
نکته قابل تامل که نیت تندروها از تخریب اصلاحطلبان را عیان میکند، سکوت آنها در مواجه به برخی کشورهای خارجی است که بر آتش اعتراضات در ایران میدمند. اصولگرایان اگر واقعا دلسوز کشور هستند، بهجای اتهامزنی به جریان اصلاحات، بهدنبال راهکاری بودند تا با بازگشت آرامش به کشور سبب سکوت کشورهای دیگر شوند؛ اما حذف رقیب داخلی برای آنها مهمتر از پاسخ به کنایه کشورهای خارجی است!
دیدارنیوز: برخی به هر اقدامی که منجر به آرامش در کشور شود، هجمه میبرند که نمونه بارز آن مواجهه اصولگرایان با اقدامات اخیر اصلاحطلبان از جمله دیدار با رئیس قوهقضائیه و دبیر شورایعالی امنیت ملی است.
علی شکوریراد، سخنگوی جبهه اصلاحات درباره این دیدارها گفته بود: «در این دیدارها تحلیلی از آنچه این روزها در ایران جریان دارد ارائه شد. همچنین توضیحاتی درباره خواستها و مطالبات معترضان مطرح و بر به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم و اجتناب از اغتشاش نامیدن همه اعتراضات و نیز ایجاد فرصت امن برای طرح اعتراضات مردم بهخصوص در دانشگاهها از نکات دیگری بود که به آن پرداخته شده است.»
موضوع دیگری که حمله به اردوگاه اصلاحطلبی را افزایش داد، به خبری باز میگردد که محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی دولت اصلاحات بیان کرد: «تردیدی نیست که خاتمی همیشه مطالبه اصلاح امور میکرد. همین مرز همیشگی او از یکسو با براندازی و از سوی دیگر با کسانی است که حاکمیت را تأیید مطلق کردهاند و بارها از حکمرانی بد در وضعیت موجود انتقادهای صریح کرده است. میدانم خیلیها در این ایام از اصلاح ناامید شده و از آن گذر کردهاند، اما صادقانه خوب است روشن باشد که خاتمی، فرصتطلبانه نمیتواند از هویت خودش فاصله بگیرد. حتی اگر مثل شرایط فعلی معترضان و حاکمیت صدایش را نشنوند. در اعتراضات اخیر، بهرغم مکاتبه خاتمی با رهبری و ملاقات اصلاحطلبان با مسئولان عالیرتبه برای جلوگیری از خشونت و اصلاح امور، نشانهای از اینکه خواستهها مورد توجه حاکمیت قرار گرفته باشد نیست.»
کیهان دیروز نوشت: «این مطلب در حالی از سوی ابطحی منتشر شده که خاتمی و برخی اصلاحطلبان در سال ۸۸ با ادعای دروغین تقلب و بازی در نقشه آمریکایی- انگلیسی- صهیونیستی آشوب، عملا در زمین براندازان نقش ایفا کردند و این در حالی بود که خاتمی میدانست و در محافل خصوصی چندبار اعتراف کرده بود که تقلبی اتفاق نیفتاده است. خاتمی و برخی عناصر همسو، در آغاز اغتشاشات اخیر هم نقش هیزمکشی و آتشافروزی را داشتهاند و قبل از اینکه نظر مراجع قانونی درباره فوت مهسا امینی منتشر شود، همین مساله را بهانه عقدهگشایی و اتهامپراکنی قرار دادند و حتی پس از روشن شدن ماجرا و آشکارشدن دست گروهکهای تروریست و تجزیهطلب در آتشافروزی خیابانی، حاضر به جبران خیانت خود و مرزبندی با اوباش تروریست و اشرار اجارهای نشدند تا این ننگ هم به فهرست خیانتهایشان افزوده شود.»
تخریب میکنیم
روزنامهای که به مدیریت حسین شریعتمداری منتشر میشود، ۵ آذر هم چنین به اتهامپردازی به اصلاحطلبان پرداخت: مدعیان اصلاحات بهجای آنکه به ریشهیابی برخی اعتراضات و گلایههای تلنبار شده برآمده از دولتهای قبلی (بهویژه دولتهای موردحمایت اصلاحطلبان) یا به تهاجم تمامعیار بلوک غرب علیه جمهوری اسلامی بپردازند درصدد مقصرنمایی جمهوری اسلامی ایران هستند. آنها در حالی میخواهند که نظام را مقصر جلوه داده و از ضرورت اصلاح حکومت حرف بزنند که عزم و اراده ملت ایران در پیوند با نظام و حاکمیت را سانسور میکنند. قابلتأمل آنکه مدعیان اصلاحات اصالت را به هدف داده و نه تحلیل و برای هدف خود (بهرهبرداری سیاسی و القای ضرورت آزادسازی آشوبگران) صغرا کبرا میچینند و آسمان ریسمان به هم میبافند و به بهانه ضرورت اصلاح نظام، یکی از اقدامات اورژانسی را «اعلان عفو عمومی» عنوان میکنند و چه کسی است که نداند آنها از یکسو نگران اراذل اجارهای و شکست پروژه اغتشاش هستند و از سویی نگرانند دست قانونگریبان آنها را هم بگیرد! به هر جهت، روشن است که عفو آشوبگران، چراغ سبز به ادامه اغتشاش است، نه اصلاح حکومت!
سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هم در توئیتی به رفتار اصلاحطلبان در دوماه اخیر و همراهی آنها بااقدامات رادیکالیسم علیه ایرانیت و اسلامیت، اشاره کرد. علی خضریان نوشت: «سرنوشت اصلاحطلبان در آینده نیز به موضع و عملکرد امروزشان در قبال وقایع این روزها گره خورده است؛ لذا آنان که همراهی با رادیکالیسم را در بستر دوقطبی سازی اجتماعی و در نهایت یک پروژه انتخاباتی تحلیل میکنند، در حقیقت از دست دادن همین امکان حداقلی خود را به تماشا نشستهاند. از منظر جامعهشناسی و قطع نظر از علل و عوامل وقوع، رادیکالیسم در محیط اجتماعی قابل تداوم نیست و این مهمترین پاشنه آشیل طرفداران اغتشاشات اخیر است.»
نکتهای که نباید از آن غافل شد، عیان شدن اوج عصبانیت اصولگرایان از تلاش اصلاحطلبان برای آرامش کشور، به اتهاماتی بازمیگردد که به اصلاحطلبان وارد میکنند مانند فارس که نوشت: «جبهه اصلاحات با انگشت نهادن بر مشکلات اقتصادی، بدون اینکه کوچکترین اشارهای به دستاوردها داشته باشد، خواسته یا ناخواسته در زمین دشمنان بازی کرده است و این رفتار او برای همیشه در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد.»
اصلاحطلب داخل یا دشمن خارج مرز؟
نکته قابل تامل که نیت تندروها از تخریب اصلاحطلبان را عیان میکند، سکوت آنها در مواجه به برخی کشورهای خارجی است که بر آتش اعتراضات در ایران میدمند. اصولگرایان اگر واقعا دلسوز کشور هستند، بهجای اتهامزنی به جریان اصلاحات، بهدنبال راهکاری بودند تا با بازگشت آرامش به کشور سبب سکوت کشورهای دیگر شوند؛ اما حذف رقیب داخلی برای آنها مهمتر از پاسخ به کنایه کشورهای خارجی است!
مطهره شفیعی - آرمان ملی