
فعالان میراث فرهنگی از تجاوز به حریم میراث جهانی محوطهٔ تاریخی شوش خبر میدهند و اینکه قرار است شورای شهر این منطقه برخلاف ضوابط تعیینشده از سوی میراث جهانی یک ساختمان با ارتفاع غیرمجاز در حریم درجه یک کاخ آپادانا و در ۱۰۰ متری محوطهٔ باستانی بسازد؛ اقدامی که میتواند با واکنش ناظران یونسکو همراه شود.
دیدارنیوز: تعرض و پیشروی در حریم شوش اتفاق امروز و دیروز نیست، تقریباً چند سالی است فعالان فرهنگی نسبت به اجرا نشدن ضوابط یونسکو، حفاری و ساختوسازهای غیرمجاز همچنین تجاوز به حریم این منظر تاریخی هشدار میدهند. اما هر بار زخمی تازه بر پیکر نحیف شوش وارد میشود و جامعه محلی به آن توجه کافی نشان نمیدهد. چنانکه به گفته فعالان میراث فرهنگی، مسئولان و متولیان این حوزه نتوانستهاند در شناساندن اهمیت حفظ این میراث و جایگاه جهانی آن به جامعه محلی به خوبی نقش ایفا کنند.
شوش کهنترین شهر مسکونی جهان است، حدود پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح ساکنان دشت اطراف بهعنوان کانون مذهبی آن را بنا نهادند تا در ردیف اولین شهرهای متمدن دنیا شناخته شود. این شهر بهعنوان پایتخت نیرومند امپراتوری عیلامی که تمدنش ترکیبی از تمدنهای «سومر» و «آکاد» بود، مورد استفاده قرار گرفت و در خاک آن دهها کتیبه و نوشتهٔ تاریخی از سوی فرانسویان کشف شد که امپراتوری عیلامی را در هزاران سال پیش اثبات میکند.
نخستین کسی که ویرانههای شوش باستان را شناسایی کرد «بنجامین بنجناح»، خاخام کلیمی، بود که بین سالهای ۱۱۶۳ و ۱۱۷۳ میلادی برای بررسی وضعیت کلیمیان در ایران بهسر میبرد و هنگام زیارت «دانیال نبی (ع)» از تپههای باستانی شوش هم دیدن کرد. عملیات اکتشاف باستانشناسی این منطقه از ۱۸۵۰ میلادی آغاز شد و در چند مرحله ادامه یافت که حاصل آن کشف آثار باارزش از تمدن و فرهنگ اقوام ایلامی، هخامنشی و اسلامی بود.
نخستین بار، اما «رومن گیرشمن» و گروهش بودند که در شوش به حفاری پرداختند؛ حفاریهایی که بین آذر ۱۳۲۵ تا اردیبهشت ۱۳۲۶ با توجه به تکنیکهای مدرن باستانشناسی نه برای جمعآوری اشیای زیبا برای تزیین ویترینهای موزه «لوور» بلکه برای بازسازی کامل شهری عظیم که در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد شکل گرفته و تا بیش از پنج هزار سال بعد یعنی تا اواخر قرن سیزدهم میلادی به حیات خود ادامه داده بود مورد کاوش قرار گرفت.
بعد از آن نوبت به «میرعابدین کابلی» رسید که بعد از انقلاب به عنوان اولین کاوشگر به شوش قدم بگذارد؛ او بارها گفته بود «بزرگترین مربی من در کاوش، خاک است. تجربه، تجربه و تجربه است که میآموزد و همین خاک و تجربه بود که در شوش بعد از ۱۰۰ سال کاوش فرانسویها، دروازه دوره هخامنشی را به من نشان داد.» او نقش زیادی در کاوشهای این منطقه داشت. در همین دوران «احسان یغمایی» به عنوان یکی از اعضای کاوش حضور داشت و بعدتر در کاوش مجدد شهر پانزدهم شوش به عنوان سرپرست حضور یافت و تجربههای خود را در کتابی با نام «شوش، کاوشهای باستانشناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی» به اشتراک گذاشت. بعد از سالها کاوش، درنهایت تیر ۱۳۹۴ بررسی پروندهٔ ثبت جهانی محوطهٔ باستانی شوش در نشست یونسکو در شهر بن آلمان انجام و ثبت جهانی آن تأیید شد. اما مُهر جهانی بر پیشانی شوش هم باعث نشد ضوابط عرصه و حریم شوش رعایت شود.
