
جواد نیکبخت با الهام از سخن "خلیل تورگوت اوزال" رییس جمهور فقید ترکیه در یادداشتی که برای دیدار ارسال کرد، معتقد است هر فرد در جامعه اصلاح را باید از خود شروع کند.
دیدارنیوز ـ جواد نیکبخت*: هر موجودی با حرکت معنی پیدا میکند و هر حرکتی قطعا دارای جهت و هدفی میباشد، اما این جهت و هدف میتواند در راستای هدف ترسیمی و یا مغایر با آن صورت گیرد، اما آنچه در کشور و خصوصا استانمان در جریان است موید قطعی این امر است که هدف و فلسفه وجودی انسان و سیستم و سازمانهایش به خوبی درک نشده و یا در پرده اغفال گم شده است و همه مغفول و مشغول و مقهور وسیله، راه و منازل موقت شدهایم و حتی سر این فرعیات به جد با هم درگیریم.
" جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه، چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند "
هدف پرداختن به فلسفه نیست قصد توجه دادن به فلسفه رنجها و هرمانها و ناکامیها است که جامعه ما را در قیل و قال فرعییات درگیر خود کرده است و لذا ضروری مینماید گاهی خود را در معرض پرسشهای اینچنینی قرار دهیم. هدف و آرمان زندگی انسان چه باید باشد؟ رسالت ادیان چیست؟ آماج حرکتهای اصلاحات اجتماعی و انقلابهای سده اخیر کشور خصوصا انقلاب ۱۳۵۷ چی بود؟ نهادها و سازمانها وادارات برای چه منظوری و ایفای چه رسالت و وظیفهای شکل گرفته اند؟ نهادها و تشکلهای مردمی برای برآوردن چه هدف و وظیفه و انتظاری تشکیل شده است؟
با غفلت از طرح و پردازش اینها نه تنها قدمی در راستای هدف و حل معضل برداشته نمیشود بلکه با انحراف یا انسداد مسیر گرهای بر گرههای ناگشوده افزوده میشود و زندگی و بستر جامعه را برای همه غیر قابل تحمل مینماید.
واقعیت این است در جوامع ما انسان امروزی زندگی نمیکند، حرکتهای اصلاحی و انقلابی اجتماعی ابتر میگردد ادارات و سازمانها به جای خدمت به مردم و ایجاد بستر توسعه حداکثر به خودگردانی مشغولند، نهادهای مردمی به جای تسهیل زندگی مردم و مرهم اعضاء در خدمت به امیال مادی و معنوی و نفسانی عدهای به مایه دردسر و حتی معضل اعضاء تبدیل شده اند.
البته در اصل این رنج و هرمان نه تنها زندگی و لحظات مظلومین را به یغما میبرد بلکه دامن ظالمان و بانیان را نیز گرفته و آرامش و آسایش آنها را نیز بر باد میدهد. شعر سعدی اشاره صرف به انصاف وعواطف انسانی نیست بلکه توجه به قاعده اجتناب ناپذیر است:
" بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار"
تعجب برانگیزانسانهائی هستند که از قانون گریزی، عدم حسابدهی، تخلف، عدم شفافیت و انصاف متصدیان بالاتر گلایه دارند در جای دون و کوچکی مورد اختیارشان بدتر میکنند و عرصه را بر منتقدان و پرسشگران تنگ و با دسیسه ترور شخصیتی طرح میکنند.
بشر از گذشته و آینده خود مینالد در حالی حال خود را فراموش کرده است از دیگرانی که عرصه زندگی را برایش تنگ کردهاند مینالد در حالیکه خود با زیاده خواهی و خودبینی و تکبر، زندگی را برخود و دیگران تنگ، آرامش و آسایش را از دیگران سلب مینماید.
جامعه ما با مصلحان دیروز و امروزش که داشت و نداشت خودشان را در طبق اخلاص برای خدمت جامعه نهادند چه کرده است؟ از میرزا حسن رشدیه، ستارخان، امیرکبیر گرفته، تا مصلحان مخلص فعلی، که نان ومعاششان را به راهشان گره نزدهاند؟
ادارات، نهادها، سازمانهای دولتی و خصولتی چقدر درمسیر اهداف تشکیل و رسالت ترسیمیشان طی طریق میکنند؟ بنیاد مستضعان و جانبازان، بنیاد شهید، کمیته امداد، و... چقدر بانی رهایی مستضعفان از استضعاف مرهم درد جانبازان و خانواده و رسالت شهداء و امداد از مستمندان و عامل رهایی و کاهش استمدادگران بوده است؟ چقدر سازمان آب و برق و راه و مسکن و کار و تجارت و معدن و صنعت، مدیریت و برنامه ریزی در ایجاد تعادل و رفع نیاز و دغدغه جامعه از موضوع آب و برق و راه و مسکن وکار و تجارت و معدن و صنعت و مدیریت و برنامه ریزی موثر و راه گشا بوده اند؟
چقدر تشکلات مردم نهاد در موضوعات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دقیق هدفگذاری گردیده و در عمل پایبند هدف مانده اند و یا اغلب همین تشکلات معضلی بر معضلات زندگی و جامعه ما افزوده اند؟ سازمانهای مردم نهاد خودشان چقدر عامل به دموکراسی، برنامه ریزی و شفافیت، تعامل، تسامح جمعی هستند؟ متاسفانه به وضوح قابل مشاهده است همه گلایههای مردم از دولتمردان در این نهدهای مردمی به شکل برهنهتری از بیقانونی، عدم شفافیت مالی و کاری، تخلفات مختلف را به اعضا تحمیل و علاقهمندان و باورمندان را نسبت به هر گونه اصلاح ناامید میکند. بارزترین نهاد مدنی مردمی هایت مدیرههای آپارتمانهایی است که ساکن هستیم.
آنچه حال در تمامی حرکات و سکنات فردی و نهادهای اجتماعی و دولتی جامعه قابل مشاهده است مشغول شدن به ابزار و زیبائیها و یا کاستیها و مراحل مسیر آنهم شاید در مسیر درست و یا غلط میباشد. قطعا نه از هدف و نه از ارزشها و نه از فلسفه جمع و فعالیت اصلا خبری نیست و متاسفانه همه در هر سطحی و هر وزنی به جای عمل، کارشناسی میکنیم و عمل را از دیگران متوقع هستیم.
نهایتا باید گفت برای داشتن جامعه بشری کشور و شهری مناسب زندگی، ضروری است و باید طرحی نو در اندازیم و به قول تورقوت اوززال "اصلاح را در همه جوانب زندگی و جامعه از امروز و از خودمان و در راستای هدف درست و با حفظ ارزشهایمان شروع کنیم، چرا که شرایط جامعه برآیند حرکت مثبت و منفی تک تک آحاد جامعه در مرحله اول وسازمانها و نهادهای مردمی و دولتی درمرحله بعد است "
*فعال اجتماعی - آذربایجان شرقی