
دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: خاورمیانه زنی غمگین و عبوس است که هر روزه دستهای غارتگری به تاراج سیبهایش میآیند. زنان خاورمیانه، پایتختنشینان اندوهاند، با دشنههای تا دسته در پشتشان، با صورتهای سرخ از سیلی جنگ. جنگ، قلب زنان را نشانه میگیرد و چنگالهای تیزش را در پوست نازکشان فرو میبرد. جنگ و مردها دو روی یک سکهاند. مردها جنگها را آغاز میکنند، مردها و امپریالیستها میجنگند و سینه زنان و مادران سپر گلولهها و موشکها میشود. جنگ به نفع هیچ مردمی، به نفع هیچ زنی نیست. زنان این سرزمین چونان چاهی آوار شده بر خویش، هر روزه میمیرند و مدفون میشوند. کشته میشوند، کتک میخورند و فریادهایشان در دهلیزهای تاریخ زنکُش گم میشود.
خشونت علیه زنان امری جهانی است
خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان امری جهانی است. ایدئولوژیها و نظریهها، رویههای قانونی و حقوقی و باورها و سنتهای فرهنگی و اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان و به ویژه خاورمیانه تبعیض و خشونت علیه زنان را ممکن و توجیهپذیر میکند.
در جهان سنت تصور بر این بود که مدرنیته زنان را از نابرابریهای ساختاری و خشونتهای سیستماتیک جهان سنت خواهد رهاند اما آنچه در واقعیتِ جهان اجتماعی و فردی زنان رخ داد، این بود که پدرسالاری مدرن، شکل جدیدی از مناسبات سلطه و فرودستی زنان را شکل داد و خشونت علیه آنان را با صورتهای جدیدی بازتولید کرد.
سرمایهداری که وعده آزادی زنان از قیود جهان سنت را میداد، برای بهرهکشی از زنان ابزارهای جدید ساخت. در دنیای مدرن، میلیونها زن هر روزه در سراسر جهان مورد انواع خشونتها قرار میگیرند اما رسانهها چندان علاقهای به انعکاس اخبار وضعیت دردناک آنها ندارند.
800 میلیون زنی که در خاورمیانه زندگی میکنند بیش از زنان سایر جهان مورد انواع خشونتها هستند. سالانه صدها زن در پاکستان قربانی قتلهای ناموسی میشوند، هزاران دختر بچه در دنیا در سن کودکی به زور شوهر داده میشوند و بلندگوهای جهان خاموشند. سنگسار و به آتش کشیدن فرخنده در افغانستان تنها نمونهای از هزاران زن در افغانستان است که به این شکل کشته میشوند. در چند سال اخیر در 12 ایالت کردنشین عراق 12500 زن به خاطر مسایل ناموسی به قتل رسیدهاند. در مصر 90 درصد از دختران زیر 18 سال قربانی ناقصسازی جنسی هستند. سرمایهداری در کشورهای آمریکایی نیز با ایجاد نوعی بردهداری مدرن، زنان را مورد خشونت قرار میدهد.
در آمریکا هر ساله هزاران زن بدست شوهران یا دوست پسران قبلی یا فعلی خود به قتل میرسند و در هر دقیقه یک زن مورد تجاوز قرار میگیرد. تنفروشی به شکل بی سابقهای در سیستم سرمایهداری رواج دارد. بیش از 40 میلیون زن در تجارت سکس کار میکنند و سالانه یک میلیون زن و کودک وارد این چرخه میشوند. صنعت سکس که بعد از اسلحهسازی و موادمخدر پرسودترین صنعت جهان است، سالانه میلیونها دلار، به قیمت به کنترل درآوردن و بهرهکشی از بدن زنان به جیب سرمایهداران میریزد. از هر 8 سایت اینترنتی یک سایت مختص پورن است که 80 درصد بازدیدکنندگان از همان یک سایت دیدن میکنند. بنابراین مروجان این صنعت نه تنها از طریق استفاده این زنان بلکه از راه تبلیغ پورن به اشکال مختلف و عمیقتر کردن فرهنگ زنستیز و تسری آن به کل جامعه مشغولند.
زنان، بهویژه در خاورمیانه در کنار پدرسالاری، قربانی بنیادگرایی مذهبی و رشد آن در چند دهه اخیر هم هستند. سیستم سرمایهداری در تشدید این گرایشهای افراطیِ زنستیز در خاورمیانه دخیل است. سرمایهداری با سرکوب جنبشهای چپ و برابریخواهانه انقلابی در تمام جهان، راه را بر رشد ارتجاعیترین سیستمهای ضد زن و ضد آزادی گشوده است. خشونتی که در عراق از طریق داعش بر زنان ایزدی اعمال میشود، به واقع احیای عصر بردهداری است.
