کولبری به این شکل فعلی که مصداق بارز نقض حقوق انسانی و قوانین کار است، پدیده‌ای است که در طول چند دهه اخیر و به دلیل بیکاری و فقر گسترده در شهر‌های کردنشین به وجود آمده، آن هم در شرایطی که کارخانه و کارگاه فعال و فرصت شغلی وجود ندارد و شاخص توسعه نیافتگی در شهر‌های کردنشین همواره نسبت به کل کشور بالاست. مردم و جوانان چاره دیگری جز اقدام به کولبری برای یافتن لقمه نانی ندارند، نانی که به قیمت جانشان تمام می‌شود، نانی که آغشته به خون است، خون کولبری که با برچسپ قاچاقچی هدف گلوله قرار می‌گیرد و یا به درون دره‌ای پرتاب می‌شود. فریدون پروازه یکی از دوستان و همسایگان آزاد و فرهاد در توصیف شرح حال دو برادر به دیدارنیوز گفت: پدر و مادرشان معلول هستند. پدرشان از سر فقر و نداری، کاری را انجام می‌دهد که هیچ کس حاضر به انجامش نیست، او زباله گرد و زباله فروش است. آن روز نیز فرهاد و آزاد برای آوردن کول رفته بودند که ناگهان باد و بوران شده و برف سنگینی می‌بارد، آن‌ها راه بازگشت را گم می‌کنند. برادر بزرگتر آزاد، برادر ۱۴ ساله اش را در کلبه‌ای متروک گذاشته و خود به دنبال کمک می‌رود، حتی کت خود را به فرهاد می‌دهد که کمتر سردش شود، آزاد می‌رود، اما بازنمی گردد.

کد خبر: ۴۵۷۸۸
۱۷:۱۶ - ۰۱ دی ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: آرام بخواب فرهاد، آسوده خاطر باش آزاد، دیگر مجبور نیستید با بدن‌های نحیف خود در ۱۴ سالگی و ۱۷ سالگی، بار سنگین یک زندگی را به دوش بکشید و تنها برای پاره نانی، قلب سرد و سنگی کوهستان را بشکافید. برف و بوران کوهستان «تته» چه بی رحم بود که نمی‌دانست مادر پیر و معلولتان چشم به راه آمدنتان است. مادران کُرد، مادران انتظارند، هر بار که فرزندشان برای آوردن «کول» به مرز و کوهستان می‌رود، طوری خداحافظی می‌کنند گویی دیدار آخر است. تنها مردم کُرد می‌دانند که زندگی کولبر چقدر می‌تواند کوتاه باشد و مرگ چه نزدیک است به او وقتی که پرت می‌شود از بلندای صخره ای، وقتی که پایش لیز می‌خورد و می‌ماند زیر باری که چند برابر وزنش سنگین است، وقتی که گلوله ماموری به قلبش می‌نشیند و یا وقتی که طعمه سرمای بی رحم کوهستان می‌شود.
 
مرگ مظلومانه دو برادر
 
کولبری کار رنج آور و طاقت فرسایی است که حتی در کنوانسیون‌های حقوق حیوانات در کشور‌های اروپایی برای حیوانات هم ممنوع است یعنی کسی حق ندارد باری سنگین را با حیوانی حمل کند و این کار جرم محسوب شده و مجازات دربردارد. اما در کشور ما و در حوزه مرزنشینان اقلیم کردستان مانند بخش کردنشین آذربایجان غربی، پیرانشهر، سردشت، بانه، ارومیه، چالدران و ماکو تا مریوان و اورامان، زنان و مردان زیادی به کولبری به مثابه یک شغل مشغولند، آن‌ها در حالی که انتخاب دیگر و چاره دیگری برای گذران زندگی خود ندارند ناچارند بار‌های بسیار سنگین را از مرز عراق به درون شهر‌ها حمل کنند.

کولبری به این شکل فعلی که مصداق بارز نقض حقوق انسانی و قوانین کار است، پدیده‌ای است که در طول چند دهه اخیر و به دلیل بیکاری و فقر گسترده در شهر‌های کردنشین به وجود آمده، آن هم در شرایطی که کارخانه و کارگاه فعال و فرصت شغلی وجود ندارد و شاخص توسعه نیافتگی در شهر‌های کردنشین همواره نسبت به کل کشور بالاست. مردم و جوانان چاره دیگری جز اقدام به کولبری برای یافتن لقمه نانی ندارند، نانی که به قیمت جانشان تمام می‌شود، نانی که آغشته به خون است، خون کولبری که با برچسپ قاچاقچی هدف گلوله قرار می‌گیرد و یا به درون دره‌ای پرتاب می‌شود.

برادران خسروی یعنی «فرهاد و آزاد» نان آوران خانواده بودند، فقر و معلولیت و بیماری پدر و مادر امکان تحصیل را از آن‌ها گرفته و مجبورشان کرده بود که کارگری کنند؛ حتی در فصل زمستان، اما وقتی که کار کارگری کم می‌شود، دو برادر برای آوردن بار یا همان «کول» به کوهستان می‌روند تا خود را به مرز برسانند.
 
فریدون پروازه یکی از دوستان و همسایگان آزاد و فرهاد در توصیف شرح حال دو برادر به دیدارنیوز گفت: «پدر و مادرشان معلول هستند. پدرشان از سر فقر و نداری، کاری را انجام می‌دهد که هیچ کس حاضر به انجامش نیست، او زباله گرد و زباله فروش است، تمام روز در زباله‌ها به دنبال چیزی برای فروش می‌گردد و بچه هایش را با چنین مشقتی بزرگ کرده است. فرهاد و آزاد ترک تحصیل کرده و در زمستان کار کارگری ساختمان می‌کردند، اما چون به طور مداوم کار کارگری نیست، راهی جز کولبری نمی‌ماند. یک کولبر به خوبی می‌داند وقتی برای آوردن کول می‌رود ممکن است هرگز بازنگردد، ولی او چاره دیگری ندارد. آن روز نیز فرهاد و آزاد برای آوردن کول رفته بودند که ناگهان باد و بوران شده و برف سنگینی می‌بارد، آن‌ها راه بازگشت را گم می‌کنند. برادر بزرگتر آزاد، برادر ۱۴ ساله اش را در کلبه‌ای متروک گذاشته و خود به دنبال کمک می‌رود، حتی کت خود را به فرهاد می‌دهد که کمتر سردش شود، آزاد می‌رود، اما بازنمی گردد. او که راه را گم کرده بود در کوهستان یخ زده و می‌میرد، فرهاد ناامید از بازگشت برادر، تمام تلاشش را برای نمردن و یخ نزدن می‌کند، سرما اما قوی‌تر بوده و در نهایت فرهاد هم یخ زده و جان می‌دهد. مردم که از جریان گم شدنشان مطلع می‌شوند جستجو را آغاز کرده و جسد آزاد را پیدا می‌کنند، پیدا کردن فرهاد طول می‌کشد و در نهایت جسد بی جان دو برادر توسط مردم به شهر آورده می‌شود.»
 
 
کوهستان تته! در سوگ فرزندانت خون گریه کن!
 
 
 
فریدون پروازه افزود: مردم ما چاره دیگری جز کولبری و مردن ندارند. همین چندروز پیش یکی از آشنایان به دیدن من آمد و گفت می‌خواهد برای آوردن کول به کوهستان برود. به او گفتم برف سنگینی باریده و خطرناک است. او گفت حتی اگر به من بگویی مطمئنا خواهی مُرد، بازهم می روم، چون ۵ دختر دارم که به خدا قسم پول ندارم حتی نان خالی برایشان بخرم.
 
آنچه در سرما یخ زد، انسانیت و عدالت بود
 
فرهاد و آزاد اهل روستای نی در مریوان هستند. این اتفاق دردناک، نه تنها مردم مریوان و کُرد که همه ایران را به واسطه مرگ مظلومانه و دردناک این دو برادر متاثر کرد. باور اینکه بهای یک قرص نان، جان دو انسان باشد، دردناک است؛ آن هم مرگ دو نوجوانی که بر اساس قوانین کار در سراسر دنیا نباید کار کنند. جوانی کردن، درس خواندن و زندگی، حق انسانی و طبیعی فرهاد و آزاد بود، اما آنها زیر خروار‌ها خاک خوابیده اند تا شاید مسئولین به جای گفتن تسلیت خشک و خالی، فکری به حال سامان دهی مساله کولبری کنند.

حل این مساله چندان دشوار نیست اگر مسئولین دغدغه‌ای برای حل آن داشته باشند. فریدون پروازه در این خصوص گفت: «راه حل، تعیین مرز غیر رسمی بود، اما متاسفانه اجرای آن متوقف شد. اگر دولت به خانواده‌های مرزنشین بی بضاعت، کارت مرزنشینی دهد یعنی این امکان را فراهم کند که صاحبان کارت به صورت قانونی با یک کارگاه یا تولیدی یا شرکت کار کنند و پولی هرچقدر کم در حد ماهی یک میلیون تومان به حسابشان بیاید، تا حدی مشکل کولبری حل می‌شود.

کولبری و مرگ فرهاد و آزاد، تنها مساله مردم کردستان نیست، مساله انسانیت و عدالت است. کولبر‌ها مگر ایرانی نیستند؟ مگر حق حیات، حق آن‌ها نیست؟ مگر آن‌ها از بودجه این مملکت حقی ندارند؟ مگر انسان نیستند که جانشان اینچنین بی مقدار باشد که برای نان «بخور و نمیری» در مسیر کوهستان و سنگ‌ها و صخره‌ها بمیرند.

عوارض و پیامد‌های مرگ کولبر‌ها و خاصه برداران خسروی، تنها به خانواده آن‌ها محدود نمی‌شود، تاثیرات مخرب‌تر آن بر روح و روان کل مردم روستا و مردم کرد است. تاثیرات چنین مرگ مظلومانه و دردناکی بر روان خانواده و جامعه کُرد، بی تردید با مرگ جوانی که در اثر تصادف جان خود را از دست داده بسیار متفاوت است. به علاوه، مساله تنها مرگ کولبر‌ها نیست، سوی دیگر ماجرا کولبر‌هایی هستند که زنده می‌مانند و به دلیل حمل بار‌های بسیار سنگین به بیماری‌های متعدد از جمله کمر درد و مشکلات استخوان دچار شده و زمین گیر می‌شوند، زیرا عمر کار کولبری به دلیل سختی بی اندازه آن کوتاه است و آنچه در شهر‌های مرزی کردنشین می‌ماند نسلی مریض و زمین گیر است.
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۱ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
0
3
هرساله کولبرهای زیادی توزمستون فقط به خاطر ۵۰تانهایتا۱۰۰تومن دستمزدکولبری می میرن تازه اینقد تعداد کولبرهازیاده که همین ۵۰تومن هم گیرخیلی ها نمیاد واقعا چرا
چرا باید یه تعدادزیادی ادم مظلوم لقمه توخون بزنن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۵ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
1
4
گناه ما فقط اینکه کُردایم
هیوا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۴ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
2
5
واقعا همشهری های من کاری رو انجام میدن که حیوان هم دیگه انجام نمیده
بارکشی یه یخچال روکمر وطی کردن مسیر توسنگ و صخره رو واقعاچه حیوان باربری انجام میده
توشهرهای ما سرمایه گذران که هرگز سرمایه گداری نمیکنن
دولت هم نه کارگاهی میزنه نه کارخانه ای نه فرصت شغلی دیگه ای درحالی که شهرهای کردنشین پتانسیل های طبیعی زیادی برای اشتغال زایی دارند
کیا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۹ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۳
1
5
باز هم از نگاه منصفانه و حقیقت جویانه پژوهشگر محترم و ارجمند خانم دکتر مرضیه حسینی سپاسگزارم
فرزاد دهنوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۴ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۳
0
4
تفاص خون اینهمه کولبری که هرساله روبرف و یخ کوهستان فقط برا۵۰هزارتومن ریخته میشه روکی میده
زیبا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۳ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۹
0
1
چقدر ناراحت کننده .
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم