
گذشته از اینکه همین دعوت سردار از جوانان، خود جای بحث و نقد فراوان دارد، اما شاید برای او راه ریاستجمهوری ۱۴۰۰ از مجلس میگذرد و شاید ۹ ماه دیگر به جای کاندیداتوری، از بطن صحبتهای قالیباف جریانی در عرصه سیاست متولد شود که سودای ریاستجمهوری داشته باشد و شهردار اسبق تهران که هنوز تکلیف پروندههای تخلف در زمان مدیریت او مشخص نشده است با لباسی دیگر وارد عرصه انتخابات شود.
دیدارنیوز ـ در تمام دورههای انتخابات ریاستجمهوری، پیروز نهایی، نامزدی بوده که برای اولین بار در کارزار انتخابات حاضر شده یا از انتخابات دور قبل، موفق بیرون آمده است. افرادی که برای چندمین بار نامزد شدهاند و شکست خوردهاند، شانسی نداشته اند. با این حال برخی از چهرههای سیاسی، شانس خود را چندباره امتحان میکنند.
یکی از این چهرهها محمدباقر قالیباف است. او از چهرههایی در سیاست به شمار میرود که هرگز از رای مردم برای انتخابش به عنوان رئیسجمهور ناامید نشده و در ظاهر، کسب این مقام به قدری برای او جذاب است که حداقل سه بار شانس خود را در برابر نظر مردم مورد آزمایش قرار دهد. به عبارتی دیگر، محمدباقر قالیباف که زمانی سکان فرماندهی نیروی انتظامی را در دست داشت و زمانی دیگر مدیریت شهر تهران، نشان داده که برای کسب مقام ریاستجمهوری، حتی حاضر است از دوستان اصولگرای خود عبور کند و آنان را به شدت مورد نقد قرار دهد.
او برای اولین بار در سال ۸۴ کاندیداتوری ریاست جمهوریاش را اعلام کرد و وارد صحنه انتخابات شد. قالیباف که در پوسترهای تبلیغاتی خود، لباس خلبانی برتن داشت در آن روزها شهرتش را بیشتر مدیون راهاندازی پلیس ۱۱۰ و خرید بنز برای نیروی انتظامی بود. فرمانده نیروی انتظامی اسبق در این رقابت در نهایت موفق شد تا در اولین تجربهٔ انتخاباتی خود ۴٫۰۷ میلیون رأی به دست آورد که پس از مرحوم هاشمی رفسنجانی، محمود احمدینژاد و مهدی کروبی و بالاتر از چهرههایی چون مصطفی معین، علی لاریجانی و محسن مهرعلیزاده قرار گرفت و درنهایت هم راهی شهرداری تهران شد.
در سال ۸۸ نیز زمزمههایی بابت کاندیداتوری مجدد او برای مقام ریاستجمهوری برسر زبانها افتاد اما وی نهایتا دراینباره توضیح داد: «با جمعبندی شرایط موجود، فعلاً داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.» او در فروردین ۱۳۸۸ از احتمال حضور خود در انتخابات سخن گفت اما در انتخابات ریاستجمهوری نامزد نشد.
محمدباقر قالیباف سال ۹۲ نیز در انتخابات برای رقابت جهت کسب مقام ریاستجمهوری ثبتنام کرد. وی در سخنان خود گفت: «پای دو چیز ایستادهام که بهطور جدی به آنها توجه کنم؛ نخست اجرای قانون اساسی و دوم حفظ حرمت محکومان و زندانیان.» او که این بار برای تبلیغات خود از کت و شلواری شیک استفاده کرده بود و دیگر از لباس خلبانی و نظامی خبری نبود، از برنامه خود برای اداره کشور رونمایی کرد و «مدیریت جهادی» را از ویژگیهای همین برنامه برای حل مشکلات موجود معرفی کرد. قالیباف براین اعتقاد بود که «با عقل متصل به وحی؛ نه عقل ابزاری و نه عقل پراگماتیستی» میتوان کشور را اداره کرد. در نهایت در این رقابت با حدود شش میلیون رای، رتبه دوم را به دست آورد و حسن روحانی برنده این انتخابات، بیش از هجده میلیون رأی کسب کرد.
وی پس از عدم موفقیت در انتخابات ریاستجمهوری، از روز ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ به محل کارش بازگشت و مشغول فعالیتهای خود در حوزه شهرداری تهران شد، اما داستان به این جا ختم نشد. او مجددا برای سال ۹۶ بابت انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد اما این بار ترجیح داد با پیراهنی مردانه بر روی شلوار در تبلیغات انتخاباتی خود ظاهر شود و با دفعات دیگر تفاوت داشت.
قالیباف که به نظر میرسید با پوشش و گفتار عاریهای از احمدینژاد وارد میدان شده است، با افشاگریها دربارهٔ پروندههای زمینخواری، پرونده واگذاری املاک با تخفیفهای کلان در شهرداری و همچنین حمایتهای مالی قابل توجه از مؤسسه خیریه همسرش که آنها را روزنامه شرق در سال ۹۵ به انتشار درآورده بود، مواجه شد و لذا به اعتبار او ضربه شدیدی وارد گردید. با این حال در تبلیغات خود، قشر فقیر و مستضعف جامعه را هدف قرار داد و با تقسیم جامعه به دو گروه ۴ و ۹۶ درصدی، مدعی حمایت از اکثریت محروم جامعه در مقابل ۴ درصدیهای رانتخوار و برخوردار جامعه شد، اما در نهایت با صدور بیانیهای در حمایت از ابراهیم رئیسی از نامزدی برای ریاستجمهوری انصراف داد.
دوستان اصولگرای او بر این اعتقاد بودند که این انصراف به دلیل انجام نظرسنجیهایی که نشان از کاهش میزان محبوبیت او در میان رایدهندگان داشت، صورت گرفت. آنان براین نکته تاکید داشتند که ابراهیم رئیسی برای کسب مقام ریاستجمهوری از شانس بالاتری برخوردار است و کاندیداهای ریاستجمهوری اصولگرایان که پیش از این تعهد داده بودند بر اساس نتایج نظرسنجیها عمل خواهند کرد، باید دست به انصراف زنند.
گرچه قالیباف به این خواست اصولگرایان، پاسخ مثبت داد، ولی واکنشهای بعدی او و دوستانش به خصوص اعضای ستادش نشان از این داشت که باورشان با اعلام نظرسنجی قرارگاه اصولگرایان یکی نیست. یارانش براین اعتقاد بودند که شانس محمدباقر قالیباف بیش از ابراهیم رئیسی با سابقه قضایی بوده است، به همین دلیل پس از اعلام نتیجه و موفقیت حسن روحانی، محمد باقر قالیباف بعد از مدتی سکوت به نقد بیپروا و صریح اصولگرایان پرداخت و در نامهای خطاب به آنان ضمن اشاره به اینکه به این باور رسیدم که «تغییرِ اساسی در نحوه کنشِ جریانِ اصولگرایی» یکی از مطالباتِ اصلیِ امروزِ جوانانِ مؤمن و دلسوزِ انقلاب و کشور است، تأکید کرد که اصولگرایی باید با حفظِ مبانی و ارزشهایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، حرکت در راستایِ «نواصولگرایی» را هرچه زودتر آغاز کند.
وی در بخش دیگری مطرح کرد: «تا زمانی که اصولگرایان در مسیر گذشته حرکت کنند، نمیتوانند کار جدی و اساسی انجام دهند. در انتخابات ۹۶ همه فکر میکنند که اصول وحدت رعایت شد؛ درحالی که این برداشت درست نیست. گرچه به صورت شکلی، وحدت رعایت شد ولی به صورت محتوایی رعایت نشد.»
قالیباف پیش از این هم تکیه اصولگراها بر نظرسنجیهای انتخاباتی را نیز زیر سوال برده و پرسیده بود: «چرا باید بین ماندن من و رئیسی حکم میکرد؟» وی استدلالش این بود که بهتر از رئیسی در برابر روحانی ایستاده بود. قالیباف گفته بود: «آیا اصل را باید این موضوع قرار دهیم که کدام یک از این دو نفر با رقیب بهتر مبارزه میکنند؟ یا آنکه میان خودشان چه وضعیتی دارند؟ یعنی زمان نظرسنجی باید بگوییم بین این دو نفر کدام یک برتر است یا اینکه از جامعه سوال کنیم کدام یک از این دو نفر در برابر آقای روحانی بهتر رأی میآورد؟ قطعاً هر کدام که قدرت رقابت بیشتری با رقیب دارد باید بماند.»
قالیباف حتی پیش از این نیز دست به افشاگری درباره زدوبندها در پشتپرده جریان اصولگرایی زده و گفته بود: «یک آقایی که من به ایشان ارادت دارم، گفت مانیفست اصولگرایی را ما نوشتهایم و هیچکس حق تغییر آن را ندارد، شما در این فضا میخواهید کار حزبی کنید؟ این یعنی همه در خانههایتان بنشینید تا برایتان تصمیم بگیریم! مردم این حرف را از ما قبول میکنند؟»
قالیباف پس از شکست در انتخابات سال ۹۶ موفق نشد از شورای شهر اصلاحطلبان رای موافق برای مدیریت شهر تهران را مجدد به دست آورد. در ادامه در خصوص او گمانههایی برای دریافت پستهای جدید تحتعنوان مدیریت بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام مطرح شد که هیچکدام به نتیجه نرسید. این ویدئو نشان میدهد که او اولا از پستهای مورد حدس قطع امید کرده و ثانیا احتمالا قالیباف دیگر حاضر نیست وارد بازی رقابت درونی اصولگرایان شود و به عبارتی عطای آن را به لقایش بخشیده است، مگر آنکه اتفاقات غیر قابل پیشبینی در روزهای انتخابات اسفند ماه رخ دهد.
این ویدئو کاملا نشان از این دارد که محمد باقر قالیباف به انتخابات اسنفدماه که یازدهمین دوره مجلس برگزار میشود، اشاره دارد ولی نه به این شکل که برای حضور مستقیم خود تلاش کند، بلکه بسیار مایل به هدایت جمعیتی است که میتوانند در انتخابات آتی مجلس، کرسیهایی را از آن خود کنند. البته با تفاوتهایی، نشان آن هم این است که دست به همان کاری زد که «سید محمد خاتمی» برای مجلس دهم انجام داد که در آن با به کارگیری لفظ «تکرار میکنم» خواهان اختصاص آرای مردم به لیست امید شد. قالیباف هم با دعوت جوانان کارآمد برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس دهم برای پایان دادن به ناکارآمدیهای موجود با روحیه انقلابی و جهادی، به تزریق شور و نشاط جوانی به جامعه و مدیریتها میپردازد و حتی یک سایت هم برای ثبتنام آنها معرفی میکند.
گذشته از اینکه همین دعوت سردار از جوانان، خود جای بحث و نقد فراوان دارد، اما شاید برای او راه ریاستجمهوری ۱۴۰۰ از مجلس میگذرد و شاید ۹ ماه دیگر به جای کاندیداتوری، از بطن صحبتهای قالیباف جریانی در عرصه سیاست متولد شود که سودای ریاستجمهوری داشته باشد و شهردار اسبق تهران که هنوز تکلیف پروندههای تخلف در زمان مدیریت او مشخص نشده است با لباسی دیگر وارد عرصه انتخابات شود.