
امام علی(ع): «نمی پسندم که از دشنامگویان و لعنکنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید... به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین دعا کنید: خداوندا، جان ما و ایشان را حفظ کرده و بین ما و ایشان را اصلاح کن و آنان را از گمراهیشان نجات ده، تا آن که حق را نمیداند، بشناسد و آن که از آن سرپیچی میکند، به آن گردن نهد. این را من بیشتر دوست دارم و برای شما بهتر است».
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: سردار نقدی در نشست هادیان سیاسی در کرمانشاه مطالبی در مورد خاندان پهلوی بیان داشته است که فارغ از صحت و سقم آن، نوع ادبیات وی جای تأمل دارد و این نوع ادبیات در آموزههای دینی و سیره حضرات معصومین و بزرگان دینی ما هیچ محلی از اعراب ندارد.
خطبه ۲۰۶ نهج البلاغه حاوی یک نکته تربیتی مهم است. جریان از این قرار بوده که در هنگامه جنگ صفین زمانی که حضرت امیرمؤمنان علی علیهالسلام آگاه شد حُجْر بن عَدِی و عَمْرو بن حَمِق، آشکارا اهل شام را لعن میکنند، کسی را نزد آنها فرستاد تا به آنها بگوید از این کار دست بردارند. آن دو [با تعجب] نزد امام آمدند و عرض کردند: «ای امیرالمؤمنین، آیا ما برحق نیستیم؟» ایشان فرمود: «آری.» عرض کردند: «آیا آنها باطل نیستند؟» حضرت فرمود: «آری.» عرض کردند: «پس چرا ما را از دشنام دادن به آنها منع کردید؟» حضرت خطاب به آنها فرمود: «نمی پسندم که از دشنام گویان و لعن کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید بلکه چه بهتر است اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: از جملۀ سیرۀ [زشت] آنان چنین و چنان است و از اعمالشان این و آن است. این بهترین بیان و نافذترین استدلال است. نیز به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین دعا کنید: خداوندا، جان ما و ایشان را حفظ کرده و بین ما و ایشان را اصلاح کن و آنان را از گمراهیشان نجات ده، تا آن که حق را نمیداند، بشناسد و آن که از آن سرپیچی میکند، به آن گردن نهد. این را من بیشتر دوست دارم و برای شما بهتر است.»
حجربن عدی و عمرو بن حمق پس از تذکر حضرت امیر علیهالسلام متنبه شدند و راه و رسم مولا و مقتدایشان را در پیش گرفتند. در سیره بزرگان از علما نیز چنین بوده است. امام راحل که در برابر استبداد و فساد خاندان پهلوی قیام کرد نیز هیچگاه از کلمات سخیف در مورد محمدرضا شاه و پدرش استفاده نکرد و مقید بودند دهان به دشنام و توهین باز نکنند و از دایره ادب و نزاکت خارج نشوند و حتی هرگاه محمدرضا شاه پهلوی را مخاطب قرار میدادند با آقای شاه از وی یاد میکردند. اما در این میان هستند مسئولانی که متأسفانه از پاپ هم کاتولیکتر شدهاند و هر آنچه که به ذهنشان میرسد را بر زبان جاری میکنند. امری که در آموزههای دینی به شدت مذموم و ناپسند شمرده شده و از آن نهی شده است.
روز چهارشنبه گذشته سردار نقدی در نشست هادیان سیاسی در مجتمع بعثت کرمانشاه به بیان مطالبی پرداخت که نشان میدهد خود هیچ توجهی به سیره امام خمینی نداشته است. وی در قسمتی از سخنان خود گفت: انقلاب اسلامی ما را از این سلسله نکبت بار نجات داد و گرنه همین رضاخان پاپتی وقتی از کشور فرار کرد معادل هفت میلیارد دلار ثروتش بود به گونهای که ۶۴ هزار ملک از بهترین املاک کشور به نامش بود.
وی افزود: پسر نکبتش محمدرضا شاه نیز هر جرم و جنایتی به او نسبت بدهند که درست است؛ او همجنسباز، قمارباز، زناکار و حتی قاچاقچی مواد مخدر بوده است.
نقدی ادامه داد: هر کسی که میخواسته درجه ارتشبدی بگیرد باید زنش را به حرمسرای شاه میفرستاد و این موضوع را مادر شاه و نیز خود فرح در خاطراتش نوشته است.
به گفته وی، غلامرضا کیانپور وزیر دادگستری شاه، فردی همجنسباز بوده که در مهمانیها با لباس زنانه میرقصیده است.
سوالی که باید بدان پاسخ گفت این است که اساسا امروز بیان یکسری از اتهامات اخلاقی که سخنرانان ما متوجه محمدرضا پهلوی و ایادیاش میکنند، فارغ از اینکه سندیت تاریخی دارد و یا خیر؛ چه ضرورتی دارد و به کدامیک از نیازهای جامعه امروز پاسخ میدهد. آیا امروز دغدغه مردم کوچه و بازار این است که به فرض شاه سابق قماربازی میکرده و یا نمیکرده؟ کما اینکه به زبان آوردن کلماتی همچون نکبت، همجنسباز، قمارباز و زناکار خلاف تعالیم دینی و سیره ائمه هدی و بزرگان دینی است. نه تنها سیره و روش امامان شیعی و بزرگان مذهبی خلاف این رویه بوده بلکه آن حضرات برگرفته از تعالیم الهی به شدت از آن نهی میکردهاند و بیان یکسری واژهها را در شأن یک فرد مسلم نمیدانستهاند و از این باب که باعث ریخته شدن قبح آن و به اشاعه فحشا منجر میشده است آن را حرام اعلام کردهاند.
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت رویه امثال آقای نقدی در مواجهه با مخالفان و منتقدان داخلی است. آنان در ۱۰سال گذشته به صورت مکرر با نیروهای سیاسی درون جبهه انقلاب هم که مواضع و عملکرد آنان را قبول نداشتند، با همین ادبیات سخن گفتهاند. منتقدان و مردم عادی که استفاده از آن ادبیات را در برخورد با خودشان به یاد دارند اینک وقتی مشابه همان الفاظ و کلمات را در کلام آقای نقدی در مواجهه با مقامات رژیم گذشته میشنوند، بیش از آن که با مواضع امثال نقدی همراه شوند، با مسئولان حکومت سابق احساس نزدیکی و قرابت میکنند و این کم خسارتی نیست.
با بررسی متون دینی درمییابیم نه تنها نمیبایست با دیگران توهین آمیز برخورد کرد بلکه خداوند از مؤمنان و دینداران میخواهد حتی به خدای کفار نیز بیاحترامی نکنند. خداوند در آیه ۱۰۸ سوره انعام میفرماید: وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ و معبود کسانی که غیرخدا را میخوانند دشنام ندهید، که آنان از روی دشمنی و جهل خدا را دشنام دهند. اینگونه برای هر امتی کردارشان را آراستیم. آنگاه بازگشت آنان به سوی پروردگارشان خواهد بود و ایشان را از آنچه انجام میدادند آگاه میسازد.
آیه ۱۰۸ سوره انعام بیان صریح دارد و حجت را تمام کرده است. وقتی خداوند اجازه نمیدهد که به اصنام دشنام داده شود چرا به خودمان اجازه میدهیم نسبت به دیگران کلمات ناروا به کار ببریم؟ حتی اگر به کار بردن این کلمات در شأن مخاطب باشد قطعا در شأن یک مسلمان نیست. جدای از نقل تاریخی که در شروع مطلب به آن اشاره شد، روایات دیگری نیز دال بر آن است که حضرات معصومین حتی اجازه نمیدادند به دشمنانشان هم توهین شود و به شدت در برابر آن موضع میگرفتند.
در تفسیر صافی از فیض کاشانی ذیل آیه ۱۰۸ سوره انعام حدیثی نقل شده است که شیعهای در مسجد به خلیفه دوم توهین کرد. وقتی امام صادق علیهالسلام این را شنید، فرمود: خدا این شیعه را لعنت کند! برای اینکه در مسجد به خلیفهای که برای اهل سنت محترم و مقدس است، توهین کرده است.
با تأمل در آیات و روایات و سیره معصومین بهطور مبرهن درمییابیم که توهین و دشنام در فرهنگ دینی هیچ جایی ندارد و افرادی که خود را معتقد به مبانی و آداب دینی میدانند میبایست اهتمام بیشتری به دستورات دینی داشته باشند؛ و چنانچه هدف گسترش فرهنگ دینی و تبیین مبانی نظام اسلامی باشد نیز با توهین و دشنام قطعا مقصود حاصل نخواهد شد.