
پس از پایان مذاکرات چهار روزه در وین، سخنگوی وزارت خارجه امریکا آمادگی امریکا برای پذیرش این متن را اعلام کرد؛ اما به نظر میرسد که طرف ایرانی سخت دچار تردید است.
دیدارنیوز: با خاتمه مذاکرات چهار روزه در وین، مسوول سیاست خارجی اروپا اعلام کرده که متنی را به عنوان متن نهایی به طرفین، یعنی ایران و امریکا، ارایه کرده است. او همچنین به صراحت کفایت مذاکرات را اعلام کرده و بهطور ضمنی خاطرنشان ساخته که راهی جز پذیرش یا رد آن توسط طرفین وجود ندارد.
سخنگوی وزارت خارجه امریکا آمادگی امریکا برای پذیرش این متن را اعلام کرد؛ اما به نظر میرسد که طرف ایرانی سخت دچار تردید است. حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه در تماسی تلفنی با جوزپ بورل گفته است: «انتظار میرود همه طرفها برای دستیابی به متن نهایی توافق از خود اراده و جدیت نشان دهند.» این سخن میتواند به این معنی باشد که متن ارایه شده از نظر ایران متن نهایی نیست و همچنین ایران به کفایت مذاکرات اعتقاد ندارد.
بهطور کلی در همه روندهای مذاکراتی، چه در نشستهای پارلمانی، چه در مذاکرات چند جانبه بینالمللی رویهای وجود دارد که بر اساس آن نهایتا در یک مقطعی طرفها باید تصمیم بگیرند. اگر در جریان مذاکرات و از طریق تعدیل مواضع و تعدیل متن مورد مذاکره توافق امکانپذیر نشود، رییس پروسه مذاکراتی به عنوان کسی که بیشترین اطلاع را از سیر مذاکرات و مواضع و شرایط طرفها دارد، ممکن است به این تشخیص برسد که از مذاکرات بیشتر چیزی حاصل نخواهد شد و تصمیم بگیرد که بر اساس برداشت خود از مواضع طرفها متنی بینابینی را تهیه و به عنوان متن نهایی ارایه دهد.
در چنین شرایطی عدم پذیرش این متن از سوی یکی از طرفها میتواند به معنی شکست مذاکرات و توقف تلاشها باشد. اکنون ظاهرا هماهنگکننده مذاکرات برجام متقاعد شده است که کار به چنین مرحلهای رسیده و متنی برای رد یا پذیرش ارایه کرده است. اگر طرف ایرانی اعتقاد دارد که کار به چنین مرحلهای نرسیده است، لازم است که ایدهها یا راهحلهای جدیدی برای برونرفت از بنبست ارایه کند و از این طریق نشان دهد که ادامه مذاکرات بیشتر همچنان ضروری است.
از شواهد و قراین چنین بر میآید که در متن ارایهشده توسط طرف اروپایی موضوعات ۴ گانه باقیمانده از قبل مورد توجه قرار گرفته و راهحلهایی برای آنها ارایه شده است. حدس و گمانها حاکی از این است که یکی از این موضوعات، موضوع راهاندازی مجدد ۲۷ دوربینی است که در چارچوب برجام در تاسیسات هستهای ایران فعال بودند و در پی صدور قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس خاموش شدند. موضوع دیگر نحوه انتقال اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده به خارج از ایران است. ظاهرا، چون این اورانیوم به فلز تبدیل شده، انتقال آن ترتیبات ویژهای را میطلبد. موضوع سوم موضوع حل مساله تضمینهای مورد نظر ایران است.
گمانهزنیها حاکی از این است که برای این منظور در متن قید شده که در صورت خروج امریکا از برجام در آینده، قراردادهای اقتصادی منعقده بین ایران و شرکتهای بینالمللی تحتتاثیر قرار نخواهند گرفت. اگر این گمانهزنی درست باشد، باید گفت که این چیز جدیدی نیست و همین معنی قبلا هم در قطعنامه ۲۲۳۱ و هم در متن برجام ۱۳۹۴ مورد تاکید قرار گرفته است. موضوع آخر نیز به خواسته ایران مبنی بر خارج شدن نام سپاه از لیست گروههای تروریستی برمیگردد. ظاهرا در متن یا در خارج از این متن گفته شده که این موضوع بعدا بین ایران و امریکا مورد مذاکره قرار خواهد گرفت؛ ایدهای که ایران آن را نپذیرفته است.
موضوع دشواری که در این متن به آن پرداخته نشده، موضوع اختلافات پادمانی بین ایران و آژانس است. موضع طرف غربی این است که این موضوع ربطی به برجام ندارد و اعضای برجام نمیتوانند در مورد آن تصمیم بگیرند و ایران و آژانس باید این موضوع را بین خود حل کنند. واقعیت این است که با مشابه همین مساله در سال ۹۴ نیز مواجه بودیم. در آن زمان و دقیقا در همان روزی که برجام نهایی شد، یعنی در ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵، یک «نقشه راه» برای رسیدگی به ادعاهای موسوم به «ابعاد احتمالا نظامی» برنامه هستهای ایران نیز بین ایران و آژانس به امضا رسید و آژانس براساس آن طی حدود سه ماه بررسیها و بازرسیهایی را انجام داد و نهایتا ختم ماجرا را اعلام کرد.
شاید بر مبنای همین تجربه، در اسفند گذشته نیز یک «نقشه راه» بین ایران و آژانس امضا شد. اما مشکل در اینجا است که نقشه راه ۹۴ به عنوان مکمل و موید توافق برجام امضا شد که ضمنانتهایی برای یکدیگر ارایه میکردند و اعضای برجام در به نتیجه رسیدن آن ذینفع بودند. حال آنکه نقشه راه ۱۴۰۰ در شرایط قبل از توافق در مورد برجام حاصل شد و روشن نبود که در صورت به سرانجام رسیدن آن آیا برجام نیز به سرانجام میرسید یا خیر. به هر حال، صرفنظر از مجادلات در مورد استقلال و فنی و تخصصی بودن و سیاسی بودن یا نبودن آژانس، مساله این است که حداقل ظاهر باید حفظ شود. حفظ ظاهرا با ترتیبات کارشناسانه، تخصصی و حرفهای در ۹۴ ممکن شد. اکنون باید دید که آیا چنین ترتیباتی در ۱۴۰۱ نیز ممکن خواهد شد یا خیر.
کوروش احمدی - اعتماد