خریدوفروش زنان و دختران در بازار، ازدواج کودکان و قتلهای ناموسی یک روی این سکه و تجاوز و اشغال، جنگهای نیابتی و مستقیم توسط امپریالیستها در منطقه خاورمیانه روی دیگر سکه ستم بر زنان است. در عراق تا چند سال پیش، تنها ساختار سیاسی مرد/ پدرسالار زنان را مورد ستم قرار میداد، اما با تجاوز و اشغال نظامی توسط آمریکا این خشونتها ابعاد جدیدی یافت. با حضور نیروهای بیگانه رشد گروههای افراطی تسریع شد، گروههای زنستیزی که هیچ وجه انسانی برای زنان قائل نیستند و آنها را قربانی امیال و اندیشههای منحط خود میکنند.
خشونت خانگی علیه زنان
بر اساس آمار سال پیش، به طور متوسط روزانه در ترکیه یک زن کشته میشود. گروه مدافعین حقوق زن در ترکیه تحت عنوان «ما زنکشی را متوقف خواهیم کرد» اعلام کردند تنها در 11 ماه سال 2017 در ترکیه 365 زن بر اثر خشونت خانگی جانشان را از دست دادهاند. قاتلان این زنها آشنایان آنها بوده اند: 26 درصد شوهران، 14 درصد پسران، 7 درصد دوست پسرهای سابق، 4 درصد شوهران سابق و 4 درصد، دیگر آشنایان مرد در خانواده. دیگر قاتلان مشخص نشده اند.
از زنان کشته شده: 15 درصد خواهان طلاق بودند، 11 درصد به دلیل تصمیمگیری مستقل درباره زندگیشان، 7درصد مسائل مالی، 4 درصد به دلیل رد کردن پیشنهاد آشتی از جانب مردانشان و علت 4 درصد دیگر نزاع بر سر فرزندان بوده است. اغلب این زنان بین 25 تا 35 سال سن داشتند. بالاترین میزان قتل در استامبول رخ می دهد.
به شهادت همین گزارش اغلب این زنان از سوی خانوادههای خود با بیتوجهی مواجه شدهاند و برخی از آنها نهایتا دست به خودکشی زدهاند.
در حالی که در روسیه، هر 40 دقیقه یک زن بر اثر خشونت خانگی جان خود را از دست میدهد، بر اساس قانونی که به تایید پوتین رسیده، از خشونتهای خانگی خفیف جرمزدایی شده، بر اساس این قانون کتک زدن همسر و فرزند اگر منجر به کبودی یا خونریزی شود، در صورتی که تنها یک بار در سال اتفاق بیفتد تنها 15 روز زندان جریمه دارد.
پیش از آن مجازات چنین عملی دو سال زندان بود. خبرگزاری دولتی «ریانوستی» گزارش می دهد که 40 درصد جرایم جدی در روسیه در خانوادهها رخ میدهد و 36 هزار زن روزانه از شوهرانشان کتک میخورند. در روسیه گروهها و افرادی وجود دارند که خشونت علیه زنان را لازم دانسته و تبلیغ میکنند. یک نشریه زرد طی ادعایی احمقانه نوشت که زنان کتک خورده باید از شوهرانشان ممنون باشند چون کتک خوردن زن منجر به پسرزایی او میشود.
«آلنا پوپوا» از مدافعان حقوق زن میگوید: وقتی علیه تصویب قانون فوق در کنار پارلمان روسیه اعتراض می کرده، افراد زیادی به او فحش داده و بیاحترامی کردهاند. برخی محافل او را اجیر کرده غرب دانستهاند و برخی دیگر ضمن موافقت با این قانون گفتند زنان حقشان است که کتک بخورند تا سرکشی نکنند. دستمزدهای نابرابر، عدم مشارکت زنان در سیاست از دیگر جلوه های ستم بر زنان در روسیه است.
در تلویزیون مراکش به زنان آموزش می دهند که چگونه آثار خشونت را بر بدن خود پاک کنند. بیش از 62 درصد از زنان در مراکش مورد خشونت خانگی قرار میگیرند.
گزارشات فوق نشان داد که خشونت علیه زنان جهانی و سیستماتیک است و زنان علیرغم تفاوتهای بنیادی که در سراسر جهان باهم دارند، به دلیل زن بودن اشکال مشابهی از خشونت و ستم را تجربه میکنند. نظم سیاسی، سامان ایدئولوژیک و مذهبی در بسیاری از نقاط جهان در خدمت مردسالاری است و خشونت علیه زنان را با دستاویزهای مختلف توجیه میکنند.
بنابراین مدرنیته نه تنها به رهایی زنان و پایان ستم بر آنها کمکی نکرد، بلکه دست در دست سرمایهداری و نئولیبرالیسم، با تولید و بازتولید نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، کمک به رشد فقرساختاری، کالایی کردن تمام عرصههای اجتماعی، کالایی کردن روابط عاطفی و جنسی و تقلیل دادن زنان به بدنشان، بهرهکشی از زنان به عنوان نیروی کار ارزان، کمک به افزایش آسیبهای اجتماعی که تماما شکل زنانه گرفتهاند، تجارت برده و سکس، زنان را به مثابه برده اما با ابزارهای مدرن موردستم و بهره کشی قرار میدهد.