
خشکسالی، موضوع مهمی که این سالها به وفور شنیدهایم. هشدارهایی که روزانه میخوانیم یا میشنویم و حجم سدهایی که در برابر دیدگانمان هر روز پایینتر میآیند. همین مسایل کفایت میکند تا عدهای تصمیم بگیرند شهر و دیارشان را ترک کنند و جای دیگری را برای ادامه زندگی انتخاب کنند، این رخت بربستن زمان زیادی طول نخواهد کشید چراکه کل کشور با کمآبی و خشکسالی درگیر شده و امروز یا فردا بلای خشکسالی گریبانگیر شهرهای شمالی کشور هم خواهد شد هرچند که این روزها هم بسیاری از شهرهای نوار شمالی ایران تغییرات محسوسی را در این مورد به چشم میبینند.
ریحانه جولایی
دیدارنیوز ـ خشکسالی، موضوع مهمی که این سالها به وفور شنیدهایم. هشدارهایی که روزانه میخوانیم یا میشنویم و حجم سدهایی که در برابر دیدگانمان هر روز پایینتر میآیند. همین مسایل کفایت میکند تا عدهای تصمیم بگیرند شهر و دیارشان را ترک کنند و جای دیگری را برای ادامه زندگی انتخاب کنند، این رخت بربستن زمان زیادی طول نخواهد کشید چراکه کل کشور با کمآبی و خشکسالی درگیر شده و امروز یا فردا بلای خشکسالی گریبانگیر شهرهای شمالی کشور هم خواهد شد هرچند که این روزها هم بسیاری از شهرهای نوار شمالی ایران تغییرات محسوسی را در این مورد به چشم میبینند. برای مثال ساحل دریاچه خزر در برخی نقاط شهر بندرترکمن و بندر گز بیش از دو متر عقبنشینی کرده و جلگه گرگان هم رو به خشک شدن گذاشته است.
بلایی که از سر خزر و خلیج فارس گذشت
این شرایط در استانهای شرقی و جنوب شرقی وضعیت اسفناکتری دارد و حالا برای نجات جان این شهرها گویا گزینهای مبهم جز انتقال آب نمانده است؛ طرحی که سالهاست در رابطه با آن حرف زدهاند و حالا انگار مسوولان بیش از پیش در جهت اجرای آن مصمم شدهاند. نکتهای که همواره باید به آن توجه داشت این است که آیا واقعا انتقال آب میتواند گزینه درستی برای نجات استانها از خشکسالی باشد؟ اگر بخواهیم از نگاه محیطزیستی به این مساله بپردازیم خواهیم دید که هرگونه انتقال میانحوضهای از نظر زیستمحیطی کار درستی نیست چرا که باعث برهم خوردن تعادل اکولوژیک منطقه میشود.
بر همین اساس چندی پیش معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست از انتقال آب دریای عمان به استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و خراسان رضوی معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به ضرورت مطالعات انتقال آب دریای عمان از احتمال اجرای آن از یک سال آینده خبر داد.
پروین فرشچی هم انتقال آب را آخرین گزینه میداند. او در رابطه با اینکه چرا دریای عمان به عنوان گزینه انتقال آب مطرح شده است میگوید: عمق دریای عمان خیلی زیاد است. دریای عمان علاوه بر عمق بالا با اقیانوس هند ارتباط دارد و تاکید میکنم که برای جبران خشکی این سه استان و جلوگیری از نابودی آنها چاره دیگری جز انتقال آب وجود ندارد چون این استانها نه آب زیرزمینی دارند نه میتوان به بارشهای این منطقه امیدوار بود.
این در حالی است که کمی پیشتر، قبل از اینکه کارشناسان در مورد انتقال آب عمان به اجماع برسند، انتقال آب از دریاچه خزر اولین پیشنهاد برای حفظ حیات در استانهای شرقی و جنوب شرق ایران بود اما بنا بر دلایلی از جمله دریاچه و بسته بودن اطراف دریاچه، وضعیت بحرانی خشکسالی خزر، حفظ جنگلهای هیرکانی و تاثیری که روی شرایط جوی و اکولوژیک دارد منتفی شد و قرعه به نام دریای عمان افتاد.
