«اردشیر بهرامی» جامعه شناس و پژوهشگر در گفتگو با "دیدارنیوز" بررسی کرد؛

اردشیر بهرامی جامعه شناس و پژوهشگر در گفتگو با دیدارنیوز می‌کوشد نوع مواجهه حاکمیت و جامعه ایران با بیماری‌های واگیر در حالت کلی و در ادامه نسبت به کرونا را مورد بررسی قرار دهد. این گفتگو در دو بخش منتشر می‌شود. بخش اول با رویکردی تاریخی، نگاهی به عملکرد حاکمیت و جامعه ایران در عصر قاجار و در مواجهه با قحطی و بیماری وبا دارد. در بخش دوم سعی می‌شود با همین نگاه، واکنش جامعه ایران و دولت فعلی در مواجهه با بحران کرونا مورد واکاوی قرار گیرد. وی می‌گوید شواهد و مستندات تاریخی نشان می‌دهند که عدم تدبیر و بی مسئولیتی حاکمان و مسئولان در اعصار مختلف در مواجهه با بحران‌های طبیعی ـ انسانی، ویژگی مشترک مواجهه حاکمیت‌ها با بحران‌ها از جمله شیوع بیماری‌های واگیر بوده است، این مستندات حاکی از آنند که در مواقع بلا و بحران، متولیان امر مردم را رها کرده و آشفتگی‌های سیاسی اجتماعی بر جامعه مستولی و هزاران انسان قربانی شده اند.

کد خبر: ۵۵۳۲۸
۱۱:۴۵ - ۲۷ اسفند ۱۳۹۸

تاریخ گواهی می‌دهد که حاکمان چه کردند: نگاهی تاریخی به مواجهه حاکمیت با بیماری‌های واگیر

دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: نحوه عملکرد دولت و مردم در خصوص پیشگیری از شیوع بحران کرونا و درمان آن، پس از گذشت نزدیک به یک ماه از ورود این ویروس به کشور، شرایطی را ایجاد کرده که می‌توان از آن تحت عنوان بحران کرونا یاد کرد.
 
در کنار واکنش حاکمیت‌های مختلف در قبال مواجهه با بحران بیماری‌های واگیر، مواجهه مردم و جوامع نیز با این مساله مهم است.
 
اردشیر بهرامی جامعه شناس و پژوهشگر در گفتگو با دیدارنیوز می کوشد نوع مواجهه حاکمیت و جامعه ایران با بیماری های واگیر در حالت کلی و در ادامه نسبت به کرونا را مورد بررسی قرار دهد. این گفتگو در دو بخش منتشر می شود. بخش اول با رویکردی تاریخی، نگاهی به عملکرد حاکمیت و جامعه ایران در عصر قاجار و در مواجهه با قحطی و بیماری وبا دارد. در بخش دوم سعی می‌شود با همین نگاه، واکنش جامعه ایران و دولت فعلی در مواجهه با بحران کرونا مورد واکاوی قرار گیرد.
 
کنش های غیرمنطقی و غیرعقلانی جامعه در برابر بیماری کرونا بر شدت بحران می افزاید

دیدارنیوز: وضعیت روانی جامعه را در پی شیوع ویروس کرونا چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بهرامی: امروز ویروس کرونا در کشور ایران در مناطق مختلفی همه گیر شده است. قدرت انتشار و تکثیر و کُشندگی این ویروس نگرانی های عمیقی بر پیکره اجتماعی و روانی جامعه گذاشته است. این روز‌ها عده-ای سبک تغذیه چینی ها (سوپ خفاش) را سرزنش می کنند و عده ای از ارتباط ایران با کشور چین و عدم قرنطینه شهر قم در روز‌های نخستین شیوع کرونا انتقاد می کنند. واقعیت تلخ این است که این ویروس هنوز ناشناخته است و تلخ تر آنکه سیستم مدیریت بحران و جامعه، دست و پای خود را گُم کرده است. قدرت انتشار و شیوع این ویروس به مراتب بیشتر از دانش تخصصی بهداشت و درمان و فرهنگ سلامتی و مراقبت جامعه ماست.

این روز‌ها هراس و ناامنی روانی از واژه های قرنطینه شهرها، آینده مبهم از روند شیوع بیماری، مرگ بدون آئین خاکسپاری، اپیدمی بیماری، احساس اینکه مرگ هر لحظه به سراغ ما می آید، بر روان اجتماعی ما غلبه یافته است، فقدان تجهیزات و کالا‌های اساسی (ماسک و..)، روند رو به رشد تعداد مبتلایان و قربانیان کرونا و خبر مرگ اطرافیان نیز بر این هراس دامن زده است.

