
دیدارنیوز ـ
احمدرضا روح الله زاد*: شهادت سپهبد قاسم سلیمانی به همراه همرزمان همراهش و در رأس آنها شهید ابو مهدی المهندس معاون حشد الشعبی عراق، احساسات جوامع مختلف را برانگیخت و در رأس آنها احساسات مردم ایران را به شدت جریحه دار کرد و ایرانیان با بغضی سنگین یکصدا قصاص قاتلان سردار امنیت خویش و فرمانده معظم محور مقاومت را خواستارند و به تعبیر رهبر عزیز انقلاب اسلامی، انتقام سخت و سنگین از امریکا را انتظار می کشند.
تردیدی نیست که جایگاه جمهوری اسلامی در نظام منطقه ای و معادلات منطقه ای و بین المللی اجازه نمی دهد که این جنایت بی پاسخ بماند و پاسخ به آن، یک امر حتمی است که البته سخت و شدید و انتقامی خواهد بود. در این مجال بر آن نیستم تا بر کم و کیف این انتقام سخت اشاره کنم بلکه بر آنم از زاویه ای دیگر به این انتقام کشی بپردازم و آن اینکه سردار شهید سلیمانی خود مجری انتقام از قاتلانش خواهد بود و به عبارت دیگر قصاص قاتلانش را خود انجام خواهد داد.
واقعیت آن است از زمانی که سردار شهید سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران منصوب شد تا زمان شهادتش تحولات بسیار جدی در محور مقاومت ایجاد کرده است. وقتی در سال ۱۳۷۶ رهبر انقلاب اسلامی و فرماندهی معظم کل قوا سردار سلیمانی را به فرماندهی نیروی قدس منصوب کرد، منطقه وارد مرحله جدیدی از تحولات شده بود.
گروه تروریستی طالبان با حمایتهای امریکا و عربستان و پاکستان در افغانستان رشد یافته بود و یک خطر بسیار جدی برای امنیت مرزهای شرقی ایران محسوب میشد. بعدها امریکا به بهانه حملات ۱۱ سپتامبر و متهم کردن سازمان تروریستی القاعده در این حادثه، افغانستان را اشغال کرد و بی ثباتی و ناامنی را در این کشور همسایه نهادینه کرد. سازمان القاعده در واقع مولود سازمان جاسوسی امریکا با همکاری رژیم سعودی عربستان بود.
در فلسطین اشغالی جریان سازش فلسطینی با امضاء توافق اسلو با اسرائیل، در واقع قیام فراگیر مردمی فلسطین که به انتفاضه سنگ یا اول مشهور است را مصادره و آرمان آزاد سازی فلسطین را در هاله از ابهام قرار داده بود.
در لبنان با آنکه نیروی اشغالگر صهیونیستی ناگزیر از عقب نشینی از لبنان شده و تنها منطقه محدودی که به کمربند امنیتی مشهور بود را همچنان در اشغال داشت اما همچنان به عنوان یک تهدید جدی برای لبنان محسوب می شد و هرگاه اراده می کرد تجاوزاتی را به لبنان انجام می داد.
در حوزه سوریه نیز ضمن اینکه بلندی های جولان را همچنان در اشغال داشت با اعلام ضمیمه سازی آن و نیز تجاوزات مکرر به سوریه شرایط را بسیار پیچیده و بغرنج ساخته بود.
در چنین شرایطی شهید قاسم سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران منصوب شد تا تجارب و قدرت فرماندهی خود را برای پیگیری اهداف آرمانی انقلاب اسلامی و گسترش مرزهای امنیتی ایران به کار بندد.
شهید سلیمانی با توجه به حساسیت شرایط و روندی که بر تحولات منطقه حاکم شده بود ناگزیر به اقدامات عمیق و البته سریع شد تا شرایط تعریفی محور غربی، عربی و عبری که از آن به محور شرارت و شیطانی تعبیر می شود، در منطقه نهادینه نشود. بر این اساس سازماندهی مجدد حلقه های مقاومت همراه با تقویت آنها و تلاش برای یکپارچگی آنها در دستور کار قرار گرفت.
در افغانستان که توسط نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا اشغال شده بود سیاست حمایت از نیروهای مقاومت از سوی ایران موجب شد تا امریکا نتواند به اهداف خود در این کشور تماما دست یابد و در حال حاضر مباحثی برای کاهش نیروی نظامی و یا چگونگی خروج امریکا از افغانستان مطرح است که گفتگوهای امریکا با طالبان در همین چارچوب انجام می شود و تحلیلگران معتقدند ایران مهمترین عامل در ناکامی امریکا در افغانستان محسوب می شود.
