
جدال اصولگرایان تندرو با حسن روحانی دوباره بالا گرفته است. جدالی که سرانجام به تذکری از سوی عالیترین مقامات نظام هم منتهی شد. اما چرا آتش این نزاع تنها ۳ ماه بعد از رفتن روحانی از قدرت دوباره شعلهور شده است؟
دیدارنیوز ـ سرویس سیاسی: بعد از پایان دولت دوازدهم چند هفتهای خبری از حسن روحانی نبود. همه میپرسیدند روحانی کجاست. این در حالی بود که از همان روزهای اول آغاز دولت سیزدهم نیروهای انقلابی که حالا همه نهادها و قوای کشور را در اختیار گرفته بودند، با شمشیر آخته سراغ روحانی و یارانش را میگرفتند و خواهان محاکمه و اشد مجازات برای او و دولتمردانش میشدند. اولین قربانیان این رویکرد هم، ولی الله سیف رییس پیشین بانک مرکزی دولت روحانی بود.
اما روحانی گویا قرار نبود به لاک سکوت برود، حین برگزاری کنفرانس وحدت اسلامی در بخشی از رشته توییتی معنا دار نوشت: " در نگاه پیامبر، هدف وسیله را توجیه نمیکرد؛ عدالتخواهی مجوز سلب آزادی نبود و ادعای حقطلبی، راه تندخوئی و قانونشکنی را نمیگشود. او که در برابر ستمگران شجاعانه به جهاد میایستاد، همواره در برابر حقوق مردم، سر تواضع فرو میآورد. مدعیان_ اسلامیت را با ترازوی اخلاق باید سنجید". او که مدتی دور از نگاه و منظر افکار عمومی و رسانهها بود با این توییت و حضورش در جلسه مقام معظم رهبری که پس از اختتامیه کنفرانس اسلامی، دوباره اعلام موجودیت کرد و یکی دو روزی سوژه داغ اخبار و تحلیلهای اصحاب قلم و سیاست شد.
اما آن چه حسن روحانی در روزهای اخیر به کانون توجه رسانهها و جناح مخالف دولت آورده است اظهار نظر او در حمایت از به آیتالله صافی گلپایگانی بود. رییس جمهور پیشین ایران با صدور پیامی «هجمه به آیت الله صافی گلپایگانی و تضعیف جایگاه مرجعیت» را تقبیح کرد. هجمهای که برخی مدعی هستند که از سوی جریان اصولگرای تندرو و بعد از اظهارات این مرجع تقلید در دیدار با قالیباف ابراز شده است. در آن دیدار آیت الله گلپایگانی تاکید کرده بود که باید تا حد ممکن با همه دنیا روابط حسنه داشت و نباید با برخی از کشورها قهر بود. همین امر دست مایه حمله همزمان اصولگرایان تندرو به قالیباف شد و البته انتقادات آنها از اظهارات آیت الله گلپایگانی را اصلاحطلبان توهین تلقی کردند و جدالی رسانهای با طرف مقابل ایجاد کردند. کار البته به دادستان کل کشور هم رسید... القصه حسن روحانی این جا وارد میدان شد.
او در بخش دیگری از پیام خود نوشت: "شخصیت وارسته و مبارزی همچون آیتالله صافی گلپایگانی، با سوابق بینظیر در دفاع از اسلام و نظام، خود شاخص انقلاب و مبارزه است و ادعاهای انقلابیگری را باید با چنین ترازوهائی سنجید و تضعیف این جایگاه با هر توجیهی، ریختن آب به آسیاب دشمنان عزت و هویت ملی است". این اظهارنظر حسن روحانی گویا به مثابه نزدیک شدن او به لانه زنبور، واکنش و بیدار کردن مخالفانش از خواب و فراموشی عمل کرده است.
روز سه شنبه ۱۱ آبان نمایندگان مجلس شورای اسلامی پرونده عملکرد و قصور حسن روحانی در مدیریت کرونا را برای بررسی بیشتر به قوه قضائیه ارسال کردند. سیدمحمد پاک مهر در نشست علنی امروز (سه شنبه ۱۱ ابان) مجلس شورای اسلامی گزارش کمیسیون بهداشت و درمان مجلس درباره عملکرد رئیس وقت ستاد ملی مقابله با کرونا (رئیس جمهور سابق) در اجرای ماده ۲۳۴ آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی را قرائت کرد. نمایندگان پس از استماع این گزارش با ۱۶۷ رأی موافق، ۲۸ رأی مخالف و ۱۵ رأی ممتنع از مجموع ۲۳۵ نماینده حاضر در جلسه، با ارسال قصور رئیس جمهور سابق در زمینه مدیریت کرونا به قوه قضائیه موافقت کردند.
