تیتر امروز

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید
افاضات اضافه

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید

عوام‌الملک پس از نامه‌های متعدد به حضرت مسعود و عدم دریافت پاسخ، این بار مسیر جدیدی را امتحان کرده که کاملا جوابگو و موفق خواهد بود؛ او قرار است نامه‌های مستقیمش را به شکل غیرمستقیم بفرستد تا...
سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟
ویژه برنامه نوروزی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی؛ بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ (قسمت چهارم)

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟

این چهارمین قسمت از ویژه برنامه نوروزی ۱۴۰۴ دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی است که به بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ می‌پردازد. در این برنامه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آمریکا و سقوط بشار...

اینکه اصولگرایان، قتل دختر ۱۷ ساله اهوازی را محکوم نکردند به معنی توافق با این جنایت است؟

عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: کسانی که فیلم حمله به شهیدسروان رنجبر را دیده اند این پرسش برای‌شان پیش می‌آید که فرد حمله‌کننده چرا تسلیم نمی‌شود؟ یا اصلا چرا فرار نمی‌کند؟ چرا هیچ ترسی از شلیک گلوله علیه خود ندارد؟ و از این مهم‌تر چرا اقدام به قتل می‌کند؟ آیا نمی‌دانست که کشتن پلیس چه عوارضی دارد؟ و پلیس حتما او را دستگیر خواهد کرد؟

کد خبر: ۱۲۱۱۳۱
۰۹:۱۱ - ۱۸ بهمن ۱۴۰۰
یادداشت عباس عیدی در مورد قتل دختر اهوازی و واکنش سیاسیون
دیدارنیوز ـ پاسخ به این پرسش‌ها کلیدی است و ما را به فهم واقعیت جامعه خود آگاه‌تر می‌کند. در واقع مساله امروز منحصر به کشته شدن یک افسر پلیس نیست، بلکه مساله وجود چنین قاتلانی مهم‌تر است. آنان از کجا آمده‌اند؟ چهار دهه تحت آموزش مستقیم نظام آموزشی و رسانه‌ای رسمی کشور بوده‌اند و در یک محیط اقتصادی و اجتماعی خاصی زندگی می‌کنند، کارشان به جایی رسیده که اصولا درک و مساله‌ای به نام مرگ ندارند.
 
اگر وجه جنایتکارانه این عمل را کنار بگذاریم، یا باید بگوییم بی‌باک و متهور است که به پلیسی که اسلحه در دست دارد حمله می‌کند، یا باید بگوییم درکی از مرگ و زندگی ندارد یا فهمی از اقدامی که انجام می‌دهد، ندارد.
 
این یک قتل برنامه‌ریزی‌شده و با هدف خاص و کوشش برای پنهان ماندن قتل نبوده است، از پیش معلوم است که چه سرنوشتی در انتظار قاتل است، پس تنها راهی که برای فهم ماجرا و رفتار او می‌ماند این است که بگوییم هیچ رشته‌ای او را به زندگی اجتماعی و حتی فردی پیوند نمی‌دهد و تصور یا بهتر است بگوییم ترسی هم از مرگ ندارد؛ و این همان موجودی است که وجودش برای جامعه ما خطرناک است.
 
از این نظر همه ما در برابر شکل‌گیری و موجودیت چنین افرادی مسوول هستیم. او به تعبیری گرچه خشن و جنایتکار است، ولی هم‌زمان قربانی و قابل ترحم نیز هست. چون زندگی او نیز نابود شده است. ما نمی‌توانیم به راحتی وجود آنان را محکوم کرده و نادیده بگیریم و از خود سلب مسوولیت کنیم. این‌ها محصول سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی هستند، کینه‌ورزی نسبت به آنان احتمالا مشکل را تشدید می‌کند، همچنان که تا به حال بار‌ها گفته شده است که گرداندن آنان در خیابان و تحقیر آنان عوارض منفی دارد. 
 
اینکه او را با پای شکسته و یک لا پیراهن در هوای آزاد بیاوریم و فرزند داغدار آن مرحوم گوش او را بکشد، هیچ چیزی از تلخی ماجرای رخ‌داده کم نمی‌کند و اعتبار و اقتداری نیز تولید نخواهد کرد. کینه و نفرت و انتقام راه‌حل نیست و این‌ها متفاوت از مجازات قانونی است.
 
فراموش نکنیم که مرحوم رنجبر اکنون به این علت شهید شده که همدردی مردم را جلب کرده است چرا که به هر دلیلی نتوانسته شلیکی کند که حق یا وظیفه او بوده است! همین یک نکته برای فهم ماجرا کافی است.
 
نگاهی به وضعیت آموزش و تجهیزات پلیس‌های در صحنه نشان می‌دهد که ماجرا ریشه‌های عمیق‌تری دارد. هنگامی که یک دهه رشد اقتصادی نداشته باشیم، امکانات و حقوق پلیس نیز یک دهه توقف کرده و حتی عقب رفته است، درحالی‌که مجرمین بیشتر شده‌اند! و بودجه عمومی حکومت نیز صرف رسانه بی‌خاصیتی، چون صداوسیما می‌شود، نتیجه‌ای جز این انتظار نباید داشت.
 
یکی دیگر از نکات جالب این ماجرا انتقاد برخی از اصولگرایان بود که چرا اصلاح‌طلبان این اقدام را محکوم نکردند؟ این نقد واقعا نوبر است. مگر هر اتفاقی می‌افتد باید موضع گرفت؟ روزانه ده‌ها قتل و جنایت رخ می‌دهد، هیچ گروهی هم موضعی نمی‌گیرد. اگر یک نفر دیگری را به قتل رساند آیا باید قاتل را به صورت رسمی بیانیه داد و محکوم کرد؟ موضع‌گیری در چه مواردی ضروری است؟ هنگامی که پای امر یا مضمون سیاسی یا کم‌کاری در انجام وظیفه پیش بیاید، باید موضع گرفت.
 
اگر قاتل، پلیس را به صفت سیاسی کشته بود، قطعا باید موضع گرفت تا مبادا سکوت به معنای تایید تلقی شود. ولی یک اقدام جنایتکارانه مثل همه جنایات دیگر است و به صورت پیش‌فرض از سوی همگان محکوم است. به ویژه این مورد خاص که خیلی هم تاثرآور بود. اتفاقا اگر قرار است در این مورد موضع‌گیری شود، باید پرسید که چرا پلیس آموزش کافی ندیده یا چرا شلیک نکرده است؟ یا تجهیزات بیشتر از قبیل شوکر نداشته است؟ یا چرا پس از دستگیری چنان رفتاری با متهم شده است؟
 
محکومیت اصل این حادثه غم‌انگیز مفروض است و حتی موضع‌گیری می‌تواند به معنای احتمال موافق بودن برخی با آن را به ذهن متبادر کند و این درست نیست. چون چنین احتمالی متصور یا واقعی نیست. جالب است که اصولگرایان که باید قتل دختر اهوازی را محکوم کنند سکوت کرده‌اند، زیرا به‌صورت سنتی آنان این رفتار را مانع از تخلفات جنسی می‌دانند پس سکوت‌شان به منزله توافق نسبی با این رویداد وحشتناک است.
منبع: اعتماد
برچسب ها: حوادث
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۳۹ - ۱۴۰۰/۱۱/۱۸
0
0
شوهر قاتل!!!!!!!
در زمان خلافت حضرت علی ع ی زنی شوهردار زنا کرد و باردار شد اومد پیش حضرت علی ع و اقرار به زنا کرد و خواست تطهیر شود. حضرت پرسید شوهر داری گفت اری پرسید شوهرت در دسترس بود گفت اری و پرسید…. و اخر حضرت فرمود برو بچه ات رو بدنیا بیار و بعد از مدتی این خانم امد و باز گفت زنا کردم تطهیرم کن یا علی حضرت همان سوالات رو تکرار کرد و اخر فرمود برو به بچه ات ۲ سال کامل شیر بده همچنان که خدا فرموده زن رفت بعد از ۲ سال برگشت و گفت ۲ سال کامل شیر دادم مرا تطهیر کن حضرت همان سوالات قبلی رو تکرار کرد و فرمود اکنون برو و متکفل حال فرزند خویش باش تا خوردن و اشامیدن را تعقل کند و مواظبت کن از بام نیفتد و در چاهی سقوط نکند زن برگشت در حالیکه چشم وی گریان بود بطرف خانه خود میرفت! عمروبن حریث در راه به ان زن برخورد و پرسید چرا گریه میکنی؟زن هم ماجرا را گفت و عمروبن حریث گفت من متکفل فرزندت می شوم نزد حضرت برگرد و زن هم برگشت و از تکفل فرزندش توسط عمروبن حریث خبرداد حضرت پرسید چرا عمرو تکفل فرزندت را قبول کرد زن گفت من زنا کردم مرا تطهیر کن حضرت همان سوالات قبلی را پرسید و اخر فرمود بار خدایا این زن چهار بار شهادت به زنا داد و من نمی توانم حد و حدود خدا را تعطیل کنم و عمروبن حریث نگاهی به حضرت کرد و دید حضرت از شدت غضب سرخ شده انگار اب انار بصورتش پاشیده شده و عمروبن حریث گفت من کفالت فرزند تو را قبول نمی کنم حضرت فرمود بعد از چهار بار شهادت دادن باید با خواری متکفل حال فرزند او شوی تو سبب شدی برای چهارمین بار شهادت به زنا داد تو مغرورش کردی…. در نهایت برای روز اجرای حد حضرت فرمود همه صورت خود را بپوشانن و در روز اجراء حد حضرت غرمود هر کس که گناهی گرده و حدی بر گردنش می باشد حق اقامه حد بر این زن را ندارد همه برگشتند و فقط حضرت و امام حسن ع و امام حسین ع ماندند. (کتاب قضاوتهای حضرت علی ع تالیف شیخ ذبیح الله محلاتی)
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی