
دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: به دنبال برگزاری تجمعات اعتراضی در بزرگداشت هم وطنان جان باخته در حادثه هواپیمای اوکراینی، تعدادی از هنرمندان نیز به این واقعه واکنش نشان دادند. رخشان بنی اعتماد کارگردان سینما یکی از هنرمندانی بود که طی فراخوانی، مردم را دعوت به تجمعی اعتراضی برای یادبود مسافران هواپیمای اوکراینی کرد، البته فراخوان او به سرعت لغو شد و خود او نیز برای ساعاتی بازداشت شد.
محمدصادق کوشکی یکی از اساتید دانشگاه تهران و از فعالین رسانهای نزدیک به گروه موسوم به انصار حزب الله تهران، با حضور در برنامه «جهان آرا» که در شبکه افق پخش میشود در خصوص فراخوان رخشان بنی اعتماد، صحبتهایی کرد که عرق شرم بر پیشانی هر شنوندهای مینشاند. وی با هدف دفاع از عملیات نظامی ایران علیه پایگاه آمریکایی عین الاسد و حضور نظامی ایران در منطقه، خطاب به رخشان بنی اعتماد و دخترش باران کوثری گفت: «اگر اون بچههای سپاه تو مرز نبودند خانمی که میای فراخوان میزنی…میدونی دست امثال عبدالمالک ریگی به تو و دخترت و کسوکارت میرسید... شاید هم خوشت میاومد، شاید دوست داشتی، ولی مردم ایران دوست ندارند.»
پخش چنین اظهارات سخیفی؛ آن هم در رسانه ملی و به ویژه در برنامهای که دایه دار فرهنگ دینی و اسلامی است و از طرف کسی که همواره خود را فردی مذهبی و مروج فرهنگ اسلامی معرفی کرده شرم آور است. این سخنان، واکنشهای منفی زیادی برانگیخت و متولیان هنر و فرهنگ، از ریاست صداوسیما خواستند تا این روند هتاکی و یک جانبه گرایی در برنامه سازی صداو سیما را متوقف کند.
آقای کوشکی! هیچ زنی از تجاوز خوشش نمی آید
علی رغم شکل گیری موجی از نفرت و اعتراض نسبت به سخنان کوشکی، هیچگونه مواجهه جدی با او صورت نگرفت. البته کوشکی با مشاهده واکنشها به اظهاراتش، با درست خواندن عبارات به کار رفته توسط خودش در شبکه افق گفت: «از اظهارات خود پشیمان نیست و عذرخواهی هم نمیکند و آنها که ناراحت شده اند مغزشان معیوب است وگرنه میدانستند اگر قاتلی دستش به زنی برسد با او چه میکند.»
سخنان کوشکی دررسانه ملی و در یک برنامه مذهبی، ابعاد نگران کننده زیادی در پی دارد، اما پیش از پرداختن به آنها باید خطاب به او گفت: آقای کوشکی! هیچ زنی از تجاوز جنسی خوشش نمیآید و اینکه شما به اعتراض سیاسی و مدنی یک فعال زن با تحقیر جنسی پاسخ دهید، نشان دهنده وخامت حال متولیان فرهنگ و دارندگان تریبونهای فرهنگی و رسانهای در کشور است.
آقای کوشکی باید بداند که حسین بن علی (ع) حتی در مواجهه با دشمنان، جانب انصاف را نگاه داشته و هرگز زبان به تحقیر و توهین نمیگشود، اما گویا برخی مدعیان پیروی آن امام همام، انتقام جویانه در مورد دیگرانی که تنها به اعتراض مسالمت آمیز اکتفا کرده اند، سخن میگویند.

استفاده از استعاره های جنسی در تسویه حساب های سیاسی
سخنان محمد صادق کوشکی در استفاده از استعاره جنسی برای مقابله و تحقیر مخالفان، پدیده جدیدی نیست؛ پیشتر نیز تعدادی از مسئولان در پاسخ به مخالفان داخلی سیاستهای منطقهای ایران، آنان را افرادی بی غیرت خواندند که اهمیتی به تجاوز به نوامیسشان توسط داعش نمیدهند. به عنوان مثال در مهرماه سال ۹۵ ابوالفضل قناعتی عضو وقت هیات رئیسه شورای شهر تهران خطاب به خبرنگاری که در مورد واگذاری غیرقانونی املاک به تعدادی از اعضای شورای شهر افشاگری کرده بود گفت: «باید یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد.»
پیشتر نیز سعید قاسمی یکی از نظامیان بازنشسته در مهرماه ۸۸ در دانشگاه امام صادق (ع) خطاب به معترضان خیابانی گفته بود: «پسرم، دخترم، لجاجت نکن، والّا میری اونجا [بازداشتگاه]، بعد یا میبرندت سونا جکوزی و اینها، یا اینکه اون کارهایی که آقای کروبی گفتن شده اتفاق میافته.»