نمیشود دقیقا فهمید که در سر مخالفان روحانی چه میگذرد و این اقدام نمایندگان انقلابی تا چه میزان متاثر از اظهارات روحانی در دفاع از اقای صافی گلپایگانی بوده است، ولی همزمانی این دو موضوع این تحلیل را به دسست میدهد که روحانی یا باید کلا سکوت کند و به گوشه امن خود برود یا با اقدام قاطع جناح مقابل مواجه خواهد شد.
اما چرا حسن روحانی سکوت نمیکند درحالی که او استاد نگفتن است! بسیاری از کارشناسان عرصه سیاسی بخصوص از جریان اصلاحات معتقدند گرچه روحانی در به وجود آمدن شرایط اقتصادی، سیاسی، روابط خارجی، کرونا و حتی مشکلات محیط زیستی مقصر است، ولی در موضوعاتی، چون تحریمها و نتایج تاسف بار آن و عوامل به وجود آمدن چنین شرایطی بیش از حد به دام محافظه کاری و سکوت رفت.
صادق زیباکلام استاد دانشگاه و فعال سیاسی از جمله کسانی است که در طول ۴ سال دوم ریاست جمهوری روحانی همواره او را تشویق و ترغیب به گفتن و افشاگری میکرد، اما روحانی از آنجا که بازی در سیاست ایران در مدت خدمت چهل و چند ساله خود در نظام جمهوری اسلامی را خوب آموخته است، از موانع داخلی سر راه دولت خود نگفت و به نظر میرسد با انبوهی از ناگفته ناگفتهها دولت را به سید ابراهیم رییسی تحویل داد.
در هر حال به نظر میرسید که میان روحانی و رقیبانش نوعی توافق سکوت شکل گرفته است. توافقی که در آن دو طرف در مقابل گذشته سکوت میکنند. اما با اتفاقات هفتههای اخیر این تحلیل زیر سوال رفته است. روحانی به سرعت از سکوت خارج شده است و اصولگرایان حاکم هم چند هفتهای است بیشتر از خطاهای دولت او میگویند. حتی رئیس کمیسیون انرژی مجلس حمله سایبری به پمپ بنزینهای کشور را ناشی از کم کاری دولت روحانی دانسته بود.
ورود روحانی به یک جدال سیاسی آشکار در کشور اما صبر جبهه پایداری را لبریز کرده است و مجلس اصولگرا دیروز با مصوبهای پرونده روحانی را به قوه قضائیه فرستاد. صبح امروز محمد باقر قالیباف رئیس مجلس در نطق پیش از دستور خود خبر داد که رهبری در حاشیه نامهای که در آن به رسانهای شدن یکی از کمیسیونهای مجلس پیش از بررسی و صدور حکم در دادگاه صالحه اعتراض شده است، مرقوم فرمودند: «شکایت به جاست. نباید پیش از اثبات جرم موضوع را رسانهای میکردند. دنبال کنید و به نحوی جبران شود» هنوز روشن نیست که آیا رهبری در حاشیه نامه مربوط به شکایت از روحانی چنین تذکری دادهاند یا موضوع به شکایتی دیگر باز میگردد اما هر چه هست بیان آن در جلسه امروز مجلس توسط قالیباف نمیتواند بی ارتباط با اتفاقات دیروز بهارستان تلقی شود.
در هر حال اما به نظر حسن روحانی و رقیبانش قصد سکوت کردن ندارند و شاید پس از این باید بیشتر شاهد حملات دوجانبه بود.
حسن روحانی به خوبی از معضلات اجرایی کشور و برخی بن بستها در سطح استراتژیک آگاه است. احتمالا جمعبندی او این است که اصولگرایان خیلی زود در تدبیر امور به مشکل بر میخورند و از این رو ترجیح میدهد که در صحنه سیاست فعال باشد و به هنگام در قامت اپوزیسیون اصولگرایان عمل کند.
یک تحلیل دیگر این است که روحانی از اشتیاق اصولگرایان برای برخورد با خود آگاه است و از این رو غیبت کامل رسانهای را به مصلحت نمیداند و قصد دارد که گاه به گاه حضور خود را به جناح رقیب یادآوری کند و از صحنه افکار عمومی محو نشود تا برخورد با او آسان نباشد.
