
پیش بینی کوتاه مدت این است که ترامپ از مقوله فشار بر چین برای رای آوری در سال ۲۰۲۰ استفاده خواهد کرد و تا آن مقطع سیاستهای سخت گیرانه خود را نسبت به چین ادامه خواهد داد. چین کانون تهیه و تولید کالاهای مصرفی غرب و آمریکاست، بلوک غرب از کانادا تا اروپا کالاهای مصرفی خود را از چین میگیرند، ولی ترس اصلی آنها ورود چین به تکنولوژی هوش مصنوعی است، این خط قرمز آمریکایی هاست، لذا بحث تعرفهها به تنهایی نیست و این مسئله ابعاد گستردهای دارد. کشورهای صنعتی شرق آسیا مانند ژاپن و تایوان نیز از ناحیه چین احساس خطر میکنند و بیشتر از همه این کشورها آمریکا را به فشار هرچه بیشتر به چین ترغیب میکنند.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: به نظر می رسد پس از مدتی سکوت در بیان مواضع توسط مقامات ایالات متحده آمریکا و چین در خصوص جنگ تعرفهها، بار دیگر این پرونده به جریان افتاده است و طی روزهای اخیر جنگ لفظی مقامات دو کشور بالا گرفته است. چینیها در آستانه اجلاس سران گروه هفت در فرانسه اعلام کردند تعرفههای جدیدی بین ۵ تا ۱۰ درصد علیه ۵۰۰۰ قلم از کالاهای آمریکایی وضع میکنند که پیش بینی میشود ۷۵ میلیارد دلار مبادله مالی شامل این تعرفهها شود. محصولات کشاورزی، نفت خام، خودروهای آمریکایی و هواپیماهای کوچک ساخت آمریکا از جمله کالاهایی هستند که چین علیه آنها تعرفه وضع میکند.
دونالد ترامپ سه هفته پیش و همزمان با بازگشت تیم مذاکرهکننده کاخسفید از پکن، اعلام کرد از ابتدای سپتامبر بر ۳۰۰ میلیارد از کالاهای وارداتی چین تعرفه خواهد بست، هر چند رئیس جمهوری آمریکا چند روز بعد گفت برای پیشگیری از تلاطم اقتصادی در بازار داخلی کشورش، بخشی از تعرفهها را تا ماه دسامبر سال جاری میلادی به تعویق انداخته است. ترامپ روز جمعه در رشته توییتی تصمیمات جدیدی را اعلام کرد. از جمله اینکه به شرکتهای آمریکایی گفت آماده خروج آز چین شده و به فکر بازاری جایگزین باشند. رئیس جمهور آمریکا در توییت دیگری نوشت: «راستش را بخواهید آمریکا نیازی به اقتصاد چین ندارد.» به نظر می رسد او جنگ تجاری با چین را به نفع آمریکا میداند و بر تصمیمات و نگاه خاص خود به چین پای میفشارد.
۱۵ ماه تا موعد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده است. کارشناسان بیشتر تصمیمات ترامپ در خصوص دیگر کشورها از جمله چین را دارای منشأ انتخاباتی می دانند و معتقدند بعد از انتخابات رویه متفاوتی در پیش گرفته میشود.
اکنون سوالی که مطرح می شود این است که بر فرض عملی شدن این جنگ لفظی و تبدیل آن به اقدامات تعرفهای و عملی، کدام اقتصاد ضربه بیشتری میخورد؟ چین یا آمریکا؟
در همین رابطه، محمد نظری کارشناس مسائل چین در گفتگو با دیدارنیوز در پاسخ به این سوال که با توجه به مسبوق به سابقه بودن جنگ لفظی میان مقامات چین و آمریکا، در مورد اخیر چه تفاوتی با جنگهای لفظی گذشته وجود دارد، گفت: ساموئل هانتینگتون در کتاب برخورد تمدن ها، تقابل و جدال بین تمدن کنفوسیوسی و مسیحی را پیش بینی کرده است و این تقابل را جدی و نزدیک میداند. با توجه به اینکه کتاب را سال ۲۰۰۰ نوشته است به نظر میرسد تحلیل او در حال حاضر به وقوع پیوسته و عریان شده است. ترامپ اعلام کرده با وضع تعرفهها تا کنون ۲ و نیم درصد شغل در چین از دست رفته است.
وی افزود: چین در حالتی تدافعی قرار دارد. با وجودی که در جنگ لفظی در خصوص وضع تعرفه بر کالاهای آمریکایی تقابل میکند، ولی تجربهای که من از چین دارم حکایت از این دارد که این دولت، شبیه به بوکسوری است که در گوشه رینگ قرار گرفته و در مقابل ضربات دفاع میکند تا مفری برای جان به در بردن از حملات آمریکاییها پیدا کند. این همان چالشی است که هانتینگتون پیش بینی کرده بود.
کارشناس پیشین سرکنسولگری ایران در گوانجو چین در پاسخ به این پرسش که آیا دستور ترامپ مبنی بر خروج شرکتهای آمریکایی از چین میتواند ابعاد عملی پیدا کند و آیا شرکتهای آمریکایی پیروی میکنند، یادآور شد: در سالهایی که در سرکنسولگری ایران در چین بودم دریافتم آمریکاییهای مقیم چین خیلی کم هستند و بیشتر مدیران آمریکایی مستقر در چین، آمریکاییهای چینی تبار هستند ولی شرکتهای بزرگ غربی و آمریکایی در قالب کنسرسیوم و انکیباکتور (incubator) در چین فعالند. این نشان میدهد جدال تجاری این دو کشور مسئلهای بغرنج است و هر چه از آن میگذرد وارد فازهای جدی و جدیدتری میشود.
نظری ادامه داد: انکیباکتور دستگاهی است که بچههای زودرس و ناقص را برای طی مراحل رشد در آن قرار میدهند و کارکرد رحم را دارد. این واژه در اقتصاد صنعتی نیز رایج شده است و مکانیسمی شبیه به همان دستگاه را دارد. انکیباکتورها مکانهایی هستند که کالا، محصول ناقص یا تکنولوژی ناقص را وارد میکنند و آن را به وسیله تکنولوژی دیگری بومی سازی میکنند. این تکنولوژی تماما توسط ژاپنیها و آمریکایی در چین مورد استفاده قرار می گیرد و رشد صنعتی چین مدیون همین تکنولوژی انکیباکتورها اتفاق افتاده است که ما به عنوان کپی از آن یاد میکنیم.
وی افزود: اکنون که ترامپ اعلام کرده آمریکاییها آماده خروج از چین بوده و به فکر بازار جایگزین باشند، تمام این تکنولوژی آمریکایی، ژاپنی و حتی آلمانی و کرهای که مشغول بومی سازی فن آوری در چین هستند، ممکن است دست از فعالیت بکشند و یا حداقل، فعالیت خود را در یک بازه زمانی کم کنند؛ بنابراین چین تنها از ناحیه تعرفهها ضربه نمیخورد، بلکه خطر بیرون رفتن تکنولوژیهای واسطهای (انکیباکتورها) نیز وجود دارد. باید گفت ۸۰ درصد صادرات صنعتی چین در ارتباط با این تکنولوژی است. اگر چین این ارتباط تکنولوژیک و ظرفیت را از دست بدهد در واقع خلع سلاح میشود.
آمریکا کانون تروریسم رادیکال را از غرب به شرق می برد؟!
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: به همین دلیل گفتم چینیها در موضع تدافعی هستند و آنچه در رسانهها از حیث تقابلی میگویند جنبه پرستیژ دیپلماتیک دارد، لذا تمام تلاششان این است که از این ضربات دور شوند و به باور من هدف اصلی آمریکا گرفتن ظرفیت انکیباکتورها از چینی هاست. برای نمونه عرض میکنم، تکنولوژی حاکم بر شرکت هواوی، خروجی همین انکیباکتورهاست و این تکنولوژی میانه و واسطهای بود که شرکتهای بزرگ تجاری چین را در سطح جهانی شکل داد.
نظری در پاسخ به این پرسش که ترامپ گفته ما به اقتصاد چین نیازی نداریم، آیا واقعا اینگونه است، گفت: هانتینگتون توضیح میدهد که چالش و تقابل بین آمریکا و چین اجتناب ناپذیر است و پیش بینی او درست بوده است. چین با این جمعیت و وسعتی بالغ بر ده میلیون کیلومتر مربع و شرایط سرزمینی استراتژیک در شرق آسیا، قطعا روزی با آمریکا سرشاخ میشد. دولت دست راستی و افراطی ترامپ همان دولت دوران جنگ سرد با کمونیست است، ولی با رویکردی جدید. این دولت، چین را کشوری میداند که در حال بلعیدن دنیاست. نباید فراموش کرد ضعف اوباما و اجازه تاخت و تاز به چینی ها، یکی از عواملی است که نوعی نفرت از چینیها در غرب را به وجود آورده است. این موضوع احساسی را اگر بر تفوق اقتصادی بیافزاییم میتوان دلیل حساسیت ترامپ را فهمید.
نظری ادامه داد: در زمان اوباما چینیها به حدی توانستند در بازار آمریکا حضور یابند که به گفته یکی از مقامات پنتاگون، محصولات چین تا پشت درهای اتاق خواب مقامات امنیتی آمریکا نفوذ کرده است. امروز ولی اراده بر این قرار گرفته که بر اساس دکترین مک کارتیسم (تقابل با کمونیسم) عمل شود و نسخه جنگ سرد برای چین امروز پیچیده شود، لذا روزهای خیلی سختی را برای چینیها پیش بینی میکنم.
کارشناس پیشین سرکنسولگری ایران در گوانجو چین خاطرنشان کرد: از آنجا که چینیها بسیار باهوش هستند به شدت از اینکه وارد جنگ سرد با آمریکا شوند پرهیز میکنند، چون میدانند ورود و داخل شدن به جنگ سرد با آمریکا به معنای نابودی قطعی اقتصاد آن کشور است، به همین دلیل وقتی ناو آمریکایی در دریای چین مانور میدهد فقط اعتراض دیپلماتیک میکنند و جرات رویارویی ندارند. از طرفی چین با معضل بسیار بزرگ مسلمانان مواجه است و آمریکاییها از این جهت اهرمهای قدرتمندی در اختیار دارند. هیچ خطری به اندازه جدایی طلبان مسلمان، چین را تهدید نمیکند، زیرا مسلمانان در تمام نقاط چین پراکنده اند وایالاتی که ۹۵ درصد مسلمان نشین هستند، خواهان جدایی از چین هستند و مانند بمبهای ساعتی، آماده اشاره برای انفجارند و آمریکاییها هر وقت اراده کنند میتوانند این بمبها را منفجر کنند.
وی افزود: در مقالهای که من از حزب کمونیست چین ترجمه کردم، نکته خیلی مهمی در آن آمده بود. در این مقاله دستگاههای اطلاعاتی ـ امنیتی چین به این نتیجه رسیده اند که آمریکاییها قصد دارند تروریسم را از خاورمیانه به شرق و جنوب شرقی آسیا منتقل کنند و شاید نمونههایی از این تحلیل در فیلیپین، میانمار، تایلند و خود چین اتفاق افتاده باشد. بر این اساس چینیها به این نتیجه رسیده اند که آمریکاییها می خواهند کانون تروریسم را از خاورمیانه به شرق انتقال دهند. یکی از دلایلی که چینیها در برابر قتل عام مسلمانان روینگا در میانمار سکوت کردند همین نکته بود.
جاده ابریشم چین؛ اقتصادی یا استعماری؟!
نظری با ذکر این نکته که غرب در برابر پروژه جاده ابریشم احساس خطر میکند، گفت: غربیها معتقدند چینیها با این پروژه در صدد استعمار نو هستند. سفیر آلمان در پکن گفته بود چین قصد استعمار اروپا را دارد و این جاده کمربندی، یک پروژه اقتصادی نیست بلکه یک پروژه استعماری است؛ لذا جنگ در همه ابعاد بین چین، غرب و بخصوص آمریکا در حال شکل گیری است و اتفاقا کسی هم غافلگیر نشده است، چون روند بهره برداری چین از فن آوری غرب طی ۴۰ سال گذشته به حدی سرعت گرفته است که به مرور به اصلیترین بازیگر اقتصادی جهان تبدیل میشود، به همین دلیل دست راستیهای غربی از این موضوع وحشت دارند.
این کارشناس مسائل چین اظهار کرد: پیش بینی کوتاه مدت این است که ترامپ از مقوله فشار بر چین برای رای آوری در سال ۲۰۲۰ استفاده خواهد کرد و تا آن مقطع سیاستهای سخت گیرانه خود را نسبت به چین ادامه خواهد داد. چین کانون تهیه و تولید کالاهای مصرفی غرب و آمریکاست، بلوک غرب از کانادا تا اروپا کالاهای مصرفی خود را از چین میگیرند، ولی ترس اصلی آنها ورود چین به تکنولوژی هوش مصنوعی است، این خط قرمز آمریکایی هاست، لذا بحث تعرفهها به تنهایی نیست و این مسئله ابعاد گستردهای دارد. کشورهای صنعتی شرق آسیا مانند ژاپن و تایوان نیز از ناحیه چین احساس خطر میکنند و بیشتر از همه این کشورها آمریکا را به فشار هرچه بیشتر به چین ترغیب میکنند.