محیط‌بانان سال‌هاست که در شرایط سخت به کار خود در مناطق ادامه می‌دهند. حقوق پایین، تعداد زیاد روز‌های کاری در ماه، شرایط سخت محیط کار، کمبود و به روز نبودن تجهیزات مسائلی است که محیطبانان هر روز با آن سر و کار دارند. این حافظان طبیعت در چنین شرایطی آسیب‌پذیر شده‌اند؛ همواره تجهیزات متخلفان از آن‌ها به روزتر و در سطح بالاتری است که موجب می‌شود، برای محیط‌بانان شرایط سخت‌تر شود.

کد خبر: ۱۴۵۲۷
۱۰:۳۰ - ۲۴ آبان ۱۳۹۷

دیدارنیوز ـ در چنین شرایطی اگر اتفاقی برای محیطبان رخ دهد، بیمه از او به اندازه کافی حمایت نمی‌کند.یک فعال محیط‌زیست در توضیح وضعیت بیمه محیط‌بانان با اشاره به هزینه‌های بالای درمان که گریبان محیط‌بانان را می‌گیرد، به «آرمان» توضیح می‌دهد: هرچند نسبت به چند سال‌ گذشته وضعیت بیمه بهتر شده است، اما بیمه‌ای که بتواند امکاناتی را به خانواده‌های محیطبانان ارائه دهد موجود نیست. همه بیمه هستند، اما بیمه اندازه‌ای که باید خدمات ارائه دهد نیست و قرارداد سازمان محیط زیست کامل نیست تا بتواند هزینه‌ها را تقبل کند. سازمان چنین توانایی ندارد. تعیین یک ردیف بودجه مستقل برای یگان حفاظت از محیط زیست از اتفاق‌های مناسبی است که خبرساز شده است. محمد درویش در این‌باره به «آرمان» می‌گوید: چندین سال است که چنین حکمی داده شده است، اما تجهیزات محیط‌بانی ما در این زمینه اصلا قابل دفاع نیست. محیط‌بان برای حضور پیوسته در منطقه حتی پوتین‌های مورد نیاز ندارد و تجهیزات کافی و جلیقه به اندازه کافی به محیط‌بان‌ها ندادند. محیط‌بانان اسلحه بیهوشی ندارند و پاسگاه‌های محیط‌بانی ما در سرما و گرما مشکل دارد. محیط‌بانان ما واقعا در شرایط سختی انجام وظیفه می‌کنند، امیدوارم امکانات در اختیار یگان حفاظت قرار گیرد و حداقل هر محیط‌بان باید سالی دوبار در دوره‌های ۱۵روزه آموزش‌های خود را به روز کند؛ محیط‌بانان ما باید بتوانند هر سه سال از کشورهایی که در این حوزه تجربه خوبی دارند، بازدید کنند و اطلاعات آنها مبادله شود. همه اینها نیاز به پول و امکانات دارد تا این اتفاق بیفتد.

از محیط‌بانان آموخته‌ام

در ادامه اسماعیل کهرم که خود سال‌ها میان محیط‌بانان بوده و از آنها خاطرات فراوانی دارد به «آرمان» توضیح می‌دهد: از محیط‌بانان بیشتر از دانشگاه یاد گرفتم، مدیون محیط‌بانان هستم. کتاب خود را به آنها اهدا کردم. محیط‌بانی را به یاد دارم که بعد از 14 سال سابقه کار و مدرک دیپلم زیر یک میلیون تومان حقوق می‌گرفت. جای دیگر در مریوان محیط‌بانی خود را به من معرفی کرد. مساله استخدامی اغلب آنها مشکل دارد، چون استخدام رسمی نیستند. امروز در شرایطی هستیم که افراد در بیمارستان‌ها حتی با بیمه تکمیلی باید هزینه‌های بالایی را تقبل کنند. فقط 20 درصد محیط‌بانان بیمه دارند. چند سال پیش که در سازمان مشاور معصومه ابتکار، رئیس اسبق سازمان حفاظت محیط زیست بودم، خبر رسید که به پای یکی از محیط‌بانان گلوله خورده است، ما برای او پول جمع کردیم و فرستادیم. یک نفر از آمریکا برای بنده پول فرستاده بود، چون نذر کرده بود، برای محیط‌بان پول خرج کند یا وکیلی در خیابان مرا دید و می‌دانست که جنگل‌بانی در اثر برخورد گلوله از گردن به پایین لمس بود، آن اهدایی را برای او خرج کردم.

محیط‌بانان و مخارج سخت زندگی

به گفته این کارشناس محیط زیست تا امروز از میان محیط‌بانان 123 نفر شهید دادیم، اما هنوز لایحه‌ای که زمان ریاست معصومه ابتکار برای تقویت معیشت و موقعیت استخدامی به هیات دولت رفته و تصویب شده بود، در مجلس به تصویب نرسیده است. کهرم ادامه می‌دهد: اینها آدم‌های پاک‌باخته‌ای هستند، حتی برای حفاظت خود از سرما بادگیر ندارند. حقوق آنها به اندازه‌ای کم است که مجبور می‌شوند کفش‌های خود را بفروشند. بنده به خانه اینها رفتم و سر سفره آنها نشستم، اینها در پاسگاه نهار املت، شام نیمرو و صبحانه تخم مرغ آب پز می‌خورند. چنین مشکلاتی وقتی با دوری از خانواده همراه می‌شود، شرایط را برای محیط‌بانان سخت‌تر می‌کند. به گفته این فعال محیط زیست محیط‌بانان دو برابر کارمندان دولت کار می‌کنند. در حالی که همیشه از خانواده به دورند و اغلب بچه‌های روستاها هستند و از محل کار خود در فاصله زیادی مشغول به‌کار هستند، به یاد دارم محیط‌بانی که مجبور بود، برای رسیدن به خانه خود 80 هزار تومان خرج کند و به همین دلیل فقط دو یا سه ماه یک‌بار می‌توانست به خانه برود. او می‌گفت بچه‌های بنده بزرگ می‌شوند، دبستان و دبیرستان خود را طی می‌کنند، اما آنها را نمی‌بینم و این مادرانشان هستند که آنها را پرورش می‌دهند. این بوم‌شناس از تعجب میترا حجار که به یکی از پاسگاه‌های محیط‌بانی رفته بود، می‌گوید: حجار در راستای فعالیت‌های خود از پاسگاهی در اهواز عکس فرستاده بود که در گرمای تابستان کولر نداشت. دو تخت سه طبقه در اتاق بود که 6 نفر زندگی می‌کردند. تعجب کرده بود که چقدر ساده و فقیرانه زندگی می‌کنند. حال اگر اتفاقی برای آنها بیفتد، گلوله بخورند یا دست و پایشان بشکند، وضعیت بیمه آنها نامشخص است.

شرایط منجر به تعارضات فیزیکی می‌شود

از طرف برخی از مسئولان عنوان می‌شود که فقدان آموزش‌های لازم موجب به شهادت رسیدن محیطبانان می‌شود، درویش در این باره توضیح می‌دهد: در واقع شرایطی را در مناطق به‌وجود آورده‌ایم که این شرایط منجر به تعارضات فیزیکی می‌شود که در آن محیط‌بان یا شکارچی کشته می‌شود یا درگیری فیزیکی خون‌بار رخ می‌دهد که از هیچ روی برای محیط زیست ایران کار قابل دفاعی نیست. همه فعالان محیط زیست می‌خواهند که ما به سمتی حرکت کنیم که جامعه محلی درک کند که محیط‌بانان از منافع آنها حمایت می‌کند. از سوی دیگر ما محیط‌بانان را به ابزار روز مجهز کنیم، تا نیازی نباشد که محیط‌بان با متخلف روبه‌رو شود، کاری که در نقاط مختلف دنیا اتفاق می‌افتد و محیط‌بانان با استفاده از دوربین‌های ماهواره‌ای مناطق تحت مدیریت خود را رصد و ورود متخلفان را ثبت می‌کنند. آنها با دادگستری هماهنگ هستند و اسناد را در اختیار قاضی و دادستان قرار می‌دهند و نیروی انتظامی می‌تواند آنها را جلب کند و اگر به این ترتیب عمل کنیم، احتمال درگیری در آن شرایط دشوار کم می‌شود. این در حالی است که علیرضا ساجدین، کارشناس محیط زیست کاربرد دوربین را برای مناطق ایران مناسب نمی‌داند و به «آرمان» می‌گوید: به نظرم بیشتر برای مناطق دشتی با مساحت کم کاربرد دارد. هرچند برای مناطق ما که هزاران هکتار است، کاربرد ندارد. البته پیشنهاد خوبی است که باید روی آن کار کارشناسی انجام شود که آیا می‌توانیم از آن استفاده کنیم یا نه. در ادامه نیز کهرم هم از افرادی است که خواهان کم شدن تشنج در مناطق است و برای این پیشنهاد داد: معتقدم 10 تا 15 سال آینده اسلحه را از محیط‌بان خواهیم گرفت، چون اسلحه متخلف را تحریک می‌کند و شکارچی وقتی نیروی مسلح را می‌بیند، از آبرویش می‌ترسد، فکر می‌کند که تفنگش گرفته و ماشینش را از دست خواهد داد و چه کار می‌کند؟ تیراندازی و فرار می‌کند. این 123 نفر چنین شده‌اند اگر تفنگ را از آنها بگیریم، تعداد شهدای ما یک دهم می‌شود. علاوه‌بر این بیشتر شکارچیان محلی هستند و اگر از دور دیده شوند یکدیگر را می‌شناسند، پس چه بهتر وقتی محیط‌بانان آنها را می‌بینند فردا به خانه فرد رفته و او را دستگیر کنند، آنها می‌توانند از وجود یکدیگر به عنوان شاهد استفاده کنند. این بوم‌شناس با اشاره به اینکه تجهیزات محیط‌بانان برای 40 سال‌پیش است ادامه می‌دهد: محیط‌بانان ما با مسلح شدن آن هم با تفنگی 40 ساله بهتر است که مسلح نشوند، چون قوانین به کارگیری سلاح را در دادگاه نمی‌توان اثبات کرد. ابتدا آنها باید سه بار ایست دهند، بعد تیر هوایی و بعد تیر به فرد متخلف آن هم زیر کمر که با چنین سلاحی ممکن نیست تا همه این مراحل را بخواهند طی کند، شکارچی او را شهید می‌کند، هنوز یک ماه از شهادت محیطبان منطقه گلستان نگذشته است.

