
گروه دوم اعزامی که ما بودیم اوایل آذر سال ۱۳۹۶ وارد منطقه شدیم. این تیم شامل مشاوران، مددکاران و مربیان مهارتهای زندگی بود. کسانی اعزام شدند که کارشان بازی کردن با کودکان بود. در مناطقی که ما بودیم، توانستیم از آسیب بیشتر به بچهها جلوگیری کنیم. افراد تیم ما به چادرهای مختلف سرکشی میکردند. ما متوجه شدیم که بچهها در داخل چادرها هستند و از مادرشان جدا نمیشوند.
دیدارنیوز - در زلزله ۷.۳ ریشتری شهر اِزگله استان کرمانشاه بیش از ۶۰۰ نفر از هموطنان ما جان باختند. حوادثی مثل زمینلرزه، زندگی عادی افراد را به هم میریزند و بحران ایجاد میکنند. وقوع حادثه بحرانزا در طبیعت، منجر به بروز آسیبهای روحی و روانی در افراد حاضر در محل وقوع حادثه میشود.
در زلزله بزرگ اخیر کشورمان، دهها تیم حمایتی متشکل از روانشناسان و مددکاران اجتماعی، به مناطق بحرانی اعزام شده و خدمات سلامت روان ارائه کردند. در این چارچوب شبکه یاری کودکان کار و خیابان، تعداد ۷ خانه کودک در مناطق زلزلهزده شهرستان سرپل ذهاب تاسیس کرده است.
گفتوگوی پیش رو با نسرین خلیلی است که عضویت در هیات مدیره شبکه یاری کودکان کار و خیابان را به عهده دارد. او که فوق لیسانس روانشناسی دارد، در تاسیس و پیشبرد فعالیت خانههای کودک تاسیس شده در مناطق زلزلهزده، نقش جدی داشته و بارها از تهران به مناطق زلزلهزده رفته و خدمات حمایتی و اجتماعی خود را ارائه کرده است.
دیدارنیوز: یک ماه بعد از وقوع زلزله ۷.۳ ریشتری کرمانشاه معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی استان کرمانشاه اعلام کرده بود که ۹۱ کودک در مناطق زلزلهزده یتیم شدهاند که ۳۱ نفرشان مادرشان را و ۴۷ نفر پدرشان را و ۱۳ نفر پدر و مادرشان را در زلزله از دست دادهاند.
با توجه به این که روانشناس هستید میخواهیم بدانیم وقوع حوادثی طبیعی مثل زلزله، چه شوکی به افراد و مخصوصاً کودکان وارد میکند؟
خلیلی: زلزله نه تنها در کودکان بلکه در افراد بزرگتر ترس و وحشت ایجاد میکند. در انشاءهایی که بچههای مناطق زلزلهزده برای ما نوشتند ترسشان را بیان کرده بودند. ترس، وجود بچهها را فراگرفته بود. این ترس از زلزله، حتی بر حافظه کودکان اثر گذاشته بود.
دیدارنیوز: کودکانی که در زمین لرزه، پدر یا مادر خود را از دست ندادهاند دچار آسیبهای روحی و روانی خاصی میشوند. کودکانی که یکی از والدین یا هر دوی آنها را از دست دادهاند آسیب روحی و روانی بیش تری متحمل خواهند شد. شما که بعد از وقوع زلزله به طور مکرر در منطقه زلزلهزده شهرستان سرپل ذهاب حضور پیدا کردهاید، در منطقه زلزلهزده وضعیت کودکان از نظر روحی و روانی چطور بوده است؟
خلیلی: ما در محله «پاونار» شهر سرپل ذهاب و روستایی به اسم «تایشهای» حضور داشتیم. کودکانی که ما با آنها سروکار داشتیم پدر و مادر از دست نداده بودند و فقط اقوام دورترشان مثل خاله و دایی را از دست داده بودند.
علاوه بر ترس و وحشت از زلزله، نداشتن مادر یا از دست دادن پدر، غم بزرگی برای کودک است و ضربه هولناکی به کودک وارد میکند.