در فلسطین جنبشهای مردمی مانند حماس و جهاد اسلامی فلسطین حمایتهای ویژهای از ایران دریافت کردند و با شروع انتفاضه دوم که به انتفاضه مسجد الاقصی معروف است، عملا رژیم صهیونیستی را که زمانی سودای اشغال نیل تا فرات را داشت، ناگزیر از رها سازی این سودا و منحصر و محصور کردن خود در جغرافیای فلسطین کرد که در سال ۲۰۰۶ ناچار به عقب نشینی از باریکه غزه پس از ۳۸ سال اشغال شد. سردار سلیمانی تقویت مقاومین در غزه را به عنوان یک اولویت در نظر گرفت و علی رغم همه مشکلات موجود مانند محاصره همه جانبه باریکه غزه، مقاومت در غزه را به مرتبهای از توانمندی رساند که در حال حاضر به عنوان یک قدرت نظامی توانسته است ضمن شکست دادن اسرائیل در سه جنگ گسترده در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ به مرتبهای از قدرت برساند که به نوعی از بازدارندگی در معادله درگیری با دشمن صهیونیستی دست یابد تا جائیکه به اعتراف کارشناسان صهیونیستی علت اصلی شرایط فلج سیاسی رژیم صهیونیستی در یکسال اخیر، غزه بوده است. برآوردهای اطلاعاتی اسرائیل حاکی از آن است که غزه علی رغم محاصره شدید بیش از یک دهه در صورت وقوع جنگ میتواند خسارتهای جبران ناپذیری را به اسرائیل تحمیل کند. غزه در حال حاضر به توان موشکی بالایی در ابعاد کمی و کیفی مانند موشکهای هوشمند و نقطه زن، دست یافته است که با توان پهبادی تهاجمی نیز تقویت شده است. این منابع اسرائیلی توانهای ناشناخته دیگر مقاومت در غزه را نیز رد نکرده اند.
در لبنان مقاومت لبنان در ابعاد مختلف تقویت شد تا جائیکه در نخستین گام اسرائیل ناگزیر شد در سال ۲۰۰۰ میلادی از کمربند امنیتی در جنوب لبنان عقب نشنی کند که این یک شکست بسیار بزرگ برای اسرائیل محسوب میشد. در سال ۲۰۰۶ اسرائیل با هدف حذف مقاومت در لبنان جنگی همه جانبه را به لبنان تحمیل کرد، اما غافل از آنکه حزب الله لبنان به حدی تقویت شده است که بتواند بدون مداخله دادن ارتش لبنان طی ۳۳ روز اسرائیل را در نیل به اهدافش از این جنگ ناکام بگذارد و نخستین شکست نظامی را در یک جنگ تمام عیار در کارنامه رژیم صهیونیستی ثبت کند. حزب الله لبنان در حال حاضر به عنوان یک ظرفیت قدرتمند نظامی در منطقه محسوب میشود و با تجربهای که در جنگ با تروریستها در سوریه اندوخته است و ارتقائی که در ابعاد تسلیحاتی مانند موشکهای هوشمند و نقطه زن، پهبادهای تهاجمی، سامانههای دفاع هوایی و ... یافته است، به مرتبهای از توانمندی دست یافته است که به تنهایی قادر است جغرافیای فلسطین اشغالی را شخم بزند. خصوصا که حزب الله بانک اهداف متنوعی را در فلسطین اشغالی شناسایی کرده و توان تهاجمی خود را هدفمند به کار میگیرد مانند انبارهای گاز آمونیاک در حیفا و یا پایگاههای هستهای در منطقه حیفا و نقب.
کشور سوریه تا قبل از جنگ تروریستها علیه این کشور و اشغال بخشهای وسیعی از کشور توسط تروریستها از تجاوزات مکرر اسرائیل آسوده نبود و از سال ۲۰۱۱ که تروریستها سوریه را مورد حمله و اشغال قرار داده اند تجاوزات اسرائیل در بعد کمی و کیفی افزایش یافت. اما پس از دعوت رسمی دولت سوریه از ایران برای کمک به ارتش این کشور، شرایط دیگری رقم خورد. در حال حاضر با کمک ایران و حضور گسترده رزمندگانی از کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و لبنان و ایران تحت فرماندهی نیروی قدس، بخش وسیعی از سوریه از تروریستها پاکسازی شده است و تروریستها در مناطق کوچکی مانند استان ادلب و برخی مناطق شرق فرات مجتمع شده اند و زمینه برای یکسره سازی آنها مهیا شده است. همچنین ارتش سوریه با کمک ایران و البته روسیه سامانههای دفاعی خود را تقویت کرده است و با آنکه تعداد تجاوزات هوایی اسرائیل به سوریه افزایش یافته است، اما سامانههای دفاعی سوریه تا حدی پیشرفت کرده است که این حملات نتایج زیادی برای اسرائیل در بر ندارد کما اینکه سوریه خود را آماده میکند تا پس از بسته شدن پرونده تروریستها انتقام تجاوزات اسرائیل را بگیرد.
در عراق که توسط ارتش امریکا اشغال شده بود، نیروهای مقاومت موفق شدند با کمک ایران شرایط را خلاف مطالبات امریکا آرایش دهند. اشتباه راهبردی امریکا در ایجاد داعش و حمایت از آن در اشغال بخش وسیعی از عراق موجب شد تا ایران به کمک خواهی دولت عراق پاسخ دهد و با ارائه کمک های مستشاری و آموزشی و نیز تسلیحات نظامی، عراقی را که نزدیک بود با اشغال بغداد توسط داعش کاملا فروپاشد، نجات دهد و نیروی مردمی عراق با عنوان حشد الشعبی تشکیل شود که در کنار ارتش و پلیس عراق خلافت داعش در عراق و سوریه را پایان بخشند و در حال حاضر نیروی حشد الشعبی عراق ـ به گفته سپهبد شهید سلیمانی ـ به تنهایی از بسیاری از ارتش های منطقه قدرتمند تر است. یکی از مهمترین دلایل ترور شخصیتی حشد الشعبی در جریان اعتراضات اخیر عراق و نیز ترور فیزیکی فرماندهان حشد الشعبی از سوی امریکا نگرانی از قدرت این نیروی همسو با محور مقاومت به رهبری ایران است.
در یمن نیز یکی دیگر از حلقههای محور مقاومت شکل گرفته است که در حال حاضر پس از حدود ۵ سال جنگ با مجموعهای از کشورهای متخاصم که با مشارکت پنهان و آشکار اسرائیل و امریکا و فرانسه و انگلیس، و نیز جریانهای تروریستی تکفیری مورد حمایت ائتلاف مهاجم، به مرحلهای رسیده است که میتواند شاهرگ حیاتی عربستان یعنی ارامکو را مورد حمله قرار دهد و در برخی نقاط به عمق عربستان نیز نفوذ کند. مقاومت در یمن با آنکه در محاصره شدید قرار دارد به میزانی از توانمندی دست یافته است که از امکان حمله به اهدافی در فلسطین اشغالی سخن میگوید.
ترور سردار قاسم سلیمانی با هدف حذف مهمترین شخصیت محور مقاومت و اثر گذارترین فرد در شکست طرحهای امریکا در منطقه صورت گرفته است. افکار عمومی در جوامع اسلامی خصوصا محور مقاومت و به ویژه مردم ایران مطالبه انتقام و قصاص قاتلان این جنایت را دارند، اما پاسخ انتقامی به امریکا آیا خارج از ظرفیتهایی است که با تلاش ۲۲ ساله شهید قاسم سلیمانی در منطقه شکل گرفته است؟ با توجه به طرحها و برنامههایی که شهید سلیمانی برای عمق بخشی به محور مقاومت و تقویت آن و نیز رویکردها و راهبردهای آن آماده کرده است مانند تغییر راهبرد از پدافند به افند در همه حلقههای محور مقاومت، باید گفت قاسم سلیمانی خود قاتلان خویش را قصاص خواهد کرد. زمانی که دور نیست. اعلام آمادگی همه حلقههای محور مقاومت برای قصاص خون سردار رشید اسلام و فرمانده محور مقاومت و مشارکت در انتقام ترور قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، شاخص مهمی در این ارتباط به شمار میآید. البته انتقام کشی مستقیم ایران از امریکا با توجه به ظرفیتهای تهاجمی ایران نیز با توجه به عشقی که ملت ایران اعم از سیاسی و نظامی و مردم عادی به سردار شهیدشان دارند، در واقع قصاص قاتلان توسط شهید سلیمانی محسوب میشود چرا که محبت و عشق سلیمانی اجازه نمیدهد عاشقان منفعل باشند.
*دبیر کمیسیون سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین