
محمد درویش نوشت: به طور متوسط و به شهادت آمارهای شرکت مدیریت منابع آب ایران، میانگین توان آب قابل استحصال کشور در یک دوره درازمدت پنجاه و دوساله حدود یکصد میلیارد مترمکعب است.
دیدارنیوز ـ محمد درویش، فعال محیط زیست در ادامه نوشت: «از این مقدار فقط هشت الی هشت و نیم درصد میتواند نیاز آب شرب یکسال ایرانیان را تامین کند. یعنی کمتر از یکهفتم آبی که در مخازن سدهای ایران ذخیره میشود به فرض آنکه از مخازن آب زیرزمینی اصلاً در هیچ شهری استفاده نشود - که میشود - کافی است تا ایرانیان را دیگر از هیولایی به نام تشنگی نترسانیم.
پس اگر اینک در خوزستان با رخدادی به نام شورش آبی روبرو شدهایم، در بروجن بیش از شصت روستا را با تانکر آبرسانی میکنیم و در گیلان برای جبران کمبود آب شرب مردم به قطع رویشگاههای جنگلی و ساخت سدهای بزرگ مخزنی روی آوردهایم؛ این نه به دلیل کمبود ریزشهای آسمانی که به دلیل کمبود خرد، وجدان و فهمبومشناختی در مدیریت آبی سرزمین است.
هیچ از خود پرسیدهایم که چرا مردم در خراسان جنوبی به اندازه خوزستان از کمبود آب خشمگین نیستند؟ پاسخ این است که آنها درک میکنند که در خراسان آبی نیست که بخواهند توزیع کنند، اما در خوزستانی که کارون، دز، کرخه، زهره، مارون و بهمنشیر را دارد؛ در خوزستانی که یکسوم منابع آب سطحی ایران در آن جاری است، چرا باید مردم در چنین فلاکتی اسیر و گرفتار باشند؟
آری ... مشکل ما با دعا و نماز باران یا با غلبه تفکر سازهای در یزد، اصفهان، خراسان، سمنان، خوزستان، کرمان، ارومیه، فارس، قم و ... حل نخواهد شد؛ وقتی که بلد نیستیم از آب موجود به درستی استفاده کنیم؛ وقتی که ضایعات در بخش کشاورزی ما چندبرابر حد استاندارد است؛ وقتی که با صادرات آب مجازی فکر میکنیم میشود پول پایدار تولید کرد؛ وقتی که عرضه ترمیم لولههای فرسوده شبکه شرب شهری را نداریم و سیدرصد آب را به هدر میدهیم و وقتی هنوز به بیستدرصد اهداف برنامههای پنجساله چهارم تا ششم نرسیده و اغلب شهرهای ما فاقد تصفیهخانه و توان بازچرخانی آب هستند.
ما کفران نعمت کرده و خواهیم کرد تا زمانی که به جای پخمهها از نخبهها استفاده نکنیم و به جای کلنگ مدیریتی با مدیریت کلنگی روزگار بگذرانیم. این شاید آخرین هشدار برای آنهایی باشد در دورن حاکمیت که هنوز اعتبار و وقار ایران و توجه به حقوق ملی برایشان مهم است.»