دیدارنیوز: بعد از وقوع زلزله سال گذشته، دهها تیم حمایت روانی متشکل از روانشناسان و مددکاران اجتماعی از سراسر کشورمان به مناطق زلزلهزده اعزام شده و برای ارائه خدمات روانشناسی و ارتقای سلامت روانی افراد مناطق زلزلهزده تلاش کردند.
در چارچوب تشکیلاتی که دارید شما از چه زمانی برای به حداقل رساندن آسیبهای روحی و روانی و اجتماعی فعالیت خود را در منطقه زلزلهزده شروع کردید؟
خلیلی: برخی از همکاران ما سریعتر به منطقه زلزلهزده رفتند و در زمینه توزیع اقلام و کالاهای ضروری فعالیت کردند. همچنین امکانات نصب کانکس را مهیا کرده و مجوز را دریافت کردند. چون لازم بود که از وزارت کشور و فرمانداری مجوز داشته باشیم تا بتوانیم کار خود را شروع کنیم.
گروه دوم اعزامی که ما بودیم اوایل آذر سال ۱۳۹۶ وارد منطقه شدیم. این تیم شامل مشاوران، مددکاران و مربیان مهارتهای زندگی بود. کسانی اعزام شدند که کارشان بازی کردن با کودکان بود. در مناطقی که ما بودیم، توانستیم از آسیب بیشتر به بچهها جلوگیری کنیم.
افراد تیم ما به چادرهای مختلف سرکشی میکردند. ما متوجه شدیم که بچهها در داخل چادرها هستند و از مادرشان جدا نمیشوند. خانوادهها میگفتند بچهها قادر نیستند از چادر بیرون بروند.
دیدارنیوز: بعد از وقوع بحران و حادثهای مثل زلزله چند هفته تا چند ماه طول میکشد تا افراد آن منطقه، به آرامش و روحیه امیدوارانه قبل از وقوع زلزله برگردند. در چند هفته اول، شما چطور توانستید کودکان را جذب کنید و شادی و نشاط را در آنها به تدریج ایجاد کنید؟
خلیلی: ما با سرکشی به چادرهای امدادی، از مادرها خواستیم که بچههای خودشان را به کانکس ما بیاورند. در ابتدا مادرها، بچهها را با ترس و وحشت میآوردند و از دور به فعالیتهای ما نگاه میکردند. به تدریج تعدادی از بچهها آمدند و بقیه هم، صدای بازی بچهها را شنیدند.
در ادامه جلب اعتماد شد و بچههای دیگری آمدند. در روزهای اول بعد از زلزله، بچهها پرخاشگری کلامی داشتند و همدیگر را کتک میزدند.
دیدارنیوز: آن پرخاشگری به چه عاملی برمیگشت؟
خلیلی: گاهی اوقات در بچههای کوچکتر اضطراب، خودش را به صورت پرخاشگری یا افسردگی خودش را به شکل خشونت نشان میدهد. خانوادهها، بچهها را برای گرفتن کمکهای اهدایی دخالت داده بودند و بچهها به دنبال ماشینهای حامل کمکهای اهدایی، میدویدند. بچهها در این روند، خیلی آسیب دیده بودند.
ما خیلی تلاش کردیم که بتوانیم بر آن روحیه غلبه کنیم و بچهها را به حیطه فعالیت و مسائل مربوط به خودشان بیاوریم. به شکلهای مختلف از جمله پرتاب گِل میخواستیم آن روحیه را تغییر بدهیم.
پرتاب گِل باعث میشد خشم و ترسشان، ریخته شود یا میگفتیم با گچ، روی دیوارهای تخریب شده نقاشی کنند یا ماسکهای مختلف درست کنند. ما میخواستیم تخلیه هیجان انجام شود.
در آن اوایل وقتی میگفتیم بچهها لِیلِی بازی کنید، آنها مات و مبهوت بودند. یا میگفتیم توپ بازی یا وسط وسط بازی کنید ولی بچهها انگار حافظه خودشان را از دست داده بودند و فقط تماشاچی بودند.
