
اگر اصلاحطلبی را رسیدن به قدرت یا منفعت یاموقعیت تعبیر کنیم که درآن سفرهای خارجی و رانتجویی و حقوقهای نجومی و ستاندن پروژه باشد که بعضا اینگونه بوده است، بله نه تنها زمانه اصلاحطلبان که زمانه اصولگرایان هم رو به اتمام است. ولی اگر اصلاحات درتضاد باجنگ و خشونت یا رخوت و پایان سیاست تعریف شود تازه کار ما آغاز شده است.
دیدارنیوز: جامعه ما احتمالا در موقعیت بیسابقهای قرار گرفته است، تحت تاثیرناکارآمدیها و یکدستی قدرت از سویی و مفاسد اقتصادی و تخریب نیروهای نخبه و جناحها توسط یکدیگر و شرایط سخت اقتصادی خصوصا تحریمها وخشمهای فوران یافته در اعتراضها و موقعیت جغرافیایی و اوضاع بیسروسامان جهان وفشار بیگانگان از سوی دیگر.
اوضاع به غایت پیچیدهای پدید آمده و راههای عبور از آنها سخت وناهموارند. آنچنان که گفته شده اگر خط فقر ۱۸ میلیون تومان باشد دیگر برشمردن تعداد معترضان توسط برخی از چهرههای اصولگرا (که از ۴۳ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر گفتهاند) کاملا بیمعنا است. با چنین شرایطی سوال مهمتر تعداد موافقان وضع موجود است؟ اکثریت کارگران و کارمندان و بازنشستگان حقوقی کمتر از ۱۰ میلیون تومان دریافت میکنند و با شرایط اقتصادی کنونی وضعیت انبوه کسبه جزء و دستفروشان هم مشخص است.
با این اوصاف آیا واقعگرایانه است که تصور کنیم مردم از وضع موجود رضایت دارند و فقط عدهای اغتشاشگرا که تعدادشان هم نهایتا به ۲۰۰ هزارنفر میرسد شهرهای مختلف را به آشوب کشیدهاند؟ بالاخره رضایت و عدم رضایت مردم مثل همه امور عالم تابع معیارهای مشخص و تعریف شده است و اگر تعداد ترککنندگان صندوقهای رای در دو انتخابات گذشته را شاخص مهمی برای عدم رضایت مردم ندانیم نگاهی ساده به تورم، آمار بیکاری، طلاق، اعتیاد، بزهکاریها و خصوصا سختگیریهای اجتماعی هر منصفی را به اوضاع بغرنج درون جامعه دلالت میدهد و منشا اعتراضها را نمایان میکند. در دو نوبت ناآرامی سالهای ۹۶ و ۹۸ اعتراضات گسترده ناشی ازمسائل اقتصادی بود و در اعتراضهای اخیر منشأ ناآرامیها تنگناها و سختگیریهای اجتماعی و فرهنگی است ولی این هردو یکدیگر را پوشش میدهند و اگر فعلا به هم پیوند نخوردهاند روزی به اشتراک میرسند.
اما سخن اصلی این مقال پیامدهای اعتراضات اخیر است که احتمالا بسیار گسترده و متنوع و بعضا متضاد خواهند بود. با اینکه عدهای سرخورده خواهند شد، به فراخور شخصیت افراد، ناامیدی گسترش پیدا خواهد کرد ولی گروهها و اقشار دیگری امیدوار میشوند و احساس میکنند که جامعه زنده است و در مقابل محرکهای بیرونی بیتفاوت نیست و از خود واکنش و آگاهی بروز میدهد. احتمالا عوارض اقتصادی آن به زودی خود را نشان خواهد داد و موجی از مهاجرت از کشوربه وجود خواهد آمد. مهم نوع رفتار نخبگان جامعه است که سمت و سوی نهایی همهچیز را مشخص خواهند کرد. اگرمعدل تشخیص صاحبنظران و موثران در هر قشر و گروهی صائب باشد و دچارخطا نشود بالاخره روند امور با همه افت وخیزها به سوی تعادل و ثبات و نظم و قانون و برابری و عدالت و آزادی پیش خواهد رفت واگر خدای ناکرده جامعه نخبه کشور در تشخیص خود دچارخطا وهیجان شوند خطر ازهرسو ما را تهدید میکند.