کاربست اصطلاح «دیوث سیاسی» ـ که ابتدا در سخنان آیت الله جوادی آملی در دیدار با محمدرضا عارف و در توضیح حال کسانی که بستر ارتباط و نفوذ بیگانگان در کشور را فراهم کنند بیان شد ـ در تجمعات و میتینگهای سیاسی، مصداق دیگری درباره استفاده از استعارات جنسی در مخالف خوانیهای سیاسی است. این اصطلاح پس از ورود به ادبیات سیاسی توسط مخالفین مذاکره با آمریکا و بیشتر در مورد کسانی که در مورد مذاکره با این دولت سخن میگویند کاربرد فراوانی یافته است؛ بنابراین در چنین فضایی است که مفاهیم وطن، دشمن و تجاوز، دلالتهای جنسی مییابند و یک معترض زن با استفاده از استعارات جنسی مورد توهین قرار میگیرد.
پیش لرزه های یک گسل خطرناک
شکاف بین دولت و ملت پدیده جدیدی نیست، بحرانی است که دههها بر وجود و خطرات آن تاکید میشود، هشدار جدید تر، اما شکاف موجود بین تودههای مردم و عمیقتر شدن آن توسط سیاستهای کلان در سطوح مختلف است. حوادث اخیر به ویژه سقوط هواپیمای اوکراینی و به دنبال آن رویکرد بخشهای مختلف حاکمیت و همچنین مردم به این حادثه، پرده از گسل عمیق و خطرناکی که بین تودههای مردم ایران وجود دارد برداشت، عدهای که خود را پایگاه اجتماعی حکومت معرفی میکنند از سیاستهای موجود حمایت کرده و مخالفین را بیگانه پرست و مزدور میخوانند، طیفی دیگر از مردم نیز با انتقاد از وضعیت موجود به ویژه پنهان کاری و خلاف گوییها و همچنین عدم اعمال سیاست مدارا از جانب ساختار سیاسی، معتقدند طیف اول با حمایتهای بی شائبه، در پنهان کاری حاکمان و دولتمردان و همچنین بی تفاوتی آنها نسبت به مطالبات مردم و وضعیت ناامید کننده فعلی مقصرند، بنابراین حق سرزنش مسئولان به دلیل وضعیت نامطلوب اقتصادی و اجتماعی موجود را ندارند.

در این میان و در حالی که فضای جامعه به شدت ملتهب و دوقطبی شده است، بعضی از نهادهای دولتی به ویژه صداوسیما با رویکرد یک جانبه گرایی خود، بر اختلافات موجود دامن زده و بر شدت تقابل میان مردم میافزایند. مصداق این سخن، واکنش نصرالله پژمان فر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به اعلام انصراف تعداد زیادی از بازیگران و هنرمندان از شرکت در جشنواره فجر امسال، ابراز شادمانی حمید رسایی در کناره گیری تعدادی از فعالین عرصه فرهنگ و هنر از تلویزیون و همچنین انفعال مسئولین صداوسیما در برابر سخنان تبعیض آمیز مهمانان شبکه افق از جمله نادرطالب زاده، محمدصادق کوشکی و زینب ابوطالبی است.
برای نمونه، حمیدرسایی در این خصوص گفته است: این افراد خودی نبوده، دشمن هستند و همان بهتر که در تلویزیون حضور پیدا نکنند تا عرصه فرهنگ یکدست شود. پژمان فر نیز گفته است: مجلس طرحی را تصویب خواهد کرد تا انصرافیها هرگز نتوانند در کشور هیچ گونه فعالیتی انجام دهند.
به نظر میرسد صدا و سیما ـ به ویژه در یکی دو ماه اخیر ـ مسیر خود را از بخشی از جامعه جداکرده و به تربیون گروه و تفکری خاص تبدیل شده است؛ در حالی که رسانه ملی به عنوان مهمترین متولی فرهنگ، موظف به فعالیت برای همه مردم است. رسانه ملی در کنار نهادهای دیگر، دنبال کننده گفتمان یکسان سازی، مخالفت با تکثرگرایی و تحمیل سلیقهای واحد است. این متولی فرهنگ با حمایت از برنامه هایی، چون جهان آرا، راه را برای کسانی که آرمانشان مصادره ایران به نفع تفکری خاص است هموار میکند. برنامه سازان رسانه ملی با دامن زدن بر دوقطبی کردن جامعه، روزبه روز عرصه را بر غیرخودیها تنگ کرده و با این کار بر میزان و شدت اختلاف، دشمنی و خشونت ورزی اجتماعی میافزایند.