پروندهٔ باز تخریبهای شوش
سریال تخریب شوش پیش و پس از ثبت جهانی همچنان ادامه داشت بهگونهای که در سال ۱۳۹۷، یک باستانشناس از تخریب ۵۰۰ هکتار از حریم شوش خبر داد و گفت: «میراثفرهنگی برای حفاظت از شهر باستانی شوش با مدیریت شهری معاملهای کرد تا با دادن ۵۰۰ هکتار از عرصهٔ شوش حداقل برای همیشه ۷۰۰ هکتار باقیمانده را حفاظت کند، اما مدیریت شهری بهزودی این تعهد را فراموش کرد و خواستار ادامه دادن پروژههایش شد.»
«شهرام زارع» همان زمان هشدار داده بود که کمبود آگاهی نسبت به آثار جهانی باعث چنین آسیبهایی شده است: «شواهدی که بحران اخیر شوش هم یکی از آنهاست، نشان میدهد متولیان و مدیران محوطههای میراث جهانی در تبیین اهمیت فرهنگی این آثار ناتوان بوده یا در انجام آن قصور کرده اند. مدیران میراثفرهنگی و مسئولان شهری و استانی نه شرایط حفاظتی مناسبی برای این مجموعه ایجاد کردهاند و نه از قابلیتهای تاریخی و فرهنگی و حتی اقتصادی آن برای ایفای نقش در زندگی شهری بهره بردهاند و نه کوشش درخوری برای شناساندن اهمیت و ارزشهای آن داشتهاند.»
سال گذشته هم «علی درویشی»، دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش، با ارائهٔ جزئیاتی از حفاریهای غیرمجاز در محوطههای باستانی شوش خبر داده و گفته بود: «حالوهوای شهر جهانی شوش ناخوشایند است و نفسهای آن به شماره افتاده. روزی نیست که خبر ناگواری از تخریب، حفاری غیرمجاز و دیگر تجاوزهای سیاسی از این شهر به گوش نرسد، اما ذرهای احساس مسئولیت و تدبیر در این باره دیده نمیشود. در تازهترین گزارشهای رسیده از سوی دوستداران میراثفرهنگی، یکی از تپههای تاریخی و بسیار ارزشمند شوش در شهرک بهرام از سوی فردی بهصورت کامل تخریب و تسطیح و به زمینهای کشاورزی تبدیل شده است؛ اتفاقی که بارها تکرار شده.»
«محمدتقی عطایی»، سرپرست وقت برنامهٔ تعیین عرصه و حریم مجموعه جهانی شوش، هم پیش از این، از گسترش ساختوسازهای بیرویه در اضلاع مختلف این اثر جهانی خبر داده و گفته بود: «در شرق، شمال و غرب محوطهٔ باستانی، خانههای جدید دورتادور خرابههای شوش ایجاد شده و فقط از سمت جنوب یعنی اراضی حسینآباد، فضای اطراف شهر باستانی شوش خالی است. این احتمال را میدهیم که تا ۱۰ سال آینده تصویر این بخش از شهر شوش نیز مانند سه ضلع دیگر پر از خانه شود.»
میسازند و راه را برای دیگران باز میکنند
پنج سال از هشدار سال ۱۳۹۷ گذشته و حالا «مجتبی گهستونی»، فعال میراث فرهنگی به «میراثخبر» از اقدام غیرفرهنگی شورای شهر شوش در حریم منظری شوش خبر داده است. او در توضیح بیشتر به «ایلنا» گفته است: «شورای شهر شوش بهعنوان نهادی که خود باید پایبند ضوابط و قوانین شهری و ساختوسازهای در چارچوب قانون باشد، با ترک فعل، در حال احداث ساختمان تازهای است که علاوهبر رعایت نکردن کد ارتفاعی برای آن، اقدام به حفاری عمیق غیرقانونی در محل ساختمان نیز کرده. اقدام غیرفرهنگی شورای شهر هم عملاً این پیام را به سازندگان بناهای بیش از سه طبقه در حریم منظری شوش میدهد که از این پس بدون پایبندی به ضوابط تعیین شده میراث جهانی آنگونه که میلشان میکشد، عمل کنند و کسی جلودار آنها نیست، زیرا قانونگذار خود قانونشکنی میکند.»
به گفتهٔ این فعال فرهنگی، ساختمان شورای شهر شوش در حریم درجه یک کاخ آپادانا و در صد متری محوطهٔ باستانی واقع شده است و باید طبق قانون با ارتفاع هفت و نیم متر ساخته شود، اما نهتنها این موضوع رعایت نشده که با گودبرداری غیرقانونی، قرار است با تحمیل یک نگاه فراقانونی، تا ۱۲ متر این ساختمان قد بکشد.
او همچنین به دیگر ساختوسازهای پیرامون این محوطهٔ تاریخی هم اشاره کرده و گفته است: «در شهر شوش و در عرصه و حریم درجه یک تا دو میراث جهانی، ساختمانهای متعددی مشاهده میشوند که خارج از ضوابط و درنتیجه استفاده از رانتها و چشمپوشی نهادهای مسئول ساخته شدهاند. کوچک بودن شهر شوش و ساختار قومیتی موجود در این شهرستان موجب شده است در موارد بسیاری منافع فامیلی و قومیتی بر رعایت برخی ضوابط قانونی چیرگی کند.»
«ایلنا» در ادامهٔ این گزارش، بهنقل از «مهدی اسلامیپناه»، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر، دربارهٔ اینکه آیا ضوابط میراث جهانی در ساخت این بنا در نظر گرفته شده، آورده است: «مجوزهای این ساختمان پس از دریافت استعلامها صادر شده است.»
اسلامیپناه همچنین تأکید کرده است «ما طبق ضوابط خودمان داریم کار میکنیم. ملاک ما نظر پایگاه میراثفرهنگی شوش نیست؛ ملاک ما قانون خودمان است.»
چرا تعلق خاطر به شوش شکل نگرفته؟
«مشکل دقیقاً همینجاست، اینکه دربارهٔ میراث تاریخی، حتی آنهایی که ثبت جهانی میشوند، قانونی وجود ندارد که افراد ملزم به رعایت استانداردها شوند.» این نکته را «قاسم آلکثیر»، فعال میراث فرهنگی، هم تأیید میکند و به «پیام ما» میگوید: «شوش جزو معدود شهرهایی است که دو اثر جهانی دارد؛ زیگورات چغازنبیل و محوطهٔ تاریخی شوش. اما مشکل بزرگ اینجاست که ضوابط میراث فرهنگی، قانون نیست تا کسی ملزم به اجرای آن شود.»
او دربارهٔ موضوع تکراری تجاوز به حریم محوطهٔ تاریخی شوش هم بیان میکند: «در ضوابط بینالمللی که در خود یونسکو به آن اشاره شده، یکی از مهمترین فاکتورهای حفظ یک میراث جهانی، آگاهسازی جامعهٔ پیرامونی و محلی نسبت به آن است که باید افزایش پیدا کند، اما یکی از مسائلی که در شوش با آن مواجهیم این است که رؤسای پایگاههای جهانی با اینکه سعی میکنند تدابیری برای همراهی جامعهٔ محلی اتخاذ کنند، اما هنوز موفق به انجام آن نشدهاند.»
آلکثیر با بیان اینکه نزدیک به یکدهه از ثبت جهانی شوش میگذرد، ادامه میدهد: «متولیان این حوزه با بافت فرهنگی و لایههای ظریف و حساس منطقه آشنایی ندارند و شناخت آنها بهاصطلاح یک شناخت غبارآلود نسبت خلقیات، مناسک و فرهنگ منطقه است. آنها پیش خودشان تصور میکنند که جامعهٔ محلی را میشناسند و تلاش میکنند کلاسهای آموزشی برگزار کنند، اما درنهایت نتیجه نمیگیرند. درحالیکه جوامع محلی در تمام مناطقی که میراث جهانی ثبتشده دارند، با همین آموزشها توانستهاند همراهی مردم را رقم بزنند و آگاهی عمومی را افزایش دهند. سؤال اینجاست که چرا در جامعهٔ محلی ما این اتفاق رخ نمیدهد؟»
این فعال میراث فرهنگی البته معتقد است پاسخ این سؤال را باید در نبود مدیریت مناسب در خود سیستم میراث فرهنگی جستوجو کرد و در توضیح بیشتر عنوان میکند: «حتی در برگزاری برنامههایی که قرار است در خود محوطهٔ تاریخی برگزار شود، هیچ نشانی از جوامع محلی نیست. آنها مسائل محلی را همیشه در سایه نگاه میدارند و المانهای رسمی را جایگزین آن میکنند، درحالیکه طبق آمار رسمی یونسکو، پرشتابترین کشوری که در جهان بهسمت توسعهٔ گردشگری میرود، عربستان سعودی است. آنها بهسادگی بافت لوکیشن محلی خود را نشان میدهند و برنامهریزی آنها بهشدت روی نمادهای محلی خودشان تأکید دارد، اما بهعنوان مثال در یکی دو سال گذشته در سالروز ثبت جهانی زیگورات چغازنبیل، نهتنها هیچ نشان محلی وجود نداشت که با استفاده از عکس مربوط به فرهنگی غیر از فرهنگ بومیان منطقه این سالروز را تبریک گفته بودند و این مسئله باعث واکنش شدید از سوی مردم روستاهای اطراف این منطقهٔ تاریخی هم بود.»
آلکثیر با تأکید بر اینکه چنین مسائلی باعث میشود که حتی تعلق خاطر نسبت به یک میراث تاریخی در جامعهٔ محلی ایجاد نشود، عنوان میکند: «در شوش هم این سیاستها باعث شده که مردم خودشان را از میراث جدا بدانند. میراثفرهنگی هم تلاش میکند روی المانهای رسمی کار کند، درحالیکه دنیا از این مسئله گذر کرده و تمرکز اصلی روی نمادهای محلی است. حذف نمادهای محلی از یک سایت فرهنگی میتواند منجر به عدم همراهی جوامع محلی شود.»
شانس جهانی ماندن از دست میرود
اتفاقی که دربارهٔ شوش رخ میدهد، بیشتر از آنکه نشانه تقصیر جامعهٔ محلی باشد، پیکان انتقادها را بهسمت مسئولان نشانه گرفته؛ همانطور که درحال حاضر فعالان میراث فرهنگی شورای شهر را مقصر آسیب به محوطهٔ تاریخی شوش میدانند. آلکثیر، اما در این باره به یک نکتهٔ مهم اشاره میکند و میگوید: «در حوزهٔ میراث فرهنگی این نگاه از پایین به بالاست. زمانی که سطوح پایینتر اعتقادی به میراث جهانی نداشته و خودش را بیگانه بداند، این مسئله به سطوح بالاتر هم رسوخ میکند. در سیستم شهرداری یا سایر نهادها هم نشانی از توسعهٔ گردشگری دیده نمیشود که دلیلش همان مسائلی است که بیان شد. علاوهبر اینکه صرفهٔ اقتصادی هم برای جامعهٔ محلی و سایر نهادها دیده نمیشود. این، درحالیاست که کشورهایی با بیشترین تعداد آثار ثبتشدهٔ جهانی یعنی ایتالیا، آلمان، آمریکا و ژاپن جزو کشورهای با درآمد بالا و صنعتی بهشمار میروند، اما از میراث و گردشگری غافل نشدهاند.»
این فعال گردشگری تأکید میکند: «این کشورها سیاستگذاری و برنامهریزیها را در حوزهٔ گردشگری و اقتصادی بهصورت موازی پیش میبرند، اما در کشور ما صنعت گردشگری مورد غفلت قرار گرفته است. مطالبهای هم در کف جامعه دیده نمیشود و به همین دلیل است که این آثار تاریخی جهانی مورد تهدید قرار میگیرند و در برهههای زمانی مختلف شاهد آسیبهای مختلف به آنها هستیم.»
او در پاسخ به این سؤال که آیا ساخت چنین بنایی از سوی شورای شهر منجر به از دست رفتن شانس جهانی ماندن محوطهٔ تاریخی شوش خواهد بود، بیان میکند: «این مسئله صفر و یک نیست. کشورها متعهد هستند زمانی که یک اثر در لوکیشن آنها به ثبت جهانی میرسد، تعهداتشان را برای حفظ آن میراث انجام دهند. بررسی پروندههای ثبت جهانی هم هر چند سال یکبار برگزار میشود و اگر در زمان بررسی حجم تخلفهای صورتگرفته زیاد و مغایر با معیارهای یونسکو باشد، میتواند منجر به از دست رفتن این امتیاز شود.»
ارزش معنوی و اقتصادی میراث بهجامانده از تاریخ بهویژه آنهایی که برند جهانی دارند، اگر برای جامعهٔ محلی آموزش داده نشود، سرنوشتی جز تخریب و نابودی نخواهد داشت. محوطههای تاریخی مشابه شوش اگر برای جامعهٔ محلی همراه با توسعهٔ گردشگری و اشتغالزایی نباشد، نمیتوان انتظار داشت که نگاه جدی نسبت به آن شکل بگیرد. از سوی دیگر زمانی که نمادهای یک منطقه در آثار باستانی همان فضا مورد توجه قرار نگیرد، حس تعلق را در مردم بومی آن زنده نخواهد کرد. شاید نگاه جدی به پیوند جامعهٔ محلی با شوش اکنون تنها راه چاره و نجات این منطقه از تخریب و از دست رفتن احتمالی امتیاز ثبت جهانی باشد.
منبع: روزنامه پیام ما