
امروز ایران در تله برجام گیر افتاده و نمیتواند کاری از پیش ببرد. درسی که امریکاییها در جریان مذاکرات از رفتار ایران گرفتند این بود که برای مقابله با جمهوری اسلامی فقط زور کاربرد مفید دارد.
امیراحمدی با اشاره به مسائل مرتبط با موضوع هسته ای و برجام، به یادآوری اتفاقات سال ۲۰۰۳ پرداخت و گفت: در زمان خاتمی مذاکراتی با اروپاییها صورت گرفت و حتی غنی سازی متوقف شد. اما در مقابل، اروپا بسته ای پیشنهاد داد که شخص آقای خاتمی آن را بسته توهین آمیز نامید؛ متاسفانه دوستان اصلاح طلب به قدری با احمدی نژاد ضدیت دارند که گذشته را فراموش میکنند.
به اعتقاد وی، قبل از برجام همه چیز برای ایران متوقف نشده بود و کشور رو به نابودی نمیرفت و بر خلاف تصوری که وجود داشت ایران در آستانه جنگ قرار نداشت. جنگ اقتصادی مسئله جدیدی نبود هر چند تا حدی شدید شده بود و مردم در مضیقه قرار گرفتند، اما اتفاق خاصی رخ نداده بود. قطعاً شرایط زندگی مردم از زمان حاضر بدتر نبود.
امیر احمدی یادآور شد: با وجود هوچیگری هایی که در دوره احمدینژاد صورت میگرفت که ناشی از سیاه نمایی اصلاح طلبان علیه جریان حاکم بود، در آن زمان ایران به اهرم بسیار قدرتمند غنی سازی تکیه داشت که این مسئله موجب دستپاچگی کشورهای غربی شده بود.
وی افزود: مذاکره کردن کار اشتباهی نیست، نحوه مذاکره و افراد مذاکره کننده و اهداف مذاکره مهم است. در خصوص مذاکرات هستهای باید مذاکره جامع تری صورت می گرفت. طی این مذاکرات از اهرم فشاری که احمدی نژاد ساخته بود استفاده نشد. هرگز در روابط بین الملل نمیتوان زیر فشار، مذاکره کرد و نمیتوان آن را دیپلماسی دانست. مذاکره باید با تأمل و با صلابت باشد، نه اینکه مثل درماندگان با سران کشورهای دیگر نامه نگاری کرد. مذاکره و دیپلماسی درصورتی که با ترس و تحقیر و فشار باشد ارزشی ندارد.
بنیانگذار و رئیس شورای ایران – آمریکا اضافه کرد: این تفکر که «هر قراردادی از هیچ قراردادی بهتر است» اوج عجز در یک مذاکره است. متأسفانه درک استراتژیکی وجود ندارد. امروز ایران در تله برجام گیر افتاده و نمیتواند کاری از پیش ببرد. درسی که امریکاییها در جریان مذاکرات از رفتار ایران گرفتند این بود که برای مقابله با جمهوری اسلامی فقط زور کاربرد مفید دارد.
وی ادامه داد: یا باید یک قدرت دیپلماتیک خوب داشت یا اینکه باید یک اهرم قدرتی نظامی سیاسی داشت. در این دو حالت عزت کشور از بین نمیرود. اروپا بدون امریکا، در مسائل بزرگ روابط بین الملل حداقل تا ۱۵ سال آینده قدرتی ندارد و نمیتواند کاری انجام دهد. این بسته پیشنهادی اروپا سرابی بیش نیست. اگر قرار است با آمریکا معاملاتی صورت گیرد باید با قدرت و صلابت و بدون واهمه از جنگ و تحریم صورت گیرد. برجام رابطه ایران و امریکا را نابود کرد و اگر قرار است جنگی بین آمریکا و ایران صورت گیرد بعد از برجام صورت میگیرد چرا که آن اهرم فشار از بین رفته است.
امیر احمدی تاکید کرد: در رابطه با نفت، تغییرات ساختاری در جهان ایجاد شده است. اکنون مانند گذشته تقاضای خرید نفت وجود ندارد. انرژیهای دیگر جایگزین آن شدهاند و ۸۰ درصد مصرف انرژی نفت در حمل و نقل است. این در حالی است که در ۱۰ سال آینده شاید ۸۰ درصد اتومبیلها الکترونیکی شوند، دنیا به آرامی در حال خارج شدن از وابستگی به انرژی نفت است.
استاد دانشگاه راتگرز در ادامه با اشاره به این نکته که جمهوری اسلامی به طور ساختاری، سهم نفت خود را در بازار جهانی از دست داده است و بخش زیادی از سهم ایران به کشورهای عربی رسیده است خاطرنشان کرد:. کشورهایی هم که قبلاً نمیتوانستند نفت تولید کنند اکنون به کمک تکنولوژی میتوانند تولید کنند لذا شرایط به ضرر عرضه پیش میرود.
وی اظهار داشت: در خصوص مسئله نفت زیاد خوشبین نیستم. در حال حاضر از یک طرف ایران نمیتواند نفت بفروشد و از طرف دیگر از اوپک میخواهد که بتواند نفت بیشتری تولید کند. این یک تناقض فاحش است. ایران باید قبول کند که دیگر نمی تواند از نفت به عنوان ناجی استفاده کند. امروز هم در رابطه با ساختاهاری بازار نفت در دنیا و کاهش تقاضا و افزایش عرضه، هم تحریمها و مشکلاتی که در رابطه با آمریکا وجود دارد، مسئله را برای ایران بغرنج کرده است؛ به طوری که ایران به مقدار زیادی سهم خود را در این بازار از دست داده و به ناچار به سمت قاچاق سوق پیدا میکند.
امیر احمدی افزود: طرف دیگر آمریکا است که بسیار هوشمندانهتر از قبل عمل میکند. سعی میکند مجاری قاچاق را ببندد. در آینده افراد زیادی در این رابطه دستگیر میشوند و پول زیادی از مردم ایران هم ضبط میشود و جمهوری اسلامی به جایی میرسد که نمیتواند نفت را عرضه کند. در همین زمان کره جنوبی با اینکه از امریکا معافیت ۶ ماهه گرفته است، واردات نفت از ایران را به صفر رسانده است. چین و هند هم واردات نفت از ایران را بسیار پایین آوردهاند، برای اینکه نمیخواهند با تکیه بر یک معافیت موقت، بازارهای دیگر خرید نفت را از دست دهند.
وی با اشاره به بی فایده بودن اتکای ایران به اتحادیه اروپا، بی ثباتی اتحادیه اروپا در آینده را متذکر شد و اظهار داشت: حرکتهایی نظیر برگزیت از یک تغییرات ساختاری در غرب صحبت میکند و این تغییر، به سوی یک ناسیونالیسم جدید است که درمقابل جهانی گرایی در حال شکلگیری است و دنیا هر چه بیشتر به سوی ملی گرایی می رود. برگزیت هم یک نمونه از حرکتهای ناسیونالیستی جدید است که در اروپا در حال شکلگیری است.
مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه راتگرز گفت: اتحادیه اروپا در آینده نزدیک به هم میریزد. به احتمال خیلی زیاد لهستان هم از آن خارج میشود. اکنون فقط کشورهای ضعیف مثل پرتغال و یونان و ایتالیا که به لحاظ اقتصادی به آلمان وابستهاند، در این اتحادیه حضور دارند و با اندک تزلزلی در اقتصاد آلمان از آن خارج میشوند. پس از یک طرف جریان ملی گرایی در حال شکل گیری است و از طرف دیگر به دلیل انباشت ثروت در یک جا و فقر در جاهای دیگر به طور وسیع یک جریان کارگری و طبقات پایین در حال شکل گیری است که دراین رابطه فرانسه نمونه خوبی برای مثال است.
هوشنگ امیر احمدی تاکید کرد: در حال حاضر نیروی حامی ترامپ طبقات متوسط و پایین جامعه است. البته باید متذکر شد که اگرچه ترامپ هم توانسته در چارچوب ناسیونالیسم آمریکا خود را طرفدار طبقات پایین معرفی کن اما. واقعیت این است که در آینده نزدیک، در امریکا هم این طبقه طغیان خواهد کرد. لذا قبل از اینکه اروپا، انگلستان را بیرون کند، انگلستان از آن خارج میشود.
وی در خصوص نخست وزیر بریتانیا گفت: وضعیت خانم «می» لرزان است و باید به سرعت چند حرکت انجام دهد که مهمترین حرکت میتواند خروج از برگزیت باشد. ناسیونالیسم شدن اروپا و بهم خوردن اتحادیه اروپا به ضرر ایران است. حتی تحولی که در رابطه با نیروهای فقیر و کارگری در اروپا شکل گرفته در ایران هم درحال شکل گیری است. به اعتقاد من رهبری سیاسی و حرکتهای سیاسی در ایران به مقدار زیادی به دست نیروهای کارگری میافتد.