
دولت ابراهیم رئیسی میراثدار یک اقتصاد بحرانزده است. بهمن آرمان اقتصاددان و عضو سابق هیئت امنای صندوق ذخیره ارزی در گفتگو با دیدار مهمترین دشواری را قطع ارتباط اقتصاد ایران و جهان میداند.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: هرچه به روزهای پایانی دولت حسن روحانی و تحویل دولت به سید ابراهیم رئیسی نزدیک میشویم، گمانهها و تحلیلها در حوزههای مختلف از جمله ترکیب کابینه دولت سیزدهم، مباحث اقتصادی و معیشتی و به تبع آن روابط خارجی ایران و ارتباط هر کدام از این موضوعات باهم داغتر میشود. این بار «بهمن آرمان» اقتصاددان و از مدیران اقتصادی دولتهای هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی با تمرکز بر نگاه اقتصادی دولت ایران و نیازهای روز اقتصادی کشور، موانع و راه حلها، اخبار اقتصادی که از تیم اقتصادی رئیسی به گوش میرسد را نگران کننده میداند و با اشاره به ضعف تکنولوژی شرکتهای ایران تاکید میکند که آنچه دولت ابراهیم رئیسی باید دنبال آن باشد این است که زمینهای فراهم کند تا شرکتهای ایرانی بتوانند به تکنولوژی روز جهان دسترسی پیدا کنند.
وی درباره موفقیت یا عدم موفقیت دولت سیزدهم با توجه به شرایط حاکم بر روابط خارجی ایران و مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی و تاکید خاستگاه سیاسی رئیسی و همفکرانش بر کار جهادی و اقتصاد درون زا، تاکید کرد: «هر چند ایران ظرفیتهای بزرگی در بسیاری از موارد دارد، اما در بسیاری از موارد نیز به تکنولوژی روز احتیاج دارد تا بتواند برنامههای اقتصادی خود را به سرانجام برساند. حتی پروژههای درونزایی مثل ساخت راه یا راه آهن را نیز محتاج تکنولوژی روز است. ولی اخباری که از چهرههای اقتصادی نزدیک به ابراهیم رئیسی منتشر میشود ناخوشایند است و تکیه رییس جمهور منتخب بر عناصر سیاسی و غیرحرفهای برای تعیین و عملیاتی کردن برنامههای اقتصادی دولت نتایج مثبتی ندارد، چون برخی از این افراد حتی توان درک برخی مسائل اقتصادی مطرح شده توسط رئیسی را ندارند.»
این استاد دانشگاه یادآور شد: «کاهش مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری و نادیده گرفتن انتخابات شوراهای شهر، به ویژه در شهر تهران، پیام خیلی روشنی داشت. این پیام آن بود که سفره مردم هر روز کوچکتر میشود، نرخ بیکاری در حال افزایش است و تورم هم به شکل غیرقابل مهاری در آمده است و این مسائل بر زندگی و نگاه مردم موثر است. گرچه مشکلات را به گردن دولت یازدهم و دوازهم میاندازند، اما آمارهای اقتصادی نشان دهنده عملکرد تقریبا قابل قبولی در این دو دولت وجود داشته است؛ به ویژه در شرایطی که تحریمهای ایران تشدید شدند و عدم تایید FATF توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام و نامشخص بودن برجام بر مراودات مستقیم مالی ایران با بازارهای جهانی تاثیر جدی گذاشته است.»
آرمان اظهار کرد: «امروز شرایط به گونهای شده است که نه تنها هیچ کشور نمیخواهد یا نمیتواند به ایران وام دهد، بلکه حتی نهادهایی که ایران در آنها عضو یا حتی سهامدار است نیز حاضر به وام دادن به ایران نیستند. صندوق بینالمللی و بانک بینالمللی پول تنها دو نمونه از این نهادها هستند. به علت تنشهایی که ایران درگیر آن است، به خصوص تنش با عربستان، ما حتی نمیتوانیم از سهمیه خودمان در بانک توسعه اسلامی استفاده کنیم، این در حالی است که در گذشته این بانک بخشی از منابع مالی پروژههای توسعه محور ایران مانند چند سد مخزنی و تصفیه خانههای فاضلاب را تامین میکرد. واقعیت این است که سایه تنش در روابط خارجی به عنوان یک عامل بازدارنده بر فرآینده توسعه اقتصادی ایران افتاده است و این روند را کند یا حتی متوقف کرده است.»
وی در ارزیابی برنامه و تیم اقتصادی دولت رئیسی گفت: «برخی از اعضای تیمی که ظاهرا برای بررسی مسائل اقتصادی تعیین شده سیاسی و غیرحرفهای هستند. بیشتر افرادی که از آنها نام برده میشود حتی یک مقاله اقتصادی در یک نشریه معتبر بینالمللی ندارند. بخشی دیگر هم سابقه وزارت و مدیریت داشتند و کارنامه قابل قبولی ندارند. در چنین شرایطی میشود گفت آنطور که از ظواهر امر پیداست در بر همان پاشنه سابق میچرخد و از تجربیات قبلی درس نگرفتهاند. اگر سالها قبل و در دوره سازندگی ایران دارای رشد اقتصاد قابل قبولی بود و بخش بزرگی از عقب ماندگیها ایران در آن زمان جبران شد متاثر از نگاه آقای هاشمی به مسائل اقتصادی و مدیریتی بود.»
