
مرحوم هاشمی رفسنجانی علیرغم تمام فراز و فرودهایی که در طول حیات سیاسی ـ اجتماعیاش تجربه کرد اما تا آخرین روزهای عمر در بطن معادلات سیاسی قرار داشت. مانایی و حضور در سپهر سیاسی به طول چند دهه مستلزم عوامل درونی و بیرونی است. بررسی علل ماندگاری آیتالله هاشمی در فضای سیاسی ایران بهانه یادداشت حاضر است.
دیدارنیوز ـ هاتف سپهر: اکبر هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی یکی از چهرههای اصلی و تأثیرگذار انقلاب اسلامی در پیش و پس از انقلاب بود. وی از نزدیکترین یاران و شاگردان امام خمینی بود. وی که در جریان بازگرداندن جنازه رضا شاه به ایران به حرکت اعتراضی مخالفین پیوسته بود با شروع مبارزه علیه نظام شاهنشاهی در صف اول مبارزه قرار گرفت و بهواسطه گفتهها و نوشتههای خود حکومت پهلوی را به چالش کشاند و زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری که امروزه موزه عبرتش میخوانند پذیرای وی شد. هاشمی رفسنجانی در رژیم پهلوی ۷ مرتبه و مجموعا ۴ سال و ۵ ماه زندانی بود. وی در آن دوران علاوه بر سخنانی که در نفی رژیم میگفت؛ نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروههای انقلابی را ایفا میکرد. پس از پیروزی انقلاب نیز از جمله نزدیکترین افراد به بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران بود و یکی از ستونهای اصلی جمهوری اسلامی بود.
مروری بر مناصب و مسئولیتهای وی در جمهوری اسلامی بیانگر حضور پررنگ و تأثیرگذار وی در نظام جمهوری اسلامی است. از بدو تأسیس شورای انقلاب یکی از اعضای اصلی آن بود. عضو مؤسس حزب جمهوری اسلامی، یکی از ۲۸ عضو اولیه و مؤسس جامعه روحانیت مبارز، معاونت و سپس سرپرست وزارت کشور، اولین رئیس مجلس شورای اسلامی، نماینده امام در شورای عالی دفاع بعد از شهادت مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰، جانشین فرمانده کل قوا در ماههای پایانی جنگ، دو دوره ریاست جمهوری در دولتهای پنجم و ششم، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام جملگی مسئولیتهایی بوده که پس از انقلاب عهدهدار آن بوده است.
از بدو مبارزات انقلاب اسلامی تاکنون شخصیتها و رجال بزرگی وجود داشته و دارند که جماعت کثیری از آنان قبل از فوت به نوعی از صحنه انقلاب خارج شدهاند؛ اما مرحوم هاشمی رفسنجانی جزء معدود شخصیتهایی بود که علیرغم تمام فراز و فرودهایی که در طول انقلاب با آن روبهرو شد به حیات سیاسی خود ادامه داد و هنگام فوت و تشییع جنازهاش میزان محبوبیتش بین مردم مورد سنجه قرار گرفت. اینکه چطور شخصیتی در طول دهههای متمادی میتواند همچنان ستون انقلاب باقی بماند قطعا بسته به عوامل فردی و محیطی و اجتماعی دارد. عوامل گوناگونی باعث حضور دائمی هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست بود که ذیلا به دو مورد آن اشاره میکنیم:
۱. اعتماد بنیانگذار انقلاب و رهبری
مرحوم هاشمی رفسنجانی به شدت مورد احترام و اعتماد و علاقه امام خمینی قرار داشت. اعتماد به هاشمی تا آنجا بود که عدهای وی را گوش و چشم امام میپنداشتند. مروری بر پیام امام خمینی بعد از ترور نافرجام هاشمی رفسنجانی در شب ۴ خرداد ۱۳۵۸ به دست عاملین گروه فرقان بیانگر حس اعتماد به وی است. پس از آنکه خبر ترور هاشمی به امام راحل میرسد ایشان برای سلامتی هاشمی نذر میکنند و در پیامی میفرمایند: «بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است»؛ و نهایتا میفرمایند: «.. من به آقای هاشمی فرزند برومند اسلام تبریک میگویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفته و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای تعالی خواستارم».
این حس اعتماد طرفینی نشأت گرفته از سالیان طولانی آشنایی و همراهی هاشمی رفسنجانی با امام راحل است. وی نوجوانی ۱۴ ساله بود که برای تحصیل علوم دینی به حوزه قم آمد و از همان زمان در کنار امام قرار گرفت. از اینرو امام در مورد هاشمی فرموده بود: «من آقای هاشمی را بزرگ کردم».
رابطه رهبری انقلاب و مرحوم هاشمی نیز بر مبنای احترام و اعتماد متقابل بوده است. جمله معروف «هیچ کس برای من مثل هاشمی نیست»؛ بیانگر عمق علاقه و احترام رهبری به مرحوم هاشمی رفسنجانی است. سخنان رهبری پس از فوت وی نیز نشان از اعتماد و علاقه رهبری به هاشمی رفسنجانی دارد.
مقام رهبری در پیامی که به مناسبت درگذشت هاشمی صادر کردند از وی بهعنوان رفیق دیرین و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی نام میبرد. ایشان در ادامه میگویند: «فقدان همرزم و همگامی که سابقه همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی ۵۹ سال تمام میرسد سخت و جانکاه است».
آیتالله خامنهای در مورد هاشمی رفسنجانی بیان داشتند: «آقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود... بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز... قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد؛ در طول این مدت (بعد از انقلاب) هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش یک اندوختهای درست کرده باشد... در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده».
اعتماد و علاقه متقابلی که بین مرحوم هاشمی رفسنجانی و امام راحل و رهبر انقلاب وجود داشت از جمله عواملی بود که در طول سالیان دراز منجر به حضور تأثیرگذار وی در انقلاب اسلامی شد. از همین رو بود که جدای از ریاست مجلس و ریاست جمهوری امام راحل در مقطع حساس جنگ ایران و عراق وی را بهعنوان نماینده خود در شورای عالی دفاع و همچنین جانشین فرمانده کل قوا در جنگ منصوب کرد و یا رهبری وی را به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام گمارد.
۲. کیاست و درایت
مرحوم هاشمی رفسنجانی به گواه موافق و مخالف از هوش سرشار و درایتی مثال زدنی برخوردار بود و نسبت به اتفاقات و وقایع پیشامد کرده تیزبینی خاص خود را داشت و اغلب اوقات تصمیمهای مقتضی اتخاذ میکرد؛ لذا از وی بهعنوان سیاستمداری هوشمند و کارکشته یاد میشد. همین استعداد ذاتی وی را نسبت به بسیاری از اطرافیانش متمایز میساخت.
وی در طول حیات سیاسیاش همواره سعی داشت در چهارچوب گفتمان انقلاب اسلامی عمل کند و به اصول و اهداف انقلاب وفادار بماند. ایدئولوژی یاد شده هیچگاه در تعارض با منافع آحاد مردم قرار نداشت. در هر مقطعی که احساس میکرد همگام با خواستههای مردم حرکت نمیکند، از آن فاصله گرفته به سرعت خود را با مردم همگام و همسو میکرد. یکی از معیارهای این امر انتخابات بود. وی به دموکراسی اعتقاد داشت و همواره خود را در معرض انتخاب مردم قرار میداد و میزان رأی مردم به وی بیانگر همسویی او با قاطبه ملت بود.
در پایان دومین دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی کمیسیون فرهنگی و ارشاد مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا اصلاحیهای را به تصویب برساند که بر اساس آن، هاشمی بتواند برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. این اقدام بیدرنگ مورد اعتراض قرار گرفت. هاشمی نیز تصمیم گرفت ابتکار عمل را از دست ندهد و همگام با اصلاحطلبان مسیر اصلاحات را انتخاب کرد. او ابتدا برای مدت چند ماه تلاش کرد تا میرحسین موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات کند؛ ولی پس از اینکه او نامزدی در انتخابات را نپذیرفت، هاشمی از نامزدی سید محمد خاتمی (که پس از خروج از کابینه در سال ۱۳۷۰ همواره مشاور او بود) حمایت کرد. هاشمی در واکنش به محافظهکاران همانند آیت الله مصباح یزدی هشدار میداد که «ازبین رفتن اعتماد مردم، از ایدز خطرناکتر است».
هاشمی رفسنجانی که بارها خود را در معرض انتخاب مردم قرار داد بود در انتخابات مجلس دور ششم با سلام و صلوات بهعنوان نفر آخر وارد مجلس شورای اسلامی شد و علیرغم این پیروزی خفیف، صلاح کار را در آن دانست که قبل از تحلیف بهعنوان نماینده از این پست استعفا دهد. هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نیز با اقبال عمومی مواجه نشد و صحنه انتخابات را به محمود احمدینژاد واگذار کرد. آنچه در انتخابات گذشته اتفاق افتاد هاشمی رفسنجانی را به صرافت انداخت تا با تغییر رویکرد به ترمیم چهره خود بپردازد. پس از دولت دهم احمدینژاد ظواهر امر حاکی از آن بود که مرحوم هاشمی با اقبال عمومی مواجه شده است و شرایط برای حضور در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری مهیا بود، اما این مرتبه شورای نگهبان رأی به عدم صلاحیت وی داد و کاندیدای مورد حمایت او در انتخابات ریاست جمهوری موفق به دریافت اکثریت آراء شد. وی نیز در انتخابات مجلس خبرگان با بیش از ۲ میلیون رأی به عنوان نفر اول منتخبین مردم تهران نشان داد قواعد و مبانی حکومت دمکراتیک را میشناسد و به آن تن داده است.
حیات سیاسی هاشمی رفسنجانی حاکی از آن است که وی در مقاطع مختلف با فراز و فرودهای بسیاری مواجه شده است. هنگامی که در صدر نشسته بود جزء ارکان اصلی تصمیم گیرنده بود و هنگامی هم که با عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری آماج حملات قرار گرفت با زیرکی خاص خود همچنان در بطن نظام باقی ماند. مرحوم هاشمی دورهای از سوی اصلاح طلبان مورد حمله قرار گرفت و دورهای دیگر اصول گرایان تندرو وی را سیبل کردند و به وی تاختند و این همه نشان از تأثیرگذاری و نقش پررنگ وی در معادلات سیاسی روز ایران دارد.
سالهای آخر عمر هاشمی رفسنجانی دورهای بحرانی در حیات سیاسی وی بود. صلاحیت وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان رد شد. قدرت وی در دانشگاه آزاد اسلامی رو به افول گذاشت، کرسی ریاست مجلس خبرگان رهبری را به مرحوم آیتالله مهدویکنی واگذار کرد، فرزندان وی را محاکمه و زندانی کردند، اما هاشمی همچنان در سپهر سیاسی ایران نفس میکشید و زنده ماند.