مخالفتها تنها مختص به دریاچه خزر نبود و بسیاری از کارشناسان محیطزیست و حوزه آب نقدهایی هم بر انتقال آب دریای عمان دارند. این افراد میگویند به دلیل اختلاف سطح زیاد این کار امکانپذیر نیست یا در صورت انجام، دولت را با مشکلات و هزینههای زیادی مواجه خواهد کرد و اولین و بزرگترین آسیبی که دارد برهم زدن اکوسیستم منطقه است و در این میان توجه به منافع شخصی و منطقهای خیلی بیشتر از منافع ملی در نظر گرفته میشود. از دیگر مشکلاتی که انتقال آب به همراه خواهد داشت سیل گسترده مهاجرت مردم و نیروی کار به مناطقی است که آب به آنجا منتقل شده و همین باعث میشود مصرف آب تصاعدی بالا برود. از دیگر مشکلاتی که انتقال آب به همراه خواهد داشت تغییر فرهنگ مردم و شغلهای نوظهور در آن منطقه است. برای مثال در یزد کارخانههای سرامیک و کاشیسازی راهاندازی شده است؛ با توجه به اینکه این صنایع آببر است ایجاد و احداث آن در مناطق خشک و کویری غیرمنطقی به نظر میرسد. یا احداث کارخانههای صنایع فولاد در سمنان از دیگر نمونههاست که نشان میدهد دولت توجهی به سیاستگذاری با توجه به شرایط اکولوژیک ندارد.
آب دریای عمان امید آخر برای زنده ماندن استانهای شرقی
در همین راستا با بیان اینکه اجرای پروژه انتقال آب از دریای عمان به استانهای شرقی نیازمند سرمایه و اعتبارات بالایی است، اقدامات زیادی انجام شده که مطالعات این پروژه با اولویت خراسانجنوبی، رضوی و سیستانوبلوچستان آغاز و در حال انجام است. تامین آب شرب و صنعت برای این سه استان یکی از مطالبات اصلی و اولویت اول مردم است که باعث شده این پروژه هرچه سریعتر وارد فاز اجرایی و عملیاتی شود.
حسن جعفری مدیرعامل شرکت آبمنطقهای خراسانرضوی هم با اشاره به اینکه در هیچ نقطه جهان مصرف آب به اندازه کشور ما نیست گفت: انتقال آب از دریای عمان به سه استان شرقی کشور با هدف رفع کسری مخازن صورت میگیرد چراکه پیشبینی میشود بسیاری از شهرهای این استان در چشمانداز ۱۴۲۰ با مشکل تامین آب مواجه شوند. طرح انتقال آب از دریای عمان و نمکزدایی، گران و درازمدت است و با اعتبارات دولتی شاید حدود ۱۰ سال طول بکشد و همچنین این طرح میتواند به دلیل تثبیت جمعیتی، به کریدور شرق کشور کمک کند. با ریشهیابی این موضوع بسیاری از عوامل این رشد منفی، به نبود صنعت و کشاورزی پایدار که در اثر توان کم دشتهای این منطقه و کاهش منابع آبی است، بازمیگردد.
مسوولان بر این باورند که اگر آب کافی در اختیار داشته باشیم بسیاری از کارخانجات و صنایع کوچک همچون دامداری و... را میتوان در جهت توسعه و اشتغال پایدار در منطقه شرق کشور ایجاد کرد و هدف اصلی از اجرای این پروژه تامین آب شرب و صنعت سه استان شرقی کشور است که در فاز اول اجرایی در افق ۱۴۰۷ به میزان ۲۵۰ میلیون مترمکعب و در افق ۱۴۲۰ به میزان ۷۵۰ میلیون مترمکعب پیشبینی شده و لازم به ذکر است که این مطالعات شامل چهار بخش کلی از جمله مطالعات پایه،مطالعات آبگیر و نمکزدایی و محیطزیست، مطالعات خط انتقال و محیطزیست، مسیر و مطالعات ارزیابی مالی و اقتصادی و ارائه ساختار مناسب است.
15 هزار میلیارد تومان هزینه انتقال آب از عمان به خراسان رضوی
این در حالی است که چندی پیش مدیر طرح انتقال آب دریای عمان به خراسان رضوی از هزینه 15 هزار میلیارد تومانی انتقال آب از دریای عمان به مشهد خبر داد. به نقل از ایسنا نصیر گیفانی در نشستی با عنوان «از دریا تا کویر؛ بررسی پیامدهای طرحهای انتقال آب دریای خزر و عمان و تاثیرات آن بر محیطزیست» اعلام کرد: برآورد هزینه کل انتقال آب از دریای عمان به مشهد 15 هزار میلیارد تومان است. بر این اساس پیشبینی میشود قیمت هر مترمکعب آب در سیستانوبلوچستان بین شش تا هفت هزار تومان، در خراسانجنوبی بین 8 تا 9 هزار تومان و در مشهد بین 11 تا 12 هزار تومان تعیین شود. در قدم اول باید ضرورت انجام این طرح بررسی شود. مطالعاتی که در زمینه منابع آبهای زیرزمینی در سال 1385 انجام شده نشان میدهد از سفرههای آبزیرزمینی 6/9 میلیارد مترمکعب آب برداشت میکنیم در حالی که تغذیه آنها 1/8 میلیارد مترمکعب است. اختلاف این اعداد کسری 5/1 میلیارد مترمکعب را نشان میدهد.
گیفانی در ادامه نشست به مطالعات سال گذشته اشاره کرد که نشان میدهد کسری آب به 7/1 میلیارد مترمکعب رسیده است و نتیجه میگیریم که تغییر شرایط اقلیمی و خشکسالی بر کمبود آب تاثیر گذاشته است. این در حالی است که میزان برداشت از آبهای زیرزمینی نسبت به 10 سال گذشته به 5/8 میلیارد مترمکعب رسیده است. این موضوع بدین معناست که با وجود استفاده از تکنولوژی، تحت شرایط جبری طبیعت امکان برداشت آب بیش از 5/8 میلیارد مترمکعب وجود ندارد. میزان آب منابعی که برای شرب و صنعت قابل استفاده هستند، سالانه حدود 900 میلیون مترمکعب گزارش شده است. نیاز آبی ما برای انتهای دوره طرح، یعنی سال 1420، 750 میلیون مترمکعب پیشبینی شده است. ما به این نتیجه رسیدهایم که برای تامین نیاز به آب در سالهای آینده نمیتوانیم تنها به سفرههای آب زیرزمینی متکی باشیم. همچنین در خصوص طرح انتقال آب در این طرح خط لولهای وجود دارد که طول آن حدود 1500 کیلومتر است. قطر این لوله فولادی از چابهار تا زاهدان 2200 میلیمتر، از زاهدان تا بیرجند 1800میلیمتر و از بیرجند به مشهد 1600 میلیمتر است.
توجه به زیرساختها مهمتر از انتقال آب
به همین بهانه یکی از کارشناسان حوزه آب در رابطه با طرح انتقال آب از عمان به استانهای شرقی ایران به «جهانصنعت» گفت: زمان زیادی است که مدیریت آب در ایران بر پایه انتقال آب بوده، برای مثال برداشت از رود دز یا کارون، پیشتر هم از طریق تونل کوهرنگ 1 در دوره پهلوی و همچنین کوهرنگ 2 صورت گرفته و حالا هم کوهرنگ 3 که در حال حاضر در حال بهرهبرداری و انجام است. در چند سال گذشته با توجه به مطالباتی که مصرفکنندگان آب داشتند و با توجه به خشکسالیهای اخیر تالابها مسوولان با طرحهای انتقالی جدیدی مواجه شدند که انتقال آب از دریای عمان به فلات مرکزی یکی از این طرحها بود.
نکته قابل توجهی که تورج فتحی به آن اشاره میکند این است که باید قبل از هر نوع اقدام در رابطه با انتقال آب به زیر ساختها توجه کرد. یکی از وظایفی که وزارت نیرو دارد بررسی، برنامهریزی و ارائه راهکارهایی است که از طریق آن بتوانیم آبهای زیرزمینیای که نابود شدهاند را احیا کنیم؛ چاههای غیرمجاز را ببندیم و قناتها را سر و سامان دهیم و مهمتر از همه چیز مصرف آب در بخش کشاورزی را مدیریت و کاشت غرقابی را کنترل کنیم. بعد از این اقدامات نوبت به پروژههای تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی میرسد و با تمام شدن این بخش تازه باید به سمت انتقال آب حرکت کنیم نه اینکه 17 استان را مشمول انتقال آب بدانیم. در صورتی که اگر اقدامات اولیه صورت نگیرد هر نوع تلاشی در جهت انتقال آب بیهوده و اتلاف هزینه بیتالمال است. باید بعد از بررسیهای لازم و تغذیه منابع، اگر باز با کمبود آب مواجه شدیم به آن مناطق آب انتقال داده شود که اگر این اقدامات عملی شود بیش از دو یا سه استان نیازی به انتقال آب ندارند.
این کارشناس با بیان این مطلب که در رابطه با انتقال آب از عمان هیچ کدام از راهکارهای ابتدایی هنوز صورت نگرفته تصریح کرد: ما در ایران به صورت آمایش سرزمینی عمل نمیکنیم. در آمایش سرزمین اگر قرار باشد صنعتی را در سرزمین خشک احداث کنیم مثل صنایع فولاد که از جمله صنایع آببر است باید در مناطقی باشد که آب به وفور وجود داشته باشد نه اینکه در ناحیهای خشک کارخانه را احداث کنیم و بعد با صرف هزینههای زیاد آب برای آن بفرستیم. این اقدامات بر مبنای توسعه پایدار نیست که اگر برنامهها بر مبنای توسعه پایدار و توسعه آمایش سرزمینی اجرا شود منابع از دست رفته احیا و چنانچه احتیاج به آب مازاد داشته باشیم و موجود نباشد میتوانیم با شیرین کردن آب از آن استفاده کنیم.
قسمت زیادی از آب به واسطه انتقال هدر میرود
فتحی در مورد هدررفت آب از طریق انتقال آن خاطرنشان کرد: با ساخت سد و کانال و لوله به سختی آب را از مبدا میآوریم و تصفیه میکنیم اما باید بدانیم در هر 100 لیتر آب 35 درصد اتلاف آب داریم مثلا در تهران 400 میلیون مترمکعب هدررفت آب داریم. یکی دیگر از کارهایی که لازم است نهادهای ذیربط انجام دهند بازسازی و تعمیر شبکه آبرسانی فرسوده 50 سال پیش است. همچنین در رابطه با مضراتی که انتقال آب با خود به همراه میآورد میتوانیم به این اشاره کنیم که برای شیرین کردن آب دریای عمان از هر 100 لیتر آب 30 تا 40 درصد آن تبدیل به شورآبه میشود و در کل راندمان این طرح 50 درصد است. جدا از اینکه انرژی (برق) بالایی برای این طرح نیاز است، راندمان کار هم بالا نیست. مرحله بعدی دفع شورآبههاست، اگر بخواهیم شورآبهها را در دریا و یا خشکی تخلیه کنیم باعث آسیب به محیطزیست میشود و زیانها از فوایدش بیشتر میشود. از طرفی برای انتقال آب به مقصد مسیری که انتخاب میشود یا تونل است یا خط لوله و یا ترکیبی از این دو که باز هم برای طبیعت و محیطزیست جنبه تخریبی دارد.
منبع: روزنامه جهان صنعت/۲۶ اردیبهشت ۹۷