
در فاصله دو روز تا هفته سیزدهم لیگ برتر و رویارویی تیم تراکتور با پرسپولیس در تهران، به نظر میآید وضعیت پیچیده و بغرنج باشگاه تبریزی همچنان ادامه خواهد داشت.
دیدارنیوز ـ سرویس ورزشی: حال و هوای باشگاه تراکتور تبریز که تا دو سه سال قبل خود را به عنوان قطب چهارم فوتبال باشگاهی ایران هم مطرح کرده بود، این روزها اصلا خوب نیست. حتی هواداران میلیونی این تیم که لقب «پرشورها» را از آن خود کرده بودند نیز دیگر پشتیبان تیم خود نیستند و بخش بزرگی از آنها تنها نظارهگر وقایع هستند و در منتهای انفعال و بیعملی به سر میبرند.
تیمی که سه سال قبل خود را به عنوان پرچمدار خصوصیسازی و بومیگرایی در فوتبال ایران معرفی کرده بود، حالا در آستانه فروپاشی و نابودی قرار گرفته یا حداقل اینچنین وانمود میکند. از یک سو اخبار نگرانکنندهای در مورد وضعیت تیم به گوش میرسد و چندین بار عنوان شده که محمدرضا زنوزی مالک باشگاه قصد دارد تیم را به هیات فوتبال استان واگذار کند و از دیگر سو اخبار دیگری به گوش میرسد که نشان میدهد این اتفاقات تنها لایهه رویی ماجراست و ظاهرا زنوزی دارد دودوزه بازی میکند و هدفش از این نمایش چیز دیگری است!
این همه سردرگمی در بین هواداران تیم نیز به این خاطر است که به درستی نمیدانند ایده نهایی مالکان فعلی باشگاه برای آینده چیست؟ از یک سو شنیده شده که زنوزی و همراهانش از تیمداری خسته شدهاند و قصد ندارند ادامه بدهند در حالی که تراکتور به نوعی نماینده جامعه ترکزبان در سراسر کشور، خصوصا در شمال غرب کشور است و قطعا جوش و خروش زیادی به جان طرفداران پرشمار این تیم قدیمی خواهد افتاد و موجب بروز نارضایتی در آذربایجان و اطرافش خواهد شد.
از سوی دیگر گفته میشود زنوزی این بازیها را به راه انداخته تا به هر شکل ممکن از ظرفیتهای ملی در استان و شهر تبریز بهره ببرد و دیگرانی را نیز در این پروسه شریک کند. حتی شنیده شده که زنوزی و همکارانش قصد دارند به هر ترتیب که شده شرکت مس سونگون را که در شهر محروم و زلزلهزده ورزقان قرار گرفته و یک تیم فوتسال هم دارد، به عنوان اسپانسر اصلی و تامینکننده هزینههای جاری باشگاه تراکتور به این معرکه بکشاند!
وضعیت غریبی است چرا که نام باشگاه تراکتور برگرفته از کارخانجات تراکتورسازی تبریز که به وجود آورنده این تیم بود به این باشگاه اطلاق شده و حالا تراکتوریهای امروز باید به دنبال صنعت مس بروند. جالب است که در این گیر و دار بازیهای تراکتور نیز بدون تماشاگر برگزار میشود تا این باشگاه حتی نتواند امور جاری باشگاه را از طریق درآمدزایی و بلیتفروشی معمول به سرانجام برساند و از این طریق دستکم برای خودش وقت بخرد!
شاید هم مالکان فعلی باشگاه تراکتور از این موضوع چندان هم دلگیر و گلایهمند نباشند چرا که اگر هواداران این تیم میتواستند این روزها روی سکوهای ورزشگاه یادگار امام یا دیگر استادیومهای شهر حضور پیدا کنند احتمالا انتقادها و اعتراضات خود را نسبت به روند مایوسکننده تیم در لیگ برتر بیست و یکم، به شکل دیگری بیان میکردند و مدیران باشگاه کاملا تحت فشار قرار میدادند.
هر چه هست وضعیت تراکتور در این روزها آنقدر مشوش و درهم ریخته است که کمتر کسی میتواند نسخه شفابخشی برای آن تجویز کند. اینکه باشگاه قرار است به هیات استان تحویل داده شود، آیا مس سنگون حاضر میشود در این تیم سرمایهگذاری کند، آیا هواداران تیم راهی برای حضور در حوزه تصمیمگیری باشگاه پیدا میکنند و آیا تیم تراکتور توان حضور در بازیهای بعدی را دارد و باختهای بعدی تحمل خواهد شد؟؟؟ همه و همه سوالاتی است که هنوز پاسخ روشنی برای آنها وجود ندارد. به هر حال این هم عاقبت خصوصیسازی و نقدفروشی در فوتبال باشگاهی ایران است که بر سر تیم تراکتور نازل شده و به نظر نمیآید حتی بخش خصوصی و افراد اهل حساب و کتاب هم بتوانند برای آن راهی درست و منطقی پیدا کنند و باشگاه را از این گردنه خطرناک به سلامت عبور دهند. در مورد وضعیت تیمهای دولتی هم که بهتر است هیچ نگوییم. هر دو گرفتارند.