
خیابان محل بازی، مدرسه و گاهی خانه آنها میشود. آنها کودکانی هستند که در کودکی پیر میشوند و در بیشتر مواقع، زود به انتهای راه میرسند.
دیدارنیوزـ محمد میرداماد: خیابان محل بازی، مدرسه و گاهی خانه آنها میشود. آنها کودکانی هستند که در کودکی پیر میشوند و در بیشتر مواقع، زود به انتهای راه میرسند.کودکان کار به ظاهر هر روز جلوی چشمانمان هستند، اما در حقیقت از مردم شهر و امکانات زندگی دورافتادهاند. اکثراً کمک خرج خانواده هستند و یا هزینه اعتیاد والدینشان را پرداخت میکنند. خستگی و بیخوابی، جزء جداییناپذیر صورتشان است ودر خیابان، بارها مورد آماج خشونت قرار میگیرند. هر بار نیز در مقابل نگاههای ترحمآمیز شهروندان، شانههایشان خم میشود.
از دیروز ویدیوی جدیدی از اعمال خشونت نسبت به دو کودک کار کرمانی در فضای مجازی دست به دست میشود که خشم بسیاری را برانگیخته است. در این فیلم، کودکان کار در جلوی دوربین مجبور به خوردن گل نرگس میشوند. همچنین در این فیلم، علاوه بر کاربست کلمات نامناسب در صحبت با بچه ها به آنها اخطار داده میشود که در صورت نخوردن گل ها، به اردوگاه منتقل می شوند. گویا این فیلم، متعلق به عملکرد اجراییات شهرداری منطقه دو کرمان است.
در پی پخش این فیلم، مسئولین به تکاپو افتادند تا با عاملان این رخداد، برخورد کنند و «محمد شریعتمداری» وزیر کار به رئیس سازمان بهزیستی کشور دستور داد با دقت، این موضوع را بررسی کرده و مداخلات سریع را انجام دهد. سرانجام نیز شهردار کرمان با انداختن عکس سلفی و اهدای گل و کادو، سر و ته قضیه را برای کودکانی که کودکیشان سرچهارراهها به یغما میرود، هم آورد. همچنین مقصر اصلی را کارکنان شرکتهای پیمانکاری شهرداری اعلام نمود و خبر اخراج آنها را نیز اعلام کرد. از سوی دیگر دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان نیز خبر داد که به عنوان مدعیالعموم به موضوع ورود کرده، متهم اصلی بازداشت شده و سایر متهمان تحت تعقیب قضائی قرار گرفتهاند.
مقصر اصلی چه کسی است؟
در چند سال اخیر و با افزایش فقر و مشکلات معیشتی، شاهد افزایش کودکان کار در جامعه هستیم. کودکانی که از حقوق اولیه خود محروم هستند و ساعتهای زیادی را در کرانه پرخطر خیابانها کار میکنند. بیشتر این کودکان برای باندهای زیرزمینی فعالیت کرده و مورد سواستفاده قرار میگیرند. این کودکان در پشت هر چراغ قرمز و در پس هر التماس، یکبار درهم شکسته و به لحاظ شخصیتی با اختلالات فراوان روحی و روانی مواجه می شوند. این کودکان، همانا آینده سازان این کشور هستند که اینگونه کودکی و در اصل، وجودشان به یغما میرود.
برخی کارشناسان مسائل اقتصاد شهری، آمار کودکان کار ایران را بین ۳ تا ۷ میلیون نفر عنوان میکنند، ضمن اینکه این رقم برای تهران نیز ۲۰ هزار نفر تخمین زده میشود، اما به دلیل اینکه اغلب کودکان کار، هیچ گونه ثبت هویتی ندارند؛ آمار دقیقی در این زمینه نمیتوان ارائه کرد.
اولین عاملی که باعث گرایش کودکان کار به خیابان میشود این است که خانواده ها دچار فقر معیشتی هستند و این کودکان به نوعی منبع کسب درآمد خانواده محسوب میشوند. بارها فجایعی که برای کودکان کار رخ داده؛ مسئولین، مردم و رسانهها را به تکاپو انداخته است که به کودکان کار کمک کنند و شرایط آنها را بهبود ببخشند؛ اما بعد از مدتی، همه چیز به فراموشی سپرده میشود. این بار نیز با پخش این ویدیوی تاسف بار، شاید چشمان پر از بغض یکی از آن دو کودک فراموش نشود، اما با گل هدیه دادن به آنها و یا دستگیری پیمانکار شهرداری، دردی از روی دوش این کودکان کم نخواهد شد.
در حقیقت باید این سوال را پرسید که چه کسی مسئول رسیدگی به زندگی و شرایط کودکان کار است؟ تا چه زمانی باید شاهد کودکانی باشیم که عمر خود را سرچهارراهها میگذرانند؟ و...