 در کنار ترس و ناامنی، خشمی بزرگ نیز نسبت به کسانی که در این شرایط نیاز‌های اساسی مردم را احتکار می کنند وجود دارد. عده ای دیگر همچون پرستاران و پزشکان جان خویش را در کف دست گرفته و پشت مردم را خالی نکرده و در کنار مردم مانده اند. گروهی نیز چرخ صنعت و تولید خود را برای تولید کالا‌های اصلی مورد نیاز مردم تنظیم نموده تا علیرغم دریافت منافع عظیم، اینگونه برادری خود را به جامعه اثبات کنند. 

 دیدارنیوز: نحوه مواجهه جامعه با بحران کرونا چگونه است؟

بهرامی: نحوه واکنش و مواجهه جامعه با بحران کرونا ابعاد اجتماعی و روانی گسترده تری از خود بیماری و مرگ های ناشی از آن دارد. چیزی که بر شدت بحران دامن زده، کنش های غیرمنطقی و غیرعقلانی جامعه در برابر بیماری کرونا است. این روز‌ها رسانه های عمومی و مجازی و شبکه های اجتماعی، تمام قد در حال پرداختن به کارزار کرونا هستند. از هر روشی برای ترساندن مردم در برابر کرونا استفاده کرده اند. ترسی که خود زمینه تضعیف سیستم ایمنی انسان در برابر کروناست ولی ظاهراً عده ای گوششان بدهکار این هشدار‌ها نیست. 

بر اساس گزارش ها در روز ۲۰ اسفند، در اهواز ۲۱۸ نفر دچار مسمومیت الکلی و ۲۸ نفر فوت شده اند. همچنین ۷ نفر در البرز به دلیل مصرف الکل صنعتی «با هدف جلوگیری از کرونا» فوت شده اند، در ورودی شهر‌ها به دلیل ایجاد محدودیت های تردد، ضرب و شتم و درگیری های زیادی صورت گرفته است، به نظر می رسد علی رغم تجربه های متعدد ایران در خصوص گرفتاری در بحران‌ها از گذشته تاکنون، هیچ زمان به این اندازه جامعه اسیر ترس و ناامنی نبوده است. 

در خصوص مواجهه جامعه با کرونا باید چند سوال کلی پرسید، اینکه ریشه های اجتماعی و تاریخی این همه احساس نگرانی و دلهره در جامعه جیست؟ نظام فکری جامعه در شرایط بحران چگونه کار می کند؟ آیا می تواند شرایط بحران را به درستی بفهمد و تصمیم درست و منطقی بگیرد؟ پاسخ به این سوالات در گرو واکاوی ریشه های تاریخی و جامعه شناختی کنش های اجتماعی جامعه ایران در هنگامه بحران است. ابتدا باید چند سؤال اساسی مطرح کرد:

۱. ریشه ترس، هراس و ناامنی روانی و رفتار‌های خودتخریبی در جامعه چیست؟
۲. دلیل بی توجهی جامعه به فهم شرایط پرمخاطره و بی تفاوتی اجتماعی و رفتار غیرمسئولانه چیست؟ 
۳. چرا جامعه به ساختار دولت و مدیریت بحران بی اعتماد است؟
 
شواهد و مستندات تاریخی نشان می‌دهند که عدم تدبیر و بی مسئولیتی حاکمان و مسئولان در اعصار مختلف در مواجهه با بحران های طبیعی ـ انسانی، ویژگی مشترک مواجهه حاکمیت‌ها با بحران‌ها از جمله شیوع بیماری‌های واگیر بوده است، این مستندات حاکی از آنند که در مواقع بلا و بحران، متولیان امر مردم را رها کرده و آشفتگی های سیاسی اجتماعی بر جامعه مستولی و هزاران انسان قربانی شده اند. 

جامعه ایران در دوران پر فراز و نشیب تاریخی خود به ویژه در دوران معاصر، رخداد‌هایی از جمله جنگ و ناامنی، قحطی و گرسنگی، بیماری‌های واگیر، حوادث طبیعی و بحران های مختلف را تجربه کرده که مواجهه مردم و حاکمیت‌ها با این وقایع، ساخت اجتماعی جامعه ایران را به صورت کنونی شکل داده است. بخش زیادی از ویژگی های کنشگری جامعه معاصر و امروز ما محصول بر همکنش شرایط سیاسی - اجتماعی داخلی و خارجی جامعه و حاکمیت های سیاسی در دوران بحران است. تجارب تلخ تاریخی جنگ ها، قحطی ها، غارت ها، چپاول ها و بی نظمی و بی قانونی و حکومت های استبدادی و قتل عام شدن مردم بی دفاع در حافظه تاریخی این کشور وجود دارد. وقوع بیماری های همه گیر و کُشنده وبا، طاعون، سل و... نیز یکی تلخ‌ترین و پرتکرارترین وقایع در طول تاریخ ایران هستند.