عضو سابق هیأت امنای صندوق ذخیره ارزی در دوره اصلاحات خاطرنشان کرد: «من به عنوان یک چهره غیرسیاسی و کاملا متخصص به عنوان معاون بورس تهران فعالیت میکردم. حالا، اما به علت فضایی که از زمان احمدینژاد بر کشور حاکم شد من و امثال من در بسیاری از موارد نه تنها نمیتوانیم به عنوان مشاور یک دستگاه اجرایی فعالیت کنیم، بلکه به اطلاعات و برنامههای اقتصادی هم دسترسی دقیق و درستی نداریم.»
آرمان عنوان کرد: «تکیه آقای رئیسی بر عناصر سیاسی و غیرحرفهای برای تعیین و عملیاتی کردن برنامههای اقتصادی دولت جدید چندان نتایج مثبتی نخواهد داشت. ایشان اهدافی مثل جلوگیری از خام فروشی نفت، تولید سالی یک میلیون واحد مسکونی و ایجاد سالی یک میلیون شغل را اعلام کردهاند، اما برخی از افرادی که به عنوان تیم اقتصادی آقای رئیسی اعلام شدهاند حتی توان درک این مسائل را ندارند!»
وی ادامه داد: «منتقدان دولت روحانی که در تیم رئیسی کار خواهند کرد معتقدند با اتکا به توان داخلی تمام این کارها شدنی است. این گروه معتقدند ما تمام منابع و امکانات لازم برای ساخت یک میلیون واحد مسکونی در سال را داریم، همینطور میتوانیم با اتکا به توان داخلی جلوی خام فروشی را بگیریم. این گروه معتقدند توان رئیسی در ایجاد اجماعی داخلی باعث بسیج نیروها برای حل شدن مشکلات میشود، اما تمام مسئله این نیست.»
این استاد اقتصاد با اشاره به ظرفیتهای داخلی مانند ساخت سدهای بزرگ برقی آبی، ساخت مسکن، تولید سیمان، فولاد، کاشی و سرامیک بیان کرد: «اما واقعیت این است که اینها به عنوان ماده اولیه وجود دارد، ولی ما تکنولوژیهای روز ساخت مسکن را نداریم. اگر دولت آقای رئیسی بتواند زمینه مشارکت شرکتهای ساختمانی ایرانی با شرکتهای دارای تکنولوژی خارجی را فراهم سازد ساخت چند میلیون واحد مسکونی در طول سه سال امکان پذیر است، قیمت مسکن شدیدا کاهش پیدا میکند و مردم توان پرداخت اجاره را خواهند یافت؛ لذا باید دنبال آن باشد که شرکتهای ایرانی بتوانند به تکنولوژی روز جهان دسترسی پیدا کنند. متاسفانه بر اساس یکی از آمارهای وزارت مسکن ۹۵ درصد واحدهای مسکونی در ایران سنتی ساخته میشوند.»
وی اضافه کرد: «در یک نمونه دیگر برای ساخت آزاد راه ما نه متاثر از تحریمها هستیم و نه نیاز ارزی داریم. برای ساخت راه آهن هم، بعد از تولید ریل در ایران میزان هزینه ارزی به چیزی زیر ۲۰ درصد رسیده است. با این همه امکانات واقعیت این است که حتی در این زمینهها هم کاستیهای فنی داریم و نیاز به همکاری با شرکتهایی با دانش فنی داریم.»
آرمان به عنوان توصیه اقتصادی خود به دولت رئیسی گفت: «من به عنوان نماینده پیشین وزارت امور اقتصاد و دارایی در هیئت امنای حساب ذخیره ارزی از آقای رئیسی درخواست میکنم که صندوق توسعه ملی را به حیاط خلوت دولت تبدیل نکنند. پرداختهای این صندوق فقط باید به صورت ارزی باشد، اما ما متاسفانه شاهد بودیم که عدهای از دستگاههای اجرایی، با وجود مقاومت رهبری، به هر شکلی بود حکم حکومتی گرفتند و برای اموری غیرمربوط از صندوق توسعه ملی پول برداشت کردند. برای مقابله با کانون ریزگردها در خوزستان ۱۰۰ میلیون دلار پول برداشت کردند یا ۸ میلیارد دلار برای کنترل آبهای مرزی گرفتند، این در حالی است هیچ کدام از این پروژهها هزینه ارزی ندارد و ریالی هستند. این اقدام باعث افزایش پایه پولی و در نهایت تورم است. پیشنهاد دوم من این است که آقای رئیسی همانطور که گفتند دگرگونی اساسی در بازار بورس ایجاد کنند و بورسی را که امروز به کازینو و قمارخانه تبدیل شده به یک ابزار تجهیز منابع مالی تبدیل کنند. ما منابع مالی سرگردان فراوانی در ایران داریم که به سمت تولید هدایت نمیشوند. مالیات بخش تولید را از ۱۵ درصد به ۱۰ درصد برسانند و مالیات فعالیتهای غیرمولد مثل مسکن و ارز را افزایش دهند.»