
با اینکه سُرخوردگی و لغزش دموکراسی آمریکایی در پاهای سست، روح پریشان و صورت پف کرده بایدن دیده میشود، در رابطه با ایران نمیتوان منتظر اتفاق مثبتی بود مگر اینکه ...!
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: همیشه دموکراسیها نتایج قابل انتظار تولید نمیکنند، ولی در جمع بهترین روش حکمرانی است که فعلا در دنیا طرفدار دارد و کشورهای صاحب دموکراسی به همین دلیل در دنیا، از جهات اقتصادی، صنعتی، علوم انسانی، اجتماعی، فرهنگی، گردشگری، معماری، آموزش، بهداشت و درمان، آزادیهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و عقیدتی، الگوی دیگر جوامع در جهان هستند و برای مردم جهان رفتن و حتی سکونت در این دموکراسیها جذاب است و همواره مردم کشورهایی که دموکراسی در آنها نیست، بهترین مکان و مقصد برای زندگی و تفریح را این دست کشورها میدانند.
دموکراسی ایالات متحده آمریکا از نظر تاثیرگذاری در دنیا، بیتردید در جهان مقام اول را دارد، به گونهای که همیشه انتخابات در آمریکا به همان اندازه که برای مردم آمریکا مهم است برای مردم دیگر نقاط جهان مهم است. در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا که بین دونالد ترامپ و جو بایدن جریان داشت، مردم ایران با حساسیتی به مراتب بیشتر از خود آمریکاییها آن داستان را دنبال میکردند و در ۴۸ ساعت پایانی این انتخابات گمانهزنی و حتی بگو مگوی شدیدی بین علاقهمندان به پیروزی ترامپ و طرفداران جوبایدن در فضای حقیقی، مجازی و رسانهای کشور ایجاد شد.
دو روز مانده با آخرین مناظره بین ترامپ و بایدن، در رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۲۰، در همین رابطه به صورت اسکایپی با یکی از کارشناسان ایرانی و اساتید دانشگاه مقیم واشنگتن ارتباط گرفتم، او در اولین واکنش خود به پرسش دیدارنیوز گفت: "واقعا جای تعجب و تامل است که چرا مردم ایران تا این حد نسبت به سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده حساس و پیگیر هستند، در حالی که در آمریکا شاهد این حساسیت نیستم"!
اما همیشه در دموکراسیها اعم از دموکراسیهای بزرگ یا کوچک، انتخابها درست از آب در نمیآیند و اتفاقا بهترین مثال از لیز خوردن دموکراسیها باز هم در ایالات متحده آمریکا رخ داد. یک نمونه تاریخی نزدیک از وادادگی دموکراسی و انتخاب مسئلهدار مردم آمریکا ظهور پدیدهای عجیب و نامتعارف بنام ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا بود. رییس جمهوری کاملا راست، پوپولیست، نژادپرست و مخالف نظم جهانی، نظمی که توسط خود آمریکا ایجاد شده بود. او برای دنیا هم موردی عجیب و البته مزاحم محسوب میشد. اما او نیز توسط همین دموکراسی از میدان خارج شد.
اما جانشین او هم تحفه و آتش دهان سوزی نشد. بایدن هم که از میانههای حزب دموکرات آمریکا آمد و به اصطلاح چهرهای متعارف مینمود، امروز به نظر میرسد در جای مناسبی قرار ندارد. او که باید در خانه سالمندان یا کلینکی تحت درمانهای مختلف از جمله ارتوپدی برای حفظ تعادل قرار میگرفت، امروز در کاخ سفید است و با هزار تمهید و برنامهریزی او را به سفر دور دنیا هم میفرستند. جوبایدن که به روحی سرگردان میماند دومین اشتباه دموکراسی آمریکایی در ۱۰ سال اخیر است و معلوم نیست شخصی که در فرودگاه اورشلیم از نزدیکان خود میپرسد؛ "الان باید چکار کنم؟" در سال ۲۰۲۴ بتواند بار دیگر نامزد ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برای دومین دور شود و این احتمال بسیار زیادتر است که از دورن حزب دموکرات شخص دیگری به جنگ جمهوریخواهانی برود که هنوز در تسخیر دونالد ترامپ است، چون ترامپ هنوز آنقدر در میان جمهوری خواهان نفوذ دارد که به کرات در انتخابات میان دورهای و عادی، نماینده و سناتور جمهوریخواه به کنگره و مجلس نمایندگان میفرستد.
این به واقعیت نزدیکتر است که بایدن هم رییس جمهوری یک دورهای شود که اگر چنین شود در ۱۰ سال اخیر دو رئیس جمهور آمریکا تکدورهای شدهاند. از آن سو کمتر کسی بر این باور است که "کامالا هریس" معاون اول بایدن یا هر دموکرات دیگری پیروز رقابت انتخاباتی سال ۲۰۲۴ شود. این در حالی است که به رغم تفاوتی که ما در ایران بین دموکراتها و جمهوریخواهان قائلیم، سیاست خارجی آمریکا بر محور و دکترینی استوار است که در مورد ایران فقط از حیث ادبیات شاید مقداری با هم متفاوت باشد. بدین منظور که ترامپ با قلدری و در عین حال با استفاده از یک دیپلماسی سرراست، به دنبال نتیجهای بود که بایدن، اوباما و دموکراتها و حتی جمهوریخواهان کلاسیک آن نتیجه را جستجو میکردند و آن اطمینان از امنیت اسرائیل و استفاده از ظرفیت منطقهای ایران در جهت تامین منافع آمریکا است. اگر نه به عنوان یک دوست و همپیمان بلکه به عنوان کشوری که منافع آمریکا را مورد تهدید قرار ندهد و همزمان دو کشور بتوانند از برخی ظرفیتهای نسبی موجود تجاری، اقتصادی، بازرگان و امنیتی استفاده کنند.
بدیهی است سفر بایدن به منطقه و بخصوص به اسرائیل و سعودی اتفاق قابل توجه و غیر منتظرهای را رقم نمیزد و این سفر تایید و تاکیدی بر مواضع همیشگی آمریکا مبنی بر حفظ اتحاد اقتصادی با سعودی و اطمینان بخشی به اسرائیلیها از خطری بنام ایران است. تنها ممکن است حضور فیزیکی بایدن موجب شود برخی معادلات روبنایی مانند اینکه هواپیماهای تجاری اسرائیل بتوانند از آسمان کشور پادشاهی عربستان عبور کنند یا تحت دیدارهای اخیر همانگونه که شاهد بودیم، وابستگی انرژی عراق به ایران را کاهش داده و ظرفیتهای برق عربستان را در عراق به کار ببندند.
در مورد دو کشور مستقل اسرائیل و فلسطین نیز وضع به روال سابق خواهد بود و فیگورهای دموکرات مآبانه بایدن در این خصوص در حد حرف باقی خواهد ماند. چون در این مقطع از تاریخ منطقه، اسرائیل تا کنون هر آنچه لازم بود مواضع خود در مقابل عربها را روشنتر کرده و پنهان نیست که اعراب و فلسطینیها تا حدودی این شرایط را پذیرفتهاند، زیرا پشتگرمی فلسطینیها کشورهایی، چون مصر، مراکش، لیبی، سعودی، امارات، اردن و .. بودند. کشورهایی که طی سالهای گذشته به پروژه صلح ابراهیم ترامپ گرویدند و معدودی، چون عربستان هم به نوعی یواشکی سر تایید تکان داده است و به دنبال امتیازات بزرگی از آمریکا است.
عراق هم برای ایران نمیماند! چون مقتدی صدر از طرفی در حال مانور و قدرت نمایی در بینالنهرین است و از سوی دیگر عراقیها نمیتوانند در مقابل در بازِ باغ سبز ریاض و امتیازات وسوسه کننده آنها مقاومت زیادی کنند. با این تفسیر و تحلیل، معدود پایگاههای ایران در منطقه هم کم کم تغییر رویکرد خواهند داد. به گونهای که دور از انتظار نیست لبنان هم تکلیفش را روشنتر کند و حزبالله در یک حساب کتاب عقلانی منافع ملی خود را به منافع ایدئولوژیک ترجیح دهد. یمن به سوی یکپارچگی و یا نوعی توافق یمنی-یمنی میرود، سوریه هم که ضربات سنگینی از نیروی هوایی اسرائیل دریافت کرده و امروز روسیهی یک سال پیش را در کنار خود ندارد، به آرامی به اردوگاه اتحادیه عرب نزدیک میشود و ...
اکنون با اینکه پاهای سست و روح پریشان و صورت پف کرده بایدن نماد سُرخوردگی و بیماری دموکراسی آمریکایی شده است، اما در رابطه با ایران اتفاق مثبتی از هر جهت رخ نخواهد داد، مگر اینکه دکترین ما در منطقه و جهان مورد بازنگری عمیق و قابل توجهی قرار گیرد. بدین معنی که از روسیه که امروز بیش از همیشه به ما نیاز دارد بهترین بهره اقتصادی برده شود. بازی صلح ابراهیم و اتحاد زیرکانه صهیونیستها با کشورهای عربی را به هم بزند، تکلیف خود با کدخدا را هم روشن کند. یا زنگی زنگ یا رومی روم و توافق هستهای و دیگر مشکلات بین دو کشور به سر و سامانی برسد. در مورد اخیر اگر آمریکا از ناحیه اسرائیل و خطر ایران نسبت به این رژیم آسوده خاطر شود، به احتمال زیاد تمرکز خود را به شرق و جنوب شرقی آسیا بخصوص موضوع چین و تایوان خواهد برد، چون این منطقه اولویت آمریکا در دهههای بعدی است. اگر این تحلیل که بیشترین نگرانی آمریکا تهدید اسرائیل از سوی ایران است را بپذیریم، ایران با انتخاب رویکردی هوشمندانه و معطوف به منافع ملی، میتواند با اتخاذ تصمیمی مهم و موضعی متفاوت و تاریخی، به حضور آمریکا در منطقه، خیلی نرم پایان دهد.