خوشبختانه در مدت دو هفته بچهها به روحیه سابق برگشتند. در این مرحله، بچهها خودشان جلودار بازیها شدند و بازیها را رهبری میکردند. بچهها خودشان، تیم تشکیل میدادند، خودشان طنابکشی میکردند و ما دورادور نظارهگر بودیم.
دیدارنیوز: صدها روانشناس و مددکار اجتماعی از استانهای مختلف کشور به مناطق زلزلهزده اعزام شدند. اگر این روانشناسان و مددکاران اجتماعی برای بهبود وضع روحی و روانی افراد مناطق زلزلهزده مداخله روانی و حمایتی نمیکردند آیا ممکن بود افسردگی و اضطراب کودکان مناطق زلزلهزده به سرعت کاهش پیدا کند؟
خلیلی: در آن حالت، من فکر نمیکنم اضطرابها کاهش پیدا میکرد. در مناطقی که دیرتر مداخله انجام شده یا مداخلهای انجام نشده است، هنوز بچهها دچار شبادراری، کابوسهای شبانه و افسردگی هستند. افسردگی آنها به شکل پرخاشگری و عدم تمرکز بر درس است.
دیدارنیوز: چطور شد که دو خانه کودک دیگر در شهر سرپل ذهاب و ۴ خانه کودک در روستاهای سرپل ذهاب تاسیس کردید؟
خلیلی: خانه کودک روستای «تایشهای» به این صورت تاسیس شد که عضو شورای روستا آمد و تقاضا کرد که یک خانه کودک در آن روستا راهاندازی شود. خانه کودک محله «پاونار» شهر سرپل ذهاب نیز به همین شکل راهاندازی شد.
اهالی محله پاونار به پارک لاله شهر سرپل ذهاب آمده و بر حسب اتفاق با خانه کودک پارک لاله آشنا شده بودند. اهالی روستای «تپه ماران» نیز با فعالیتهای ما آشنا شده بودند و درخواست راهاندازی خانه کودک را داشتند.
موسسه «رویش نهال جوان» و موسسه «توانمندسازی مهر و ماه» که عضو شبکه یاری هستند، در روستای «قلعه بهادری» خانه کودک و کتابخانهای برای بچهها تاسیس کردند. یکی دیگر از انجمنهای عضو شبکه یاری، خانه کودک و کتابخانه روستای «بریموند» روستا را راهاندازی کرد.
دیدارنیوز: تعداد ۱۹۰۰ روستا در زلزله ۷.۳ کرمانشاه آسیب دیده بودند. آیا پیگیری کردید که ببینید انجمنها و جمعیتهای خیریه و حمایتی، اقداماتی برای کاهش آسیبهای اجتماعی و روحی کودکان انجام دادهاند یا نه؟
خلیلی: تعداد زیادی از اعضای انجمن مددکاری و انجمن روانشناسان، به مناطق زلزلهزده اعزام شدند. یک تیم از روانشناسان نیز با سرپرستی خانم دکتر کاظمیان از دانشگاه علامه طباطبایی به منطقه زلزلهزده آمده و تا ماه فروردین به طور ثابت در آنجا مستقر بود.
دیدارنیوز: در آبان سال ۱۳۹۷ خانم دکتر فاطمه قاسمزاده که دکترای روانشناسی دارند از تهران به شهر سرپل ذهاب رفته بود و کارگاهی آموزشی برای مربیان خانههای کودک شبکه یاری برگزار کرده بود. عنوان کارگاه آموزشی مراحل رشد و رفتار با کودک بوده است. به غیر از دکتر قاسمزاده، کسانی دیگری هم بودهاند که تلاش کنند مهارتافزایی در مربیان خانههای کودک تحقق پیدا کند؟
خلیلی: بله. گروههای زیادی در مناطق زلزلهزده حضور داشتند. اما کسانی موفق هستند که در آنجا ماندگار باشند و از نیروهای انسانی محلی آنجا استفاده کنند. از ابتدا هدف شبکه یاری کودکان در تاسیس خانههای کودک، توانمندسازی نیروهای محلی بود.
