میدهد.
حدود ۳۰ درصد مصرف کشور با ارز دولتی تامین میشود و قیمت پایین این نرخ بر مقدار تورم تاثیر میگذارد. یک بخش دیگر که حدود ۳۰ درصد است با ارز نیما تامین میشود. بخش دیگری با ارز آزاد است و ممکن است در تورم تا حد ۳۰ درصد تاثیر بگذارد.
این نوع محاسبات باید انجام شود. این که حجم معاملات و تاثیر نرخ ارز در اقتصاد ۱۰ درصد باشد، از نظر تورم اثر بیشتری خواهد گذاشت.
دیدارنیوز: آقای پارسایی نماینده شیراز گفته است در زمان تصویب قانون مبارزه با تروریسم(CFT) در مجلس باید نرخ دلار پایین میآمد اما برعکس افزایش پیدا کرد و در زمان رد این قانون در شورای نگهبان باید نرخ دلار افزایش پیدا میکرد اما نرخ دلار کاهش پیدا کرد. این نماینده مجلس به وجود مافیای اقتصادی اشاره کرده و گفت مافیا کاری کرد که مردم بگویند قانون مبارزه با تروریسم تاثیر ندارد.
از طرف دیگر آقای ابراهیم محمدولی رئیس اتحادیه طلا و جواهر کشور گفته کاهش نرخ ارز در ماههای اخیر به خاطر عرضه و تقاضا بوده و اگر عرضه باشد نرخ ارز کاهش پیدا میکند.
این کاهشهای ماههای اخیر نرخ ارز را شما احتمالاً ناشی از عرضه و تقاضای ارز و مدیریت بانک مرکزی میدانید یا این که آن مافیای مورد نظر نماینده شیراز دارد کارهایی میکند که نظم بازار را به هم بزند؟
حسینی هاشمی: بزرگترین بازیگر بازار ارز، دولت است. دولت هم، سیاستهایی دارد. وظیفه دولت است که برای حفظ ارزش پول فعالیت کند. از آن طرف هم به هر حال تهدیداتی شد و تبلیغاتی برای یک تحریم بزرگ انجام شده بود. اما به خاطر تحریمها اتفاقی نیفتاد.
یک مقدار انتظار تورمی مردم کاهش پیدا کرد. دولت تلاش میکند بازار را مدیریت کند. چون دولت، بزرگترین بازیگر بازار است و سیاستهایش به این ترتیب است. همه این موارد تاثیر دارد.