
ستون از سعدآباد تا توپکاپی در شصتمین قسمت خود بیش از آنکه به همگرایی همسایههای دیرین یعنی ایران و ترکیه بپردازد به شکافهایی که در اجلاس تهران پدید آمده نگاه کرده است.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: تهران هفتهای شلوغی را پشت سر گذاشت. گوشه و کنار شهر پر از دیدارهای دو جانبه، لبخندهای دیپلماتیک و عکسهای یادگاری بود. خبرگزاریهای دولتی با تیترهایی پر از واژگان «گسترش، ارتقا و موافقت نامه» خبرهای تهران را پوشش داده و از پیروزی تاریخی ایران، روسیه و ترکیه خبر میدادند.
سه مخالف قدرتمند آمریکا که حالا پس از گذراندن یک دوره سخت تحریمی، دوباره دست در دست هم برای دوربینهای ژست پیروزی میگرفتند. در این میان شاید موافقت نامه مبادله و تامین انرژی مهمترین اتفاق نشست تهران باشد. ایران قرارداد فروش گاز به ترکیه را برای ۲۵ سال دیگر تمدید و شرکت گاز پورم روسیه از سرمایه گذاری ۴۰ میلیارد دلاری در منابع انرژی ایران خبر داد. اتفاقی که با توجه به بحران انرژی در زمستان آینده اروپا از همین حالا یک هشدار بزرگ را پیش روی غرب خواهد گذاشت. اما موضوع این یادداشت نه آینده انرژی جهان که بررسی مهمترین شکاف گفتگوهای تهران است: "بحران سوریه". مسئلهای که اتفاقا مهمترین دلیل این دیدارها بود و با نگاهی به مواضع رهبران کشورها پس از اجلاس و قطعنامه پایانی نشست آستانه میتوان به عمیقتر شدن آن پی برد.
فایل صوتی این مطلب را اینجا بشنوید
یک دهه پیش با برآمدن بهار عربی در شمال آفریقا و خاورمیانه، اردوغان در یک خطای استراتژیک جانب مخالفان مسلح اسد را گرفت. گروهای که در طول زمان هم با حکومت مرکزی دمشق و هم با کردهای شمال سوریه وارد جنگهای خونین شدند. اما بر خلاف تحلیل اردوغان، آمریکا در کنار کردهای شمال سوریه باقی ماند و اسد هم با کمکهای مالی-نظامی ایران و روسیه، قدرت را در دمشق حفظ کرد. شرایطی عجیب که پیوستن به نشست صلح آستانه در سال ۲۰۱۷ را تنها انتخاب ترکیه برای ادامه حضور در بازی سوریه میکرد. اما آنچه که از گفتگوهای دو روزه تهران به نظر میآید، روند آستانه هم نتوانسته برای اردوغان چاره ساز شود. چه آنکه مقام معظم رهبری در دیدار با او نسبت به عواقب حمله نظامی به سوریه هشدار داد و ابراهیم رئیسی از پشت میکروفون، حکومت بشار اسد را خط قرمز جمهوری اسلامی عنوان کرد.
بعد هم سه شنبه شب، بیانیه پایانی هفتمین دور نشست آستانه بدون نام بردن از گروههای نظامی مخالف ترکیه تنها به عنوان کلی «مبارزه با تروریسم» اکتفا کرد. همان طور که پوتین در کنفرانس خبری خود تنها به آینده سیاسی سوریه بدون حضور قدرت خارجی تاکید کرد و از بازگشت اختیاری مهاجران سخن گفت. مواضعی که نه تنها نسبت به سالهای پیش تغییر نکرده که با قدرت یافتن اسد حتی نسبت به قبل بدتر شده است. چه آنکه دو ماه پیش بشار اسد در کنار خانوادهاش از مراکز مهم حلب پس از هفت سال بازدید کرد و نماز عید قربان را در کنار مردم این شهر خواند. دولتهای روسیه و ایران هم سرخوش از گسترش روابط نظامی-اقتصادی خود در دولت رئیسی، منافعی برای درک نگرانیهای ترکیه درباره میلیونها مهاجر و مناقشههای مرزی با سوریه ندارند. مواضعی که نتایجش در نخستین گفتگوی خبری اردوغان پس از بازگشت از تهران کاملا مشخص بود: «میخواهیم ایران در مبارزه با تروریسم در کنارمان باشد.»
خواستهای که تهران و مسکو فعلا به آن بیاعتنا هستند. مولود چاووش اوغلو هم برهمین اساس در گفتگو با شبکه "تی آر تی" با اعلام خبر مخالفت صریح روسیه و ایران با حمله نظامی ترکیه به شمال سوریه در نشست تهران، تصریح کرد: «مهم نظر ترکیه و رئیس جمهور است و برای مبارزه با تروریسم از کسی اجازه نمیگیریم».
اردوغان در دو دهه اخیر نشان داده که هیچ سلامی را بیپاسخ نخواهد گذاشت، همانگونه که وقتی در مارس ۲۰۲۰ برای دیدار با پوتین در برابر دوربینها چند دقیقهای منتظر ماند به تلافی در تهران پوتین را در برابر خبرنگاران سرکار گذاشت. حالا هم که مسئله سوریه برای تهران و مسکو به موضوعی فرعی بدل شده و آنها نمیخواهند وقت و انرژی خود را در مورد نگرانیها ترکیه هدر دهند باید منتظر یک نمایش پرسروصدا از سوی اردوغان در خاورمیانه بود. صحنهای که در آن برای رئیسی و پوتین احتمالا فقط در جایگاه تماشاگران صندلی خالی وجود داشته باشد.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه