
خبر عدم اکران فیلم لامینور داریوش مهرجویی چند ساعت بعد از خبر اعلام نمایش این فیلم در سینماهای کشور توسط رضا درمیشیان واکنش تند کارگردان علی سنتوری را به همراه داشت.
دیدارنیوزـ نسرین نیکنام: داریوش مهرجویی نام آشنا و پرطمطراق سینمای ایران با نیم قرن سابقه در این عرصه و ساخت فیلمهایی سرشناس و تاثیرگذاری مانند گاو، هامون، دایره مینا، اجاره نشین ها، سارا، پری، لیلا، درخت گلابی، مهمان مامان و فیلم پر سر و صدای علی سنتوری را در پرونده کاری خود دارد.
او که چند سال پس از انقلاب از ایران مهاجرت کرده بود دوباره به ایران برگشت و تلاش کرد با ساخت فیلمهای منحصر به فرد نام خود را همچنان بر سر در سینماهای ایران حفظ کند؛ این روند سالهای سال ادامه داشت تا به فیلم علی سنتوری رسید.
جنجال عدم اکران این فیلم در سینماها سالهای سال نقل هر مجلسی بود، سنتوری یا علی سنتوری در سال ۱۳۸۵ در ژانر درام ساخته شد و فیلمی اجتماعی با رویکردی انتقادی که تم اصلی آن تضاد سنت و مدرنیته در جامعه امروز ایران بود و نکته مهم اینکه تماشای این فیلم تا اواخر دهه هشتاد برای عموم مردم میسر نبود؛ اما مهرجویی در این فاصله، فیلم مهم دیگری نساخت تا سنتوری، با صدای محسن چاوشی و آلبوم ماندگارش که مزید بر علت محبوبیت فیلم بود، حسابی مورد توجه مردم قرار گیرد.
بیشتر بخوانید: مهناز افشار و یاسین رامین؛ خانواده نمونه ایرانی!
هر چند مهرجویی از آغاز فعالیت فیلم سازی تاکنون تعدادی از فیلم هایش توقیف شده اند، اما هم چنان به ساختن فیلمهای متفاوت ادامه داد، البته منتقدان میگویند که بعد از فیلم نارنجی پوش، مهرجویی، مهرجویی سابق نبود و فیلم هایش رو به افول رفت که اثبات آنها برای این ادعا فیلم «چه خوبه برگشتی» کارگردان «گاو» بود که از نگاه آنها به این فیلم این بود که برخلاف فیلم علی سنتوری که هر سکانس و هر لحظه فیلم حرفی برای گفتن داشت، این فیلم عاری از هر محتوای تاثیرگذاری بود.
بسیاری از متخصصان و منتقدان سینما دهه ۸۰ را سالهای اوج گیری دوباره مهرجویی میدانند؛ آن سالها زمان ارتباط هرچه نزدیکتر مهرجویی با عموم مردم بود. دو فیلم مهمان مامان و سنتوری حسابی به دل مخاطب نشست یکی با اقتباسی از هوشنگ مرادی کرمانی و دومی با الهام از رمان مشهور عقاید یک دلقک از هاینریش بل و به جرات میتوان گفت این دو فیلم هنوز هم در جدول بهترین فیلمهای ایرانی در همان دهه قرار دارند.
البته نیمه دوم دهه هفتاد را میتوان زمان چرخش مهرجویی از آثار فلسفی پیچیده و پرمحتوا با مخاطب خاص، به سوی آثاری سرراستتر و جذاب برای مخاطب عام دانست؛ اکران دو فیلم میکس و بمانی بین سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۸۰ دو تجربه متفاوت مهرجویی برای سنجیدن اوضاع سینمای ایران و ذائقه مخاطب بود
میکس یک اثر پر از نماد و البته کمی شعاری، بود که به شیوه فیلم در فیلم روایت خود را پیش میبرد. بمانی هم یک پروژه اغراق شده با مایههای پررنگ هواداری از حقوق زنان، درباره سه دختر ایلامی بود که نتوانست موفقیت چندانی نزد مخاطبان به دست آورد و خیلی زود هم این دو فیلم به فراموشی سپرده شدند گویا که مخاطب خواسته و ناخواسته به دنبال این بود که فیلمی از این کارگردان بزرگ و نامی روی پرده ببیند مانند هامون که پا به پای نقش اول زن و مرد آن مدام خود را قضاوت کند و به این فکر کند که اگر جای حمید یا مهشید بود چه تصمیمی برای زندگی اش میگرفت و این نزدیکی شخصیتهای داستان به مردم عام را نشان میداد، اما برخلاف انتظار مخاطب، داریوش "هامون" مسیر دیگری را برای ساخت فیلم هایش انتخاب کرده بود.
بیشتر بخوانید: حکم اعدام محیط بان کرمانشاهی؛ داستان پیچیدهای که هشتگ شد!
دهه ۹۰، دهه شگفت آفرینی داریوش مهرجویی نبود، برعکس او با با ساخت فیلمهای متفاوت و عجیبش، طرفداران خود را، بین دو رویکرد حفظ احترام به واسطه سابقه درخشان او و گلایه بخاطر کیفیت فیلمهای تازهاش، بر سر یک دوراهی ناخوشایند قرار داده ضعف کیفی فیلمهای اخیر او موضوعی است که هم مخاطب روی آن نظر داشت هم منتقدان؛ اما روند ساخت فیلمهای مهرجویی برخلاف انتظار طرفدارانش ادامه داشت و این بیشتر باعث متحیر شدن مخاطبانش شده بود؛ تا جاییکه برخی دل به دریا زدند و بیان کردند که بهتر است کارگردان محبوب شان دیگر فیلمی نسازد تا آنها همان بت بزرگ یعنی مهرجویی فیلم هامون و مهمان مامان را به یاد داشته باشند و در آن سو عدهای هم معتقد بودند که شرایط زمانه چنین وضعیتی را ایجاد کرده و داریوش مهرجویی به زودی دوباره به ریل موفقیت باز خواهد گشت.
فراز و نشیب فیلمهای داریوش مهرجویی در سالهای اخیر همچنان ادامه داشت تا فیلم لامینور که به گفته خود داریوش مهرجویی علیرغم داشتن پروانه ساخت و مجوز نمایش سه سال است که توقیف شده و قرار بود در لیست اکران فیلمهای نوروزی قرار بگیرد، اما باز هم خبر رسید که این فیلم از لیست فیلمهای اکران نوروزی خارج شده و همین موضوع سبب واکنش تند داریوش مهرجویی شد.
او که این اعتراض را در یک فیلم ویدیویی دو دقیقهای منتشر کرده خطاب به وزیر ارشاد میگوید: من معترضم. این پروانه نمایش فیلم لامینور من است. این شیر نیست، گوشت نیست، که بگویید تاریخش گذشته است. شما به من پروانه نمایش دادید؛ چرا زیر قول خودتان میزنید؟ مرد نیستید. مردانه رفتار کنید.
او با بیان اینکه فیلم هایم را توقیف کردید، یکی را اصلا مفقود کردید، میگوید: دو سال، سه سال روی یک فیلم کار کنیم و بعد بیرون بیاندازیم؟ کی هستید شما؟ پشت پرده مثل اشباح حکم صادر میکنید؛ دیگر نمیتوانم تحمل کنم. من میآیم و به همراه دستیارانم در وزارت ارشاد تحصن میکنم. تا حقم را نگیرم ول نمیکنم.
داریوش مهرجویی در پایان تاکید میکند: وزارت ارشاد؛ وزیر محترم! به حرف من گوش بده. من دیگر نمیتوانم. میخواهم بجنگم. بیایید بزنید من را بکشید. این سینه من. من را بکشید، ولی من حقم را میگیرم.
تنها چند دقیقه بعد از صحبتهای کارگردان لامینور، فیلم او در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و هر کس از ظن خود آن را توصیف میکرد و طرفداران مهرجویی که فضا را برای حمایت از کارگردان محبوب شان مناسب دیدند تمام تلاش و توان خود را به کار گرفتند تا وعده نوروزی مسوولان را زیر سوال ببرند و واکنش حبیب ایل بیگی معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی در حاشیه یک مراسم همان چیزی بود که مهرجویی و طرفدارنش میخواستند.
او مجبور شد که ماجرا را اینگونه توضیح دهد که اصلاً اینگونه نیست. بحث اکران نشدن فیلم لامینور وجود ندارد، بلکه مساله در حال حاضر اکران نوروزی است، قرار بود ۷ فیلم انتخاب شود که این انتخاب از بین ۲۱ فیلم متقاضی صورت گرفته است. حتماً سلامتی و توجه به پیشکسوتان اهمیت دارد، البته این گله را از دوستانی که بدون هماهنگی لامینور را در فهرست اکران نوروزی قرار دادهاند، دارم.
ایل بیگی برای اینکه حاشیههای به وجود آمده را سر و سامانی بدهد به این موضوع هم اشاره کرد طی چند روز گذشته با آقای درمیشیان تهیه کننده لامینور صحبت کردم و به دنبال دیدار با آقای مهرجویی بودیم که شرایط آن فراهم نشد، آقای درمیشیان به ما گفت آقای مهرجویی کمی کسالت دارد، اما نگفت که این کارگردان در بیمارستان بستری است.
او تیر آخر خود را با بیان این جمله که ما باید در یک فرآیند درست و منطقی و برای حمایت از کلیت سینما و مراقبت از اجزای سینما همه جوانب را در نظر بگیریم از کمان رها کرد تا بتواند نوک پیکان حمله را از سمت خود و رئیس اش! به سمت دیگری بچرخاند.
به نظر میرسد لامینور با توجه به فشارهایی که به مجموعه فرهنگی مسوول وارد شده در لیست فیلمهای اکران شده عید فطر قرار گیرد، فیلمی که هنوز خیلی از منتقدان و سینما دوستان اطلاعات زیادی از آن ندارند و منتظرند که ببینند این فیلمی که این همه برای آن سر و صدا به پا شده باعث بازگشت داریوش مهرجویی به سکوی اول و قرار گرفتن در کنار فیلمهای گاو و هامون خواهد بود یا خیر.
آن چه این روزها بر جامعه ایران میرود صدای خیلیها را درآورده است. اوضاع فاجعهبار اقتصادی، فشارهای اجتماعی و سیاسی، پرونده بلاتکلیف هستهای که مثل بختکی سالهاست روی جامعه ایران افتاده، طرح صیانت و سودای خفه کردن اینترنت و البته آرشه زدن مسئولان بر اعصاب ملت خیلیها را خسته کرده است. حالا صدای پیرمردی درآمده است که کمتر سخن سیاسی آشکار گفته است و کوشیده است از بازار سیاست برکنار بماند. صدای فریادهای حمید هامون در دادگاه شبکههای مجازی به گوش میرسد...