اما اصولگرایان تندرو چرا برای برخورد با روحانی مشتاق هستند؟ دو پاسخ مهم در این مورد وجود دارد. نخست آن که اصولگرایان احتمالا امروز بیش از گذشته با دشواری اداره کشور مواجه شدهاند و دریافتند که بهبود فوری در کار نیست. از این رو بیشتر و بیشتر از قبل سعی خواهند کرد که وضع موجود را کارنامه دولت روحانی بنماند و نشان دهند که چه ویرانهای تحویل گرفتهاند.
دوم آن که اصولگرایان از برخی بلندپروازیهای روحانی در آینده نگران هستند و سعی میکنند که دفتر زندگی سیاسی او را هر چه زودتر پایان دهند.
حسن روحانی در طول ۴ سال آخر اقامتش در ساختمان پاستور از حجم حملات لفظی به رقیبانش کاسته بود و تنها گاهی غرولندی میکرد، ولی هنوز برخی از کارشناسان معتقدند او با اقداماتی و اولتیاماتومهایی میتوانست پایان بهتری را برای کارنامه خود رقم بزند. چرا او این کار را نکرد و چرا هر دوره به کتاب داستان ناگفتهها در نظام جمهوری اسلامی جلدهای جدیدی افزوده میشود، راز سر به مهری است که بخشی از آن را مرحوم هاشمی رفسنجانی به دل خاک برد، سید محمد خاتمی از کنار آن گذشت، احمدی نژاد گزینشی و ژورنالیستی مباحثی را مطرح میکند، روحانی با سابقه طولانی در بخش امنیتی و اجرایی کشور بیان حقایق و ناگفتهها را نوعی خود زنی میداند و در آینده روشن خواهد شد که سید ابراهیم رییسی چه خواهد کرد.
اصولگرایان بعد از پایان هر دوره ریاست جمهوری شخص رییس جمهور سابق را به گوشه رینگ انفعال، سکوت و طرد هدایت کرده اند. هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی نمونههای مشخصی از این رویکرد جناح راست، اصولگرا و به تعبیر امروزیها جریان نیروهای انقلاب هستند. سوالی که به ذهن میرسد این است که این سیاست حذف و طرد روسای سابق جمهوری که توسط اصولگرایان به امری طبیعی تبدیل شده است، چه سود و زیانی برای خود آنها و احیانا برای کشور داشته است. از هاشمی و خاتمی که بگذریم، آنها با این رفتار احمدی نژاد را ظاهرا از دست دادند و او را به شخصیتی منتقد و اپوزیسیون تبدیل کرده اند، احمدی نژادی که مانند هاشمی، موسوی و خاتمی گویی روی دست آنها مانده اند و چون استخوانی در گلو برای آنها عمل میکنند.
در ادامه این پرسش و پاسخ ذهنی باید پرسید که استراتژی تکراری اصولگرایان رادیکال این بار با تمرکز بر حسن روحانی به سود و زیاد چه شخص یا جناحی تمام خواهد شد. به نظر نمیرسد اولا رفتن پرونده روحانی به قوه قضاییه توسط مجلس اصولگرا به نتیجهای برسد و اساسا دور از ذهن است که رئوس نظام اجازه طرح چنین مبحثی را در دادگاه بدهند. دوم؛ بر فرض کشاندن حسن روحانی به دادگاه به هر بهانهای اعم از برجام و عملکرد او در موضوع کرونا، چه کسی ضرر خواهد کرد؟ آیا روحانی مقصر صدردصد کشته شدن بیش از ۱۳۰ هزار جانباخته کرونا در ایران است یا در این خلق و ایجاد این مشکل سازمان، نهاد، عوامل و علل داخلی دیگری هم دخیل و شریکند؟
به هر روی حسن روحانی در آخرین کنشگری خود با دفاع از مرجعیت و شخص آقای صافی گلپایگانی وارد حوزه استحفاظی جبهه پایداری شده است، جبههای که نبض مجلس انقلابی را در دست دارد. اینکه در نزدیک شدن او به لانه زنبور پایداریچیها علم و عمدی دارد یا ندارد یک سوی ماجرا است.
سوی دیگر ماجرا این است که این روشها چه عواقب سیاسی و اجتماعی خواهد داشت. عواقبی که شاید تذکر امروز را باید در راستای آن ارزیابی کرد.