از تجهیزات ایمنی استفاده نمی‌کنند

جلیقه‌هایی که برای محیطبانان فرستاده شد یکی دیگر از مسائل مورد بحث محیط زیستی‌ها بود. البته که تعداد اندک جلیقه‌ها با توجه به‌کار شیفتی محیط‌بانان قابل درک بود، اما بسیاری درباره جنس و سنگینی این جلیقه‌ها و مناسب نبودنشان برای گشت محیط اظهار نظر کردند. گفتنی است که بعد از اینکه برای محیط‌بانان جلیقه فرستاده شد، دو محیط‌بان به شهادت رسید. ساجدین، رئیس ادامه اطلاعات عملیات و آموزش نیروی انسانی این جلیقه‌ها را نمونه مناسبی می‌داند و می‌گوید: در حادثه‌ای که برای محیط‌بانان ما اتفاق افتاد، محیط‌بانان از جلیقه استفاده نکرده بودند. درباره جلیقه‌ای که توزیع کردیم و محیط‌بانان استفاده می‌کنند، این جلیقه‌ها بدون سرامیک می‌توانند از نفوذ گلوله 9 میلیمتری کلت جلوگیری کنند. اگر از جلیقه با سرامیک استفاده شود از گلوله‌های اسلحه کلاشنیکف و ژ3 جلوگیری می‌کند و در شرایط حال چنین جلیقه‌ای داریم و از دیگر جلیقه‌ها اطلاعی ندارم.

عاشقان محیط‌زیست

به گفته درویش محیط‌بان می‌تواند برای دفاع از خود تیر اندازی کند و موارد زیادی داشتیم که نیروی انتظامی و سپاه برای اینکه نتوانستند ثابت کنند که برای دفاع از خود شلیک کرده‌اند حکم اعدام گرفته و اعدام شده‌اند. او می‌گوید: همه‌جا همین شکل است. محیط‌بان اگر بتواند اثبات کند که در دفاع از خود شلیک کرده ‌است، حتی اگر متخلف کشته شود، هیچ جرمی مرتکب نشده و آزاد می‌شود، همان‌طور که تا به حال 10‌ها شکارچی توسط محیط‌بانان کشته شده است و هیچ مجازاتی نشده‌اند. هشت مورد بود که محیط‌بانان نتوانستند ثابت کنند که در دفاع از خود مرتکب قتل شده‌اند، که اغلب توانستیم اولیای دم را راضی کنیم و آنها هم اعدام نشدند و مساله این است که ما باید به سمت شرایطی حرکت کنیم که امکان رویایی متخلف و محیط‌بان کم شود و به سمت شرایطی حرکت کنیم که به کمک تشکل‌های مردم نهاد به جامعه محلی آموزش محلی دهیم و با تحولی که در نظام آموزش و پرورش ایجاد کنیم. فرزندان ما یاد بگیرند که چرا باید عاشق سرزمین و طبیعتشان باشند و وقتی یاد بگیرند افراد متوجه شود که محیط‌بانان از آنچه آنها عاشق‌اش هستند، پاسداری می‌کنند، آنها را رو چشم می‌گذارند و هرگز به سمت آنها تیراندازی نمی‌کنند.

 

منبع: آرمان/آیدین پورخامنه/۲۴ آبان ۹۷

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم