واقعیت این است که شهادت سردار سلیمانی، خندقی که حوادث آبان بین مردم و دولت ایجاد کرده بود را تا حد زیادی پر کرد و همچنین به منتقدین و کسانی که تصور می‌کردند جنبش‌های اجتماعی اخیر نشان از تزلزل در ارکان حاکمیت و مشروعیت مردمی نظام دارد نشان داد که اتفاقا پایگاه اجتماعی حاکمیت بسیار قوی است، اما این یکپارچگی در اندک زمانی و به واسطه عملکرد مسئولین و اطلاع رسانی نامناسب در خصوص حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی بر باد رفت. پنهان کردن حقیقت و خلاف گویی به مردم ایران و جهان به مدت ۳ روز، نهایت بی تدبیری بود، واکنشی که سرمایه اجتماعی حاصل از شهادت سردار سلیمانی را به محاق برد. پیامد‌های این ضربه مهلک بر اعتماد ملی و تاثیرات روانی این بی صداقتی بر جامعه به این آسانی‌ها قابل جبران نیست، مردمی که در مراسم سردار سلیمانی متحد کنار هم ایستاده بودند، بازهم دوپاره و چند پاره شده و در فضا‌های مجازی و حقیقی به جان هم افتاده اند و انگیزه و امید خود را از دست داده اند.

کد خبر: ۴۸۵۵۹
۱۴:۲۷ - ۲۳ دی ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: شهادت سردار سلیمانی و حضور میلیونی مردم از هر طیف، گروه و طبقه‌ای در مراسم تشییع پیکر ایشان که تمام جهان را انگشت به دهان کرده و تحلیل گران را از تحلیل جامعه ایرانی ناتوان کرد، برای نظام اسلامی و همچنین جامعه، دستاورد‌های فراوانی به همراه داشت. به عنوان نمونه، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در حاشیه مراسم تشییع سردار سلیمانی، به صورت کلی به این دستاورد‌ها اشاره کرد و گفت: «شهادت ایشان گره‌هایی را که همه مانده بودیم چگونه باز کنیم، به بهترین شکل باز کرد.»
 
شهادتی که شکاف ها را کم رنگ کرد
 
مردم از طیف‌ها و جناح‌های مختلف؛ چه آن‌هایی که شدیدترین انتقادات را به وضعیت موجود داشتند و چه کسانی که همواره با ساختار سیاسی همدل بودند، در شهادت سردار به سوگ نشسته و در کنار هم عزاداری کردند. این سوگ و ماتم، آنچنان قدرتی داشت که شکافی که حوادث آبان ماه امسال میان توده‌های مردم ایجاد کرده بود و نوعی بدبینی را در کشور حاکم کرده بود را تا حد زیادی پر کرد.

مردمی که صداقت، سادگی، عملکرد فراجناحی و سالم بودن سردار سلیمانی را می‌ستودند و آرزو می‌کردند که‌ای کاش در میان سیاسیون و دولتمردان نیز افرادی چون سردار وجود داشته باشند، در مواجهه با شهادت سردار سلیمانی، به واقع یک سرمایه اجتماعی عظیم را به خیابان آوردند. هرچند طیفی از مردم در پلاکاردهایشان عنوان کردند که دولت و مسئولین، این حضور و حمایت را به حساب خود نگذارند و مغرور نشوند و نپندارند که مردم به دعوت آن‌ها به خیابان آمدند، اما واقعیت این است که شهادت سردار سلیمانی، خندقی که حوادث آبان بین مردم و دولت ایجاد کرده بود را تا حد زیادی پر کرد و همچنین به منتقدین و کسانی که تصور می‌کردند جنبش‌های اجتماعی اخیر نشان از تزلزل در ارکان حاکمیت و مشروعیت مردمی نظام دارد نشان داد که اتفاقا پایگاه اجتماعی حاکمیت بسیار قوی است و مردمی که در سوگ سردار سلیمانی به خیابان آمدند در نهایت حامی ساختار موجود هستند.

بعضی از افراد و مسئولین با برگزاری مراسم بزرگداشت و تشییع برای سردار و دیدن حضور مردم و اتحادی که شهادت ایشان ایجاد کرده بود تصور کردند که می‌توانند انتقاد از مشکلات داخلی کشور و ناکارامدی‌های موجود را حداقل برای مدتی به دست فراموشی سپرده و خاموش کنند. حمایت مردم و ابراز خوشحالی طیف زیادی از آن‌ها در واکنش به عملیات موشکی ایران در عراق، جلوه دیگری از حمایت مردم از دولت و اعتماد آن‌ها به دولتمردان را به امید حفظ امنیت و آرامش ایجاد کرد، اما ناگهان اتفاقی که نباید می‌افتاد، به وقوع پیوست.