تاریخ اجتماعی ما گواهی می‌دهد که در شرایط بحران، مسئولان کشور نخست اصل بحران را انکار نموده، سپس بحران را کم اهمیت جلوه داده و در نهایت دلایل آن را به مسائل بیرونی حواله می‌کنند و در این میان، مردم بی دفاع در شرایط بحران، خسارت‌های جانی و مالی بسیاری را متحمل می‌شوند. تجارب تاریخی، نشانگر ضعف سیستم های مدیریتی در حمایت از مردم در شرایط بحران است و این مساله موجب شکل گیری انگاره های بی اعتمادی عمیق مردم به دولت‌ها در طول تاریخ بوده است. انگاره «بی اعتمادی به یکدیگر» و «بی اعتمادی به مسئولان» به نسل بعدی انتقال داده شده است. مردمی که همواره در شرایط بحران زیست کرده اند آموختند تلاششان برای بقا و زنده ماندن باشد نه کمک به هم نوع خویش، اگرچه تاریخ قحطی های معاصر نشان از عدم موفقیت چنین رفتار غیر مسئولانه‌ای دارد.
 
 
تاریخ گواهی می‌دهد که حاکمان چه کردند: نگاهی تاریخی به مواجهه حاکمیت با بیماری‌های واگیر

 
هنگام بروز بحران  قحطی و بیماری های اپیدمی، حاکمان پشت مردم را خالی می کنند

تاریخ نشان می دهد به هنگام بروز بحران  قحطی و بیماری های اپیدمی، چگونه حاکمان پشت مردم را خالی نموده و خود به احتکار کالا‌ها و نیاز‌های اصلی مردم پرداخته اند. تاریخ به ما می گوید در قحطی بزرگ ۱۲۵۰-۱۲۴۹ هجری شمسی حدود یک دهم جمعیت ایران از گرسنگی مردند (آوری، پیتر، ۱۳۸۸) به گفته گیلبر جمعیت‌شناس و مورخ معروف، یک و نیم میلیون نفر از جمعیت ۹تا۱۰ میلیون نفری ایران در این قحطی جان باختند و شهر‌های اصفهان، یزد، و مشهد دست کم یک سوم جمعیت خود را از دست داد. (گرنی و صفت گل، ۱۳۸۷). حسین شهیدی در کتاب سرگذشت تهران در باب این قحطی آورده است: «در دوره ناصر الدین شاه هر چند سال یکبار قحطی گریبان مردم را می‌گرفت و تنها در این میان محتکران که از اشخاص ثروتمند و با نفوذ بودند سود می‌بردند (شهیدی،۱۳۸۳). جعفر شهری نویسنده و شاهد قحطی بزرگ ۱۲۹۸ شمسی می‌نویسد: در همین قحطی نیمی از جمعیت پایتخت از گرسنگی تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و کنار کوچه و بازار هیزم‏ وار بر روی هم انباشته شده، کفن و دفن آن‌ها میسر نمی‏ گردید و قیمت گندم از خرواری ۴ تومان به ۴۰۰ تومان رسیده، هنوز دارندگان و محتکران آن‌ها حاضر به فروش نمی ‏شدند."

محمد قلی مجد در کتاب "قحطی بزرگ" خود می‌نویسد: بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای ۱۲۹۹ بر ایران تحمیل کند. مجد چنین نتیجه می گیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسی‌ها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله‌ای برای سلطه بر ایران استفاده می کردند». بیماری وبا یکی از بیماری هایی بوده که با کشتار هر ساله خود در جامعه ایرانی موجب ایجاد نگرانی مردم طی ۲۰۰ سال اخیر شده است. 

عامل اصلی شیوع این بیماری سطح نازل بهداشت عمومی و آلودگی آب مصرفی مردم به دلیل عدم توجه حاکمان به تامین سلامت مردم بود. بر اساس گزارش‌های تاریخی، «گسترش وبای بزرگ ۱۲۳۶ در ایران بی سابقه بود. در خلیج فارس روزی ۱۵۰۰ نفر را می‌کشت. این وبا از شیراز به مرکز ایران رسید و در سراسر مملکت «از صدهزار تن افزون بکشت». در سال‌های ۱۲۵۰ و ۱۲۵۲ وبای سختی در سراسر ایران شایع شد. در سال ۱۲۶۹ وبا دوباره در تهران عود نمود. در روز‌های اول، روزانه ۶۰ الی ۷۰ نفر تلف می‌شدند و در ادامه به روزی ۱۳۰ نفر رسید. در تبریز روزی ۵۰ الی ۶۰ نفر می‌مردند. در سال ۱۲۷۳ وبای سخت دیگری در همه ولایات ایران افتاد. کنت دو گوبینو که در این سال در تهران به سر می‌برد، نوشت: «مردم چنان می‌مردند که گویی برگ از درخت می‌ریزد، من تصور می کنم که بیش از یک سوم سکنه شهر تهران در اثر وبا مردند. در فارس و قشلاقات فارس قریب ۲۰۰۰۰ نفر را کشت». در سال ۱۲۸۴ وبای شدید دیگری شهر‌های ایران را فراگرفت. در همان سال طبق برآورد طولوزان حدود یکصد هزار نفر بخاطر ابتلا به وبا درگذشتند. در سال ۱۲۸۷ وبا همراه با قحطی آمد و روزی ۱۰۰ الی ۱۵۰ نفر می‌مردند. در سال ۱۲۸۸ هنوز قحطی ادامه داشت؛ وبا هم مزید بر علت شد. در تهران روی ۲۰۰ الی ۴۰۰ نفر در کوچه و بازار و محله‌ها مردند. در همه ولایات قحطی و گرانی نفس مردم را قطع کرد... و از پای درآورد. در این سال در قوچان ۱۲۰۰۰ نفر مردند. در سال ۱۲۹۴ وبای سختی در گیلان پدیدار گشت و ۱۰ الی ۱۲ هزار نفر را تلف نمود (ناطق، شهریور ۱۳۵۶). قحطی ۱۳۲۴ -۱۳۲۰ نیز بسیاری از مردم رابه کام مرگ کشاند.
 
 
تاریخ گواهی می‌دهد که حاکمان چه کردند: نگاهی تاریخی به مواجهه حاکمیت با بیماری‌های واگیر
 

آنچه در خصوص واکنش حاکمیت در مواجهه با بحران‌های طبیعی و بیماری‌های واگیر در تمام اعصار به ویژه قحطی‌های مقارن جنگ‌های جهانی مشترک است، این است که حاکمان به کمک نیرو‌های خارجی در ایران قحطی‌های ساختگی ایجاد می‌کردند تا با احتکار قوت مردم و به قیمت مردن آن‌ها سود‌های کلان به جیب بزنند. به عنوان مثال وقوع قحطی بزرگ مقارن با جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط دول خارجی، دولت ذخیره غلات جنوب شرق استان سیستان و بلوچستان و سایر انبار‌های غلات در کشور را به لشکریان خارجی می‌فروخت و از این طریق ضمن ایجاد قحطی ساختگی، قیمت هر خروار گندم را به بیست تومان افزایش می‌داد. در شمال شرق استان خراسان نیز نظامیان روس با همکاری دولت تمام گندم و قوت مردم را به سمت نظامیانشان گسیل می‌کردند. سیستم حمل و نقل نیز به کلی در اختیار خارجی‌ها بود و سیستم توزیع غذا مختل شده بود. شخص احمدشاه قاجار و سایر عوامل دربار در واقع بزرگترین محتکرین مواد غذایی بودند.

سیاست انکار از طرف حاکمیت در مواجهه با بیماری‌های واگیر، در ایران سابقه دیرینه دارد. اعتمادالسلطنه در خاطراتش در خصوص وبا که در عهدناصری مردم ایران را قتل عام کرد می‌نویسد: حکیم الممالک، سیدعبدالکریم خان و سایر والیان و حکام در گزارشات خود به شاه می‌گفتند بیماری وبا در هیچ کجای کشور وجود ندارد و بیماری‌های موجود دلایل دیگری از جمله پرخوری و بدی آب وهوا دارد. روحانیون نیز مردم را در طول شیوع وبا، با روضه‌خوانی و سینه‌زنی و رفتن به مصلی سر‌گرم می‌کردند و به عنوان درمان خوردن «تربت سیدالشهدا» را تجویز می‌نمودند. 

با داشتن چنین تاریخ پر محنتی، احساس ناامنی شدید در شرایط بحران ریشه در تجارب روزمره مردم در زندگی اجتماعی دارد. مردم احساس می کنند فرصتی برای نفس کشیدن در برابر ازدحام بحران‌های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ندارند.
 
ادامه دارد...
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
rahelefakheri
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۰۸
0
1
شفافیت می‌تواند قابلیت های جامعه را در مواجهه با بحران ارتقا دهد
جامعه پیشرفته وسالم نیازمند شفافیت در همه ساختارهای اجتماعی؛ اقتصادی ‌فرهنگی و سیاسی است.. شفافیت کشور را به سمت توسعه پایدار می‌برد.
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم