نقدی بر بهرهبرداری سیاسی جمعی از مداحان از مراسم عزاداری امام حسین(ع)

دیدارنیوز ـ
مسلم تهوری: در آستانه محرم و رونق بازار مداحان، این نوشته اپیزودیک را بخوانید:
اپیزود اول:
شب عاشورا بود دلم هوای روضه سیدالشهدا را کرد. قرار گذاشتیم با دو سه تن از رفقا شب عاشورا را به عشق ابی عبدالله به عزا بنشینیم شاید کمی دلمون آرام بگیره و سبک بشویم. سوال اول این بود که کجا برویم. یکی از دوستان گفت اگر میخواهید به مجلس مداحان معروف و شناخته شده بروید بگویید که من نیایم. من هم حرف دوستمان را تأیید کردم و گفتم یه امشب را میخواهیم برای امام حسین عزاداری کنیم ولی اینقدر وسط روضه حرفهای صد من یه غاز سیاسی میزنند که حال آدم به هم میخوره و یه عدهای هم از وسط مراسم بلند میشوند و میروند که اصلا صورت خوشی نداره. بریم یه جایی که منبر امام حسین باشه نه منبر حزبی؛ خلاصه بنا شد برویم به نزدیکترین هیئتی که تو محلمان بود. آخرهای سخنرانی رسیدیم حاج آقا داشت روضه میخواند انصافا صدای سوزناک و خوبی هم داشت تو بحر «هل من ناصر ینصرنی» بودم که دیدم صدا عوض شد. نگاه کردم دیدم جوانی میکروفن را گرفت و ذکر مصیبت را ادامه داد. کم کم جماعت آماده شدند برای سینهزنی پیرمردی که معلوم بود عمری را برای امام حسین عزاداری کرده بود دم گرفت که «امشبی را شه دین در حرمش مهمان است...» غرق در عزاداری سیدالشهدا شده بودم و راضی از انتخابی که کرده بودم. دلم خوش بود که یک امشب را فارغ از جنگهای زرگری چپ و راست صرفا عزاداری میکنم. اما زهی خیال باطل انگار بحثهای مشمئز کننده سیاسی در ایام عزاداری اپیدمی شده و هر کسی تریبونی به دست میاره باید در جهت منافع شخصی و جناحی استفاده بکنه و این امر به معضلی تبدیل شده است. ظاهر امر اینه که بدجور احساس تکلیف میکنند و ناچارند جماعت را از جهل خارج کنند.
اپیزود دوم:
اوایل انقلاب مصادف شد با جنگ تحمیلی و مداحانی همچون حاج صادق آهنگران و غلامرضا کویتیپور با اشعاری حماسی رزمندگان را تهییج و از این راه به اهداف انقلاب و نظام کمک میکردند. در کنار آنها حسین فخری و حاج منصور اصفهانی نیز فعالیت چشمگیری داشتند. پس از جنگ به نظر میرسید کارکرد مداحان منحصر به مجالس عزا و مناسبتهای مذهبی میشود اما با روی کار آمدن دولت اصلاحات مداحها هم به عرصه سیاست برگشتند و از منابر و هیئتهای مذهبی استفاده ابزاری کردند و مخالفین فکری خود را آماج حمله قرار دادند. سردمدار این جریان حاج منصور ارضی بود.
اپیزود سوم:
از آن سالها به بعد مجالس عزاداری و مناسبتهای مذهبی رنگ و بوی سنتی خود را از دست داد و کارکرد جدیدی یافت. مداحها که غالبا وابسته به یک جناح سیاسی خاص بودند از فضایی که در ماههای مبارک رمضان و محرم و صفر در اختیارشان قرار میگیرد در جهت منافع حزبی و گروهی سوءاستفاده میکنند. آش آنقدر شور شد که مراجع معظم تقلید نیز از حواشی ایجاد شده و تغییر کارکرد مجالس مذهبی احساس نگرانی کردند و به رویهای که مداحان در پیش گرفته بودند اعتراض کردند. آیتالله مکارم شیرازی در ديدار با مداحان سراسر کشور در واکنش به کمرنگ شدن حضور جوانان در هياتهاي مذهبي به دليل اجراي پروژههاي غيرديني گفت: «آينده نظام و اسلام و تشيع به وسيله جواناني که در هياتهاي مذهبي با برنامهريزي دقيق و شور و عشق خاصي شرکت ميکنند، بيمه است و هرگاه جوانان از هياتهاي مذهبي دور شدند، بايد احساس خطر کرد. نبايد به مردم در عزاداري چراغ سبز براي گناه کردن نشان داد، بلکه بايد آنها را از عذاب روز قيامت آگاه ساخت.» اين مرجع تقليد خطاب به مداحان و سخنرانان تاکيد کرد: «قداست ماه محرم و مجالس عزاداري را حفظ کنيد و با برخي گفتهها مجلس عزاداري را به انحراف نکشانيد».
منصور ارضي در واکنش به انتقاد برخي علما به نحوه عزاداريها گلايه کرد و گفت؛ «اينکه ميخواهند به مداحان گير بدهند اگر به ما دستور دهند نخوانيد، ديگر نميخوانيم، اما اگر به مداحان بگوييد اعتصاب کنيد، مداحان هم کار را روي زمين ميگذارند و مجالس شما ميخوابد.» البته او بعدها از آيتالله مکارم شيرازي که اظهاراتش را در پي انتقادهاي اين مرجع تقليد ابراز کرده بود، دلجويي کرد.
اپیزود چهارم:
محمود احمدينژاد که ظاهرا خود را وامدار مداحان میدانست نخستين رئيسجمهوري بود که يک مداح ـ منصور ارضي ـ را با خود به سفر استاني ميبرد تا در برخي سفرها روضهای نيز خوانده شود. جنبش مداحان شايد از همين رهگذر هر روز قدرت و نفوذ بيشتري يافت و احساس مصونيت کرد تا هر چه ميخواهد انجام دهد و بر زبان بیاورد. مداحان در رویکرد تازه خود تبدیل به ابزاری شدند در دست صاحبان قدرت تا رقیب سیاسی را مورد حمله و بعضا تهمت و توهین قرار دهند.
در انتخابات رياستجمهوري دهم مداحان تندتر از هميشه به کار نقادي و حمله و هتاکي و افترا به بزرگان اصلاحطلب پرداختند. منصور ارضي در شبهاي قدر ماه رمضان آن سال بار ديگر بر خاتمي، هاشمي، کروبي و اين بار ميرحسين موسوي شوريد و گفت برايشان آرزوي مرگ ميکند.
منصور ارضي حتي در مجلس سوگواري امیرالمومنین از افترا بستن به کاندیداهای ریاستجمهوری ابا نکرد و کروبي و موسوي را به مسائل عجيبي نظير ايجاد استخر مشروب متهم ساخت، تا کار به آنجا رسيد که دو شب بعد از سخنان وي مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون مبارز و فعال اصلاحطلب در سخناني در واکنش به حملات ارضي گفت: بوي جهنم از دهان اين مداح به آسمان ميرسد. با اين حال هيچ مقام و مرجع رسمي قضايي واکنشي به سخنان اين مداح نشان نداد.
اپیزود پنجم:
منصور ارضي که بارها مرحوم هاشمی رفسنجانی را مورد حمله قرار داده بود و مورد حمایت اصولگرایان قرار می گرفت سرانجام دامن خودشان را هم گرفت.
سعید حدادیان گرچه شاگرد منصور ارضی است اما گهگاه چند گام در این مسیر جلوتر از او بر میدارد. گامهایی که برایش دردسر آفرین هم شدهاند. از جمله وقتی سخنان او درباره نسبت مشایی و احمدینژاد منتشر شد کار به شکایت و دادگاه رسید.
یا هنگامی که منصور ارضی بیرحمانه به محمدباقر قاليباف رقيب انتخاباتي احمدينژاد تاخت. او در دعای روز عرفه در حسینیه صنف لباس فروشان با اشاره به واقعه کربلا گفت؛ «به عمربنسعد گفتند با قتل امام حسین (ع) به ملک ری نمیرسی که با تمسخر پاسخ داده بود اگر به گندمش نرسم به جوی طویلهاش که خواهم رسید».
وی افزود؛ «برخی ابنسعدهای دوران ما هم این گونهاند و اگر به گندم ریاستجمهوری نرسیدند به جوی شهرداری که رسیدهاند و این برایشان کافی است».
اپیزود ششم:
مرحوم دکتر محمدامین قانعیراد، جامعهشناس در اینباره گفته است: «طیفی از روحانیت همواره میکوشد به گروه مرجع انحصاری تبدیل شود اما در این میان اتفاق ویژهای افتاد و گروهی تحت عنوان مداحان، جایگاه روحانیت را در بین قشرهایی از مذهبیها پر کرد و اکنون شاهد تبدیل گروهی از مداحان به گروه مرجع در بین قشرهایی از جامعه هستیم. در واقع نقش مداح به عنوان یک گروه مرجع در میان برخی از طیفهای مذهبی طرفدار پیدا میکند».
این استاد دانشگاه افزوده است: «مداحان قبل از انقلاب هم بودند، ولی همیشه در حاشیه فعالیت روحانیون قرار داشتند و آن کسی که بر صحنه حاکم بود، سخنران اصلی یک مجلس مذهبی بود، یک روحانی بود. مداح در حاشیه او بود؛ مداح قبل از اینکه آقا به منبر برود یا بعد از اینکه از منبر پایین بیاید، چند دقیقهای مداحی میکرد ولی اکنون با شرایطی مواجه میشویم که گاه مداحها صحنهگردان اغلب هیأتهای مذهبی شدهاند».
قانعیراد برجسته کردن مداحان را سیاست مورد تأیید حاکمیت میداند و اشاره میدارد که بر همین اساس صدا و سیما در نمایش برجسته مداحان و معرفی آنها به جامعه نقش تأثیرگذاری داشته است: «بخشی از عرصه سیاسی به دنبال ایجاد و دامن زدن به یک نوع سیاست پوپولیستی همراه با احساسات و عواطف و شور و شوق و همچنین عجین کردن آن با حال و هوای جوانی است و طبیعی است که چنین آدمهایی در عرصه سیاسی حضور داشته باشند. بنابراین یک نوع مردمگرایی مذهبی هم به میدان میآید که مرکزیت آن مداحان هستند که زمینه را برای برانگیختن و تجهیز و به میدان آمدن برخی از جوانان فراهم میکند تا پر و بال دادن به چنین وضعیتی به آنجا بینجامد که شما به جای آموزههای مذهبی، بیشتر احساسات دینی را رواج دهید».
اپیزود هفتم:
مداحان اینقدر پر و بال گرفتند و احساس مصونیت کردند که هر چه اراده کردند بر زبان جاری ساختند و گویی کسی یارای مقابله با آنها را نیز ندارد. صاحبان این سناریو سر کلاف را گم کردهاند و کار بدانجا رسیده که در مناسبتهای مذهبی حرفهایی بر زبان میآورند که قلم از نگارش آن شرم دارد. هنگامی که مازنی نماینده تهران و عضو کمیسیون فرهنگی در حمایت از کنسرت صحبت کرده بود منصور ارضی در مراسم روز عرفه الفاظی را به کار برد که نه در شأن یک روحانی و نماینده مجلس است و نه در شأن مداح ...
اپیزود هشتم:
تصور کنید در روز عزای سیدالشهداء اینگونه در مجالس ذکر آن حضرت سخن گفته شود:
این حسین کیست که عالم همه ....؛ مرتیکه ..... در لباس روحانیت این حرف را زده، نماینده فرهنگی آن مجلس خراب شده هم است.
این چه شمعی است که جانها همه پروانه ....؛ به جوی طویلهاش که خواهم رسید.