
این هفته پویشی به نام «نوسرباز» که پیشنهاد یکی از نسوان بوده تا هر خانواده یک اولاد نذری به دنیا بیاورد، مورد توجه عوام الملک قرار گرفته است.
دیدارنیوز ـ عوامالملک:
جمعه ۳ فروردین ۱۴۰۳
احمد، بزرگوار مشهدی گفت که امروز در کشور از نتایج و آثار تحریم اقتصادی آمریکا، مصیبت و مشکلی را حس نمیکنیم. ما که دیروز و پریروز هم حس نمیکردیم. اصلا مگر نه اینکه عصر ابراهیم شروع شد که این چیزها را حس نکنیم؟ نمیدانم احمد برای چه خواست این حس نکردنمان را به رویمان بیاورد. شب اطلاعیه مرکز فوریتهای طبی تهران را خواندم. از عوام درخواست کرده از آمبولانسها دزدی نکنند. ظاهرا اخیرا دو بار تجهیزات طبی داخل آمبولانسها دزدیده شدهاند. واقعا کار بدیست. شوخی هم ندارد. اگر کسی از عوام به هر دلیلی دست به چنین کاری زده باید خودش اموال را پس بدهد و عذرخواهی کند. جوری هم برخورد نکنند که انگار اموال داخل آمبولانس مثل زمین و املاک و کوه و رودخانه و جنگل هستند و دزدیدنشان آسیبی به جان عوام وارد نمیکند. خوب است عوامی که حتی فکر دزدیدن اموال داخل آمبولانس به ذهنشان میرسد کمی به رفتار و سلوک خواص نگاه کنند و از خودشان خجالت بکشند.
شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳
تیتر یک روزنامه بودجهبگیر بلدیه خیلی تاثیرگذار بود. از عوام خواسته بود در ماجرای کاظم، بزرگوار تهرانی، برخورد مومنانه کنند. درست است. یک نفر رفته امضای کاظم را جعل کرده و مقداری زمین بیمصرف و بیفایده را به نام ایشان ثبت زده که با سند برابر است. عدهای غیرمومنانه طوری جنجال راه انداختهاند که انگار حرام خدا حلال شده یا یکی از نسوان موی سرش پیدا شده یا مثلا یک فوتبالیست قدیمی اسم یکی از عمله طرب قدیمی را در تلویزیون به زبان آورده است. واقعا باید یاد یک عمر اشکهای کاظم بیفتند و شرم کنند. اگر این برخوردهای غیرمومنانه باعث شود توی چشمهای کاظم اشکی نماند و توی دلش هم حرفی نداشته باشد و به این نتیجه برسد که دیگر وقت رفتن سفر دور و دراز است چه کسی پاسخگو خواهد بود. مخصوصا که اخیرا خواصالدوله کانادا هم نشان دادهاند حسن نیت قبل را در قبال خواص ما ندارند. خبر امحا مقادیری از کتب و نشریات قدیمی در کتابخانه ملی به گوشم رسید. کار خوبی صورت گرفته است. هم جا برای کتب و نشریات مناسب و مفید جدید باز میشود و هم دلیلی ندارد عوام وقتشان را با مطالعه آثار قدیمی که ممکن است داخلشان مطالب ضالهای هم وجود داشته باشد که حتما هم چنین بوده است تلف کنند. اصلا دلیلی ندارد که بتوان در کتابخانه و آرشیو ملی یک کشور دنبال آثار قدیمی گشت که چاپشان تمام شده و در کتابفروشیها پیدا نمیشود. این کارها به اقتصاد نشر ضربه میزند و مغایر برخورد مومنانه است.
یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳
امروز نخستین روز کاری امسال بود. یعنی خواص از امروز به سر کارهایشان برای خدمت به ما عوام برگشتند و این باعث میشود دوباره سر من برای ثبت گزارش این خدمات شلوغ شود. مخصوصا که در این سالها ثابت شده خواص هر سال بهتر از سال قبل حرف میزنند و بیشتر خدمت میکنند. چراغ اول امسال را هم امیرحسین، خواصالمله اصفهان روشن کرد که گفت تمامی خواص برای جریمه بیحجابی به جمعبندی رسیدهاند. نخستین خبر خوب امسال است. چون هم نشانه برخورد مومنانه خواص با عوام است و هم باعث میشود نقدینگی کنترل شود و پولهای اضافی موجود در حسابهای بانکی عوام صرف خدمتهای مومنانه خواص به عوام بشود. اولین دستور خوب و حکیمانه امسال هم توسط دکتر ابراهیم، رییس فرزانه خواصالدولهها صادر شد و دستور داد از هر گونه افزایش بیرویه قیمتها جلوگیری شود. خیلی خوب و مهم است. قیمتها باید حواسشان باشد که فقط بارویه حق دارند زیاد شوند. الکی که نیست! محمد، معاون دکتر ابراهیم هم اعلام کرد که تورم در پایان سال ۱۴۰۷ باید تکرقمی شود. منظورش را نفهمیدم. در عصر ابراهیم اصلا تورم نداشتهایم. کمی افزایش قیمت داشتهایم که به حول و قوه دکتر ابراهیم قرار است امسال بیرویه نباشد. شاید منظور محمد این است که به خاطر جراحیهای اقتصادی دکتر ابراهیم ممکن است در سال ۱۴۰۷ در کشور تورم تکرقمی به وجود بیاید که آن هم عیبی ندارد. بالاخره ما عوام هم باید یکجاهایی برای کمک به خواصمان در امر خدمتگزاری هزینه بدهیم. قرار نیست فقط از خدمات استفاده کنیم. باید مشارکت هم بکنیم.
دوشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۳
یک موسسه معلومالحال غربی صهیونیستی ردهبندی مجعولی به نام شاخص فساد در کشورها منتشر کرده و ما را در بین ۱۸۰ کشور در رده ۱۴۹ قرار داده است. به درک. انگار با فساد فساد گفتن، یک کشور فاسد میشود. ما نهایتا شاهد یک دو مورد سرقت لوازم آمبولانس توسط عوام بودهایم که آن هم با اعلام مرکز فوریتهای طبی کشور تکرار نخواهد شد. این ردهبندیها و این جوسازیهای رسانهای باعث نمیشود که واقعیت از چشم عوام خودمان پنهان بماند. این کلمات زشت مخصوص همان کشورهای غربیست که مثلا عوام برای هر کار سادهای احساس میکنند باید پارتی و آشنا داشته باشند یا پول چای و شیرینی بدهند یا بعضا حتی متاسفانه در برخی از این کشورهای در حال فروپاشی غربی مجبور به رشوه دادن بشوند. حالا اینکه اصولا غربیها در اداراتشان، افراد کار معمولی خودشان را هم با زور و منت انجام میدهند و فکر میکنند برای انجام کار ارباب رجوع علاوه بر حقوقشان باید یک چیزی هم از ارباب رجوع بگیرند که بحث دیگریست. باید به غربیهایی که اینطور گزارشها را برای تشویش اذهان عمومی منتشر میکنند گفت برو این دام برِ مرغ دگر نِه!
سهشنبه ۷ فروردین ۱۴۰۳
فیلم یک مصاحبه در تلویزیون بودجهبگیر درباره یک پویش به نام نوسرباز دیدم. یکی از نسوان پیشنهاد میکرد هر خانواده یک اولاد نذری به دنیا بیاورد. کار خوبیست. اصلا چه عیبی دارد این فرهنگ نذری فقط در حوزه خوراکیها باقی نماند و به همه جاهای دیگر هم برسد. باید به عوامالنسا بگویم که درست است ما خودمان برای خودمان نیازی به اولاد نداریم، اما لااقل قسمت نذریش را انجام بدهیم. البته باید قبلش به طریقی بفهمم که اگر در حال ادای نذر یکهو به جای یکی صاحب دو اولاد یا بیشتر شدیم تکلیف آن اولادهای اضافه چه میشود؟ آیا آنها هم جزو نذورات هستند یا باید جزو اموال و داراییهای خودمان حسابشان کنیم. عصر برنامه باشکوهی در ورزشگاه آزادی برگزار شد و بر خلاف تبلیغات رایج غربیها نسوان و رجال در کنار هم روی سکوهای ورزشگاه نشستند و افطاری خوردند. معلوم شد که تمامی سکوهای ورزشگاه هم ترمیم شدهاند. گزارشها میگفت که صد و پنجاه هزار بسته افطاری توضیح شده است. احتمالا در این تعمیرات ورزشگاه آزادی ظرفیت را هم افزایش دادهاند، چون بیشترین جمعیتی که یک مسابقه فوتبال را در ورزشگاه تماشا کردهاند حدود صد و بیست هزار نفر بوده که تقریبا تا کنار چمن روی زمین نشسته بودند. در این سالها که ظرفیت ورزشگاه زیر صدهزار نفر هم بوده است. چقدر خوب که حالا در ورزشگاه صد و پنجاه هزار نفر جا میشوند. اتفاقا علیرضا هم در وسط شهر پویش یک کاسه آش راه انداخته و ظاهرا هر شب ده تا پانزده هزار کاسه آش بین عوام توزیع میکند. خوشبختانه پول این آشها و افطاریها هم از آسمان میرسد و تاثیری در انجام کارهای روتین بلدیه ندارد. این کارها و سیاستها باعث میشود هیچکسی شبها گرسنه نخوابد. غربیها نمیگذارند خبر این دستاوردها منتشر شود تا کسی نفهمد گزارشهایشان دروغ است.
چهارشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۳
مصاحبه علیرضا، رییس بلدیه تهران درباره پارک قیطریه را دیدم. صراحتا اعلام کرد که در پارک قیطریه اتفاق خاصی نیفتاده، اما حتما در پارکها مسجد میسازند و مسجد خوب هم میسازند. گفت درختها هم قطع نمیشود. ظاهرا خود علیرضا هفته قبل پارک بوده است. تاکید هم داشته که خودش رفته و دیده است. خیلی مهم است که علیرضا خودش میرود و میبیند. رییس خوب بلدیه یعنی این. هم خودش میبیند و هم کار خودش را میکند. تهران را با حرفدرمانی نمیشود اداره کرد. تانکدرمانی میخواهد و علیرضا نشان داده که چون خودش دیده این چیزها را میداند.
پنجشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۳
صبح زود در تاریکی برای کوهنوردی به درکه رفتم. دوشنبه سیل آمده بود. بخشهایی از مسیر کوهنوردی را تخریب کرده و یک جاهایی هم ریزش اتفاق افتاده بود. ظهر برگشتم. بقیه روز را در خانه ماندم و خاطرات نوشتم.