
هر چند پژواک صحبتهای آقای کرباسچی به معنای بخش وسیعی از حزب کارگزاران تلقی میشود، اما در این مورد بخصوص، فکر میکنم نظر شخصی خود را مطرح کردهاند. نظر من این است چه در مورد رهبری، چه در مورد خط مشی و سیاستگذاری اصلاحات باید بگوییم که کدام یک از اصلاحات منظور است تا به تناسب، در مورد رهبر آن صحبت کرد.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: از دیروز خبری مبنی بر خروج حزب کارگزاران از جبهه اصلاحات در فضای مجازی دست به دست میشود. این خبر از آنجا نشأت گرفت که «غلامحسین کرباسچی» در گفتگو با نشریه سازندگی گفت: «جریان اصلاحات؛ نه در گذشته که در وضعیت فعلی نیز به معنای واقعی، رهبر نداشته و ندارد اما نیازمند رهبری است که برنامه، خطمشی و استراتژی آن را تعیین کند».
برخی رسانهها این صحبتها را با این موضوع مرتبط دانستند که کارگزاران ـ که پیشتر به صورت علنی از لاریجانی حمایت و علیه فراکسیون امید فعالیت میکرد ـ امروز با عبور از «سید محمد خاتمی» و اعلام آن توسط دبیرکل خود، رسما از اصلاحات خارج شده است.
با این حال «محمد عطریانفر» و «محمد قوچانی» از اعضای حزب کارگزاران، این موضوع را کاملاً تکذیب کردند. در همین زمینه محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران اظهار کرد: «من تمام این اخبار را تکذیب میکنم. برداشتها، برداشتهای ناصوابی است که از مصاحبه دبیر کل (کرباسچی) صورت گرفته است. ما (کارگزاران) همچنان به اصلاحات پایبند هستیم و از این جریان سیاسی اعلام خروج نکردهایم و اخبار منتشرشده در این زمینه را تکذیب میکنم».
همچنین محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران نیز گفت: «مصاحبه کرباسچی "دعوت خاتمی به رهبری اصلاحات است نه عبور از رهبری اصلاحات." عبور و انتقاد از شورای عالی سیاستگذاری به معنای عبور از آقای خاتمی نیست و موضوع اصلی ما مدیریت اصلاحات در شورای عالی است. امکان ندارد کارگزاران از اصلاح طلبی خارج شوند، از نظر گفتمانی خروج کارگزاران از اصلاح طلبی به معنی خروج از هویت خود بوده و امکان پذیر نیست».
هدایتالله آقایی در مورد مصاحبه غلامحسین کرباسچی گفت: «این سخنان، نظر شخص آقای کرباسچی است و نظر تشکیلات و یا حزب و گروه نیست. هر چند پژواک صحبتهای آقای کرباسچی به معنای بخش وسیعی از حزب تلقی میشود؛ اما در این مورد بخصوص، فکر میکنم نظر شخصی خود را مطرح کردهاند. نظر من این است چه در مورد رهبری، چه در مورد خطمشی و سیاستگذاری اصلاحات باید بگوییم که کدام یک از اصلاحات منظور است؟ چون کلمه اصلاحات یک اطلاق عمومی بر یک جبههای است که این جبهه اساساً بخشی از آن گاهی در حاکمیت حضور پیدا میکند، گاهی هم در هیچکدام از بخشهای حاکمیت حضور ندارد، یا یک قسمتهایی از آن اصولاً در حاکمیت نیستند ولی به نوعی اصلاحطلب تلقی میشوند. باید تفکیک کنیم که منظور کدام بخش از جبهه اصلاحات است.
آقایی در تبیین منظور خود از انواع اصلاحات در کشور گفت: ما اگر اصلاحات را به معنای بخشی از نیروهای کنشگر سیاسی در نظر بگیریم که اینها اساس نظام و قانون اساسی را قبول دارند، میخواهند در حاکمیت باقی بمانند و جمهوری اسلامی با همان شکل تداوم داشته باشد، البته اصلاحات خاصی هم در آنجا اتفاق بیفتد، در حقیقت قانون اساسی مد نظرشان است؛ مثلاً نظارت استصوابی کمر رنگتر شود یا برداشته شود یا دیدگاهی نسبت به اختیارات مجلس یا تفاسیری از جرم سیاسی و جرم امنیتی، مد نظرشان است، خواستههای این بخش از اصلاحطلبان که میخواهند اصولاً در سیستمهای اجرایی، قانونگذاری و حکومتی باشند و این اصلاحات هم مد نظرشان است، به علاوه تفسیری از قانون اساسی که روشنتر باشد و از حالت بسته بودن خارج شود، اگر این مجموعه را اصلاحطلبی در نظر بگیریم دقیقا آقای خاتمی مصداق آن است و میتواند رهبر اصلی باشد. هر چند مجمع روحانیون مبارز حضور دارد و احزاب هم هستند اما به هر حال شاخص آنها آقای خاتمی است».
وی در ادامه بیان کرد: «اما اگر میخواهید اصلاحطلبی را با این قرائت نگاه کنید که اساساً به دنبال تغییر ساختار هستند، مثل اینکه قانون اساسی باید ساختاری عوض شود، بحث رفراندوم و بحث خطمشیهای جدید و خیلی از سیاستگذاریها توسط مردم انجام شود، این یک شکل دیگری است که شاید نخواهیم اسم آن را اصلاحطلبی بگذاریم. قطعا آقای خاتمی نه بیانگر این جبهه است و نه میتواند رهبری این جبهه را داشته باشد. بنابراین اگر با این دید نگاه کنیم آقای خاتمی حتی نمیتواند حضور داشته باشد؛ چه برسد به اینکه رهبری قضیه را به عهده بگیرد؛ چون در این بخش از جبهه که اسمش را اصلاحات گذاشتهاند جای تردید دارد که شاید نتوانیم نام اصلاحطلبی را بر این طیف بگذاریم. شاید کسانی هم در جامعه، پژواک خودشان را دارند و صدایشان منعکس میشود و بخشی از مردم هم میخواهند به آنها متمایل شوند. باید گفت اصلاحطلبی در این جبهه به بن بست رسیده است. آقای خاتمی به آن قرائت که اصلاح طلبی به بن بست رسیده است، معتقد نیست؛ بنابراین باید تفکیک کنیم. اگر منظور آقای کرباسچی طیف اخیر باشد، درست گفته است. اما اگر منظور ایشان طیف اول باشد درست نیست».
آقایی با اشاره به اینکه مصاحبه کرباسچی کاملاً نظر شخصی وی بوده و به هیچ وجه نظر تشکیلات نیست، اظهار کرد: «به نظر من اگر اصلاحات به معنای تغییر ساختار باشد، آقای خاتمی اصلاً لیدر این نوع تشکیلات که خواستار تغییر ساختار هستند، نیست. اما اگر تفسیر اولیه از اصلاحات منظور باشد یعنی همین وضعیت فعلی با اصلاحات جزیی بخواهد صورت بگیرد، آقای خاتمی چهره موجه رهبری این قسمت هستند. به نظر من، خوب هم در آن قسمت بازی را ادامه میدهند. بنابراین مشکل ما این است که با یک کلمه اصلاحات میخواهیم جریانات فکری را ذیل پوشش کمک به اصلاحات بیاوریم. در حالی که در شرایط فعلی باید این را عوض کنیم و بحث رهبری بعد از آن مطرح میشود. طبیعتاً اگر این جریانات تفکیک شوند؛ با توجه به مخاطبینی که دارند، هر کدام رهبر خود را پیدا میکنند و شاید گزینههایشان مشخص باشد و کسانی که از این جریانات تبعیت میکنند، انتخاب می کنند. پس باید تکلیف ما با خود اصلاحات معلوم شود که کدام طیف اصلاحات، مد نظر ما است. آیا منظور اصلاحاتی است که میخواهد ساختار را عوض کند یا اصلاحاتی که میخواهد ساختار فعلی را ترمیم کند؟! در حالتی که ترمیم جزیی باشد به نظر من آقای خاتمی هیچ مشکلی ندارد و آن طیفی که آنگونه فکر میکنند او را قبول دارند».
این فعال سیاسی در پایان بیان کرد: «مدتی است که همکاری من با حزب ضعیف شده است و کار خاصی ندارم. اما تا آنجایی که اطلاع دارم و ارتباط دارم اینگونه نیست که حزب از شخص خاصی (لاریجانی) حمایت کند. یعنی موضع رسمی حزب، امروز دفاع یا حمایت از شخص خاصی نیست. موضع رسمی این است که فعلاً در چهارچوب جبهه اصلاحات فعالیت کنند و تصمیم جمعی گرفته شود. هیچ فعالیت خاصی هم من اطلاع ندارم که صورت گرفته باشد. شاید به دلیل صحبتهای افراد باشد که چنین مطالبی مطرح میشود. به نظر من در حال حاضر برای قضاوت زود است و من این مساله که حزب در مقابل فراکسیون امید است و از شخص خاصی حمایت میکند را تأیید نمیکنم».