مربیان محلی علاوه بر تجربه، نیاز به آموزش دارند. این آموزش، در قالب کارگاههای آموزش مربی و چگونگی رفتار با کودک و نوجوان شروع شد و ادامه پیدا کرد. ما سعی کردیم مربیان محلی در کارگاههای آموزشی شبکه یاری کودکان و حتی فرمانداری سرپل ذهاب شرکت کنند و بتوانند دانش خودشان را بالا ببرند.
دیدارنیوز: کلاسهایی را در قالب بازیدرمانی برای کودکان خانههای کودک برگزار کرده بودید. این بازیدرمانی چطور میتواند کمک کند کودکان مناطق زلزلهزده، توان خودشان را بازیابی و هیجانات را تخلیه کنند؟
خلیلی: بچهها مثل بزرگترها نیستند که ما افکارشان را به چالش بکشیم یا ترسهای خودشان را به طور کامل بیان کنند تا ما به شکل منطقی، آن ترسها را برطرف کنیم. فقط از طریق بازی کردن یا نقاشی میشود با اضطراب و ترس و نگرانی بچهها کار کرد.
برخی از بچهها در مناطق زلزلهزده، اختلالات رفتاری و پرخاشگریهای سطح بالا داشتند. ما با کار فردی با یک کودک که چنین اختلالاتی دارد جواب نگرفتیم. بنابراین سعی کردیم از طریق بازیهای گروهی، همکاری با گروه و آشنایی با قوانین یا برخی تخلیههای هیجانی از طریق بازی، روی آنها کار کنیم.
دیدارنیوز: در آبان امسال نمایشگاهی از کارهای دستی و نقاشی کودکان خانه کودک پارک لاله سرپل ذهاب برگزار شده و مسئولان شهر از جمله فرماندار به آنجا آمده بودند. این کارهای دستی در حد ارائه در نمایشگاه است یا احیاناً برنامهای برای فروش دارید که بچهها درآمد کسب کنند؟
خلیلی: هدف ما این بود که خانوادهها و اهالی آنجا به نمایشگاه بیایند و با توانایی بچههای خودشان آشنا شوند. واقعیت این است که با تاسیس خانههای کودک، خودمان هم تعجب کردیم که بچهها چقدر خلاق هستند و چقدر سریع میتوانند یاد بگیرند.
بچههای آنجا ابتکارهای جالبی داشتند. ما انتظار این حد را نداشتیم. ما میخواستیم خانوادهها و مسئولان آن شهر بدانند بچههایی هستند که در شرایط سخت و غیر عادی، تلاش میکنند کارهای خوبی انجام بدهند و چیزی بسازند.
دیدارنیوز: در این مدت با انجمنهای خیریه و حمایتی در داخل شهر سرپل ذهاب و روستاها که فعالیتهای حمایتی مربوط به کودکان را انجام میدهند و مشغول پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی و روانی هستند، تعامل داشتهاید؟
خلیلی: دوستان و مربیان محلی خانههای کودک که در آنجا هستند، صحبتهایی داشته و همکاریهایی دارند. با بهزیستی و هلال احمر نیز همکاریهایی داریم چون بعضی از بچهها سرشان مبتلا به شپش شده است.
بچهها در هفته باید بتوانند حداقل دوبار حمام کنند. چنین امکانی برای تعداد زیادی از بچهها و بزرگسالان وجود ندارد. در چنین وضعی مخصوصاً دختر بچهها، مبتلا به شپش میشوند. ما سعی کردیم با هلال احمر و خانههای بهداشت، ارتباط بگیریم تا بیایند از بچهها بازدید کنند و این مشکلات هم برطرف شود.
دیدارنیوز: هزینههای فعالیت خانههای کودک تاسیس شده در مناطق زلزلهزده چگونه تامین میشود؟
خلیلی: گاهی اوقات تعداد ۱۰۰ کودک یا ۲۰۰ کودک به یک خانه کودک مراجعه میکنند. تمام هزینهها را شبکه یاری کودکان به عهده گرفته است و دوستان شبکه که کمک مالی کردهاند. هیچ کمک دولتی هم دریافت نکردهایم.