چگونه دستاوردهای خون سردار فراموش شد؟
 
تصور می‌شد که دولتمردان، قدر این حضور مردم و لبیک گفتن حماسی آن‌ها را در جریان تشییع باشکوه پیکر سردار سلیمانی دانسته و بکوشند با در پیش گرفتن یک مشی مبتنی بر مدارا و همکاری، به مطالبات مردم پاسخ داده و تلاش کنند با دلجویی از مردم، مرهمی بر زخم‌های باقی مانده از گذشته؛ به ویژه آبان ماه بگذارند.

اما این امید و آرزو به واسطه عملکرد مسئولین و اطلاع رسانی نامناسب در خصوص حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی بر باد رفت. پنهان کردن حقیقت و خلاف گویی به مردم ایران و جهان به مدت ۳ روز، نهایت بی تدبیری بود، واکنشی که سرمایه اجتماعی حاصل از شهادت سردار سلیمانی را به محاق برد. مردمی که عزادار و سیاه پوش سردار شهید، کشته شدگان مراسم تشییع سردار در کرمان و حادثه سقوط اتوبوس به دره بودند و همچنین داغدار مسافرین هواپیمای اوکراینی به ویژه نخبگان هم وطن بودند، به ناگاه در مقابل خود، مشتی دروغ و پنهان کاری از جانب نهاد‌های صاحب قدرت و رسانه‌های وابسته دیدند.

هنگامی که در اثر پیگیری برخی از حقیقت طلبان داخلی و تعدادی از دولت‌های خارجی و اصرار افکار عمومی به دانستن حقیقت، راز سقوط هواپیما از پرده بیرون افتاد و مشخص شد هواپیما مورد اصابت موشک قرار گرفته، مردم شوکه شده و از تمامی افراد و نهاد‌هایی که در این مدت به آن‌ها و جامعه جهانی دروغ گفته بودند بسیار عصبی، ناامید و دلخور شدند. با این پنهان کاری و دروغ گویی، اعتماد مردم داغدار به مسئولین کشور و به رسانه‌های داخلی درهم شکسته شد، چراکه مردم از خود می‌پرسیدند چطور رسانه‌های داخلی و مسئولین توانستند چنین مساله مهمی را از دنیا پنهان کرده و واقعیت را به مردم خودشان نگویند. مردم انتظار داشتند که مسئولین، همان ابتدای امر، صادقانه با مردم سخن گفته و به نشانه شرمندگی؛ ضمن مجازات خاطیان، استعفا دهند، اما آن‌ها این کار را نکردند و داغ دل مردم تازه شد.

اعتماد ملی درهم شکسته شد
 
پیامد‌های این ضربه مهلک بر اعتماد ملی و تاثیرات روانی این بی صداقتی بر جامعه به این آسانی‌ها قابل جبران نیست، مردمی که در مراسم سردار سلیمانی متحد کنار هم ایستاده بودند، بازهم دوپاره و چند پاره شده و در فضا‌های مجازی و حقیقی به جان هم افتاده اند و انگیزه و امید خود را از دست داده اند.

همان مردمی که از عملیات نظامی ایران در عراق حمایت کرده و برای ستاندن انتقام سخت، با دولتمردان و نظامیان همراه شده بودند، اکنون دچار سرخوردگی و تردید شده اند و می‌پرسند مسئولین ما چه مسائل مهم دیگری را می‌توانند پنهان کنند؟ چه تضمینی هست که در سایر مسائل پیش رو با ما صادق باشند؟

داغ دل مردم و خانواده‌های قربانیان در سوگ فقدان عزیزانشان بعد از گذشت زمان فرو خواهد نشست، اما آنچه از یاد نمی‌رود خلاف گویی در اطلاع رسانی و بی صداقتی با ملت خود است، آنچه از خاطرمان نمی‌رود این است که چرا مسئولان کشور ما تا این حد با مدیریت بحران و سواد رسانه، بیگانه هستند؟ چرا یک تشییع جنازه می‌بایست بیش از ۶۰ نفر کشته دهد و چرا وقتی که می‌شد با کمی تدبیر در ممنوع کردن پرواز‌ها مانع رخ دادن این فاجعه شد، این کار را نکردند؟

از رستم پیروز همین بس که بپرسند/ از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم