
"نیکولا تسلا" مخترع و فیزیکدان مشهور قسم میخورد که هر شب انگشتها پایش را ورزش میدهد؛ هر شب انگشتهای پایش را صد مرتبه باز و بسته میکرد. گرچه جزئیات این نرمش در دست نیست، اما تسلا ادعا میکرد به تحریک سلولهای مغزش کمک زیادی میکند.
دیدارنیوزـ بیش از ده ساعت خواب روزانه و نپوشیدن جوراب- آیا این عادتها رمز داشتن ذهنی نابغه است؟
کسی چه می داند، شاید تسلا خارج از قاب این عکس هم در حال تکان دادن انگشتهای پایش بوده
در میان تمام ذهنهای بزرگ تاریخ، استاد ترکیب نبوغ با عادتهای عجیب "آلبرت انیشتین" بود. پس چه کسی بهتر از او که عادتهای روزانهاش را بررسی کنیم. انیشتین به ما آموخت چگونه از هستهاتم انرژی خارج کنیم، شاید بتواند راهی برای استخراج بازده بیشتر از مغز را نیز به ما بیاموزد. آیا دنبال کردن عادتهای خواب و تغذیه انیشتین فایدهای دارد؟
در حال استراحت در کنار فیزیکدان دانمارکی "نیلز بور"
دوکهای خواب با افزایش انرژی الکتریکی تولیدشده در سازههای عمیق مغز آغاز میشوند. عامل اصلی "تالاموس" است، بخشی بیضوی شکل در مغز که سنسورهای حسی ورودی را به جهت درست ارسال میکند. زمانی که خوابیم مانند یک "گوش گیر" داخلی عمل کرده و از ورود اطلاعات بیرونی به مغز جلوگیری میکند تا ما از خواب بیدار نشویم. در طول هر دوک، موج به سطح مغز میرسد و دوباره پایین میرود تا یک چرخه کامل شود.
جالب اینجاست افرادی که دوکهای خواب بیشتری دارند، از "هوش سیال" بیشتری برخوردارند: توانایی حل مشکلات جدید، استفاده از منطق در شرایط جدید و کشف الگوها. فوگل گفت: "اینها با دیگر انواع هوش مانند توانایی به خاطر سپردن اعداد و ارقام مرتبط نیستند و تنها به مهارتهای استدلالی محدود میشوند." این نتایج با نگاه اهانتآمیز انیشتین به آموزش رسمی و این توصیه معروفش همخوانی دارد: "هرگز چیزی که میتوانید از مراجع پیدا کنید را به خاطر نسپارید."
درست است که با خواب بیشتر، دوکهای بیشتری هم خواهید داشت. اما این بدان معنا نیست که خواب زیاد لزوماً خوب است. مانند ماجرای مرغ و تخممرغ است: افراد دوکهای زیاد را تجربه میکنند چون باهوشاند، یا چون باهوشاند دوکهای زیادی را تجربه میکنند؟ هنوز مشخص نیست. اما مطالعات نشان داده خواب شبانه در زنان و چرت زدن در مردان، مهارتهای استدلالی و حل مسئله را بهبود میدهد. نکته مهم این است که افزایش هوش به دلیل دوکهای خواب بود که برای زنان تنها در خواب شب و برای مردان طی چرتهای روزانه اتفاق میافتد.
هنوز دلیل تأثیرگذاری دوکهای خواب مشخص نیست، اما فوگل میگوید شاید با نواحی فعالشده در مغز مرتبط باشد: "متوجه شدیم همان نواحی از مغز که دوکهای خواب را تولید میکنند (تالاموس و قشر مغز)، مسئول توانایی حل مسئله و استفاده از منطق در شرایط جدید هستند."
انیشتین هرروز چرتهای کوتاه میزد. گفته شده برای اینکه چرتهایش طولانی نشود، با یک قاشق و بشقاب فلزی روی مبل مینشست. اجازه میداد خواب برای یکلحظه بر او چیره شو و سپس – بوم! با صدای برخورد بشقاب به زمین بیدار میشد.
پیادهروی روزانه
پیادهروی روزانه برای انیشتین مقدس بود. زمانی که در دانشگاه پرینستون کار میکرد، هرروز 1.5 مایل تا آنجا پیاده میرفت و بازمیگشت. او در این زمینه از رفتار "داروین" الگوبرداری کرده بود که روزانه 45 دقیقه قدم میزد.
این کار را تنها برای تناسباندام انجام نمیداد. کوهی از شواهد وجود دارد که اثبات میکنند قدم زدن قدرت حافظه، خلاقیت و توانایی حل مشکل را تقویت میکند. حداقل شکی نداریم که پیادهروی بر خلاقیت تأثیر دارد. اما چرا؟
پیادهروی کنید؛ انیشتین آنرا توصیه کرده است
در ابتدا خیلی با عقل جور درنمیآید. قدم زدن ذهن را از امور فکری منحرف میکند تا بر گذاشتن یکپا جلوی دیگری و زمین نخوردن تمرکز کند. در اینجاست که مبحث “Transient hypofrontality” مطرح میشود. این اصلاح پیچیده به زبان ساده یعنی "کاهش فعالیت در بخشهای خاصی از مغز". بهویژه در لب قدامی مغز که درگیر فرآیندهایی مانند حافظه، قضاوت و زبان هستند. بدین ترتیب ممکن است منجر به بینش جدید و تفکر متفاوتی شود که پشت میز کارتان به وجود نمیآمد.
خوردن اسپاگتی
نابغهها چه میخورند؟ متأسفانه معلوم نیست چه غذایی ذهن فوقالعاده انیشتین را تغذیه میکرد، هرچند برخی ادعا میکنند اسپاگتی بوده است. او یکبار به شوخی گفته بود از ایتالیا به اسپاگتی و "لوی چیویتا" (ریاضیدان) علاقهمند است.
بااینکه کربوهیدراتها شهرت خوبی ندارند، اما بازهم حق با انیشتین بود. مغز بااینکه تنها 2 درصد از وزن بدن را تشکیل میدهد، اما 20 درصد از انرژی بدن را مصرف میکند. مغز نیز همانند دیگر اعضای بدن ترجیح میدهد از قندهای ساده مانند گلوکز تغذیه کند که از تجزیه کربوهیدراتها به وجود میآیند. نرون ها به یک منبع تقریباً مداوم از این ماده نیاز دارند و تنها در شرایط اضطراری از دیگر منابع انرژی استفاده میکنند. اینجاست که مشکل پیش میآید.
بهجز این ماده شیرین، مغز راهی برای ذخیره انرژی دیگری ندارد. بنابراین زمانی که سطح گلوکز خون کاهش مییابد، پس از اندکی بهکلی تمام میشود. "لی گیبسون" استاد روانشناسی و فیزیولوژی در دانشگاه روهامپتون میگوید: "بدن سعی میکند با ترشح هورمونهایی مانند کورتیوزل (هورمون استرس) از ذخایر گلیکوژن اندکی این کمبود را جبران کند، اما این هورمونها عوارض جانبی دارند.
سیگار مضر است، احتمالاً انیشتین از خطراتش رای سلامت باخبر نبوده است
نپوشیدن جوراب
این لیست بدون اشاره به بیتوجهی پرشور انیشتین به جوراب کامل نمیشود. او در نامهای به همسرش "السا" نوشت: "وقتی جوان بودم فهمیدم انگشت بزرگ پا همیشه جوراب را سوراخ میکند. پس دیگر جوراب نپوشیدم."
متأسفانه مطالعهای درباره تأثیرات مستقیم نپوشیدن جوراب انجامنشده است. اما لباسهای غیررسمی با عملکرد ضعیف در آزمونهای تفکر انتزاعی مرتبط بودهاند.
و چهبهتر که این مبحث را با یکی از توصیههای خود انیشتین پایان دهیم. او در سال 1955 در مصاحبه با مجله LIFE گفت: "نباید از سؤال پرسیدن دست برداشت؛ وجود کنجکاوی دلایل خاص خودش را دارد."
اگر اینها جواب نداد، میتوانید ورزش انگشتهای پا را امتحان کنید. کسی چه میداند، شاید جواب داد. کنجکاو نیستید که بفهمید؟
منبع: BBC
ترجمه: وبسایت فرادید