مثلا اگر از اصلاح امور ناامیدی حاصل شود که متاسفانه از اطراف و اکناف، از داخل وخارج لفظا وعملا برتنور آن دمیده میشود، عاقبت سختی در انتظار کشور است. ناامیدی جوامع از تغییرات مسالمتآمیز به هرج و مرج یا درجا زدن و توقف میانجامد. اما اگر باهمه سختی و مشقتی که وجود دارد که خود صبر ایوب میخواهد اصلاحگری همچنان نقطه کانونی تلاش دلسوزان ودانایان متعهد باشد قطعا دیر یا زود نتیجه خواهد داد بدون اینکه هزینههای سنگین وغیرقابل جبران پرداخت شود.
در دفاع ازاصلاحگری و پاسخ به حملات حتمی مقدر خصوصا در شبکههای اجتماعی که به ناسزاها و تهمتهای وقیحانه کشیده میشود، لازم است مختصرا بنویسم که نویسنده این سطور در دو دولت اصلاحات و تدبیر و امید به علت توقیف مکرر مطبوعات وآوارگی از این روزنامه به آن روزنامه و تنگنای مالیشان در منگنه اقتصادی قرارگرفته هیچ پروژهای یا کاری خارج ازتخصص خود نگرفته و درآمد معمول درحد یک کارمند جزء هم دچار نقصان شد و اکنون هم که به انزوا اندرم، لذا در دفاع از فکر اصلاحات و نه اصلاحطلبان، کوچکترین نفع شخصی نداشته و ندارم و در این باب بدکرداری چرخ را چشیدهام.
اگر اصلاحطلبی را رسیدن به قدرت یا منفعت یاموقعیت تعبیر کنیم که درآن سفرهای خارجی و رانتجویی و حقوقهای نجومی و ستاندن پروژه باشد که بعضا اینگونه بوده است، بله نه تنها زمانه اصلاحطلبان که زمانه اصولگرایان هم رو به اتمام است. ولی اگر اصلاحات درتضاد باجنگ و خشونت یا رخوت و پایان سیاست تعریف شود تازه کار ما آغازشده است. این یک شعار نیست به نظر حقیر جامعه ما با همه رنجی که احساس میکند ودیوارهای بلندی که درمقابل خود میبیند و خشمی که از وجناتش کاملا پیدا است متوجه خطر رویارویی خشونتبار هست.
اعتراضات اخیرنشان داد که مردم سخت درتلاش وتکاپو برای یافتن راههای برون رفت از مشکلات بزرگ کنونی و رساندن صدای خودبه حکومت هستند. آنها دریافتهاند که هزینههای تغییرات و تکانهای شدید اگرشدنی باشد چنان سنگین وکمرشکن است که درتصور نمیگنجد و اتفاقا دچار یک تناقض ماهویی است که بازکردنش مجال دیگر میطلبد. به نظر میرسد مردم با آگاهی عجیبی اعتنای چندانی به بمباران تبلیغاتی بیگانگان و خارجنشینان ندارند و راه خود را میروند واگرخواستههایشان پاسخ مثبت دریافت کند سریعالرضا هستند. البته خطردرغلطیدن درتسلسل خشونت را هیچ کس نباید دست کم بگیرد. موسم تغییرات بافشارجامعه دیریا زود فراخواهد رسید، این تغییرات ممکن است تدریجی، کند یا تند یاابتدا سطحی وسپس عمیق باشد ولی اجتنابناپذیرند. آری ممکن است زمان افراد تمام شود وچه خوب است که قدرت، موقعیت و نوبت افراد موقت باشد ولی فکر و اندیشه خصوصا آنجا که دارای پایههای مستحکم باشد و ناظربه مصالح عالیه کشور و مردم باشد تمام نمیشود.
جعفرگلابی - اعتماد