
در هرات و در آغاز قرن دهم کتاب روضهالشهدای ملاحسین واعظ کاشفی نوشته شد که به دلیل بافت ادبی زیبا، روایی و روان بودن، قلبها و ذهنها را فتح کرد تا آنجا که نام کتاب، عنوان محفل و مجلس و حتی محتوای مجالس قرار گرفت و اصطلاحات روضهخوانی، روضهخوان، کتاب روضه و مجلس روضه از همین عنوان برگرفته و متداول شد.
دیدارنیوز – در ایام محرم و عزاداریهای سالار شهیدان کربلا قرار داریم. در این روزها و شبها، ذکر مصائب شهدای کربلا با تکیه بر منابع تاریخی و روایی و مقاتل جریان دارد و طبعا این مطالب از قول آثار و کتابهایی نقل میشوند که به عنوان «مقتل» شناخته میشوند. در این ایام نوشتهای را از دکتر حمیدرضا کفاش درباره مقاتل و مقتلنگاری در طول تاریخ بعد از واقعه کربلا در چند قسمت منتشر میکنیم که امیدواریم مفید باشد.
قرآن کریم، کتاب آسمانی ما، در بسیاری از آیات وسورهها عبرت از حوادث تاریخی را گوشزد کرده است. نخستین کتاب تاریخی که درعصر پیامبر(ص) تدوین شد، صحیفه امام علی(ع) در هفتاد ذراع بود که رسول خدا آنرا بر حضرت علی(ع) املا کرده، که با همان خط در نزد امام حسن مجتبی(ع) نگهداری میشد.
نخستین نگارش تاریخ اسلام را نیز به عبداله بن ابی رافع دبیر و صحابی امیرالمومنین(ع) نسبت دادهاند.
موضوعات کتب تاریخی صدر اسلام
کتب تاریخی در صدر اسلام در موضوعات زیر بوده است:
موضوع این نوشته، قسم آخر یعنی مقتلنگاری است.
نخستین مقتلنگاری سیدالشهدا
شاهد اصلی واقعه کربلا، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها است که در خطبهها وسخنرانیها، ویژگیهای آن نهضت الهی را تشریح میفرمود و پس از ارتحال جانسوزش سینه به سینه نقل میشد. شاید سخن آن شاعر که گفت: کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود، ناظر بر همین واقعیت تاریخی باشد.
به نقل شیخ طوسی اولین کسی که در اواخر قرن اول تاریخ کربلا را مکتوب کرد اصبغ بن نباته از اصحاب خاص امیرالمومنین(ع) بود ولی مشهورترین کسی که وقایع کربلا را حفظ ومکتوب کرد، ابومخنف لوط بن یحیی درقرن دوم (157ه ق) است. مقتلالحسین(ع) او که امروز در دسترس نیست، بیش از دیگر مقاتل شهرت و تاثیر داشته و مستندترین ونزدیکترین مقتل به واقعه کربلا است.
ردپای مقتل ابومخنف را میتوان در کتب تاریخی زیر جستجو کرد:
در تاریخ مشهور طبری 126 روایت درباره حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) هست که صد روایت آن مستقیما از مقتل ابومخنف گرفته شده است.
ابوالفرج اصفهانی در مقاتلالطالبین، محمدبن سعد در طبقاتالکبری، بلاذری در انسابالاشراف، شیخ مفید در ارشاد، دینوری در اخبارالطوال، سید بن طاووس در لهوف، بهرههای زیادی از مقتل ابومخنف بردهاند.
روایات منقول از مقتل ابومخنف تاکنون توسط آقایان محمد هادی یوسفی غروی (وقعه الطف لابی مخنف) توسط انتشارات اسلامی و حسن غفاری (مقتل الحسین) توسط کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی وحجتالله جودکی (مقتلالحسین علیه السلام) توسط انتشارات خیمه به چاپ رسیده است.
دورههای مقتلنگاری کربلا
دوره اول: کتب مقاتل و تاریخی مربوط به قرون دوم تا پنجم
مقتلنویسی از واقعه عاشورا در قرن اول هجری تا اواخر قرن دوم واوایل قرن سوم، توسط اصحاب اهلبیت(ع) صورت گرفته است. بعد از آن مقتلنویسان کهن دیگری، به شرح ذیل اقدام به نوشتن مقتل الحسین(ع) کردهاند:
ابوعبدالله محمدبن عمر واقدی (207 هجری ق)
نصربن مزاحم منقری (212 هجری ق)
ابوعبید قاسم بن سلام هروی (224 هجری ق)
ابوالحسن علی بن محمد مدائن (225 هجری ق)
ابوعبدالله محمدبن زکریا الغلابی (298 هجری ق)
ابوالقاسم عبدالله بن محمد شاهنشاه نبوی بغدادی (317 هجری ق)
جعفربن قولویه (367 هجری ق)
شیخ صدوق (381 هجری ق)
شیخ مفید (413 هجری ق)
شخصیتی بنام عبدالله بن محمد ابی الدنیا (281 هجری ق) از دانشمندان اهل سنت نیز در تاریخ کربلا مقتل الحسین(ع) را نوشته است.
در میان مجموعه ذکر شده، کتاب الارشاد شیخ مفید جایگاه ویژه در بیان زندگی امامان علیهمالسلام دارد که در آن به زندگانی ومقتل حضرت سیدالشهدا(ع) نیز پرداخته شده وبه نظر میرسد شیخ در این بخش از مقتل ابومخنف استفاده کرده است.
دوره دوم: کتب مقاتل و تاریخی مربوط به قرون ششم تا دهم
در این دوره مقتل نویسی از مرحوم علامه طبرسی (548 هجری ق) صاحب مجمع البیان در کتاب اعلام الوری، و ابن فتال(588 هجری ق) در کتاب روضهالواعظين شروع و تا زمان موفق بن احمد، مقتل خوارزمی (اواسط قرن ششم)، ابن شهر آشوب (588 هجری ق) و ابننما حلی (645 هجری ق) و سید ابن طاووس (664هجری ق) ادامه یافت.
دراین دوره، مقاتل خلاصه و با صبغه تاریخی نوشته شده و بیشتر عامیانه و مخاطب محور است.
از مشهورترین مقاتل این دوره «مثیرالاحزان» ابننما و «لهوف» سید بن طاووس است.
ابننما انگیزه خودش از تالیف مقتل مثیرالاحزان را این گونه بیان میکند: آنچه مرا بر تالیف مقتل برانگیخت، این بود که دیدم بعضی مقاتل مشحون زیادهگوییها واضافات است و بعضا هم مختصر و اندک. پس این مقاتل یا طولانی ودر هم ریخته و یا اندک و بلااستفاده و بدون ضابطه بودند و نکتههایشان کم ومواضع آنان، مشحون از مطالب و ناگفتههای بیثمر است. من این مقتل را میانه بین مقاتل قرار دادم. در دسترس استفاده کننده است، به ملال واباطیل نمیگراید وبه دلیل کمی و کوتاهی، بیمحتوا نیست.
سید بن طاووس که از شاگردان ابننما بوده است، انگیزه خود را از تالیف مقتل لهوف این گونه بیان میکند: از مهمترین مسائلی که باعث شد دست به تالیف این کتاب بزنم، آن است که پس از تالیف کتاب (مصباح الزائر و جناح المسافر) دیدم که آن کتاب شامل معرفی بهترین مکانهای زیارتی و بهترین زیارات موجود برای آن مکانهاست. پس کسی که این کتاب را همراه داشته باشد، نیاز به هیچ کتاب زیارتی بزرگ یا کوچک دیگری برای آن وقت شریف ویا آن مزار شریف ندارد. همچنین دوست داشتم حامل این کتاب دعا، بینیاز از به همراه بردن مقتلی در روز عاشورا در زیارت امام حسین(ع) باشد. پس تصمیم گرفتم این کتاب لهوف را تالیف کرده وضمیمه آن کتاب قرار دهم و در اینجا به تناسب تنگی وقت زائر، مطالبی جمع کردم واز اطاله کلام و قلمفرسایی پرهیز نمودم.
آیتالله خامنهای درباره کتاب لهوف میگوید: وقتی لهوف آمد تقریبا همه مقاتل تحت الشعاع قرار گرفت، مقتل بسیار خوبی است، چون عبارات بسیار خوب وسیع و خلاصه انتخاب شده است.
شهید محراب آیت الله قاضی تبریزی میفرماید: کتاب لهوف سید بن طاووس رحمهاللهعلیه، نقلیاتش بسیار مورد اعتماد است و در میان کتب مقاتل، کتاب مقتلی به اندازه اعتبار واعتماد به آن نمیرسد.
لهوف سید بن طاووس در یک مقدمه وسه فصل تدوین و درسه فصل آن، پیش از شهادت، شهادت و پس از شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش، تشریح شده است.
شهرت فراوان لهوف سید بن طاووس به چند عامل برمیگردد:
اول: شخصیت علمی، اعتقادی و اخلاقی نویسنده و جایگاه ممتاز او درمیان دانشمندان علوم اسلامی
دوم: تکیه مقتل لهوف بربعد عاطفی واقعه عاشورا
سوم: پاسخ به موقع سید بن طاووس به یکی از مهمترین نیازهای معنوی زمان
چهارم: استفاده از منابع معتبر و قابل اعتماد
پنجم: روان و مختصر بودن مطالب و دوری از حواشی
اولین ترجمه لهوف به قلم شیوای میرزارضا قلی تبریزی، به نام (لجه الالم) صورت پذیرفت.
بعد از وی، مترجم معروف عصر مشروطیت محمدطاهربن محمدباقر موسوی دزفولی درسال 1321 هجری قمری، آنرا ترجمه کرد که درسال1378هجری شمسی با ویرایش مجدد، باعنوان سوگنامه کربلا چاپ و منتشر گردید.
لهوف سید بن طاووس به زبان اردو و آلمانی نیز ترجمه شده است.
درسال 1323هجری قمری محدث نامی، حاج شیخعباس قمی رحمهالله علیه، بخش دوم لهوف را که درباره واقعه روز عاشورا است، ترجمه کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تاکید رهبران وپیشوایان دینی مبنی برنقل وقایع کربلا از مقاتل مشهور و مقتلخوانی مستند در جلسات، ترجمههای متعددی از لهوف، توسط مترجمان فاضل وخبره، چاپ ومنتشر شده است که ازجمله ترجمههای روان وخوب، میتوان به ترجمه مرحوم آیتالله فهری زنجانی با عنوان «آهی سوزان بر شهیدان کربلا» و ترجمههای حجج اسلام شیخ محمد عزیزی، فرجالله الهی و علی کرمی اشاره کرد.
دوره سوم: کتب مقاتل و تاریخی مربوط به قرن دهم به بعد
مشهورترین آثار این دوره، در هرات و در آغاز قرن دهم با چاپ کتاب روضهالشهدای ملاحسین واعظ کاشفی شروع شد و به دلیل بافت ادبی زیبا، روایی و روان بودن، قلبها و ذهنها را فتح کرد وبه زبانهای مختلف اردو، ترکی، عربی ترجمه شد و شهرت فراوان یافت تا آنجا که نام کتاب، عنوان محفل و مجلس وحتی محتوای مجالس قرار گرفت و اصطلاحات روضهخوانی، روضهخوان، کتاب روضه و مجلس روضه از همین عنوان برگرفته و متداول شد.
سنی بودن و یا شیعه بودن واعظ کاشفی به درستی معلوم نیست. نشست و برخاست او با عبدالرحمان جامی و امیر علی شیر وبرقراری رابطه خویشاوندی او با جامی و ازدواج با دخترش و تسنن برخی از شاگردان او، قرائنی است که دلالت بر سنی بودن او دارد ولیکن بر مذهب حنفی بوده و گرایش به دوازده امام شیعه داشته و به آنها ارادت میورزیده است.
داستانی بودن، سبک نو و فارسی بودن مقتل او سبب شد که اغلب وعاظ از روی آن مرثیه بخوانند. ورود این کتاب به مجالس سالار شهیدان، زمینه ساخته شدن داستانهای جعلی ونادرست و سبب نشر مطالب غیرواقعی در قالب زبان حال شد.
علامه سید محسن امین، علامه محدث نوری واستاد علامه شهید مطهری، این کتاب را بیاعتبار و دروغپردازیهای آنرا کاملا روشن میدانند.
نقد ونظرهای عالمانه ای بر این کتاب نوشته شده است که از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
- لوءلوء ومرجان، میرزا حسین نوری
- شهید جاوید، صالحی نجفآبادی
- حماسه حسینی، شهید مطهری
مرحوم آیتالله ابوالحسن شعرانی، هم در مقدمه این کتاب، با حمل برصحت فعل مسلم و با نگاهی خوشبینانه میفرمایند: از نقل ضعیف در روضهالشهدا عجب نباید داشت، چون در ادای مقصود «واعظ»، قوی است، اگر چه برای مقصود «مورخ» کافی نیست.
مقتلنویسی در دوره سوم، تا زمان مرحوم ابن ابیطالب حائری متوفای اواسط قرن دهم هجری قمری ومرحوم فخرالدين طریحی متوفای اواخر قرن دهم هجری قمری و مرحوم علامه مجلسی، متوفای اوایل قرن دوازدهم هجری قمری وبعد از آنها تا قرن سیزدهم و چهاردهم ادامه داشت. بیشترین ایرادات و مسائل و اخبار نادرست هم در این دوره وارد مقاتل گشت.
سید محمدبن أبیطالب موسوی حائری کرکی ملقب به زینالخطبا نویسنده کتاب تسلیهالمجالس و زینهالمجالس، یا مقتل ابیطالب است. ایشان کتاب را در زمان شاه اسماعیل صفوی نوشته واز خدمات وی در جهت نشر مذهب تشیع تقدیر میکند. این مولف مقتل خود را به تاسی از روضهالشهدا، در یک مقدمه و ده مجلس تنظیم کرده است.
یکی دیگر از آثار مشهور این دوره کتاب المنتخب فخرالدين طریحی متوفای اواخر قرن یازدهم هجری قمری است که شبیه روضهالشهدا و به زبان عربی است.
نام اغلب کتب این دوره به تناسب رویکرد سوک، از واژههایی انتخاب شده است که بیشتر حزن واندوه را القا میکند: بحر الدموع، طوفان البکاء، مهیج الاحزان، مجمع المصائب فی نوائب الاطائب، محرق القلوب، مجالس الاحزان، اکلیل المصائب فی مصائب الاطائب، کنز الباکین
به عنوان نمونه، داستان سرشکستن حضرت زینب سلامالله علیها، به هنگام دیدن سر برادر بر روی نی را طریحی در کتاب منتخبالمرائی و الخطب خود به نقل از گزارش مسلم جصاص (گچ کار) از کتاب نورالعین فی مشهد الحسین(ع) ابواسحاق اسفراین نقل کرده است که بدون سند و ماخذ و دور از عقل است. با استناد به کتابهای معتبر تاریخی، اسرای کربلا را بر ناقههای عریان وبیجهاز سوار کردند و محملی در کار نبود تا آن که حضرت سرش را به چوبه آن بکوبد. از دیگر نقلهای ضعیف کتاب نورالعین که مخالف اعتقادات شیعه است، دفن شدن حضرت امام حسین علیه السلام به دست جنیان است.
ادامه دارد