
دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: مرکز آمار ایران در گزارشی به روند رشد جمعیت در چند دهه اخیر پرداخته و با اشاره به میزان جمعیت کشور، اعلام کرده است که جمعیت ۸۳ میلیون نفر شده است. این گزارش می افزاید: سرعت افزایش سالمندان سه برابر رشد جمعیت کشور است. آمارها حکایت از آن دارند که از سرشماری سال ۱۳۶۵ نرخ رشد جمعیت مدام کاهش یافته است.
شکست سیاستهای افزایش نرخ رشد جمعیت
هشدار مذکور در خصوص پیر شدن جمعیت و کاهش نرخ رشد آن، در حالی اعلام شده است که سیاستهای جمعیتی از مهرماه ۱۳۹۱ در جهت افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت تغییر کلی یافته است. طرح افزایش باروری به صورت قانون در آمده و در مجلس نهم اعلام شد با کسانی که نسبت به موارد ذکر شده در این طرح تخلف کنند، مطابق با قانون مجازات اسلامی رفتار میشود.
پس از تصویب این قانون، سخت گیریهای شدیدی در حوزه پیشگیری از بارداری اعمال شد، ممنوعیت عملهای بستن لوله(وازکتومی)، خارج کردن ابزارهای کنترل باروری از جمله قرص و کاندوم از دسترس زنان طبقه محروم که پیشتر از طریق خانههای بهداشت به آنها تعلق میگرفت و گران شدن قیمت این وسایل در داروخانهها و همچنین کاهش کیفیت پیشگیرانه آنها از جمله اَشکال و پیامدهای اجرای قانون افزایش جمعیت بود.
اظهارات اخیر علیاکبر محزون، مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران اما نشان میدهد که اعمال سیاستهای فوق چندان موفق نبوده است. برآوردهای مرکز آمار نشان میدهد در سال ۱۳۹۸ جمعیت ایران به حدود ۸۳ میلیون نفر رسیده است و رشد جمعیت در فاصله بین دو سرشماری اخیر ۱،۲۴ درصد بوده است.
بر این اساس، حدود ۲۴،۶ درصد جمعیت کشور زیر ۱۵ سال، ۲۲ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال، حدود ۴۷ درصد میانسال ۳۰ تا ۶۴ سال و ۶،۴ درصد جمعیت بالای ۶۵ سال است و رشد جمعیت سالمند ایران در حال حاضر ۳،۶۲ درصد است؛ این درحالی است که تا پیش از سال ۱۳۷۵ بیش از ۴۰ درصد جمعیت زیر ۱۵ سال بودند و از سال ۷۵ تا ۹۰ ایران در فاز جوانی جمعیت قرار داشت، اما از سال ۹۰ به بعد وارد فاز میانسالی شده است.
محزون همچنین گفته در سرشماری سال ۱۳۶۵ نرخ رشد جمعیت ۳،۹ درصد بود و در سرشماریهای بعدی بهترتیب ۱،۹، ۱،۶، ۱،۳ و ۱،۲ درصد رسیده است. برآوردهای رسمی مرکز آمار نشان میدهد که تا سال ۱۴۳۰ کاهش شاخص رشد جمعیت ادامه خواهد داشت و در این سال سهم سالمندی جمعیت از مرز ۲۶،۱ درصد عبور خواهد کرد، یعنی در آن زمان یک چهارم جمعیت کشور سالمند خواهند بود.
از سوی دیگر محمدجواد محمودی، رئیس کمیته مطالعات جمعیتی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز میزان تولد در سال ۱۳۹۵ را یک میلیون و ۵۲۷ هزار، در سال ۹۶، یک میلیون و ۴۸۰ هزار و در سال ۹۷ یک میلیون و ۳۶۶ هزار تولد اعلام کرده که بهگفته او یکی از بیشترین کاهشهای نرخ زادوولد در طول تاریخ ایران است.
جای نگرانی نیست؛ کاهش جمعیت نداریم!
دیدارنیوز در خصوص هشدارهای فراوان درباره کاهش جمعیت با شهلا کاظمی پور جمعیت شناس گفتگو کرده است. کاظمی پور معتقد است تعداد موالید ما کم نشده یعنی نسبت به چند دهه گذشته تغییر چندانی نداشته است. وی در این خصوص گفت: «برای به دست آوردن میزان موالید، تعداد موالید یک سال به کل جمعیت آن سال تقسیم میشود و در هزار ضرب میشود، با این فرمول، تعداد موالید تغییر محسوسی نداشته، اما آنچه که تغییر کرده مخرج کسر یعنی ازدیاد جمعیت است.»
کاظمی پور افزود: «تقریباً از سال ۱۳۸۵ تا الان سالانه یک میلیون نفر به جمعیت کشور ما اضافه میشود، بنابراین افزایش جمعیت ما ثابت است. مثلاً سال ۱۳۸۵ جمعیت کل ما ۷۰ میلیون نفر بوده و سال ۱۳۹۰، ۷۵ میلیون، سال ۱۳۹۵، ۸۰ میلیون و الان ۸۳ میلیون نفر است، بنابراین این یک میلیون موالید ثابت است. اما زمانی که تقسیم میشود، رشد کاهنده میشود.»
این جمعیت شناس ادامه داد: «کاهش جمعیت با کاهشِ رشد جمعیت متفاوت است. رشد جمعیت ما در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰، ۱/۲۹ بوده و در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵، ۱/۲۴ بوده و الان هم پیش بینیها ۱/۲ را نشان میدهد، یعنی تغییر چندانی نکرده است. به نظر من این کاهش رشد جمعیت، زیاد نگران کننده نیست، چون همچنان موالید ما بر مرگ و میر فزونی دارد. ۱/۵ میلیون تولد داریم و سیصد و خوردهای هزار فوت، اما نگرانی آینده ما این است که این جمعیت به سمت سالخوردگی میرود. چون در حال حاضر میزان مرگ و میر به حداقل رسیده، به مرور سالخوردگی افزایش خواهد یافت و آن تفاوتی که با موالید دارد به هم نزدیک میشود.»
وی افزود: «بنابراین کاهش رشد، الزاماً با کاهش جمعیت همراه نیست، جمعیت ما به ۸۳ میلیون رسیده است، سال ۱۳۹۵، ۷۹ میلیون و چهارصد هزار بوده یعنی در عرض این سه سال اخیر، بیش از سه میلیون نفر به جمعیت اضافه شده، پس جمعیت کم نمیشود، آنچه که کم میشود رشد جمعیت است، به این دلیل که در فرمولهای محاسباتی، مخرج کسر بزرگ میشود.»
کاظمی پور در بیان نتیجه این سخنان گفت که ایران کاهش جمعیت ندارد اما دغدغه مسئولین، بیشتر روی کاهش باروری و جایگزینی است. هدف این است که باروری از این چیزی که هست کمتر نشود و حداقل جمعیت در سطح جایگزینی ۱/۲ باقی بماند، به این معنا که هر پدر و مادری با دو فرزند جایگزین شود.
کاظمی پور در خصوص افزایش جمعیت سالخورده کشور هم گفت: «افزایش جمعیت سالخورده، اصلاً به موالید و یا کاهش موالید و یا افزایش موالید بستگی ندارد. ما تعدادی سالخورده از قدیم داشتیم، جمعیت سالمند در حال افزایش است و سرعت آن از سرعت رشد جمعیت بیشتر است. علت هم این است که امید به زندگی بالا رفته است. امید به زندگی در اوایل انقلاب ۶۰ سال بود اما الان ۷۴ سال است. این باعث میشود که افراد بالای ۶۰ سال که قبلاً تعدادشان کم بوده، افزایش یابند. جمعیت سالخورده ما ۵ میلیون نفر بودند و الان به ۷ میلیون نفر رسیده است.»
سخن آخر
به طور مداوم در تبلیغات گفته می شود که جمعیت ثروت است، بله جمعیت ثروت است اما این انگاره در صورتی است که یک کشور، سه برابر نرخ رشد جمعیت و حتی بیشتر از آن، رشد اقتصادی داشته باشد. حتی اگر این نسبت برقرار شود کیفیت زندگی در همین حدی که الان است، ثابت میماند. حال شرایط فعلی ایران را تصور کنید که منابع اقتصادی و مالی و حتی طبیعی، تناسبی با جمعیت موجود ندارند و مردم تحت انواع فشارها و محرومیتها هستند. به عنوان مثال و در بیان دلایل کاهش باروری می توان به این خبر اشاره کرد که خانواده ۵ قلوهای اراکی اعلام کرده اند حتی قادر به تامین شیر بچهها نیستند و مجبورند تعدادی از بچه هایشان را به بهزیستی واگذار کنند.
آمارها می گویند هزینه زندگی یک خانواده تهرانی در تیرماه امسال، از مرز هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان گذشته که نسبت به هزینههای زندگی در خردادماه سال جاری، ۶۲۲ هزار تومان افزایش داشته است.
کمیته مزد شورای عالی کار، زمستان سال گذشته اعلام کرده بود که سبد معیشت یک خانوار، حدود سه میلیون و ۷۶۰ هزار تومان است، اما این شورا حداقل دستمزد ماهانه کارگران برای سال جاری را یک میلیون و ۷۶۰ هزار تومان تعیین کرد.
با وضعیت اقتصادی فعلی که دسترسی بخش عمده جمعیت به ابتداییترین نیازهای بشری دشوار شده، به نظر می رسد سخن گفتن و تبلیغ باروری؛ بدون فراهم کردن زیرساختهای آن، محکوم به شکست است. یکی از نتایج این شکل از اعمال سیاست، افزایش آمار سقط جنینهای غیرقانوی و مرگباری است که با هدف تنظیم خانواده صورت میگیرد.
رئیس انجمن علمی جنینشناسی اعلام کرده است که سالانه «بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار» سقط جنین غیرقانونی در کشور گزارش میشود. با توجه به اینکه عدد اعلام شده، آمار سقطهای گزارش شده است، قطعا عدد واقعی سقط جنین، عدد بزرگ تری است.
پزشکی قانونی استان تهران نیز اعلام کرده است تنها در سال گذشته، هزار و ۹۳۳ نفر برای دریافت مجوز سقط به مراکز پزشکی قانونی این استان مراجعه کرده اند، بنابراین صرف شعار دادن و خارج کردن ابزار ضدبارداری از دسترس زنان راه حل جلوگیری از پیرشدن جمعیت نیست و راهکارهای اساسی تری را طلب می کند.