
آسیب اول انتشار این تصاویر، بزرگنمایی است. یعنی ما به این اندازه و در این حجم وسیع، این قبیل عکسها و خبرها را داریم و ممکن است در جامعه این اندازه نباشد و باعث شود مخاطب ما احساس عدم امنیت داشته باشد و یک جوری درماندگی خودآموخته پیدا کند که گویی اوضاع خیلی بد است. نکته دوم و آسیب دومی که میتواند از این ناحیه پیش آید در اثر تکرار این مسائل، حسن اولیه که برانگیختگی بود جای خود را به آشنازدگی میدهد. یعنی ما به مرور اینقدر این صحنهها را میبینیم که برای ما آشنا و عادی میشود و در قبال آن مغز ما کرخت میشود و دیگر هیچ فعالیتی برای این مسئله صورت نمیگیرد.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: پسرک با فالهای در دستش جلوی چند دختر جوان ایستاده است تا فالهایش را بفروشد؛ اما دختران با گوشیهای آیفون خود تند تند از پسرک عکس میگیرند و همان لحظه در فضای مجازی به اشتراک می گذارند. هر کدام هم سعی میکنند کادر بهتری ببندند و عکس بیاندازند تا لایک بیشتری بگیرند. حتی از پسرک فالفروش نمیپرسند که دوست دارد سوژه عکسهایشان باشد یا خیر؟!
بسیاری از افراد معتقد هستند که گرفتن این عکسها باعث میشود مردم و مسئولین نسبت به فقر در جامعه حساستر شوند. در عین حال برخی نیز این رویکرد را بیفایده میدانند و کاملاً این رفتار را غیرانسانی تلقی میکنند.
برای بررسی این موضوع که انتشار عکس و فیلم در فضای مجازی از فقر گسترده در جامعه چه تاثیری در پی دارد، دیدارنیوز با علیرضا شریفییزدی جامعهشناس و روانشناس اجتماعی به گفتوگو پرداخته است.
علیرضا شریفییزدی در خصوص عکسهایی که از کودکان کار، کارگران، ضایعات جمعکنها و... در فضای مجازی پخش میشود، گفت: «قبل از این که بحث کنیم گرفتن این عکسها درست است یا اشتباه، باید مطرح کنیم که این اتفاق، جزء ویژگیهای رسانههای نوپدید است. یعنی یکی از کارکردهای رسانههای نوپدید جدای از این که ما دوست داشته باشیم که این اتفاق رخ دهد یا خیر، این است که همه افراد را به نوعی به شهروند-خبرنگار تبدیل کرده است. چون همه یک موبایل در دست دارند و با دوربینهایشان عکس و فیلم میگیرند. دوم این که این امکان فراهم شده که در بخش وسیعی، این عکسها و فیلمها پخش شود. خب این امر، آسیبها و محاسن خودش را دارد؛ از جمله محاسن مرئی کردن رخدادهای زیر پوست جامعه این است که میتواند برانگیختگی ایجاد کند، دقت نظر به افراد دهد، با انظار دادن و توجه دادن به مسئولین میتواند مقداری توجهات را به این سمت بکشد. اما چند آسیب بزرگ دارد، آسیب اول آگراندیسمان کردن آن (بزرگنمایی) است. یعنی ما به این اندازه و در این حجم وسیع، این قبیل عکسها و خبرها را داریم و ممکن است در جامعه این اندازه نباشد و باعث شود مخاطب ما احساس عدم امنیت داشته باشد و یک جوری درماندگی خودآموخته پیدا کند که گویی اوضاع خیلی بد است. نکته دوم و آسیب دومی که میتواند از این ناحیه پیش آید در اثر تکرار این مسائل، حسن اولیه که برانگیختگی بود جای خود را به آشنازدگی میدهد. یعنی ما به مرور اینقدر این صحنه ها را میبینیم که برای ما آشنا و عادی میشود و در قبال آن مغز ما کرخت میشود و دیگر هیچ فعالیتی برای این مسئله صورت نمیگیرد».
انتشار عکس افراد بدون کسب رضایت!
این روانشناس اجتماعی در ادامه بیان کرد: «نکته سوم این است که گاهی مواقع متأسفانه اساساً اجازه نمیگیریم و چهرهها را کامل و بدون این که شطرنجی یا محو کنیم، نشان میدهیم. خانمی که تا کمر داخل یک سطل زباله خم شده یا کودک ۷ یا ۸ سالهای که سر چهار راه گل یا هر چیز دیگری را میفروشد و ما به راحتی از او فیلم و عکس میگیریم و به اسم دلسوزی آن را پخش میکنیم، آیا او یا قیم او رضایت دارد؟ خب این برخلاف کار حرفهای در حوزه رسانه است. شما با من صحبت میکنید و از من اجازه میخواهید صحبتهایم را ضبط کنید. این بدان معنا است که شما کار خود را بلد هستید و یک رفتار اخلاقی در حوزه خبرنگاری انجام میدهید؛ اما آیا آن شهروند_خبرنگار چنین اخلاقی را رعایت میکند؟ من خیلی میبینم دوربین به دست میگیرند و از هر صحنهای که فکر میکنند خوب یا بد است فیلم میگیرند و آن را به برخی از تلویزیونهای خارج از کشور میفرستند و یا این که در اینستاگرام خود میگذارند که ضمن این که آن صحنه را شکار میکند چهره آدمهای عادی، چه پیاده و چه سواره، که از آن محل عبور میکنند هم ضبط میشود و ما از آنها اجازه پخش این را نگرفتیم و این خلاف کار حرفهای است. به همین دلیل حتماً آسیب اینها در این حجم بسیار بیشتر از محاسنش میتواند باشد».
سواد رسانهای لازمه شرایط فعلی است
شریفییزدی در مورد راهکار مناسب برای جلوگیری از ضرر این عکسها اظهار کرد: «نکته اول، راهکار بلند مدت یعنی افزایش سواد رسانهای مردم است. متأسفانه مردم ما سواد رسانهای ندارند. در سابق هیچ سوادی نیاز نداشتیم اما با گسترش رسانهها و عمومی شدن رسانهها ما نیاز داریم که سواد رسانهای خود را افزایش دهیم و قدرت دروازه بانی داشته باشیم، هر خبری را به خود راه ندهیم و در پیجمان نگذاریم و باز نشر ندهیم و یا هر خبری را نخوانیم و هر عکس و کلیپی را نبینیم. نیاز به یک سواد رسانهای است که متأسفانه دستگاه تعلیم و تربیت ما در دو وجه آموزش و پرورش و آموزش عالی تقریباً میتوان گفت که اصلاً به آن نمی پردازد».
وی در ادامه گفت: «نکته دومی که در اینجا میتواند مطرح باشد جهت دادن است. این روزها رسانههای نو پدید، خلأهای رسانههای رسمی را پر کردند. چون در آن جا هر حرفی را نمیتوان زد، به راحتی در این جا افراد حرفشان را میزنند و هر از گاهی هم هزینههای آن را میپردازند. نکته این است که اگر ما میخواهیم این کار را کنیم باید با هدف، این کار انجام بگیرد. مخاطب این کار، عموم مردم نیستند، گروههای خاصی هستند که در آن جا میشود پیجهای خاصی را تشکیل داد و یا ارسال کرد. به هر حال هر مسئول و هر دستگاهی، تشکیلات ارتباطی دارد؛ از ایمیل گرفته تا امروز که در شبکههای اجتماعی که تقریباً همه سازمانهای دولتی و خصوصی فعال هستند، میتوان برای آنها ارسال کرد و یا در جایی کپی کرد و یک جا ارسال کرد».
رسانههای نوپدید کار احزاب را انجام میدهند
شریفییزدی در پایان گفت: «نکته این است که رسانههای نوپدید، این روزها کار روزنامهها در اواخر دهه هفتاد را انجام میدهند. یعنی روزنامههای آن زمان و رسانههای نوپدید این روزها، در حقیقت کار احزاب را انجام میدهند. این کارها در اصل کار حزب است. حزبهای واقعی که بتوانند خواستهها را دستهبندی، کانالیزه، فرمولیزه و دسته بندی کنند و این را پله پله در اختیار عالیترین مقامهای یک کشور قرار دهند که از آن برای برنامهریزی بلند مدت و شناخت دقیقتر جامعه استفاده شود. متأسفانه چون ما در کشورمان حزب در معنای واقعی نداریم، رسانهها خیلی سریع جای احزاب را پر میکنند و از آن نقش اطلاع رسانیشان خارج میشوند و بعد از مدتی هم به همین دلیل دچار مشکل میشوند. چون کارکرد اصلیشان این نیست. یکی دیگر از راهها این است که ما آن طرف داستان را درست کنیم تا رسانه بتواند کار خود را به درستی انجام دهد».